گنجور

حاشیه‌ها

 

مصراع آخر : ستاند از او زن صحیح است نه ستاند زو زن

امچم در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۴۱


مصرع آخر : در حال صحیح است نه در خال

امچم در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ رباعی شمارۀ ۱۵۸


کلمه “پر تضریب” در خط دوّم احتمالاً “پر+تضریب” است. یعنی‌ در تایپ کردن این ترکیب فاصله میان کلمات باید استفاده شود نه‌ فاصله درون کلمه. کلمه “پر تضریب” در دهخدا پیدا نشد.

Mohsen Maesumi در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۷۷


مصراع زیر:
کسی از غم و تیمار من نیندیشد
بگمانم موافقترست با وزن اگر اینچنین باشد:
کسی که از غم و تیمار من نیندیشد

امیر سلیمانی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمس‌الدین محمد جوینی صاحب دیوان


با سلام وتشکر به خاط این نرم افزار گنجور
دمتون گرم
“بحر طوفان از دل پر جوش ماست”در بیت سوم مصراع اول “از” “زا”
نوشته شده است،خواهشا اصلاح کنید
باتشکر

عباس کریمی در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ کوی می‌فروش


پرواز میکرده است

امین کیخا در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۰


اینی یکی از هنرنمایی های منحصر به فرد رودکی است و به نظر حقیر از این حیث جالب توجه است که گوتگویی پیرامون یک رخداد در یک رباعی آمده است. طوری که اگر بخواهیم به نثر بیان کنیم ناگزیر خواهیم بود که چند سطر بگوییم. شاعر این گفتگو را با اعجاز هنر به آرایه ایجاز آراسته و در دو بیت نقل کرده است. علاوه بر این جسارت شعر در نقل این رخداد عاشقانه نیز بر جذابیت آن افزوده است. با توجه به اینکه شعر متعلق به رودکی است و او در مبتدای شعر فارسی است، این میزان از ذوق و زیبایی و هنرمندی، ارزشی مضاعف دارد.

یوسف در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۵۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴


گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو
ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ بی‌پایان من
یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی
پیش چراغم می کشی تا وا شود چشمان من

معنی بیت اول چیه؟
مصرع دوم بیت دوم پیش چراغم می کِشی یا می کُشی؟

فاطمه در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۸۶


در بیت اول مصراع دوم بگسلد درست می باشد به معنی جدا میشود

ابراهیم در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۸:۴۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۸۹۵


بیت آخر اصلاح به

من بیدل و غم غفلتی‌ که ز چشم پر ز فسون تو

H23 در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۵۴۱


درود

این دو بیت به این صورت صحیح است:
ای جانِ جان، ای جانِ جان، مستان سلامت می‌کنند
ای تو چنین و صد چنان، مستان سلامت می‌کنند
اینجا یکی با خویش نیست، مستان سلامت می‌کنند
یک مست این جا بیش نیست، مستان سلامت می‌کنند
از سایت شما هر روز و هر روز بارها استفاده می‌کنم. خیلی متشکرم.

بهمن صباغ زاده در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۵۳۴


زخاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
هزارسال پس ازمرگش ار بینبوئی

درودبر روان شیخ اجل وپاینده باد استادشجریان که با نوای آسمانی شان این غزل بسیارزیبای سعدی را دردستگاه نوااجراکردند که این اثرماندگارسعدی ماندگارتربشه

محسن در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ غزل ۴۰۴


ب۵/م۲ به نظرمی رسد “از” اضافه باشد

بزرگمهر در تاریخ ۲۱ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۶۳


با سلام.
در بیت دوم (( همه قوت ها بخوردی)) درست تر به نظر می رسد. که به معنی تمام خوردنی هاست.

آرش قنبری در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۸۵


به فروغ چهره زلفت همه شب زند ره دل // چه دلاور است دزدی که به شب چراغ دارد

بیت مشهور فوق هم فکر می کنم متعلق به همین غزل حافظ هست که در سه تا دیوان حافظی که من دارم وجود داره:

۱- دیوان حافظ- انتشارات آستان قدس رضوی- با مقدمه دکتر محمد جعفر یاحقی - چاپ یازدهم/۱۳۸۷ صفحه ۱۱۲

۲- دیوان حافظ- انتشارات مطبوعاتی حسینی- با مقدمه محمد بهشتی- چاپ دوم/۱۳۷۶ صفحه ۱۰۲

۳- دیوان حافظ- انتشارات آستان قدس رضوی (به نشر) - چاپ سوم/۱۳۸۳ غزل ۱۱۲

ابوطالب رحیمی در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۱۷


شعر زیبایی است
ناز عاشق برای معشوق شنیدن دارد
تهدید او واقعی نیست بلکه او را به زبانی دیگر منت می کشد و می خواهد بازار خود و آتش او را تیز کند و این است که به اطناب می گراید تا شاید عنایت معشوق را به خود جلب کند

سیدعلی کرامتی مقدم در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۳۲ دربارهٔ گلهٔ یار دل‌آزار


هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
یکی از دوستان در حاشیه ی خود نوشته بود معشوق این بیت مذکر است حیفم آمد ننویسم که اشتباه کرده است. زیرا در آن بیت که ای پسر را می بیند خطاب شاعر عوض شده و شاعر با خودش نجوا می کند چون این ترکیب بند در مکتب واسوخت است و شاعر از معشوق خود شکوه می نماید چنان که در این شعر شکوه می کند که به معشوق دیگری روی می آورد ولی بعد به خود می آید و آن را طریق آشنایی نمی یابد پس با خطاب ای پسر خامی افکار خود را متذکر می گردد و از حرف خود برمی گردد تا وفاداری خود را به معشوق یادآوری و اثبات نماید

سیدعلی کرامتی مقدم در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ شرح پریشانی


در شعر شهریار بود کیمیای عشق این نور حافظ است که در او منور است

شاعر در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی


در شعر شهریار بود کیمیای زر این نور حافظ است که در او منور است

شاعر در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۸ - خودپرستی خداپرستی


این شعر عاشقانه ترین و زیباترین و خاطره بر انگیزترین شعر دوران زندگی منه/ انقدر با این شعر با کسایی که دوستشون داشتم حرف زدم/ همین چند روز پیشم وقتی بعد از ۱ مدت طولانی عشقم را دیدم واسش خوندم/ دو روز بعد از تولدش باز بر گشت به زندگیم/ ۱۳/۹ تولدش بود و ۱۵/۹ برگشت / مگه آدم بدون عشق میتونه زندگی کنه؟ زیباترین اتفاق زندگی آدم عشقه……….

امیر حسین در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۵۶ دربارهٔ گلهٔ یار دل‌آزار


[صفحهٔ اول] … [۳۴۴۶] [۳۴۴۷] [۳۴۴۸] [۳۴۴۹] [۳۴۵۰] … [صفحهٔ آخر]