گنجور

 
هلالی جغتایی

خدا را سوی مشتاقان نگاهی

پیاپی گر نباشد گاه گاهی

نگاهی کن بامیدی که داری

که دارم از تو امید نگاهی

بیا ای آفتاب عالم افروز

که پیش آمد عجب روز سیاهی

رقیبا امشب از من بر حذر باش

که خواهم سوخت عالم را به آهی

رود سالی که آن مه را ندیدم

که دیده‌ست این چنین سالی و ماهی؟

به نزد خوشه‌چین خرمن عشق

همه عالم نمی‌ارزد به کاهی

هلالی خاک شد سویش گذر کن

چه دامن می کشی از خاک راهی؟

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
رودکی

به راه اندر همی شد شاهراهی

رسید او تا به نزد پادشاهی

باباطاهر

به قبرستان گذر کردم صباحی

شنیدم ناله و افغان و آهی

شنیدم کله‌ای با خاک می‌گفت

که این دنیا نمی‌ارزد بکاهی

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از باباطاهر
مسعود سعد سلمان

نگارینا نرستی ز آب و در آب

سبک رفتاری و نیکو شناهی

بلی تو ماهی سیمی و هرگز

نترسد در میان آب ماهی

کنارم آبگیری هست و در وی

[...]

انوری

زهی بگرفته از مه تا به ماهی

سپاه دولت پیروز شاهی

جهانداری که خورشیدست و سایه

یکی شاهنشهی دیگر الهی

خداوندی که بنهادند گردن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه