گنجور

حاشیه‌ها

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

معانی لغات غزل (203)
دفتر:کتاب جزوه، یادداشت اشعار و متون درسی.
صهبا: شراب انگوری ، مونث اَصهَب.
رونق:رواج.
پیر مغان:پیر میکده.
دفتر دانش ما جمله بشویید:1- دفتر و کتاب محتوی دانش ما را با شراب بشویید. 2- نوشانیدن می به معلومات و دانش ما را از خاطرمان بزدائید.
به می آن، طلب: حالت کیفیت بخواه ، نمک و چاشنی که سبب جذابیت و گیرندگی می شود طلب کن.
حسن شناس:زیبایی شناس، جمال پرست.
علم نظر: جمال شناس بودن ، علم زیبایی شناسی ، که از جمال انسانی به جمال الهی منجر شود .
.سرگشته پا برجا:شاخه ثابت پرگار که در یک نقطه ثابت و با گردش شاخه دیگر و ترسیم دایره ، در جای خود یک دور به دور خود می گردد
عملی می پرداخت:عملی را ابداع می کرد ، ترکیب آهنگی را عملی می کرد، آهنگی می نواخت.
حکیمان جهان:عقلا و فلاسفه دنیا، کنایه از مخالفان عشق.
خون پالا:خون پالاینده، خون تراوش کننده.
سهی:کشیده قامت ، راست.
پیرگلرنگ:لقبی که مردم شیراز به عارفی وارسته و شیخ الشیوخ زمان حافظکه در مسجد جامع شیراز به کار وعظ مشغول بود و صورتی چون گل قرمز و محاسنی سفید داشت داده بودند و به آن نام مشهور بود و حافظ پای وعظ او می نشست ( رجوع کنید به فصل چرا حافظ به یزد تبعید شد).
ازرق پوشان:کبود پوشان.
خبث: بدخواهی، کینه توزی، تفتین.
حکایتهابود:گفتنی ها زیاد بود.
قلب اندوده:سکّه تقلّبی به طلا اندوده.
بر او:پیش او ، توسط او.
معامل: طرف معامله.
بینا: آگاه ، مطلع.
معانی ابیات غزل(203)
(1) سالیانی دراز دفتر و کتاب ما پیوسته در گرو شراب و چنین بود کاری بود که کار میکده به سبب درس خوانی و گرو نهادن کتاب درسی ما رونق داشت.
(2) گذشت و جوانمردی پیر می فروش را بنگر که ما بدستان هر چه کردیم با دیده بخشایش و کرم و بردباری نگریست.
(3) کتاب دانش ما را باشراب شسته و از دفتر ضمیر ما معلومات فرا گرفته را با شراب بزدایید که از گردش روزگار بر من معلوم شد که این فلک در اندیشه آزار دادن دل خردمندان است.
(4) ای دل، اگر ادعای زیبایی شناسی داری ، در دلبران به جستجوی آن لطیفه نهایی که سبب جذابیت است باش و این نکته را کسی گفت که در جمال شناسی کار کُشته بود
(5) دل به مانند پرگار ، دایره وار به گرد خود می گردیدی ودر آن دایره به مانند شاخه ثابت پرگار در جای خود پابرجا و سرگردان بود.
(6) نوازنده موسیقی ، آهنگی را دربارهِ دردِعشق می نواخت چنانکه از مژه حکیمان ( که عشق را باور ندارند) به جای اشک خون می تروارید.
(7) از شادی شکفته وشادان می شدم چرا که مانند گلی که بر لب جوی و در زیر سایه سروی باشد ، سایه لطیف آن بالا بلند بر سرم بود.
(8) پیر واستاد عارف گلرنگ من اجازه پرده دری و معامله به مثل به من نداد و گرنه گفتنی های زیادی داشتم که د پاسخ ازرق پوشان بازگویم .
(9) سکه تقلبی دل حافظ مورد خاطر آن معشوق قرار نگرفتزیرا طرف معامله به همه عیبهای نهانی آن آگاهی داشت.
شرح ابیات غزل(203)
وزن غزل: فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
بحر غزل:رمل مثمن مخبون اصلم مسبع
*
همانطور که مفصلاً در فصل ( چرا حافظ به یزد تبعید شد) بیان گرید مقصود از پیر گلرنگ من ، عارفی وارسته است که در ایام جوانی ، حافظ از مجلس وعظ او بهره ها اندوخته است و همانطور که سودی نوشته است نام او شیخ محمود عطار شیرازی و مشهور به پیر گلرنگ بوده که مرید شیخ عبدالسلام و او هم مرید شیخ فریدالدین احمد معروف به شیخ روزبهان بقلی است و شیخ رزوبهان از دست پدر خود شیخ شطّاح خرقه گرفته است . نوشته سودی متکی به مدرکی است که ذکر نکرده و او فاضلی دقیق و بصیر بوده است . اینکه یکی از نویسند گان محترم، صفت گلرنگ را که حافظ در جرخای دیگر برای شراب استعمال کرده بالصراحه می نویسندکه به هیچ وجه نام شخص معینی نیست و دیگران هم نوشته ایشان را نقل می کنند نمی تواند قابل قبول باشد زیار شاعر بالصراحه می گوید : پیر گلرنگ من به اجازه جوابگویی نداد وگرنه در مقام مقابله بر می آمدم و نمی تواند این پیر گلرنگ من به من اجازه جوابگویی نداد و گرنه در مقام مقابله برمی آمدم و نمی تواند این پیر گلرنگ شراب باشد زیراشراب بر عکس آن پیر ناصح ، زبان شاعر را به گفتن و پاسخگویی می گشاید و تا به حال شرابی یافت نشده که به جای مستی و راستی مستی و سکوت و خاموشی را به شراب خوار القاء کند.
این غزل در ایام جوانی حافظ سروده شده وآن ارتباط معنا که بایستی در مجموع ابیات غزل بوده و ذهن خواننده را به خط سیر اندیشه شعر تطبیق دهد در آن دیده نمی شوند اما تعبیر بیت دوم و بیت هشتم این غزل به همان پیر گلرنگ بر می گردد که مردی خویشتن دار بوده و مریدان زیادی داشته و در پای وعظ او عده زیادی جمع می شدند و همین موجب حسادت شیخ علی کلاه واعظ تازه کار دیگر می شده ودر میان سخنان خویش به او بد گویی می کرده است.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

