گنجور

حاشیه‌ها

 

درستش اینه

ای نسخه نامه الهی که توئی

وی آینه جمال شاهی که توئی

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست

از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی


پاسخ: با تشکر، «به طلب» با «بطلب» جایگزین شد.

سید حسین داورپناه در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۲۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۷۵۹


در بیت ۴۱ مصرع دوم شبنم نباید چدا نوشته شود
در بیت ۴۵ مصرع دوم هفت دوزخ یک زبانه بیش نیست صحیح است.
بیت ۶۳ مصرع دوم از لحاظ وزنی اشکال دارد. در حال حاضر نسخه چاپی برای مقایسه در دست نیست ولی به نظر می رسد یکی از دو کلمه ی “بس” و “این” اضافه نوشته شده است.
در بیت های ۹۰ و ۹۴ ردیف باید به صورت “مانده است” خوانده شود تا با سایر ابیات از لحاظ وزنی انسجام داشته باشد.

پاسخ: با تشکر، در مورد اول و دوم مطابق فرموده عمل شد (مورد دوم «ز فانه» با زبانه)، در مورد سوم منتظر پیشنهاد دوستانی که به دیوان چاپی دسترسی دارند می‌مانیم، در موردهای آخر، این حالت (نون ساکنی که مانند نون متحرک عمل می‌کند و با مد الف قبل حرکت آن ایجاد می‌شود) در بعضی آثار قدما سابقه داشته و نیازی به «است» اضافه‌ای که اشاره فرموده‌اید نیست.

رشید در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حکایت عیاری که اسیر نان و نمک خورده را نکشت


این یکی از معروفترین رباعیات خیامه

علی در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۶۵۰


زسرسرا بپرسید احوال حال ادم
گوید درش بگیرید بگزار تا بمیرم

سوشیان در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۳۶


این بیت از عبید زاکانی:
قصری که برد فرخی از فر او همای
سگ بچه کرد در وی و جغد آشیان گرفت

شباهت زیادی به این بیت از خیام دارد:
آن قصر که جمشید در او جام گرفت
آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

منصور محمدزاده در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۵ دربارهٔ شمارهٔ ۲ - در عبرت از عاقبت کار شاه شیخ ابواسحاق


خواهشمند است بیت چهارم را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
هر آن متاع که شب را ز مشگ و عنبر بود
به زر پخته بدل کرد صبح نقره ستام

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۳۵ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱ - در مدح عمیدالملک وزیر


خواهشمند است بیت آخر را به صورت زیر تصحیح فرمایید:
پیوسته باد رای ترا یمن بر یمین
همواره باد عزم ترا یسر بر یسار

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۸:۱۱ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ - در مدح سلطان معزالدین اویس جلایری


لطفا یک نفر برای پیدا کردن معنای این بیت به من کمک کند

خضر می‌رفت و عقلش کرده ره گم
ز خضرای فلک در تالش انجم

تالش در ایران نام یک قوم و نام یک منطقه قدیمی ست در شمال کشور که بخشی از آن در کشور جمهوری آذربایجان واقع است.

Hcl,ni در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰:۴۸ دربارهٔ شمارهٔ ۸۶ - راز نامه عتاب آمیز ظل الله سوی شمس الحق خضر خان


وزن مصرع دوم بیت اول کمی مشکل دارد.

پیشنهاد:
هرساعتم اندرون بجوشد خون را
واگاهی ازآن نه مردم بیرون را


پاسخ: با تشکر؛ متن مطابق تصحیح فروغی است، ضمن آن که وزن علی‌رغم سکته مشکل ندارد و کاملاً صحیح است.

Anonymous در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۳۷ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱


در واقع اشاره به هستی اون کسی دارد که خیلی ها فکر می کنند وجود ندارد. چون با چشم سر نمی توانند او را ببینند

م.ح در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۹


بیت ۴ مصرع دوم: غلط املایی : روحشن احتمالا روحش صحیح بوده است

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

پویا در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۹۴


بیت دوم بدین صورت است:
دوستان منع کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
بیت ششم :
حلقه بر در نتوانم زدن از بیم رقیبان
آن توانم که بیایم به محلت به گدایی

پاسخ: با تشکر، متن در هر دو بیت مطابق تصحیح فروغی است، در بیت دوم مورد اشاره «بیم» به عنوان بدل ذکر شده. تغییری اعمال نشد.

حسن دانشمند در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ غزل ۵۰۹


لطفا بیت شماره پنج را به این صورت تصحیح فرمایید:
از خوان ممسکان مطلب توشهٔ حیات
کان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

منصور محمدزاده در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۳


خیلی زیباست ، آدم یاد عشق دوران نوجوانی و جوانی می افته

donya در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


مصاریع اول این غزل هم قافیه دارند.

حمیدرضا در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ غزل ۶۳۴


ضرب آهنگ آشنا و دلنواز غزلیات عراقی در سرزمین عزیزمان چه دیرپاست. سپاس از این پدیداری این پایگاه. پایدار و پاینده ایران و ایرانیان

ندا حسینی در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۵ دربارهٔ غزل


شاید به نظر من خوب که باشد هیچ، خیلی هم عالی باشد. مراقب باشید نماز خودتان هم مثل آن چهار بنده خدا باطل نشود. اینکه شاعر بنام اشتباه می اندیشد یا شما، چیزیست که هرکس برای خود تصمیم می گیرد.

آرش در تاریخ ۳ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱:۴۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳


فکر می کنم خرقه از سر درآرودن مردمک اشاره به سفید شدنش داشته باشد. یعنی از انتظار زیاد چشمش سفید و کور شده

محیا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷


بنام خداوند بزرگ
حضرت مولانا، اسرار بزرگ هستی را برای فهم آسانتر مردم در قالب تمثیلهایی این چنین بیان می دارد. حاشیه شماره ۵ که دوست عزیز آنرا ذکر نموده اند می تواند منظور واقعی ایشان از این تمثیل باشد.

علیرضا در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۷:۴۰ دربارهٔ بخش ۱۰ - بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تامل فاسد


واژه طهمورث درست نیست بایستی تهمورث باشد.

کیهان ص در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۸۹ ساعت ۶:۱۷ دربارهٔ طهمورث


[صفحهٔ اول] … [۳۱۲۱] [۳۱۲۲] [۳۱۲۳] [۳۱۲۴] [۳۱۲۵] … [صفحهٔ آخر]