گنجور

حاشیه‌ها

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

با سلام و احترام بر تمامی دوستانی که در باره این غزل خواجه شیراز لسان الغیب اظهار نظر فرموده اند؛ این جانب نیز خواستم در ادامه مطالب دوستمان حاجی سیسی بگویم که این غزل همچون بیشتر غزلیات برجای مانده از حضرت ایشان صبغه ای عرفانی داشته و با تفکری معنوی و باطنی شیعی سروده شده است. آری «کلک خیال انگیز» کنایه از قلم الهی است که کارش خلق و آفریش صورت های موجودات است و نیز عقل آدمی که همین نقش را در معلومات نفس انسان ایفا می نماید. و البته این قلم اعلای حق «در دایره قسمت» (در قوس نزول و قوس صعود)دو نقش دارد؛ یکی نقش ظاهر که صورت های بیرونی اشیا هستند که در قوس نزول پدید می آیند و دیگر نقش باطن که آن خلق باطن اشیا است که در قوس صعود به طور کمالی برمی گردند، صورت های درونی و باطنی و معنایی همه چیز را می آفریند. و در این میان مقام رسالت نبی اکرم همان نقش ظاهری قلم الهی است که حضرتش در قوس نزول صاحب «جام می» یعنی قرآن است که همه مردم دنیا آن را تلاوت نموده و با گوش جانشان آن را می نوشند و البته این «کلک خیال انگیز» یک تصویر باطنی نیز در قوس صعود دارد که آن همین مقام ولایت الهی است که بعد از «گُل» یعنی رسول الله در چهره امامت تجلی می نماید. این تجلی باطنی در زبان اهل معرفت همان «گلاب» است و لذا گلابی که در پس پرده «پرده نشین» است بی شک، وجود مقدس آخرین امام بر حق است که از دست حوادث تلخ بر امت آخرالزمان «خون دل» می خورد و لذا مقام ولایت که باطن مقام رسالت است بسیار سنگین تر و امر الهی در آن مشکل تر می نماید. بنابراین رسول خدا آن «شاهد بازاری» است که همه مردم دنیا او را می شناسند و نامش را همواره در مأذنه ها می شنوند و یادش را به صورت اذکار در نمازها و دعاها می برند. اما آن «پرده نشین» الهی که در پرده غیب مستور است، مردم دنیا او را نمی بینند ولی عطر و بوی ولایت او را در زندگی شان احساس می کنند و مومنان به غیب به وجود با برکتش ایمان دارند. درود بر روان پاک خواجه شیراز که به حق لسان غیب است و در بیشتر غزلیاتش هنر عشق ورزیدن با معشوقان حقیقی (اولیای الهی) را به همگان یاد آوری کرده و می آموزاند. والحمد لله رب العالمین علی کل حال.

پوریا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۵:

بنده با جناب اسد‌ موافقم ،باید اضافه کنم که منظور خیام‌ از خر همان مردم کوته فکر است که اسیر باورهای خرافی و جهل هستند و‌همینطور به وجود دو گاو در زیر و‌ زبر زمین عقیده دارند ،خیام یک‌منجم بزرگ و یک‌انسان خردمند بود و کاملا مطلع بچد که هیچ گاوی در زیر و زبر موجود نیست

روفیا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

باشد سمانه جان به روی دیده،
جای خالی تان در گنجور دل آزار بود...
خوش بازگشتید...

سمانه ، م در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

روفیای عزیزم
پیشنهاد می کنم جوابی ننویسید
پایدار باشید

روفیا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

در شرایطی که هنوز صدای ترسناک گام های مرگ در گوشم طنین انداز است از ابراز همدردی دوستان نادیده حس دلپذیر و مطبوعی دارم.
سپاس گزارم، روی حمایت عاطفی تان واقعا حساب می کنم، چه بسیار نادیدگانی که برکات وجودشان از فراسوی مرزها شامل حال آدمی می شود و چه بسیار همسایگانی که از درکات حضورشان گریزی نیست.

