گنجور

حاشیه‌ها

زهرا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۶:

سلام
ببخشید این شعر بی تاب توام ...مضمون عاشقانه داره یا در غم فراق سروده شده؟

سجاد ناطق در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۰:

اصلا چه اهمیتی دارد که بنی آدم اعضای یک دیگر باشند یا اعضای یک پیکر ؟ آن طور که من می دانم هر دو معتبر هستند و اختلاف زیادی در معنا و مفهوم ندارند . پس بهتر است به جای بحث های بیهوده و جانکاه به معنای حقیقی بیت که همبستگی جوامع انسانی بر پایه جوهره ذات و انسانیت است توجه کنیم و آن را در زندگی مان جاری کنیم .

م. شهرناز در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴:

سه حجت می توان آورد که این غزل نه در جواب مولاناست و چندان معتبر است که به سعدی نسبت داده شود:
1- این دو بیت در میان اشعار ابوسعید ابوالخیر وجود دارد و مصرع دوم بیت اول دقیقا مشابه مصرع دوم بیت اول غزل سعدیست:
ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست
زنار نابریده و ایمانت آرزوست
در هیچ وقت خدمت مردی نکرده‌ای
و آنگه نشسته صحبت مردانت آرزوست
این سند گواهی می دهد پایه و اساس این شعر نه به دست سعدی و نه به دست مولانا ساخته شده و احتمالا از جمله اشعاری بوده است که شاعران متعدد از آن استقبال کرده اند.
2- این غزل فصاحت زبان سعدی را ندارد؛ به این بی توجه کنید و دریابید که به اصالت غزل و انتساب ان به سعدی می توان شک کرد:
هر روز از برای سگ نفس بوسعید
یک کاسه شوربا و دو تا نانت آرزوست!!!
و یا تکرار موری نه ای در دو مصرع پشت سر هم؛ مصرع دوم بیت دوم و وصرع اول بیت سوم بسیار دور از زیبایی های زبان افصح المتکلمین است و شک انتساب ان به سعدی را قوت می بخشد.
3- داستان سرایی در حاشیه زندگی بزرگان ادب فارسی توسط مردم کوچه و بازار همواره رایج بوده و برای این داستان ها هم از میان متون این بزرگان شواهدی هم به ظاهر یافته اند. مثل شاخ نبات حافظ و نانوا بودنش تا رابطه میان شمس و مولانا! در نتیجه به سادگی می توان درنظر گرفت که چنین جدال خیالینی میان دو شاعر بزرگ ایرانی زاده و پرداخته افکار توده است.

مهراد در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۷ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:

لطفا‌‌‌ً جای مصراع های اول و دوم،در بیت دهم جابجا شوند
منبع:کتاب ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی
با تشکر

مرضیه در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰۸:

ترتیب ابیات این غزلبه هم ریخته است. درست آن می تواند شعر زیر باشد:
به عشق لاابالی کوه طاقت بر نمی آید
علاج شورش این بحر از لنگر نمی آید
مگر یاقوت سیرابش به داد ما رسد، ورنه
علاج تشنه ما از لب ساغر نمی آید
دل گردون نمی سوزد به آه آتشین ما
به دود تلخ، آب از دیده مجمر نمی آید
به دشواری توان دل از لباس فقر بر کندن
به پای خود برون از بند نی، شکر نمی آید
شکوه حسن او مهری به لب زد بیقراران را
که آواز سپند از هیچ مجمر برنمی آید
به داغ عشق دارد محرم و بیگانه یک نسبت
ازین آتش خلیل الله سالم بر نمی آید
خموشی پیشه کن تا دامن مطلب به دست آری
که بی پاس نفس از بحر گوهر بر نمی آید
کدامین عنبرین مو می کند در سینه ام جولان؟
که از دریای دل یک موج بی عنبر نمی آید
به منزل می برد قطع تعلق کاروانی را
ز رهزن آنچه می آید ز صد رهبر نمی آید
گران گشتم به چشمش بس که رفتم بی طلب سویش
مرا از پای نافرمان چها بر سر نمی آید!
چه بگشاید زماه عید بی همدستی طالع؟
ز صیقل کار بی امداد روشنگر نمی آید
به گردون جنگ دارد چشم کوته بین، نمی داند
که بی تحریک ساقی باده در ساغر نمی آید
شکوه عشق هیهات است مغلوب نظر گردد
که کوه قاف عنقا را به زیر پر نمی آید
به آهی خرمن افلاک را بر هم زدم صائب
ز یک دل آنچه می آید ز صد لشکر نمی آید

ابراهیم در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۳۳:

این دو بیت فقط ردبف دارند و قافیه ندارند

محمدرضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۵۶:

مصرع اول بیت اخر از نظر وزنی سکته دارد. بنظر میرسد یک هجا کم دارد

محمدرضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:

سلام فکر میکنم در بیت هفتم مصراع دوم مشکلی باشه و درستش این باشه
به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند
که تو در برون چه کردی که درون خانه آیی؟؟؟

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲ - قصیدهٔ در مدح قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شجاع:

