گنجور

حاشیه‌ها

 

مرثیه‌ی رودکی برای ابوالحسن مرادی را ببینید.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۹۶


با استناد به یک نسخه‌ی چاپی (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۱۳) این تغییرات اعمال شد:
فگند –> فکند
نفط –> نقط
به نقل از همان منبع:
ابوالحسن محمد بخارایی شاعر ایرانی است که معاصر نصر بن احمد سامانی بود و به فارسی و تازی شعر می‌سرود. … مولوی در دو غزل به این مرثیه نظر داشته (غزل شماره ۹۹۶ و غزل شماره ۱۰۰۷) که یکی از آنها ابیات مشترک زیادی با این قصیده دارد چنان که در اختصاص آنها به رودکی شک حاصل می‌شود، اما متن غزل دوم به کلی متفاوت است.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۵ دربارهٔ شمارهٔ ۳۲ - در رثای ابوالحسن مرادی


هو
در معنی بعضی ابیات این غزل وتوجهی به
معنای کلی آن:
معنی بیت۱ = ای ساقی جام می را بگرد ش در آور وبده که عشق ابتدا آسان وبعد مشگل آفرین شد
معنی بیت آخر=اگر حضور قلب میخواهی از او غایب مشو چون محبوب خودرا ملاقات کردی دنیا را
فرو گذار ورها کن.
یک معنای کلی که از این غزل بدست میآید مسئله رهائی از دنیا وعشق به محبوب ازلی وتوجه به مشکلات این راه است نه تنها حافظ که اهل معرفت همگی موضوع رهائی واتصا ل ومشگلات آنرادریافته و با بیانا ت مختلف ا برازکرده اند این مشکلات مختص اهل معرفت نیست هر کس دانسته وندانسته باآن مواجه است یا مواجه خواهد شد

فضل الله شهیدی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


با استناد به یک نسخه‌ی چاپی (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۳۳) این تغییرات اعمال شد:
بیوگند –> بیوکند
کابوک را نخواهد ، شاخ … –> کابوک را نخواهد و شاخ …
در منبع مذکور «گردگرد» به این صورت علامتگذاری شده: «گِردگـــَـرد»،
طبق گفته‌ی منبع مذکور این شعر به «ابوشکور بلخی» هم نسبت داده شده (در لغت‌نامه‌ی دهخدا ذیل کلمه‌ی کابوک این شعر به ابوشکور نسبت داده شده). در لغت‌نامه این ضبط آمده:
چون بچه‌ی کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد موی و بیوگند موی زرد
کابوک را نشاید (نپاید؟ نخواهد؟) و شاخ آرزو کند
وز شاخ سوی بام شود باز گرد گرد

برای مصرع دوم بیت اول این روایت هم آمده:
هموار کرد و شدش مویگان زرد
در گزیده‌ی اشعار رودکی منبع نسبت این شعر به رودکی «صحاح الفرس» عنوان شده.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۸ دربارهٔ شمارهٔ ۳۱


بیت اول این شعر را با دو وزن می‌توان خواند یکی به این صورت : «حا تمِ طا - یی تیی ان - در سخا» (هموزن مثنوی معنوی: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن) و دومی به این صورت: «حا تمطا - یی تیی‌ان- در سخا» (هموزن مخزن الاسرار نظامی: مفتعلن مفتعلن فاعلن)، اما بیت دوم تکوزن و بر وزن مثنوی است و نشان می‌دهد که وزن کل شعر وزن اول است.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ شمارهٔ ۳۰ - در مدح نصر بن احمد سامانی


آلبوم موسیقی “سعدی نامه”، اثر زیبای گروه دستان. تصنیف اول، صدای دلنشین و زیبای سالار عقیلی، این غزل زیبا را در گوش جان طنین انداز می کند…

مانی پاشائی راد در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ غزل ۴۷۶


این شعر گویا به رودکی هم منتسب است.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸


این شعر به ناصرخسرو هم منتسب است (اینجا را ببینید). در کتابهای درسی ادبیات عهد ما این شعر را با نام ناصرخسرو آورده بودند.

حمیدرضا در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ شمارهٔ ۲۲


بنام خدا
به نظر میرسد اگر تمام ابیات سرآغاز مثنوی در اینجا نوشته شده بود بهتر بود

فضل الله شهیدی در تاریخ ۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۶:۳۲ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


با استناد به یک نسخه‌ی چاپی (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۲۸) «دانش» در بیت آخر با کنش جایگزین شد.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ شمارهٔ ۱۷


«تا» در بیت دوم یعنی مبادا! زنهار! و باید با حالت خطابی خوانده شود.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۲۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱۸


کلمه‌ی «سپنج» به معنی ناپایدار و گذرا است که از ریشه‌ی پهلوی aspanj می‌آید و در اصل به معنی مهمانی و اقامت موقتی در جایی است و با سه و پنج ارتباطی ندارد (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۲۹).

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ شمارهٔ ۱۵


بلفخت یعنی اندوخت از مصدر الفختن، به صورت الفنجیدن و الغخدن نیز به کار رفته است (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۱۳۴).

