گنجور

حاشیه‌ها

حسین،۱ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۱ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵:

شهلا ی گرامی
از چشم خود ندارد، سلمان طمع که چشمش
آبی زند بر آتش، کان بی‌جگر نباشد
گویا می گوید : جگر سوخته ای دارم ، ولی از چشمم توقع ندارم حتا اشکی بریزد و آبی برین آتش بزند ،{ شاید مشتاق است شعله ی عشق خاموش نگردد}
زنده باشی

کمال داودوند در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۵:

تصحیح جمع این رباعی از 8674

ژاژخا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۸:

در ادامهٔ برداشت‌های ژاژگونهٔ خود باید عرض کنم ک یک برداشت وارو اما جالب انگیز از بیت اول دارم ک بدین سان است:
ما نگوییم بد و میل ب ناحق نکنیم: ما همچین ادعایی نداریم ک کار بد و میل به ناحق نکردیم (ما هم کردیم گاهی اشتباه)
جامهٔ کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم: نه میگیم بقیه بد هستن و نه خودمون ادعای خوب بودن داریم.

امیر عشق در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۱:

سلام دوستان.. این شعر پاک را استاد شهرام ناظری در آلبوم گل صد برگ با نام آهنگ درس سحر خوانده اند.. که این آلبوم در لیست سایت گنجور هم نبود که من بتونم اضافه کنم!

یاسین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۷:

سعدی وار سروده شده است

رضا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

در جواب نت افزار باید بگم این شعر در دوران امیرمبارزالدین سروده شده. حافظ واژه محتسب رو در توصیف امیرمبارزالدین به کار میبره.

توانای دانا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۹۶ - ذکر امام محمد باقر علیه الرحمه:

البته قابل توجه که از ذکر هفتاد و دوم به بعد نوشته شخص دیگریست و عطار ننوشته ذکر حضرت جعفر صادق را عطار نوشته ولی این ذکر را خیر بلکه بیستو پنج ذکر الحاقی است

حبیب در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی نوذر » بخش ۱۲:

ارمیده در مصراع «دل ارمیده بادا» یعنی چه؟ اَرمیده در اینجا همان آرَمیده است؟

فرخ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

بسیاری از حاشیه های نوشته شده درباره این شعر به واژه کربلا و اینکه آیا مولانا شیعه بوده یا خیر بر میگردد. تا اوایل دوره صفوی (که شاه اسمعیل و سلطان سلیم برای مقاصد سیاسی هر یک خود را امیرالمومنین خواندند ویکی امیرالمومنین شیعه شد و دیگری امیرالمومنین سنی) دوری بین سنی و شیعه بسیار ناچیز بود. از سویی، در بسیاری از فرقه های اهل سنت احترام زیادی برای امام حسن و حسین و امام صادق قائل هستند. برای امام حسن و امام حسین پسوند "رضی الله" می آورند. مثلا در مسجد ایاصوفیه استانبول، دقیقا نام حسن و حسین را در کنار نام خلفای راشدین می توان دید.

نصیراحمد دستگیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

بیت چهارم مصرع اول ومانده به واماندۀ تصحیح شود
در دیوان بیدل دهلوی جناب بهداروند نیز واماندۀ درج است .

نصیراحمد دستگیر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶:

در آخیر مصرع اول بیت اول کلمه یارها به کلمه بارها تصحیح گردد . از نظر ارتباط این کلمه (بارها ) ارتباط میگیرد با کلمۀ خوبان و نمیتواند یارها باشد و در چاپ کابلی کلیات دیوان حضرت ابوالمعانی نیز بارها آمده است .

حسین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

انقدر این موضوع حاشیه داشت که نمیشد همش رو خوند، اینکه معنی شعر عرفانی هست و خلاف ظاهر یا همون معنی ظاهری به کنار، هر کسی استدلال و بینش خودش رو داره،
ولی من خیلی کنجکاوم بدونم نوشته حاشیه پیاله شراب در زمان خیام چی بوده؟ یا لااقل نوشته پیاله خودش چی بوده؟
جایی پیدا نکردم، حدس میزنم تو مایه ( این نیز بگذرد باشه).
کسی میدونه؟

مهدی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۷:

بیت اول: بوی زلف یارم آمد، یارم اینک می رسد

shaham kh در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:

چقدر سطحی و کودکانه برداشت کردین! به قدری ظاهر بین هستین که بارم نمیشه همچین انسان هایی هم وجود داشته باشن . یا این که به عمد و از سر ستیز خواستین حضرت مولانا رو بد جلوه بدین . واقعا باعث تاسف هستین . ای کاش وقت داشتم و این شعرو برای شما نقد میکردم تا از برداشت کودکانتون پشیمان شین گرچه فکر نمیکنم جز ستیز ابلهانه چیزی دیگه پشت این ماجرا باشه . خطاب به کسانی که محدوده ظواهر شدن : ای برادر قصه چون پیمانه است
معنی اندر آن به سان دانه است
دانه ی معنی بگیرد مرد عقل
ننگرد پیمانه را گر گشت نقل
* البته اگه عقلی داشته باشیم .