که منجذب نشد "و" از جذبه‌های سبحانی
لطفاً "و" زاید است نسبت به تصحیح آن اقدام فرمایید
---
پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

khayatikamal@ در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۰۳:

بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 8495

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۱:

طیق نسخه قزوینی:
حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ...اگر چه صنعت بسیار در "عبادت" کرد

سامان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:

این غژل در تک آهنگ از عشق استاد شجریان اومده که واقعا با صدای استاد رنگ و بوی دیگری پیدا می کنه،متاستفانه این آهنگ در سایت موجود نبود،برا همین اینجا ذکر کردم

احمد در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۰:

با سلام
طبق انچه که اقا شیخ عباس قمی صاحب مفاتیح ااجنان می نگارد: پس از یکی از سفر های شاه عباس اول مسیر وی از خراان و مضجع شریف امام واجب اطاعه آقا امام هشتم علیه الاف و تحیات و السلام می افتد. شاه عباس تصمیم می گیرد مدتی را به خادمی امام رضا در مشهد بماند (که این نیز طولانی گشته و در آن سال ها بسیاری از توسعه ها و ساختار و ... حرم به دستور وی و با اجرا و نظارت شیج بزرگ شیخ بهایی انجام می پذیرد.). در احوال نقل است که شبی شاه عباس با مقراض مشغول خاموش نمودن شمع های شمعدان های آقا امام هشتم بوده که شیخ بهایی در دل شب به وی می رسد و فی البداهه این ابیات را می سراید.

قیژو در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):

منظور از خاک توده همان خاکستر روی آتش است که با یک باد شعله‌ور می‌شود، چنانچه که شاعر می‌گوید وز نفسی عرصه این خاک توده را، پر شرر کن. استفاده خاک تیره هم به واسطه سیاه بودن خاکستر، درست است، اما واژه توده به خاطر تداعی کردن معنی توده مردم که در یک انقلاب به مانند آتش زیر خاکستر شعله ور می‌شوند، به زیبایی شعر و معنایش می‌افزاید. ملک‌الشعرا نیز خود از واژه توده استفاده کرده‌اند و به نظرم دیگر دلیلی برای استفاده از خاک تیره وجود ندارد. همچنین می‌توان یادی از این شعر شاملو «شکل فانونسی‌ان که اگه خاموشه واسه نفت نیس یه عالم نفت توشه» و نیز این شعر اخوان ثالث «مانده خکستر گرمی ، جایی؟ در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟» در ارتباط با این قسمت از شعر ملک‌الشعرا کرد.

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۷۱:

خویش هست می‌پنداری..

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۰۰ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز:

"تا لهاوور" درست می باشد، ... عزیز

... در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۰۴ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز:

ندیمی خاص بودش نام شاپور
جهان گشته ز مغرب تالهاور
این بیت از نظر قافیه اشکالی ندارد؟

مرتضی عبّاسی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » مثنویات » شمارهٔ ۳۲:

درباره‌ی واژه‌ی مورد بحث در مصراع نخست از بیت دوم و اینکه آن را "مالا" بخوانیم و یا "ملا"، نظر به مفهوم کلام (که نعمت نیست ما را) و نیز اینکه سعدی دو بیت از این شعر را در حکایت دوم از باب سوم گلستان نیز آورده و آنجا از دو امیرزاده سخن گفته که یکی مال می‌اندوزد و دیگری علم (یکی به سلطنت می‌رسد و دیگری در مسکنت می‌ماند) و نیز بر اساس اقدم نسخ که متن مُصَحَّح مرحوم فروغی بر پایه‌ی آن صورت گرفته پر بدیهی است که واژه‌ی درست "مال" با همان الف اطلاق و کثرت (مالا) است و نتیجتاً "ملا" (به هر معنی) محلّی از صحّت ندارد؛ گو اینکه نمونه‌های بسیاری بر اینکه مال‌داری مزید ظلم و ضلال و خود مایه‌ی وبال صاحب آن بوده شاهد است.
امّا مور و مالیدن: همانگونه که دوستی نیز اشاره کرده‌اند و در تمام نسخ هم از لفظ "مالیدن" (طلی کردن و اندودن) استفاده شده، باید بگوییم سخن ناظر و دائر بر انتفاع و سودمندی و احتراز از گزند و آسیب‌رسانی است، و به هیچ روی اشاره به انظلام که برخی اشاره کرده‌اند ندارد و مصادیق دیگر آن را نیز به فراوانی در جای‌جای کلام سعدی (گلستان، بوستان و مواعظ) می‌توان دید.
نکته‌ی آخر اینکه سعدی التقاطی است و اندیشه‌ی او در طرز بخصوصی منحصر نیست.

منوچهر مشکوة در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » منظومه‌ها » چهار خطابه » خطابهٔ چهارم:

در مصرع اول یازده بیت به آخر مانده اشتباه تایپی اصلاح شود
زیر کله ماند سر و ریش من

۱
۳۴۴۸
۳۴۴۹
۳۴۵۰
۳۴۵۱
۳۴۵۲
۵۷۱۸