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱۲


بنام خدا
در نظر نخست این ابیا ت بویژه بیت اول( وچند بیت دیگر)عجیب ودور از واقعیت به نظر میرسد اما اهل معرفت میدانند که مقصود حافظ این نیست که واقعا سقف آسمان یا فلک از نظر فیزیکی شکافته وخراب شود وآسمان یا فلک دیگر با طرحی نو برپا گردد
حقیقت اینست که ماتصوراتی قالبی مطابق نفسانیات وشخصیت اجتماعی خود از کل جهان پیدا کرده ایم اگرقالبهای ذهنی تغییر کند یا محو شود کانه اساس جهان ذهنی ما در هم میریزد
وقتیکه عرفا از من حقیرخود عدول میکنند واز نگاه اسارت بار آن آزاد میگردند وباصطلاح رمزی خود مست میشوند حالتی نو وبه تبع آن جهانی نو را احساس میکنند که بسیار با شکوه است وبه منزله آنست که طرحی جدید درآسمان وزمین ایجاد شده باشد وگفته شده این حالت هرگز خیا ل و توهم نیست
حقیقی وجد یست بلکه این حالات مزمن وعادتی وتصوراتی که فعلا از جهان داریم غبار آلود وغیر واقعی است
سخن مهمی منسوب به حضرت علی داریم که انسان این جرم صغیر نیست وعالم اکبردر او پیچیده شده است (اتزعم انک جرم صغیر وفیک انطوی عالم الاکبر) اگر این وجود حقیقی ظهور کند وافکار وپندار های کاذب و شرطی شده بر طرف شود آن حالتی که عرفا مستیش نامیده اند ظهور میکند واین قطره هستی با دریای هستی در می آمیزد آنگاه به تمثیل میتوان گفت سقف فلک شکافته میشود وطرحی نو در انداخته میشود
انسانهائی که در قفس منیت گرفتار شده اند یکی از عقل میلافد ویکی با ادعای کرامت بیهوده گوئی میکند و..ولی داوری بین اینها با داور عالم هستی است.(با توجه به بیت ۶)
وکسیکه شراب حقیقت بنوشد کانه از اینجا به حوض کوثر در بهشت انداخته میشود(بیت۷)
وقتی اهل معرفت اینگونه سخنان رادر جمع مطرح میکنند دیگران نمیدانند ومقصود را نمی یابند پس این سخنان رابه جای دیگروپیش اهلش باید برد(بیت ۸) بلی اگر کسی شخصا تجربه ودریافتی ولوکوچک از این مسائل نداشته باشد به نظرش غیر واقعی میرسد اما به قول غزالی باید گمان خوب به آنها برد
این بود توضیحی هرچند نا کافی در باره چند بیت این غزل

فضل الله شهیدی در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷۴


«جهان است» در بیت ۱۶ باید «جهانس» خوانده شود تا وزن شعر درست باشد.
طبق توضیح منبع حاشیه‌ی پیشین «ت» در ترکیب مزبور زاید بر وزن است و نمونه‌های مشابه این در سبک خراسانی دیده می‌شود.

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ شمارهٔ ۱۰


با استناد به یک نسخه‌ی چاپی (گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۹۷) این تغییرات اعمال گردید:
بیت ۲ مصرع ۲ : پس –> پی
بیت ۵ مصرع ۲ : کیب –> کئیب
بیت ۷ مصرع ۲ : باد را طبیب –> را دوای طیب
بیت ۸ مصرع ۲ : برگ –> برف
بیت ۸ مصرع ۲ : قصیب –> قشیب (در پاورقی آمده: قشیب : نو، جدید. در نسخه‌ها «قصیب» آمده که معنای مناسبی ندارد. «قشیب» طبق ضبط لغت‌نامه [دهخدا] است.)

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ شمارهٔ ۱۰


در بیت سوم «بر شک» با «به رشک» جایگزین شد، بیت ششم در منبع دیگری به این صورت شروع می‌شود «ببخشا! ماه من! بر من ببخشا! …»

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ شمارهٔ ۴


کلمه‌ی «سر» در مصرع اول بیت اول باید به کسر سین خوانده شود: ســِــر یعنی راز، «به سر اندر» یعنی به صورت پنهانی، «عیار» معنی ترفندکار و زیرک می‌دهد و به قول بعضی نام معشوق رودکی بوده

حمیدرضا در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ شمارهٔ ۸


mey nosh nadani ze koja amadeie

پاسخ: در نسخه‌ی چاپی رباعیات خیام به تصحیح محمدعلی فروغی و قاسم غنی ضبط همین است (از). تغییری اعمال نشد.

Anonymous در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۴۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۶


mey khor ke bezire khak basi bayad khoft

پاسخ: ضبط مورد نظر شما از نظر وزنی ایراد دارد و فکر می‌کنم در نسخه‌های چاپی رباعیات خیام ضبط متداول همینی باشد که اینجا هست. تغییری اعمال نشد.

Anonymous در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۳


[صفحهٔ اول] … [۲۹۸۱] [۲۹۸۲] [۲۹۸۳] [۲۹۸۴] [۲۹۸۵] … [صفحهٔ آخر]