لیلا همایون پور در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
گر مرا هیچ نباشد نه به دنیا نه به عقبی
چون تو دارم همه دارم دگرم هیچ نباید
چشم عاشق نتوان دوخت که معشوق نبیند
پای بلبل نتوان بست که بر گل نسراید
سعدیا دیدن زیبا نه حرامست ولیکن
نظری گر بربایی دلت از کف برباید
این چهاربیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_53.html
لیلا همایون پور در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » شاهد افلاکی:
این شعر در برنامه ی شماره چهل و نه آوای جاوید با صدای حمیدرضا فرهنگ و با همراه سه تار ایشان اجرا شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_49.html
Mahsa در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:
منظورم بیت دومه
Mahsa در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴:
میشه تفسیرش رو بگین؟ من متوجه نمیشم
Mahsa در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳:
می ساز چو می ز آب انگور گشید
یک قطره از آن برای لذت بچشید
چون دید که عقل از سرش زایل شد
می را بفروخت، عقل مردم بخرید
این شعر از کیه؟؟؟
محمد " در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۴ - لاابالی گفتن عاشق ناصح و عاذل را از سر عشق:
معنای دقیق بیت آزمودم مرگ من در زندگیست ، چیست؟
Vijay Deep در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
بسیار خوب! اگرچه من این اصطلاح شوخی آمیز را خیای دوست دارم٬ جای خواندم که در زمنان شاه اینجوری نامه ها می نوشتند!
Mahsa در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۳:
شد در مصرع اخر به معنای رفت میباشد:)
نادر.. در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
پیدا و نهان، شیوه گری ها داری
خوشخویی و کش عشوه گری ها داری
تو جان حقیقت و مجازی ای عشق
هر لحظه نوین جلوه گری ها داری
ن ت
برگ بی برگی در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان:
شهرام عزیز
اگر حاشیه هایی که در همین سایت برای غزل زیبا، عرفانی و کاربردی 1393مولانا
توسط اساتید نگاشته شده است را مطالعه بفرمایید ابهامی در معانی و تفسیر
این غزل زیبا برای شما بجای نخواهد ماند. اساتیدی که عمری را در آموختن و آموزش
صرف و نحو و ادبیات طی نمودند و پس از دهه ها به این نتیجه رسیدند که عمر خود
را تباه کرده اند ولی البته همچنان به تاختن به کسانی که صرف و نحو نمیدانند می تازند
و آنان را بقول مولانا خر می خوانند .
ای که خلقان را تو خر میخوانده ای / این زمان چون خر بر این یخ مانده ای
البته که احترام اساتیدی که در ادبیات قدیم و جدید کنکاش میکنند تا این امانات ارزشمند
را به آیندگان بسپارند بر هر انسان بدون غرض و مرضی واجب بوده و خواهد بود
لیکن این جهد و کوشش بدون اینکه این آثار و بخصوص آموزه های مولانا بر ایشان اثری
داشته باشد برای ارتقاء نگرش آنان به جهان ، هیچ سودی و منفعتی بجز القاب و عناوین
برای آنان به ارمغان نخواهد آورد و لپ کلام و نکته مولانا در این غزل نیز همین است .
پس از آنکه کشتی گرفتار طوفان شد مرد کشتی بان از آن مدعی ادب و علم صرف و نحو
پرسید که آیا شنا کردن میدانی و او پاسخ داد خیر و کشتی بان بدرستی اشاره می کند که
همه عمرت بر فناست زیرا که کشتی در این گرداب غرق خواهد شد.
محو می باید نه نحو اینجا بدان / گر تو محوی بی خطر در آب ران
و در اینجا نکته اصلی است که در این جهان برای گذر از گرداب ها باید از خو محو گردید
و الزاما به دانش و علم نیازی نیست و محو بودن انسان نیز از دیدگاه مولانا واگذاشتن
منیت ها و من های متوهم ذهن (این باغ من آن خان من این آن من آن آن من )
و زدودن خشم ، کینه ، حسد ، حرص و سایر فامیل های وابسته می باشد و تنها
اگر از این صورت ها محو شویم آب که همان زندگی است بر ما جریان خواهد یافت
و به اصل خدایی خویشتن وصل خواهیم شد زیرا که ما از جنس زندگی یا همان خدا هستیم
آب دریا مرده را بر سر نهد / ور بود زنده ز دریا کی رهد
شخصی که آب ( زندگی ) بر وی جریان نداشت و مرده گشت دریا او را روی آب آورده
راکد می ماند .ولی اگر با بکار بردن اصول و تمرین و ممارست فراوان شنا کردن آموخت
دریا (زندگی) او را در بر خواهد گرفت و زندگی ( خدا ) هرگز او را رها نخواهد کرد .
چون بمردی تو ز اوصاف بشر / بحر اسرارت نهد بر فرق سر
و اگر ما از اوصافی که با من های ذهنی برای خود ساختیم ( عناوین و القاب ما ، علم ما،
مال و منال ما ، پست و مقام ما ، نژاد برتر ما ، باور و اعتقاد برتر ما و ...... ) رها شویم
بحر اسرار که همان زندگی و خرد این جهان میباشد ما را بر بلندای خود یعنی بالاترین
مراتب قرار خواهد داد . امید که همه ما انسانها با تفکر و تامل در اندیشه های ناب حضرتش و بکار گیری آنها راه رستگاری هر دو جهان را بیابند .
موفق باشید
سینا خوشقدم در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۸:
معنی این اشعار رو هم بنویسید
۷ در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۳۰ - حکایت:
به نظرم بولهوس یا بلهوس هم از همین بلوس میباشد که آن را پرهوس هم میدانند.
برخی "بو" را عربی به معنی صاحب و دارنده و پدر میدانند که چندان درست نیست.
فرشید در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶۴:
با درود در مصرع دوم بیت ششم کلمه گفتل باید تصحی گردد زیرا بی معناست و کلمه گفته صحیح می باشد با تشکر
محمدرضا بهزادی در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۴:
با سلام این رباعی رو شجریان در البوم “رباعیات خیام” خونده ولی نمیشه این رو به قسمت {{این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟}}اضافه کرد چون آلبوم رباعیات خیام توی پیش فرض البوم های شجریان نیست. لطفا اصلاح کنید.
با تشکر
محمدرضا بهزادی در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۸ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۵۰:
با سلام این رباعی رو شجریان در البوم "رباعیات خیام" خونده ولی نمیشه این رو به قسمت {{این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟}}اضافه کرد چون آلبوم رباعیات خیام توی پیش فرض البوم های شجریان نیست. لطفا اصلاح کنید.
با تشکر
۷ در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
بیت پنجم:
کسی نمانده که مرا با این همه درد دیده باشد و دلش نسوخته باشد.
کسی هم نگفت که درد تو چاره ای دگر دارد
[همگان میدانند دوای درد من تویی تو]
رنجور عشق دوست چنانم که هر که دید
رحمت کند مگر دل نامهربان دوست
صدرالدین در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی:
با سلام.طبق نسخه ای که من دارم:((قومو لشرب الصبوح یا ایها النائمین)) درست است.نه((قومو شرب الصبوح یا ایها النائمین))
روفیا در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
خوشحالم که از پس حجاب های مکان، فرهنگ و زبان شما لطایف زبان ما را می فهمید و لذت می برید دوست عزیز.
کمال داودوند در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۸:
در این جا در مصرع آخر دیو به معنی موجود خیالی در قصه ها
جمع این رباعی از 8535
Mahsa در ۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۹: