گنجور

حاشیه‌ها

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۳:

درنمازم خم ابروی تواَم یادآمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
بااینکه دراین غزل زیبا ی عاشقانه نامی از مخاطب برده نشده لیکن ازجنس واژه ها وحال وهوای غزل چنین بنظرمی رسد که شاه شجاع ِ خوش سیمای خوش قدوقامت مخاطب این غزل می باشد چرا که حافظ عزیز دراغلب غزل هایی که از شاه شجاع نام برده وروی سخن رابه جانب اوگرفته به صراحت و باتاکیدسعی نموده عشقبازی را باارزش تر وتاثیرگذارتر از زهد وشریعت به تصویر کشد وهمواره عشق رابرزهد وشریعت غالب وفاتح نشان دهد. به این امید که شاید توانسته باشد نظراورا نیزبااندیشه های حافظانه ی خویش کاملاً همسو وهمراه سازد وتاثیرنفوذ وفشار دلواپسانِ تندرو ومتشرّعینِ متعصّب راخنثی نماید. دراین غزل نیزچنین اتُفاقی رخ داده است. می دانیم که ازمنظرشریعت ،یکی از شرایط مقبولیّتِ نماز، داشتن ِ حضوردل،توجّه کامل وفارغ شدن ازافکار متفرّقه هست، درهمین مطلع وآغاز سخن،می بینیم که جاذبه های عشق از جمله جادوی کمان ِ ابروی معشوق، بسیارپرقدرت وفاتحانه ظاهرمی شود و نمازشاعر را به گونه ای مختل می کند که حتّا محراب نیزمنقلب شده واز رشگ وحسد و اشتیاق به فریاد می آیدوتحت تاثیرجادوی کمانِ ابروفرومی ریزد.
معنی بیت: درحین نمازیاد کمانخانه ی ابروی تو، حضور دل مرا برهم زده و وجودم رافراگرفت آنچنانکه که حالتی غریب رخ نمود ومحراب ناله وفغان سرداد.
درخرقه زن آتش که خم ابروی ساقی
برمی شکند گوشه ی محراب امامت
از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمّل که تو دیدی همه بر باد آمد
معنی بیت: ازمنِ عاشق پیشه ی بیقرار، انتظارصبر وتوقّع هوشیاری ودل نداشته باشید که تمام خرد ودانش وتحمّل وقرارمن همه بربادعشق رفته است.
اشک حافظ خردو صبربه دریاانداخت
چه کندسوزغم عشق نیارست نهفت
باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم ِعاشقی و کار به بنیاد آمد
باده صافی شد: شراب یا باده رسید آماده ی نوشیدن شد، صاف وزلال شد.
معنی بیت: شراب رسیده وصاف وزلال آماده ی نوشیدن است مرغان چمن نیزدراین موسم بهاربه وجد وشعَف آمده اند فصل عاشقی فرارسیده وکاررابایدازاساس درست انجام داد(باید شراب نوشید وعاشقی کرد)
گفتم ای جان جهان عیبی نیست
که شودفصل بهارازمی ناب آلوده
بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد
معنی بیت: چنین بنظرمی رسد که اوضاع جهان روبه بهبودیست بوی خوش بهاروباده وگل (ازگلستان شاه شجاع) به مشام می رسد باد صبافرا رسیدن بهاررا بشارت می دهد و بوی گل می پراکند.
بادبهارمی وزداز گلستان شاه
وَزژاله باده درقدح لاله می رود
ای عروس هنر از بخت شکایت منما
حِجله ی حُسن بیار ای که داماد آمد
عروس هنر: هنربه عروس تشبیه شده ومتقابلاً شاه شجاع نیزپنهانی به داماد تشبیه شده است.بدان سبب که شاه شجاع خودشاعروادیب وحامی هنرمنداست.
حِجله: اتاق آراسته و مزین برای عروس و داماد در شب اول عروسی
حجله ی حُسن: زیبایی وحُسن به حجله تشبیه شده است.
معنی بیت: ای عروس هنرکه دردوران قبل ازشاه شجاع درشرایط سختی بسرمی بُردی شکایت وگِله ازبخت واقبال راتمام کن وحجله ی جمال وزیبایی راآراسته کن که داماد آماده ی ورود به حجله گاه است.
عروس بخت درتن حجله باهزاران ناز
شکسته کسمه وبر برگ گل گلاب زده
دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حُسن خداداد آمد
"دلفریبانِ نباتی" کنایه از گلهای زیبا و رنگارنگ است.
زیور بستند : آرایش کردندتازیباتربنظربرسند ودلفریبی کنند.
معنی بیت: گلهای چمن همه باآرایش چهره وبستنِ زینت وزیوربه خود، برای دلسِتانی به باغ آمده اند امّا دلبرما(شاه شجاع) باحُسن خدادادی وبی هیچ آرایشی واردمیدان شده ودلبری می کند.
اگرچه حُسن فروشان به جلوه آمده اند
کسی به حُسن وملاحت به یارمانرسد
زیر بارند درختان که تعلّق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد
تعلّق: دلبستگی، دراینجاکنایه ازثمر ومیوه هست.
معنی بیت: درختانی که وجودشان وابسته به ثمردهیست کمرشان زیربارمیوه خم شده است.ای خوشابه حال سرو که وابستگی به چیزی ندارد وبه همین سبب ازبار غم آزاد ورها هست.
سربه آزادگی ازسرو برآرم چون سرو
مُطرب از گفته ی حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طَربم یاد آمد
دربعضی نسخه ها "تابگریم" ثبت شده است.
مطرب :نوازنده وخواننده
نَغز: پُرمایه ،ناب، شیوا، عجیب وغریب
عهد طَرب: دوران شادمانی .
معنی بیت: ای نوازنده وای خواننده ازاشعارحافظ غزلی ناب انتخاب کن و بخوان تابگریم که به یادِ دورانِ خاطره انگیزشادمانی افتادم.
چوسِلک دُرّخوشاب است شعرنغزتو حافظ
که گاه لطفِ سَبق می برد زنظم نظامی