روفیای دروغین در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

خانم روفیا ضمن عرض تسلیت و آرزوی صبر برای شما و شادی روح آن مرحوم
چطور شده که با گذاشتن چند کامنت درباره ی مفاخر ادب این مرز و بوم صاحب هویت شدید؟!
همانطور که دیدید این هویت ساختگی و خیالی که با کامنتی و تعریفات عوام پرو بال گرفت با کامنتی هم فرو ریخت
در انتها فهمیدن یک بیت از رباعیات مولوی شاید برایتان کافی باشد و باز هم "شاید" به عنوان تلنگری این هویتهای کاذب از ذهن شما فرو بریزد:
در عربده ی نفس رکیکی تو هنوز
بیهوده حدیث سرسلطان چه کنی؟!

سید رضا اوجاقی در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۱۵:

با سلام
ابتدا فکر کردم اشتباه چاپی است ولی وقتی نسخه ای که در اختیار دارم را با نسخه هائی که در فضای مجازی موجود میباشد مطابقت کردم دیدم متاسفانه همگی بدون توجه به معنای شعر همین را قید کرده اند مانند شما که ( بروت ) قید کردید.
دشمن چو بینی ناتوان لاف از مروّت خود مزن
ضمناً نسخه ای که در دست من است کیات سعدی به تصحیح محمد علی فروغی میباشد.

خسرو ( آئینه ) در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

بعقیده بنده این رباعی یا منسوب به خییام است و یا اینکه تغییری در ان داده شده. این را باین جهت عرض میکنم که وزن مصرع دوم و سوم و چهارم در اوزان عروضی نمیگنجد و حتی سنجش ان با " “لا حول ولا قوة الا بالله " که در واقع جایگزین افاعیل وزن عروضی رباعی میباشد و شعرای کلاسیک سرای ما از ان استفاده میکنند مشکل دارد. بطور کلی غیر از مصرع اول سه مصرع بعدی سکه و اضافه دارند و بهمین علت روان نیستن و به روانی و با هارمونی خواندن ان مشکل است . اجازه بدهید مطلب را روشنتر عرض کنم. اجازه دهید در مصرع دوم بیت اول بجای " حالی خوش دار " بگذاریم ( بد حال مکن ) حال میخوانیم ( بد حال مکن این دل پر سودا را) که روان و مطابق وزن رباعیست چون ما اضافه وزن انرا حذف کردیم. مصرع سوم هم اضافه وزن دارد. در مصرع اخر کلمه بسیار را باید کشیده و سه سیلابی خواند که درست شود

سیاوش در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۶:

ولی این بخشش از جنس سخاوت یا generosity نیست که از جنس در گذشتن یا forgivلولی این بخشش از جنس سخاوت یا generosity نیست که از جنس در گذشتن ی ای خدای پاک بی انباز و یارeForgive means to donat

سمانه ، م در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۵:

روفیا بانو در غم شما شریکم ، چندی پیش مرا نیز چنین غمی گریبانگیر شد
چند بیتی از شاعری نا شناس با کمی تغییر تقدیم می کنم
گوهر پاک ات بسا ، دمساز جانت بود رفت
در دلت بذری فشاند از نور اما زود رفت
طاقت اش با یک جهان صبرش به طاق غم رسید
پرگرفت بر آسمان چون هاله ای از عود رفت
چند گاهی در حَریمت خوش در افشانی نمود
چون نهانش از در افشانی نشد خشنود رفت
بس حدیث غم شنید از دور این گردون سپهر
نا امید از نازش این چرخ حزن آلود رفت
تا بگیرد دامن دادار از جور زمان
بال ها هم چون عقابی در هوا بگشود رفت
گر چه می دانست چشمت تا ابد بر راه او
منتظر چون عاشق دلخسته خواهد بود رفت
جان تو با آتش مهرش چه الفت ها گرفت
نقل ها از عشق والای دگر بشنود رفت
سوخت جانت از فراقش ، ای رفیقان مرهمی
شاید آن سوز دل از جان غبار اندود رفت
پایدار باشید

عظیم در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۳۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۴:

به قبرستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به خاکی بی کفن ماند
نه دولتمند برد از یک کفن بیش

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۰:

@ نیاز:
(دهخدا، ذیل "خام")
|| قسمی از شراب . (برهان قاطع) (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). شراب نورس . (انجمن آرای ناصری ). مقابل شراب پخته ؛ معروف است که شراب خام بهتر از پخته است :
بر ما بباش و دلارام گیر
چو پخته نخواهی می خام گیر.