سعید در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

در جواب اقای رسته
جناب رسته با اطلاعات اندک و دانش ضعیف فتفا صادر نکنید. جای دارد درمورد وادی حیرت از مراحل عرفان و کلاعرفان همچنین دید و نگرش مولانا بیشتر تحقیق بفرمایید

سید محمد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲۴:

وزن شعر "مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن" هست

نادر.. در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵:

ای غیر تو خیالی کرده ز تو سرایت..

فروزنده نجاری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲۱ - در بیان آنک موسی و فرعون هر دو مسخر مشیت‌اند چنانک زهر و پازهر و ظلمات و نور و مناجات کردن فرعون بخلوت تا ناموس نشکند:

مقصود از ذکر موسی و فرعون در این شعر تنها ذکر مثال بوده و این بدان معنی نیست که این دو ذاتشان در ابتدا یکی بوده است ( بی رنگ).
به عبارتی مولانا در این شعر جمیع انسانها را موسی فرض نموده چونکه در عالم ناسوت کل از خاک خلق شده و به خاک بر میگردند و در این عالم خاکیست که نفس انسانی رنگ حق یا رنگ باطل میگیرد چون که اسباب تضاد موجود است. اما در عالم ارواح که انا لله و انا الیه راجعون است عالم یکرنگیست چونکه اسباب جدالی موجود نیست و در واقع بعد از نزول به عالم خاکیست که که این جدال و نزاع به علت این اسباب به وجود میاید.
حال این اسباب چیست؟ 
مثلا یک سبب میتواند " غنا" باشد و این سبب در نزد افرادی که غنی میشوند به یک میزان است البته منظور ثروت مادی نیست بلکه غنی شدن در بروز صفاتیست که در وجود ماست. حال تجلی این غنا در آینه وجود هر فردی، خود را به گونه ای متفاوت که در راستای ذات آن فرد است منعکس مینماید. مثلا در انسان کریم به شکل کرم، در حسود به شکل حسادت، در بخیل به شکل بخل و امثال ذلک......به عبارتی دقیقا با این سبب ( غنا)، در هر فردی صفت ذاتی او هویدا میگردد. در واقع به یک تجلی ( غنا) بطور یک شکل در کروهی از افراد، صفات مختلفه متغایره هویدا میشود در صورتی که اکر سبب نبود، صفات درونی این افراد مستور و پنهان بود. البته ناگفته نماند که این مهم صحنه سازی نبوده و بدان معنی نیست که موسی و فرعون در اصل یکی هستند بلکه انسان به عنوان موجودی مختار، با این لسباب است که مورد آزمایش و امتحان قرار گرفته و کفر یا ایمان و حق یا باطل بودن او در محک آزمایش قرار میگیرد.

sunset در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:

جای تعجب نیست؛ در مملکت ما، این شعرهای فوق العاده زیبا، مهجور و نادیده بمانند...
بی نهایت عالی بود

رضا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:

به نظرم بیت سوم رو دو جور میشه خوند:
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب/ خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
یکی همون که دوستان هم اشاره کردن و به این معنی که اشک پرده در من اکه سرخ شده عجیب نیست، از خجالت سرخ شده چون هر پرده دری از کار خودش خجالت میکشه و معنی دوم: اگه بعد از "برآمد" کمی مکث کنیم "چه عجب" دیگه معنی عجیب نیست نداره و برعکس میشه. به همین شکل "نیست که نیست" ردیف هم معنیش عوض میشه. معنی بیت به این صورت میشه: اگه اشک پرده در من سرخ شده عجیبه چون هیچ پرده دری از کار خودش خجالت نمیکشه و همچین کسی وجود نداره. این معنی دور از ذهن هم نیست چون کسی که پرده دری میکنه معمولا خجل نیست و اگه خجالت بکشه و سرخ بشه باید تعجب کرد. البته معنی اول هم کاملا درسته.

۱
۳۰۱۹
۳۰۲۰
۳۰۲۱
۳۰۲۲
۳۰۲۳
۵۷۲۰