فرهاد پیرمرد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » مخمس بر غزل سعدی:

دادست خدا حسن و جمال از همه بیشت درست تر است.

فرهاد پیرمرد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ هلالی جغتایی » مخمس بر غزل سعدی:

دادست خدا حسن و جمال از همه پیش‌ت
این سرکشی و ناز بود از همه بیش‌ت
در مصرع اول پیشت باید بیشت باشد.

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی:
سلمان ساوجی :بر منت نازوستم گرچه به غایت باشد حاش لله که مرا از تو شکایت باشد. جهان ملک خاتون : گرچه بیداد و جفای تو به غایت باشد ( حـاش لله کـه مـرا از تـو شـکایت باشد)
*
این غزل در اوایل حکومت امیر مبارزالدین در استقبال از غزل ساوجی که احتمالاً به مسابقه گذاشته شده بوده است سروده شده است . از غزل سلمان ساوجی همانطور که در بالا مشاهده می شودجهان ملک خاتون نیز استقبال و مصراعی از مطلع غزل سلمان را در مطلع غزل خود آورده است. زمان سرودن این غزل مصادف است با نهی منکرات امیر مبارزالدین و زیر فشار بودن حافظ در ترک میخوارگی و بدین سبب شاعر موضوع باده نوشی و استمرار آن را موضوع غزل خود قرار داده و در طول غزل با دلایل عرفانی از خود دفاع می کند. در مجموع ، این غزل نیز یک لایحه دفاعیه منطبق بر معیارهای عرفانی و قرآنی است .

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸:

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
دوستان مذهب حافظ مذهب عشقه
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

مجتبی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۹ - حکایت اندر نکوهش غمازی و مذلت غمازان:

در جواب پریچهر:
«دشمن جرأت این را نداشت که به من بد و بیراه بگوید، بگونه‌ای که از شنیدن آن دشنام، تنم شروع به لرزیدن کند»

محمد در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ عمان سامانی » گزیدهٔ اشعار » قصاید » شمارهٔ ۳ - قصیده فریده در مدح یعسوب دین امیرالمؤمنین علی(ع):

با سلام و عرض ادب
شعر فوق العاده بود ولی سواد اندک من باعث شد خیلی ابیات رو درک نکنم،
آیاآدرس شرحی برای این شعر میشناسید؟ راهنمایی کنید ممنون میشم.

دانش در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۲۸:

صورت رو ولش کنید.
عجب شعری بود . لذت بردم .

مسلم در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۹ - مثل:

عمر ضایع ، راه دور و روز دیر....
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم...

علی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

چقد قشنگه این شعر. حال و هوای عجیبی داره

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱۰:

5725

محسن در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۳ - غم آزادی:

مجید جان
درین مصرع :
بشنود گر شبی او ناله و فریاد مرا
اگر ساکن خوانده شود به نظر مانای درستی از آن مستفاد نمی شود، ضمن آنکه از نظر ترکیب جمله نیز ایراد دارد
همان فریادِ مرا معنای بهتری می دهد

مریم در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۵۸:

واقعن بی نظیره

مجید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۳ - غم آزادی:

با سلام .
خانم مرسده ی عزیز ! اون قسمت که فرمودید با همون ساکن باید ادا بشه و نه کسره در آخر " فریاد"
با احترام به شما .
سروده ی زیبایی بود . هم در بخش صنایع و بدایع ، هم حسن تعلیل و هم جناس ها

نادر.. در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی و یکم:

دوتا گشتم ز یکتایی...

ابوالقاسم محمودی در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲:

«آقای دکتر ولی الله نصر در نطقی که در تاریخ 15 آذر 1322 در‌ موقع یادبود مرحوم ذکاء الملک فروغی در دانشگاه تهران ایراد نمودند چنین گفتند:
روزی مرحوم فروغی به من فرمود به عقیده تو بهترین کلمه شیخ در گلستان کدام‌ است؟ گفتم جواب این‌ سؤال‌ مشکل است. فرمود می‌خواهم عقیده تو را بدانم. گفتم‌ صرف نظر از سجع و قافیه هر کلامی که مانند این کلام باشد. گفتند آن کدام است؟ گفتم : شیخ‌ در باب هشتم‌ فرمود‌ که‌ "موسی علیه السلام قارون را نصیحت فرموده که احسِن کما احسَن الله الیک [= نیکی کن همچنان که خدا به تو نیکی کرد] نشنید و عاقبتش شنیدی". این کلمات مثل یک فرمول جبری‌ است‌ که‌ یک جزء کوچک آن‌ را‌ نمی‌توان پیش و پس کرد.
فروغی فرمود: حد سخن است. افسوس که یادم‌ نبود». (کشکول جمالی، نشر سخن، ص 183)

حمید در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۲۲:

این شعر زیبا را سلطان آواز احمد ظاهر فقید خوانده است

حسین،۱ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۲:

بهروز جان
شما بنویس تا ماهم بدانیم
زنده باشی

حسین،۱ در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ عطار » پندنامه » بخش ۲۴ - در صفت ذکر الله تعالی:

فریدون جان
هر هفت را گفته:
دست ، پا ، چشم ، گوش ، دل ، زبان ، لب .
با زبان فاش می گویی و با لب خاموش .
زنده باشی

آرش در ‫۷ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۴ - گفتار اَندر آفرینشِ مَردُم:

فکرت درست است یعنی آفرینش انسان اولین فکر خدا بود و خدا میخواست انسان را خلق کند و برای آفرینش این انسان دیگر موجودات و جهان را آفرید .فردوسی میگدید خودت را دست کم نگیر همه جهان به خاطر تو بوجود آمده است و درست است که در شمارش بعد آفریده های دیگری اما همه این ها برای این آفریده شد که تو را بیافریند و خدا در این فکر بود که تو را بیافریند و به خاطر آفریدن تو ابتدا جهان را آفرید

۱
۳۰۳۰
۳۰۳۱
۳۰۳۲
۳۰۳۳
۳۰۳۴
۵۷۱۹