وحید رحیمی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۰۷ - غلامی:
این بیت در کشور ما مصادیق فراوان دارد، انسان های حر و آزاد به منظور رسیدن به مطامع نفسی و اغراض کم ارزش دنیوی حلقه بندگی، بندگان نالایق را در گردن انداخته و در برابر قباد و جمشید های این عصر سر به تعظیم و تجلیل خم میکنند.
باید اذعان کرد که داشتن مهر خوبان و پاکان در دل، معنی سرخم کردن انسان در برابر انسان را نمیدهد.
با حرمت
۸ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
به گمانم آقای سروش میباید در قرایتشان تجدید نظر فرمایند
عبدالله در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:
اگر هر یک از ما صادقانه و عمیق به درون خود بنگرد خواهیم دید که خدایی هم که ما می پرستیم نوعا از جنس خدایی است که شبان توصیف میکند نه خدای احد و واحد آن گونه که هست. یافتن خدای واقعی به این سادگیها نیست و کار هر کسی هم نیست.
فرزاد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۳:
این شعر در قالب تصنیفی زیبا و ریتمی شورانگیز در چهارگاه که اردوان کامکار ساخته توسط شهرام ناظری در کنسرت کامکارها در حافظیه شیراز خوانده شده .
سعید در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۶:
صد حاجتِ گوناگون در لیلی و در مجنون
فریاد کُنان پیشت کای مُعطیِ بی حاجت: ...
انگشتریِ حاجت، مُهریست سلیمانی
رهنست به پیشِ تو، از دست مده صحبت
***
بُگذشت مهِ توبه، آمد به جهان ماهی [ایهام: ماه]
کو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت
***
ای گیجِ سری کان سر گیجیده نگردد او
وی گولِ دلی کان دل یاوه نکند نیّت [گول = سرگردان و گم شده]
***
ای عشق تویی کلّی، هم تاجی و هم غُلّی
هم دعوتِ پیغمبر، هم دَه دِلیِ امّت [تضاد: ده دلی = دلواپسی و پریشانی]
***
خارم ز تو گل گشته، و اجزا همه کُل گشته
هم اوّلِ ما رحمت، هم آخرِ ما رحمت [رحمت = رحمِ تو]
در خار ببین گل را، بیرون (را) همهکس بیند
در جزء ببین کُل را، این باشد ( ُ) اهلیّت
در غوره ببین مِی را، در نیست ببین شی را
ای یوسفِ در چه بین شاهنشهی و مُلکت [ملکت = ملکات]
خاری که ندارد گل، در صدرِ چمن ناید [ناید = نیاید]
خاکی ز کجا یابد بی روح سر و سِبلت [سبلت = سیبیل]
کف میزن و زین میدان تو منشاء هر بانگی [زین = از اینجا، از این کف زدن]
کین بانگِ دو کف، نبوَد بی فرقت و بی وصلت [یعنی بدون جدا شدن و به هم رسیدنِ دو دست به وجود نمیاد]
کیارش مشعوفی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:
مخاطب شعر به احتمال زیاد شمس تبریزی است که با غیبت ناگهانی خود غم عظیمی به دل حضرت مولانا روانه کرد و خواب و خوراک را از او گرفت و در نهایت به کوشش سلطان ولد پسر بطرگ مولانا ، وی در دمشق یافت شد و با آنکه می دانست در قونیه مرگ در انتظارش است ، جهت آرام گرفتن دل حضرت مولانا ، رهسپار قونیه شد
بی نام در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
با استناد به قرائت دکتر عبدالکریم سروش در درس بوستان سعدی مصراع آخر رنگ را با زنگ جایگزین کنید به معنای سیاهی پوست سیاهپوستان حبشی که از پوست آنها پاک نمیشود
سینا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
آواز کمیابی از استاد افتخاری هست که به زیبایی اجرا کردند این شعر رو
نادر.. در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:
بی وجودم گر بری آنجا خوش است..
رضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز:
چو ماهش رخنهای بر رخ نیابی
کجاست نظامی ببیند ماه هم آبله رو است!
رضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
در ضمن یادتان باشد که دامن لباس های قدیم روی خاک بود نه مینی ژوپ!
محمدرضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:
درود بیکران بر تمامی دوستان،
این بنده حقیر نه تحصیلات آکادمیک دارم و نه دوره های خاصی رو گذروندم،
قصدم از نگارش این حاشیه تنها بیان احساساتیست که در هنگام خواندن اشعار بزرگانی چون حافظ و سعدی و مولانا و فردوسی وآنان که بردن نامشان مطمئنا در این مقال نمیگنجد است، وقتی با خواندن قطعه ای از اثر این بزرگان اینچنین درون و برون آدمی لبریز از عشق و شوق و غم و تمامی نیازهای حسی و حتی متافیزیکی بشری برای درک بهتر و بیشتر این جهان بیکران میشود، مگر میتوان جز واژه وحی و الهام دلیل دیگری بر وجود این اعجازها قائل گشت، بنده هم همچون دوستی که در یکی از حاشیه ها سوالی از درون خود اما به مخاطبی حافظ داشتند که چگونه و از کجا اینهمه زیبایی میتوان در یک بیت، گاه مصراع و گاه شعری یافت که لبریز از زیباییهای سطحی کلامی، آوایی، معنایی و امثال اینها را در خود مجتمع داشته باشند، بنده حقیر جز الهام و وحی که تنها شامل والایانی میشود که غبار غم چو بنشینند بنشانند، و یا تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار، که توسنی چو فلک رام تازیانه توست!
پوزش میطلبم از پرگوییهایم، اما این را هم از جوشش ناخواسته ای برمیخیزد که متاثر از بزرگان سخن ایران زمین است و کوچکترین انسی با ایشان میتواند رستاخیزی در درون آدمی برپا کند.
بیگانه در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴۸:
به به... بسیار زیبا...
حامد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۵:
خیام در این رباعی میخواهد به ما بگوید: ای مردم، از خواب همانندپنداری با دنیای اشکال و صورت ها بیرون بیایید. که دنیا خواب و خیالی بیش نیست. دنیا همانند "فانوس خیال" سایه ای از اشباح است. و به تعبیر قرآن کریم در آیه 20 سوره حدید:
اعْلَمُواْ أَنَّمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِینَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکَاثُرٌ فِی الْأَمْوَ الِ وَالْأَوْلاَدِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ یَهِیجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرّاً ثُمَّ یَکُونُ حُطَاماً وَفِی الْأَخِرَةِ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَ انٌ وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَآ إِلَّا مَتَاعُ الْغَرُورِ (سوره حدید آیات 20)
بدانید که زندگانی پستِ دنیا، چیزی جز بازی و سرگرمی و زینت طلبی و فخر فروشی در میان خود و افزون طلبی در اموال و اولاد نیست، همانند بارانی که گیاه آن، کشاورزان را به شگفتی وا دارد، سپس خشک شود و آن را زرد بینی، سپس کاه شود و در آخرت، عذابی شدید و مغفرت و رضوانی از جانب خداوند است و زندگانی دنیا جز کالای غرور نیست. به قول حضرت مولانا:
صورت از بی صورت آید در وجود
آنچنانک از آتشی زادست دود
گر ز صورت بگذرید ای دوستان
جنت است و گلسِتان و گلسِتان
اما در همین خواب و خیال دنیا حقیقتی نهفته است. گرچه دنیا خواب و خیال است اما هدفمند است. به قول ابوسعید ابوالخیر:
سوفسطایی که از خرد بی خبر است
گوید عالم خیالی اندر گذر است
آری عالم همه خیالی است ولی
پیوسته حقیقتی در او جلوه گر است
بودائیان جمله ای مشابه دارند که میگوید: "روشن بینی از درون توهمات آشکار می شود" یا "اگر توهم نباشد، روشن بینی وجود نخواهد داشت"
بنابراین ما اینجاییم تا هدف مقدس آشکار شود. باطن تنها ازطریق شما و دنیا، خودشرا می شناسد. (کتاب قدرت حال، اکهارت توله)
و آن هدف مقدس چیزی نیست جز "درک یگانگی با خداوند"و "پایان توهم جدایی از او"
به قول حضرت سعدی
دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجب تر که من از وی دورم
چه کنم با که توان گفت که او
در کنار من و من مهجورم
و نحن أقرب الیه من حبل الورید
و چه خوش گفت حضرت مولانا
از نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم (رو گردانی) مرد و زن نالیده اند.
دوستان هدف نهایی ما در این دنیا، تلألؤ واقعیت الهی و برتر ما در هر لحظه در این کالبد جسمانی است.
به راستی که عده کمی به این هدف راستین رسیده اند. افرادی همچون محمد، عیسی، بودا، مولانا، حافظ، سعدی، خیام، عطار و ...
"مانا باشید"
علیرضا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:
سه بیت اول این غزل روی مزار هایده حک شده ومن اولین بار این شعر بسیار زیبا رو اونجا دیدیم و خیلی خوشم اومد
حامد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۵:
فانوس خیال
وسیلۀ سرگرمی و هنری قدیمی. کاربرد این وسیله از دو قرن پیش ازمیان رفته و اصطلاحهای مربوط به آن نیز فراموش شده است؛ وسیلهای که در فاصلۀ شمع یا چراغ و پردۀ فانوس آن، اشکالی رنگین قرار میگرفت تا سایۀ آن براثر نور شمع یا چراغ بر پردۀ فانوس نمودار شود و بهسبب تعبیۀ چند اسباب دیگر شکلها به گردش درمیآمدند و سایۀ آنها بر روی فانوس دیده میشد. چنین وسیلهای از قرن 6ق، و احتمالاً سالها پیش از آن، تا 200 سال قبل، در ایران شناخته و معروف بوده و شاعران و فرهنگنویسان در شعرها و فرهنگهای خود بارها بدان اشاره کردهاند. کهنترین اشارهای که در اشعار و نوشتههای فارسی تاکنون دیده شده رباعی منسوب به خیام است که وجود و استفاده از این وسیلۀ سرگرمی را در قرن 6ق در ایران مدلل میدارد: این چرخ فلک که ما در او حیرانیم/ فانوس خیال از او مثالی دانیم. خورشید چراغ دان و عالم فانوس/ ما چون صوریم کاندرو گردانیم.
از قرون 11 و 12ق بهبعد در شعرها و نوشتههای فارسی، اشاره به «فانوس خیال» تقریباً روبه تزاید گذاشت و فرهنگنویسان آن را در فرهنگهای خود وارد کرده، ضمن توضیح و تشریح آن، نمونههایی از شعرهای شاعران را نیز دربارۀ این وسیلۀ نمایش به گواه آوردند و از این شعرها و نوشتهها است که ساختار و عمل «فانوس خیال» معلوم میشود؛ مثلاً در فرهنگ برهان قاطع (تألیف 1062 ق) «فانوس خیال» چنین تعریف شده است: «فانوسی باشد که در آن صورتها کشند و آن صورتها به هوای آتش چراغ به گردش درآید.» و در فرهنگ رشیدی (تألیف 1064ق) نوشته شده است: «فانوسی است که در او صورتها کشند و آن صورتها به زور دود فتیله بگردد.»؛ اما دقیقترین توصیف از «فانوس خیال»، در فرهنگ غیاث اللغات (تألیف 1242ق) آمده که مینویسد: «فانوس خیال و فانوس خیالی، فانوسی باشد که اندرون آن گرد شمع یا گرد چراغ بر چیزی حلقهای، تصاویر از کاغذ تراشیده وصل کنند و آن چیز را به گردش آرند، عکس تصاویر از بیرون فانوس با یک گونه لطف مینماید». آنچه از مجموع مطالب فرهنگها و مفهوم شعرها بهدست میآید این است که این وسیلۀ سرگرمی یا چراغ نمایش، «فانوس خیال، فانوس خیالی و فانوس سرگردان» نام داشته و سایهها بر روی پردۀ بیرونی آن، به وسیلۀ نور شمع یا چراغ منعکس میشده است و در دور جدار استوانه یا حلقه داخلی، اشکال سبک وزن مختلفی همچون صورتهای زیبا، رقاصان درحال رقص، صورت پروانه و غیره نقاشی یا بریده و نصب میشده، و این استوانه براثر جریان هوا به دور منشأ نور میگردیده و سایۀ صورتهای رنگین از بیرون فانوس (خارج جدار دوم) مانند پر طاووس، رنگارنگ، دیده میشده و اشکالی خیالانگیز را بهوجود میآورده است.
مهدیار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
مصراع دوم بیت دوم به نظر می رسد که اینگونه درست باشد:
شمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه قرارم
جعفر عسکری در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۱:
سلام
@علی آقا
این مصرع کاملا درسته
فقط باید این جور نوشته بشه:هیچ آگاهی ام از ...
جعفر عسکری در ۷ سال و ۶ ماه قبل، سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۰:
سلام
در مصرع دوم بیت ششم،"صف"غلطه و"صفت"درسته
پیام در ۷ سال و ۶ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۵۹ - داستان آن کنیزک کی با خر خاتون شهوت میراند و او را چون بز و خرس آموخته بود شهوت راندن آدمیانه و کدویی در قضیب خر میکرد تا از اندازه نگذرد خاتون بر آن وقوف یافت لکن دقیقهٔ کدو را ندید کنیزک را به بهانه به راه کرد جای دور و با خر جمع شد بیکدو و هلاک شد به فضیحت کنیزک بیگاه باز آمد و نوحه کرد که ای جانم و ای چشم روشنم کیر دیدی کدو ندیدی ذکر دیدی آن دگر ندیدی کل ناقص ملعون یعنی کل نظر و فهم ناقص ملعون و اگر نه ناقصان ظاهر جسم مرحوماند ملعون نهاند بر خوان لیس علی الاعمی حرج نفی حرج کرد و نفی لعنت و نفی عتاب و غضب: