امیرحسین در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:
با سلام
ترجمه مصرع اول چنین به نظر می رسد :
عمرم در غفلت سپری شد ، باقیمانده آن نیز مانند آنچه گذشت می گذرد...
تقی بینقی در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:
با سپاس از زحمات دلسوزانه و در خور ستایش حامیان سایت گنجور، با توجه به این که آخرین نسخه تصحیح شده شاهنامه با همت والای استاد دکتر خالقی مطلق منتشر شده است، خوب است به تدریج شاهنامه استاد خالقی جایگزین نسخه حاضر شود.
حامد نوری در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۱:
حافظ در سطر سوم، گر از آن آدمیانی ..... میگوید که:
اگر از آن آدم هایی هستی که بهشت را می خواهی
تو پری زاده ای، تا چند می خواهی با آدمیان در عیش و عشرت باشی ( بطور خلاصه، اگر معنوی هستی به مادیات دل خوش نکن)
رضا در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۷:
این شعر را محسن عمادی روی آهنگی زیبا و سوزناک دکلمه کرده است.
محمد در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
البته در اینکه لغتنامه دهخدا منبع این معانی باشد کاملن مطمئن نیستم،دسترسی مستقیم به لغت نامه دهخدا ندارم و از دیگر منابع موجود در اینترنت بهره بردم.اگر لغزشی دراینباره هست از صاحبنظران عذرمیخواهم.
محمد در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
اگر در این بیت :"من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت"، صورت کنونی -گر تو باشی- درست باشد،شاید "که" به معنی "ولی" و " اما" باشد، چنانچه در جای دیگری سعدی فرموده "ای رقیب این همه سودا مکن و جنگ مجوی / برکَنَم دیده که من دیده از او برنکَنم".این معنی قدیمی برای "که" در لغتنامه دهخدا آمده است.در این صورت شاید معنی "گر" نیز در اینجا "همانا" و " که" باشد (باز این معنی در لغتنامه آمده است)؛ مجموعن شاید معنی بیت این شود که " تصمیم دارم در همه عمر برایت دعا کنم که تو باشی ولی من نباشم،تن من فدای جان تو باد".
محمد در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۸ - تمثیل در بیان ظهور خورشید حقیقت در آیینه کائنات:
بنده حاشیه های دوستان رو مطالعه کردم مطالب ارزشمندی بود
لکن معانی هرگز اندر حرف ناید
ک بحر قلزم اندر ظرف ناید
چو ما از حرف خود در تنگناییم
چرا چیزی دگر بر وی فزاییم ؟
خاطرم هست گ هانری برگسن هم بیان رسایی در ناتوانی الفاظ در بیان معنای هستی آورده بود ، در همان فصل پایانی سیر حکمت در اروپا
نقصی در بیان دوستان پدیدار بود . برای فهم معنا باید معنا را لمس کرد ، بازی با الفاظ برای فردی ک تا بحال شیرینی لمس معانی را حس نکرده ثمری ندارد ، درست مثل این ک بخواهید از شیرینی عسل وحشی برای کسی ک حتی شیرینی شکر را حس نکرده تعریف کنید ، وحدت ، خدا ، هستی و مفاهیمی ازین دست تا بمانند شیرینی عسل ملموس نشوند قابل فهم و تکلم نیستند . بنده مطالعه و حرکت با مثل کتاب منازل السائرین را برای فهم امثال این ابعاد لابد منه می یابم
محمد در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
دوستان، در بیت "من همه عمر بر آنم که دعاگوی تو باشم/ گر تو باشی که نباشم تن من برخی جانت"، جایی خواندم که به جای "گر تو باشی"، "گر تو خواهی" آمده بود که معنی سادهتری دارد.کدام درست است؟اگر صورت کنونی -گر تو باشی- درست است، مصرع دوم به چه معناست؟
محمد در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
"برخی" در بیت یکی مانده به پایان به معنی" قربانی" یا "فدایی" است.
مهدی در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
سلام
در مورد بیت آخر نظری دارم که دوست دارم دوستان نقد و اصلاح و تکمیلش کنند و آن این است که.
خاموش شوید خاموش شوید که خاموشی همدم بیواسطه ی مرگ است و حیات روحی به دنبال مرگ جسمانی (سکوت: که صداها ناشی از اجسام و کالبد ها هستند و بدون جسم، صدا نه ایجاد می شود و نه انتقال می یابد). به دلیل دچار شدن به بیماری زندگی حیوانی است که از خاموشی، نفیر و متنفرید.
استدعا دارم از نظراتتون دریغ نفرمایید.
شهلا در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷۸:
سپاس مهنازجان، روفیاجان، درود برشما
احمد محمود امپراطور امپراطور در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳:
با درود و مهر.!
درین ستمکده دل شکوهای نکرد بلند
علیرضا در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۵۰۹:
هرچه داریم از اوست
khayatikamal@ در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۸:
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 9221
مینا در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
بسیار سپاس بابت این وبسایت خوب و شعر یاب زیبا و دلنشین.
من در این شعر به شدت مجذوب مرموز ترین بیت اون یعنی بیتی که حافظ عزیز در اون از آیینه صحبت کرده شدم.
به نظرم یعنی من اینطور فکر میکنم که تشبیه کردن حافظ ب اسکندر کم لطفی بزرگی به جایگاه حافظ هست و نتیجه ای ک من گرفتم تا ب الان کسی در معنی این بیت و فهم راز پشت نقاب آیینه موفق نشده است و این موضوع بخشی از همان اسرار مگوی و البته پنهان شده در میان سایر رموز دیوان حافظ است.
امیر صدرایی در ۸ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶:
مصرع اخر این شعر"من از آن روز که دربند توام آزادم"در قسمتی از اهنگ امیر عظیمی به نام بی تو خوانده شده. که اهنگ بسیار زیبایی هم هست
رشید رضایی در ۸ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:
مستی عشق نیست در سرتو.....رو که تو مست آب انگوری...
خرم دل آن که همچو حافظ...جامی ز می الست گیرد
*الست اشاره به آیه الست بربکم
بیت شعرا از حافظه ولی در مجموع اشاره میکنه که منظورش از می شرابی که ما فکر میکنیم نیست...فکر میکنم شعرای دیگه هم اگه شعراش رو کامل بخونیم متوجه میشیم که منظورشون چیه
علیرضا در ۸ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۴۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۶۲ - بیدل حیران:
این شعر رو به این صورت دیدم:
تویی در ملک جان خسرو، چه خسرو؟ خسرو خوبان
بود سرو قدت فتنه، چه فتنه؟ فتنه دوران
جمالت مجمعی باشد، چه مجمع؟ مجمع خوبی
چه خوبی؟ خوبی یوسف، چه یوسف؟ یوسف کنعان
بود چشمت یکی جادو، چه جادو؟ جادوی کافر
چه کافر؟ کافر رهزن، چه رهزن؟ رهزن ایمان
دهان تو بود غنجه، چه غنچه؟ غنچه دلکش
چه دلکش؟ دلکش خرم، چه خرم؟ خرم خندان
چه جانسوز است این آتش، چه آتش؟ آتش محنت
چه محنت؟ محنت دوری، چه دوری؟ دوری جانان
سر کویت بود کعبه، چه کعبه؟ کعبه مردم
چه مردم؟ مردم دیده، چه دیده؟ دیده گریان
صبوحی تا شدت بنده، چه بنده؟ بنده بی دل
چه بی دل؟ بی دل عاشق، چه عاشق؟ عاشق حیران
امیر در ۸ سال و ۸ ماه قبل، سهشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۳۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۳۳:
چقدر شعرای امیرخسرو شبیه شعرای وحشی بافقیه از نظر محتوا.
محمد رضا جوانروح در ۸ سال و ۸ ماه قبل، چهارشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵: