گنجور

حاشیه‌ها

یوسف در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۸ - دزد و قاضی:

با شعرهای خانم پروین اعتصامی توسط کتابهای درسی آشنا شدم
شعر اشک یتیم را هنوز هم که هنوز هست برایم تازگی دارد صد حیف که زود از دنیا رفت
روحش شاد و یادش گرامی

حمید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۸ دربارهٔ قاآنی » مسمطات » در مدح و ستایش اختر شهریاری و صدف گوهر تاجداری سترکبری و مهدعلیا مام خجستهٔ شهریار کامگارناصرالدین شاه قاجار ادام‌الله اقباله گوید:

مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن - «رجز مثمن مطوی مخبون»

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

پدرام جان
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد.
اگر عذاب و شکنجه چون سیل بر من عاشق حمله ور شود، هراس ندارم، اگر بلا نیز منِ دیوانه را تیر باران کند جا ، خالی نمی کنم .
زنده باشی

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست
یا هست و پرده دار نشانم نمی‌دهد..
پرده "تو"
پرده دار "خودِ تو"
پسِ پرده "خودِ خودِ تو"
...

نوربخش در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۹:

یار "پنداشت" تو را
متاسفانه اشعار کمال‌الدین پرغلط تایپ شده‌اند!

محمد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۲:

در اخرین آلبوم محسن نامجو هم این دو بیت به طرز فوق العاده ای عالی خوانده شده است.

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:

محمد رضا جان
{ ازهر } که گویا کلمه ی زهره نیز از همین لغت آمده باشد ، به مانای روشن و درخشان تر نیز هست.
فقط جدا از هم نوشته شده . چه خوب که به شعور شعرا اعتماد کنیم
زنده باشی

پدرام در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

لطفاً معنای این بیت
گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد
ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد

محمد تقوی رفسنجانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۳:

سلام
عبارت «کجا میروی بایست» که در نسخه قزوینی و خانلری آمده‌است
بعقیده استاد الهی قمشه‌ای از ساحت حافظ دوراست.زیرا آن به یک
فرمان نظامی بیشتر شبیه است تا به یک اشارت شاعرانه.
بجای آن بیت را بصورت زیر آورده‌اند:
ای کبک خوش خرام که خوش میروی به ناز
غرّه مشو که گربه عابد نماز کرد

یاشار محمدی وافق در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

با سلام خدمت دوستان گرانمایه
در خصوص بیت 6 که شیخ اجل فرموده:«مرد راضیست که در پای تو افتد چون گوی/ تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی» باید گفت کاربرد ضمیر متصل «ش» در واژه «سیمینش» درست می باشد به این دلیل که در ادبیات فارسی کهن یک ویژگی سبکی به نام «رقص ضمیر» وجود داشته که در حقیقت به شاعر کمک میکرده با استفاده از آن کلمه ای را که در ضمن بیت آمده به عنوان مفعول تعیین نماید. رقص ضمیر همیشه باید مرجعی داشته باشد که به آن مرجع بازگردد و اصطلاح به آن «مرجع ضمیر» می گویند، در این بیت مرجع ضمیر «ش» همان مرد می باشد که در اول مصرع 1 آمده.
در این بیت سعدی از این قابلیت استفاده کرده و کلمه «سیمین» را با پسوند «ش» به کار برده که مرجع این ضمیر بر میگردد به مرد در مصرع اول.
اگه بخواهیم ژرف ساخت این بیت را بدون استفاده از ضمیر «ش» بنویسیم، بدینگونه خواهد شد:
مرد به افتادن در زیر پای تو رضایت دارد تا تو با ساعد نقره فام خود همانند گوی «او» را بزنی.
با تشکر از وب سایت زیبای «گنجور»

امین میهن‌دوست در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۲:

گذاشتن یا گزاردن؟
پرسش
"سیاست‌گذار" یا "سیاست‌گزار"، کدام‌یک درست است؟
پاسخ
"عده‌ای گمان می‌کنند که اگر گذاشتن دلالت بر عملی عینی و ملموس نکند یا، به بیان دیگر، اگر مفعول آن جسم نباشد، باید با حرف "ز" نوشته شود. مثلا قانون یا بدعت یا بنیان چون جسم عینی و ملموسی نست در ترکیب با این فعل لابد می‌شود قانونگزار یا بدعتگزار یا بنیانگزار. این تصور نادرست در وهله‌ی نخست ناشی از خلط معنای حقیقی و معنای مجازی گذاشتن و در وهله‌ی بعد ناشی از خلط معنای این فعل با معنای گزاردن است. گذاشتن، در معنای حقیقی کلمه، «قرار دادن به طور عینی و مشهود» است، مثلا: "لیوان را روی میز می‌گذارم». اما گذاشتن مجازا به معنای «قرار دادن، وضع کردن، تاسیس کردن» است و چون مقصود از قانونگذار کسی است که قانون را وضع و بنا می‌کند( و نه فرضا کسی که قانون را اجرا می‌کند.) باید به همین صورت، یعنی با حرف «ذ» نوشته شود. ایضا بنیانگذار، به معنای «موسس»، کسی است که بنای کاری یا موسسه‌ای را می‌گذارد و نوشتن آن با حرف «ز» غلط است."
نجفی، ابوالحسن.(1384). غلط ننویسیم. تهران: مرکز نشر دانشگاهی. ذیل گذاشتن/گزاردن
پیوند به وبگاه بیرونی

امیرنادر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

در توضیح بیت "امید در کمر زرکشت چگونه ببندم/دقیقه ایست نگارا در آن میان که تو دانی" حافظ همزمان از باریکی کمر معشوق تعریف میکند و گلایه میکند، که چنان باریک است (دلربا است) که نمیتوان امید بر آن بست

محمدرضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:

لطفا در ای سنا بی وارهان خود را که نازیبا بود
اسم سنایی اصلاح شود

محمدرضا در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:

زهره را کی زهره باشد چهره از هر داشتن
به نظرم درست تر این است : زُهره را کی زَهره باشد چهره اظهر داشتن

ata در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۰:

منظور الله و یکی از برگزیدگان خداست مشخص نیست اون فرد کیست یعنی با اطلاعات شهودی من درک نمیشه

احسان در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:

قافیه در بیت چهارم "بامش" صحیحه
اشتباه تایپتی داره مباش تایپ شده

نشانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۴:

با سلام واحترام به کلیه اساتیدوسروران عزیز؛
بایستی توجه داشت که سعدی بیش از هفتصد سال پیش میزیسته و در آن زمان نه تنها اینترنت وگنجور و اینهمه شبکه های اجتماعی گوناگون وجود نداشت بلکه تنها در صد کمی از مردم سواد خواندن و نوشتن داشتند و علم و دانش مانند زمان ما اینگونه فراگیر نبود. در شیوه و شیرینی سخن وی همان بس که تاکنون نظیری نداشته است! شاید یکی ازجذابیتهای این داستان همان غلوّی است که در وصف دو آموزگار با دو روش متفاوت بکار برده أست تا منظور خودرا که همان نتیجه مطلوب سختگیری معلم بوده را به تصویر بکشاند. شاید در زمان خود وی هرگز هیچیک از نوشته هایش مورد انتقاد رقبایش قرار نگرفته بود و هیچگاه تصور نمیکرد پس از گذشت بیش از هفت قرن از در گذشتش تعدادی فرهیخته از دور ونزدیک و از طریق چیزی بنام اینترنت کلام به کلام سخنان وی را مورد نقد و بررسی قرار دهند!
ولی گویا ضمیر روشن وی از این مقال نیز آگاهی داشته و پاسخ آنا قبلاً داده است؛
چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی
جنایت از طرف ماست یا تو بدخویی
تو از نبات گرو برده‌ای به شیرینی
به اتفاق ولیکن نبات خودرویی
هزار جان به ارادت تو را همی‌جویند
تو سنگدل به لطافت دلی نمی‌جویی
ولیک با همه عیب از تو صبر نتوان کرد
بیا و گر همه بد کرده‌ای که نیکویی
تو بد مگوی و گر نیز خاطرت باشد
بگوی از آن لب شیرین که نیک می‌گویی
گلم نباید و سروم به چشم درناید
مرا وصال تو باید که سرو گلبویی
هزار جامه سپر ساختیم و هم بگذشت
خدنگ غمزه خوبان ز دلق نه تویی
به دست جهد نشاید گرفت دامن کام
اگر نخواهدت ای نفس خیره می‌پویی
درست شد که به یک دل دو دوست نتوان داشت
به ترک خویش بگوی ای که طالب اویی
همین که پای نهادی بر آستانه عشق
به دست باش که دست از جهان فروشویی
درازنای شب از چشم دردمندان پرس
تو قدر آب چه دانی که بر لب جویی
ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
هزار سال پس از مرگ او گرش بویی

محسن در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

سپاس گزارم ازتون جناب سید علی ساقی . بسیار لطف کردین

سیاوش مرتضوی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۱۰۴ - قصهٔ آن زن کی طفل او بر سر ناودان غیژید و خطر افتادن بود و از علی کرم‌الله وجهه چاره جست:

《ور بهر دو مایلی انگیخته》درست است، سپاس.

حسین علویانی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق:

بیت: تو با اغیار پیش چشم من ....همیشه ورد زبونمه و مثل آهنگ زمزمه میکنم،خیلی عالیه این شعر

۱
۳۱۲۲
۳۱۲۳
۳۱۲۴
۳۱۲۵
۳۱۲۶
۵۷۱۵