فاطم در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:

درود
به نظر من این غزل فوق العاده است و واقعا در بعضی لحظات بسیار دل نشین است.

رضا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این
مگر آن یار خلوت جو ز کوه و غار می‌آید
در پاسخ به جناب حامد غفوری بیت بالا مربوط به غزل شماره 591 است.

بهنام در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

@همیشه بیدار:
"ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد"
در وصف شاه شجاع ( و نه حضرت محمد) هست که به نیروی حافظه و بدون مکتب دیدن جزو شعرای بنام زمان خودش بوده. میگویند که چند هزار بیت شعر رو هم از حفظ داشته.

دکتور محمد غوث ندا در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:

گر زبان ز شوخی اظهار وادزدد نفس
برای رعایت وزن فکر کنم شکل درست این باشد :
گر زبان " از" شوخی اظهار وادزدد نفس

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:

@ شمس
آقای شمس
ابن قواعد رو از کجا آوردی؟! شاید منظورت اینه که اینجوری به نظزت درست تر میرسه که اینا قاطی نشن.
در جواب "درس" شما یابد گفت که نه لزوما.
تسلط به فارسی از دبد من یعنی توانایی استفاده از آن در دو سه سطح موجود بنا به مقتضیات و ترکیب آنها عندالزوم. نویسنده ها و گوییده های مسلط از همین تکنیکِ ترکیب استفاده میکنن. نه تنها در فارسی بلکه در اینگلیسی هم تا جایی که من میدونم.
مخصوصا در اینگلبسی اینکار بین سخنران های طراز اول خیلی رایجه.

فرخ مردان در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷:

در بیت پنجم، مصراع دوم
"با" به معنی "به/بر" هست: بسا شکست که بر افسر شهی آورد.

نادر.. در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۹:

بس ساکن بی‌قرار دیدم
در آتش عشق بی‌قرارت..

ارش در ‫۸ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۱۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

سلام وعرض ادب به همه ی اساتید محترم
در مورد سیر تکاملی که حضرت مولانابصورت تمثیل بیان فرمودند میتوان به دو دسته کلی تقسیمشان کرد
دسته یی که میشناسیم به تجربه
دیته یی که میشناسیم به شنیده
جمادی،نامی،حیوانی..
از دسته ی اول
ملایک فرشته و بالاتر از انها هم در ادیان به ما معرفی شدند و کاری هم به بحث علمی و معرفتی پذیرش و رد این بخش نداشته باشیم،این دسته دوم بخشیست که کسی تجربه نکرده که برگردد و تایید و رد کند
اما در مورد همین سلسله مراتبی که انسان طی کرده تا به مقام انسانی در این دنیا برسه
ایا نمیشود اینگونه گفت که برای انسان بودن ما در یک دنیایی مردیم که آن رحم مادر باشد، تا در دنیای کنونی حیات بیابیم ؟
خب حال اگر اینطور بنگریم
هر تولد دمیده شدن یک سور اسرافیل -در بیان دینی- میتواند باشد(مرگ جنین و-سور اسرافیل- براگیخته شدن انسان؟)
حال بازهم مرگ (قبر برزخ،یا هرنامی که بر دنیای بعد از مرگ بتوانیم بگذاریم)میتواند رحم دیگری باشد برای برانگیخته شدن در نیای بعد از این دنیا،
تعبیری که ایت الله جوادی املی دارند به این مضمون که
برزخ مانند دنیا معبریست سر راه قیامت!(تاکید بر نقل به مضمون)
حال اگر این فرضیه را ممکن در نظر بگیریم
انچنان که سیر تکامل نطفه به انسان برای ما کاملا قابل تمیز و فهم است میتوان توقع داشت با کمال این دنیاد وارد دنیایی شویم که آن حد کمال حد اقل لازم در دنیای جدید است!
بزرگواران توجه داشته باشید که بنده همه این مطالب رو که عرض کردم از باب پرسش گریست و این نظریه دقیق وعلمی نیست
وخواهشم اینست که روشنم کنید!

۱
۳۴۴۶
۳۴۴۷
۳۴۴۸
۳۴۴۹
۳۴۵۰
۵۷۲۳