گنجور

حاشیه‌ها

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:

با دورد به 8 عزیز
پوزش مرا پذیرا باشید. به جای واژه قید، از صفت استفاده کردم. حق با شماست.
با این حال، آیا این مصرع در حالت فعلی اشتباه است؟

استاد توس در جای دیگر می فرماید:
چنین آمد از داد اختر پدید
که این آب روشن بخواهد دوید

زهرا روحی فر در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

درود و سپاس .ضمن تشکر از تمامی فرهیختگان متعهد به زبان و ادب فارسی .خواهشمندم غزل ها از منظر زیبایی شناسی نیز مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته و دوستان فرهیخته نظراتشان را درج کنند بلکه ماهم صحت و سقم نظراتمان را دریابیم. باسپاس .

یک همکلاسی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۴۴:

سلام
معنی چون طفل نی سوار به میدان اختیار...... چیه؟ اگر امکان دارد یه کم توصیح دهید. سپاس

شهلا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۷:

بنشانَد آن فارِس، جان را سِپَسِ زینش

شهلا در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۷:

باسلام و احترام و پوزش
بیت بهمان شکل مشکل وزنی ندارد وماباید آنرا با وزن درست بخوانیم
میفرماید آن اسب سوار، جان را پشت زین خود سوار می کند

۸ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:

از دید دستوری
" سر بریده " همان " بریده سر " نیست
در چاپ مسکو بریده نه صفت سر ایرج
که قید است از برای پدیدآمدن.
با پوزش

سهیل قاسمی در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۲۶:

همایون شجریان مونس و همدم را جا به جا گفته و خراب را زرد گفته.
البته زرد هم لطفی دیگر داشت. اما خراب در وزن درست تر می‌نشیند. نون از تقطیع ساقط است بقول قدما و اگر زرد باشد خزان را باید کشیده خواند تا در وزن جا شود که درست نیست.
دوم این که وقتی شاعر می‌گوید رخ ِِ چون خزان، تنها وجه ِِ شبَه ِِ رخ و خزان همانا رنگ زرد آن است و ذکر زرد پس از خزان، زاید می‌نماید. همان خراب را می‌پسندم که با خزان هم آهنگ هم هست

آزاده در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

بنظر من بیت اول همون بخواند درسته فقط باید طرز خواندنش رو خاص کرد و به بیت دوم متصل کرد.
به این معنی خودمونی بیت اول و دوم رو بگم که: اگه امروز تورو برونه، نیست که(نه که) فردا تورو قراره بخونه، پس حتی اگه در رو باز نکرد صبر کن و منتظر بمون.
مثل این مصرع:
نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد

آزاده در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۵:

بیت آخر: خاموش باش که او بدون احتیاج به هیچ سخنی، از این مِی به همه میچشاند(می منظور آگاهیها و سیر و سلوکهای عرفانی)

امید در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۲ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۹۲:

در مصراع اول آخرین کلمه، املای درستش «کن» هست:
ای مهر بتاب و رحمتی بر من کن ...

زهرا مهرداد در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۱:

این تصنیف را حسام الدین سراج بسیار زیبا اجرا کرده اند.و منظور این است که اگر تفکرات زائد را از ذهن دور کنیم،نور خدا،دل ما را روشن میکند

محمدامین در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ عطار » هیلاج نامه » بخش ۲۹ - در هدایت یافتن در شریعت فرماید:

سلام و درود
روحش شاد و بارگاهش نورانی باد!
همه نوع رازو نیاز و نیایشی درین شعر عاشقانه و موحدانه وجود دارد.
این شعر را برای دوست عزیزم که عازم سفر حج تمتع است انتخاب کردم و فرستادم.

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:

فریدون جان، مصرع
«سر ایرج آمد بریده پدید»
مطابق با نسخه مسکو است و نقصی در آن نیست. به چه دلیل شکل زیر یعنی:
«بریده سر ایرج آمد پدید»
را شکل درست تر می دانید؟ بر اساس نسخه خاصی می فرمایید؟
درست است که در بسیاری از مصرع ها در شعر فردوسی و سایر شعر های حماسی، آمدن صفت در ابتدای مصرع، فضا را منسجم تر می نمایاند. اما این قاعده کلی نیست.

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۱:

فریدون جان، مصرع:
به پیش فریدون شد آن شوخ مرد
کاملا صحیح و درست است. شوخ در اینجا یعنی کسی که لباس و بدن او کثیف و نامرتب است. مشخصا آن سوار به دلیل رنج راه، ظاهری شوخ دارد. پس منطق شعر صحیح است.

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:

گر ایدونک تازانه بازآورم
وگر سر ز کوشش بگاز آورم
جناب ناصر عزیز، فرمودید معنی چنین است:
حال که چنین است ، تازیانه آماده می کنم ، تا سرش را بیاورم در حالی که با انبر ازگوشش گرفته باشم.

