گنجور

حاشیه‌ها

رضا در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲:

دوستان توجه کنن که در دوره حافظ دو وزیر با نام قوام خدمت میکردن. یکی قوام الدین حسن شیرازی، که در زمان سلطنت شاه ابواسحاق وزیر بود و حافظ به او ارادت خاص داشت و با عنوان حاجی قوام هم از او یاد کرده. دومی قوام الدین محمد صاحب عیار است که از وزرای شاه شجاع بود و به دستور شاه به قتل رسید و حافظ او را هم مدح کرده. اینجا دقیقا نمیشه گفت منظور کدومه ولی اولی به نظر درست تر میاد. اگه منظور حاجی قوام باشه این شعر در دوره امیرمبارزالدین سروده شده و با توجه به بیت آخر و "غصه ی دوران" میتونه درست باشه. چون معمولا حافظ از دوره شاه شجاع به نیکی یاد میکنه و ترکیب غصه ی دوران در این دوره از طرف حافظ بعیده.

همایون در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۹:

غزل نظر
نظر، دیده است نگاه است
نظر اندیشه است بینش است
نظر تماشا است شدن است
نظر عشق است هستی‌ است
نظر انسان است نظر حق است
نظر است که همه جا می‌‌رود و همه چیز را در خود جای می‌‌دهد
نظر پرواز است و خیال است و بالا می‌‌رود و بالا می‌‌رود
هیچ ظرفی فراخ تر از نظر نیست، جهان در برابر نظر کوچک است

همایون در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۰:

گفت کریمی سوی ما بر گذشت
این کریم همان عشق است که چون کیمیا عمل می‌‌کند و مس را به زر بدل می‌‌سازد
اگر این شاه و این کریم در این دنیا نبود دنیا هیچ نبود و انسان آن یتیم بی‌ نوا است که بطور تصادفی عشق در خانه او را زده است
عشق لشکری با خود دارد که همه جا پیروز است و همه پلیدی‌ها و بدی‌ها را پشت سر می‌‌گذارد و می‌‌تازد
دیدن عشق با چشم سر میسر نیست بلکه سرمه‌ای لازم است تا دیدن آن را آسان سازد آن هم نه با چشم سر که با چشم دل که همان گوش است
گوشی که با شنیدن راز‌ها آشنا باشد

همایون در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۱:

تمام و کمال مکمل هم ا‌ند چون زن و مرد یا نر و ماده چون جهان مادی و توانائی افریدگاری
تمام از مقوله علم و حکمت است و از جنس عقل است و از ماده بیرون می‌‌آید، کمال با دل و زیبائی کار می‌‌کند و از مقوله راز است و از نیستی‌ یا عدم می‌‌آید یا به عبارتی می‌‌کشد و جذب می‌‌کند
تمام، خود یک امکان است یک آمادگی برای باروری و زایش
از کامل هیچ بر نمی آید چون هر کاری بکند کامل بودن را نقض کرده است و مانند بن بست می‌‌ماند و همه چیز را در خود دارد و انسان نمی تواند با آن کاری داشته باشد چون زمان و مکان ندارد
کمال هر بار یک تمام را می‌‌جوید و با آن کمال را تجربه می‌‌کند و افریدگاری می‌‌کند و همیشه این کار را ادامه می‌‌دهد تا جاودان
پخته خام را می‌‌یابد و با آن خام می‌‌شود و خامی را تجربه می‌‌کند، که هر خامی تجربه‌ای دیگر را با خود می‌‌آورد و پختگی را تازه می‌‌کند
و خام نیز پختگی را تجربه می‌‌کند و به تمامی دیگر بدل می‌‌شود و جامی‌ دیگر را می‌‌سازد تا شرابی دیگر را تجربه کند و آماده سازد
این عرفان جلال دین است که در جهان جاری است و نیازی به خانقاه و شیخ ندارد هر کس می‌‌تواند دو سه لامی! دگر به آن بی‌ افزاید
هر چند افزودن کار آسانی نیست ولی کوشش بی‌ هوده به از خفتگی

۷ در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق:

بیت شانزدهم:
نه پروانه جان داده در پای دوست
به از زنده در کنج تاریک اوست

مگر نه این است پروانه ای که یک بار برای همیشه جان در پای دوست(شمع) داده و از درد رها شده برایش بهتر است از زنده بودن در کنج تاریکی و تنهایی(نالان و سوزان و به دور از دوست)
مرگ یک بار شیون یک بار

حسین علویانی در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۶:

عالی بود این شعر ،
دل را در این حدیث ملامت نمیکنم
این جرمِ دیده بود ،ندارد گناه دل

۷ در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق:

بیت سوم:
میدانش را باید با نون ساکن خواند.
نیم بیت نخست آن به بازی چوگان و دومش به بازی شترنج اشاره دارد.

۷ در ‫۸ سال قبل، پنجشنبه ۲۳ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی:

پنجه گز نمادین است یعنی بس دراز و بلند.در حکایت ششم از باب چهارم که دست آخر آشکار میشود قهرمان آن خود سعدی است آورده:
به دست و زبان منع کردش که دور
منه بر سرم پای بند غرور
که فردا شود بر کهن میزران
به دستار پنجه گزم سر گران

۷ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی:

بیت چهاردهم:
چو چشمارو آنگه خورند از تو سیر
که از بام پنجه گز افتی به زیر
زمانی حلوای چشماروی تو را سیر نوش جان کنند که از بام پنجاه گزی به پایین پرت شوی
چشمارو:حلوای بلاگردان

شهلا در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۷۱:

این شعر باصدای اصغر فرهادی در آلبوم عشق آمد که تقریباً نایاب است هم بیداد کرده است

۷ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۷ - حکایت پدر بخیل و پسر لاابالی:

بیت هشتم:
پدر خسیس نالان گلوی خود را چنگ میزد و گل پسر شنگول چنگزن و نیزن را آورده بود.

خسرو ماهدادیان در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۳۵:

منظورشونو نفهمیدم...کسی نمیدونه ؟

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یار آورد...

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ فرخی سیستانی » دیوان اشعار » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۵:

مصرع اول این بیت فرخی در دهخدا به دو صورت متفاوت آورده شده، کدام یک درست است؟
میان خواجه و تو و میان خواجه و من
تفاوت است چنان چون میان زر و گمست
و
میان خواجۀ تو و میان خواجۀ من
تفاوت است چنان چون میان زر و گمست
فرخی .

نادر.. در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

تو تمامی من نمی‌خواهم وجود...

کیمیا ترابی در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۹ - صفت آن مسجد کی عاشق‌کش بود و آن عاشق مرگ‌جوی لا ابالی کی درو مهمان شد:

خیلی هیلی خیلی متشکرم از دوست عزیزی که شرح نوشتند واقعا به دنبال یک شرح خلاصه و روان بودم عالی بود خیلی ممنونم

دوستدار کورش کبیر در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند:

اینجانب در رشته مهندسی تحصیل کرده ام. شاید پنج یا شش بار این ترجیع بند را خوانده ام. چقدر زیبا و دلربا است. روح آدم پرواز میکند. زیبایی این شعر حد ندارد. استاد سخن شیخ اجل شعری گفته که دهان همگان باز بماند.
درود بر روان پاک استاد سخن سعدی شیرازی.

لیلا همایون پور در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی است
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی است
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالی است
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالی است
این سه بیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_43.html

لیلا همایون پور در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۳:

بیــار زان مــی گلرنگ مشک بو جـامی
شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز
مهـــل که روز وفــاتم به خـاک بسپارند
مــرا به میکده بـر در خم شراب انداز
ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت
بسوی دیــو محـن نـاوک شهاب انداز
این سه بیت از این قسمت در وبسایت آوای جاوید توسط حمیدرضا فرهنگ خوانده شده است،آدرس صفحه:http://avayejavid.com/SazoAvaz/AvayeJavid_38.html

۷ در ‫۸ سال قبل، چهارشنبه ۲۲ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۸ - حکایت:

همه شب نبودش قرار و هجوع
ز تسبیح و تهلیل و ما را ز جوع
سراسر شب بیقرار و بیخواب بود از گفتن سبحان الله و لا اله الا الله و ما نیز از شدت گرسنگی

۱
۳۱۲۴
۳۱۲۵
۳۱۲۶
۳۱۲۷
۳۱۲۸
۵۷۲۶