اما این اصلا معنی بیت را نمیرساند. کدام تازیانه را آماده میکند؟ تازیانه که گم شده است...
سر چه کسی را میخواهد بیاورد؟
گوش را با انبر گرفتن در کجای شاهنامه یا متن معاصر آن آمده است؟

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:

در باب «سر به گاز آوردن» چند ماه اخیر در این زمینه تحقیق نمودم. سر به گاز آوردن کنایه از «مردن» است. این مساله بارها در متن شاهنامه آمده است و در همه مواردی که به چشم بنده خورد، همین کنایه از مرگ بود.
در اینجا استاد توس می فرماید:
گر ایدونک تازانه بازآورم
وگر سر ز کوشش بگاز آورم
وگر: در اینجا و در اغلب قسمت های شاهنامه بعنی «و یا»
معنی بیت از این قرار است:
یا آنگونه خواهد شد که تازیانه را برگردانم
و یا در این راه کشته خواهم شد.

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:

درود دوباره بر همه عزیزان
سپاس از اینکه وقت گذاشتید و در باب سوال بنده پاسخ ایراد نمودید.
جناب ناصر بزرگوار، بنده قصد این جسارت را نداشتم (و هرگز نخواهم داشت!) که شعر استاد بزرگ توس را دیگرگونه کنم.
اگر بیان بنده ناقص بوده مرا ببخشید. منظور بنده این بود که مطابق نسخه مسکو (که در اختیار بنده هست) واژه به صورت «کوشش» آمده و در اینجا اشتباه تایپی رخ داده است که به شکل «گوشش» نوشته شده. چرا که متن وبسایت وزین گنجور مطابق با نسخه مسکو است. پس باید دقیقا آنچه در نسخه مسکو آمده است، در اینجا منعکس شود.
ضمنا عرض بنده ی حقیر بدون منبع نبود. بنده شکل ضبط شدن این بیت را در سه نسخه ی
1- چاپ مسکو
2- نسخه ماکان
3- نسخه ژول مول
را ارایه دادم و در هر سه «کوشش» آمده است و در هیچکدام از این موارد «گوشش» نیامده.
هدف بنده تصحیح اشتباهات تایپی احتمالی در متن وبسایت گنجور است، نه اینکه چاپ مسکو (یا هر چاپ) دیگری را دگرگون نمایم.

حسین،۱ در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ هلالی جغتایی » غزلیات » شمارهٔ ۲:

یاسین جان
در { اغیار و یار } هم قافیه آر هست و در همه ی ابیات نیز .
زنده باشی

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:

سینای عزیز
در کار شاهنامه، پیش داوری ممنوع!
ترک و روم هر دو در یک جهت نیستند. شما باید به معنی واژه ی ترک را در بستر شاهنامه ببینید، نه در معنی امروزی آن. منظور در اینجا ترکیه نیست! در این بیت منظور از ترکان، مردانی است که در شرق ایران می زیسته اند. این مساله در جنگ ایران و توران(به ویژّ در زمان کیکاووس تا کیخسرو) بسیار تکرار شده است.
به عنوان مثال در داستان فرود سیاوش، فرود که بر روی قلعه ای بر روی کوه است، راه را بر فرستادگان ایرانی بسته است. در اینجا توس (که سپهبد ایران است) در وصف او می گوید:
چنین داد پاسخ ستمکاره طوس
که من دارم این لشکر و بوق و کوس
ترا گفتم او را بنزد من آر
سخن هیچگونه مکن خواستار
گر او شهریارست پس من کیم
برین کوه گوید ز بهر چیم
یکی ترک‌زاده چو زاغ سیاه
برین گونه بگرفت راه سپاه
در اینجا منظور از «یکی ترک زاده چو زاغ سیاه» فرود فرزند سیاوش است. که البته او زاده توران است و البته توران در شرق است و روم در غرب.

با احترام به تلاش های استاد گرانقدر، دکتر محجوب بزرگوار، باید گفت به نظر میرسد نسخه تصحیح ایشان پر از اشتباهات فاحش است. بنظر بنده حقیر، بهتر آن است تا همان نسخه مسکو یا نسخه استاد خالقی مطلق را ملاک مطالعه قرار دهیم.

شهروز کبیری در ‫۷ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۰:

درود بر مازیار پاک مغز
میازار موری که دانه کش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
این بیت از سعدی است. یعنی در واقع سعدی دقیقا بیت فردوسی را نیاورده است، بلکه آنرا به صلاحدید خود تغییر داده و در واقع نقل به مضمون کرده است.
این بیت به شکل دیگری در شاهنامه آمده است. مثلا در نسخه فلورانس اینگونه آمده:
مکش مورکی را که روزی کَش است
که او نیز جان دارد و جان خَوش است
در نسخه اخیر از استاد حلال خالقی مطلق، این بیت مطابق با نسخه فلورانس ضبط شده است.

نکته دیگر اینکه بر طبق تحقیق ریزبینانه و دقیق استاد بی بدیل، ابراهیم پورداوود، منظور از «مور» فقط مورچه نیست و به طیف وسیعی از حیوانات موذی، حتی لاکپشت، پلنگ و... نیز مور گفته میشده.
بنظر میرسد این بیت از فردوسی بزرگ، در واقع در نقد جشن خرفستران است. خرفستر /خْرَفْسْتَر/ واژه‌ای‌است پهلوی و به هر جانور یا حشره‌ای موذی اطلاق میشده و در دین زرتشتی کشتن این حیوانات ثواب داشته است.

با سپاس

۱
۳۰۱۷
۳۰۱۸
۳۰۱۹
۳۰۲۰
۳۰۲۱
۵۷۲۰