محمد حسن در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۴۸ - صفت خوان سلطان و قیاس با بارگاه سلاطین عجم سلطان محمود و غزنوی و پسرش مسعود:

منظور از خوان سفره است
و یعنی اینکه پادشاه مهمانی می دهند

عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴۵:

سلام و درود
نمی دانم چه اصرار یا تعصبی است که برخی در پای هر غزل مولانا یا حافظ و سعدی می نویسند منظور پیامبر یا امام حسین یا کربلا یا .... بوده است
عزیزان شما این طور برداشت کنید و برداشتتان برای خودتان محترم ولی چه اصراری است که هر سخنی را حتما به یک موضوع صدر اسلام گره بزنید؟
واضح و مشخص است که نوعا نظر جناب مولانا با شمس است و ایشان همه چیز را در شمس می بیند و هرگاه هم لازم بوده که سراغ بزرگان دین برود نام برده است.
چرا باید در سخن بزگان دنبال یک کلمه باشیم تا به وسیله آن کلمه، نظر خود را بر سخن آن بزرگ حمل کنیم؟
ایام عزت مستدام

سعید در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸:

مصرع دوم بیت دوم اشتباه تایپی داره.
«چون قلم، سعی قدم می‌بالد از مژگان ما»

بیگانه در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۰ دربارهٔ مولانا » فیه ما فیه » فصل سی ام - پیوسته شحنه طالب دزدان باشد که ایشان را بگيرد:

...«همه ی رنج ها از آن می خیزد که چیزی خواهی و آن میسّر نشود... چون نخواهی، رنج نماند»...

استار در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵۸:

اخه این شعر چرا انقدر خوبه و پرمغز،

نیکومنش در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴:

به نام دوست
چو افتاب می از مشرق پیاله بر اید ز باغ عارض ساقی هزار لاله براید
همانگونه که به وقت طلوع افتاب دامنه مشرق آسمان چون شراب سرخ گون می شود وبه طبع این رویداد لاله ها سر بر افراشته و خود را بو سوی آسمان و آفتاب می کشانند و رقص و زندگی می اغازند خداوند نیز بر بندگان خاص خویش تجلی کرده و رخسار خویش را چون افتاب به انها می نمایاند و این شروع عاشقی و هستی یافتن بندگان اوست که این دیدار داغی بر وجود انها نهاده و دوام و قوام زندگی انها مشروط به تلالو آن نور الهی می گردد
سر افراز باشید

سید حسن در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:

این غزل فوق العاده است و یک شاهکار، رحمت خدا به روان پاک حافظ که نظیر نداره واقعا.
راجع به مصرع دوم بیت آخر که یکی از دوستان هم در همون حاشیه های اول تذکر داده بود که باید تصحیح بشه خواستم بگم باید به این شکل تصحیح بشه: کان چشم مست شنگ او...
یعنی دو کلمه مست و شنگ به این ترتیب پشت هم بیایند. احتمال میدم منظور دوستمون هم همین بوده و اشتباهشون از بی دقتی بوده.

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

جناب حمید
مناظره ی دکتر ترابی ، بانو روفیا ، ایزدجو و مرسده بانو ، کم از گنجینه ی ادب نیست
لذت بردم ازین گفتگوی پر بار ادبی.

محسن ، ۲ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:

به تا جور دشمن بدردش پوست
رفیقی که بر خود بیازرد دوست
به یک جفای دشمن جان خود از دست میدهد
آنکه دوست را بیازارد

هادی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

ماشاء الله...بسیار زیبا بود

مهرداد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۳ - حکایت:

معنی این مصراع چیست:
بتا جور دشمن به دردش پوست

حمید در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:

سلام چه قدر زیبا و پر بار خواهد بود اگر دوستان ادب پرور و استاد در خصوص ابیات همین شعر سخن به میان بیاورند . تا گنجینه ای باشد برای استفاده طالبین حافظ.

بابک در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:

من نه ادم عارفی هستم و نه ادبی. اما دو تا نکته بگم
اول اینکه فکر کنم اگر حافظ علننا میگفت نگار جان، دستتو بده بریم بیرون، بازم یه عده ای میگفتن این عشق زمینی نیست. منظورش خداست!!!!!! دوما اینکه بهتره کنی فکر کنیم. من هیچ دینی رو ندیدم که حتی یک امت کوچک رو، برای یه مدت محدود خوشبخت کنه. خوده اون 14 معصوم دست کم 150 سال در بین مردم بودن. اسم اما یازدهم عسگریه!!! یعنی خودشون بیش از 150 سال تلاش کردن و در نهایت نه صلح حاصل شد، نه انسانیت. حالا منو شما با تقلید ازونا چه نتیجه ای میخوایم بگیریم؟!!!!!!!
من به هیچ وجه اشعار حافظ رو به عشقی به جز عشق زمینی مربوط نمیدونم

علیرضا شجاع زاده در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷:

سلام خدمت تمام دوستان
درمورد بیت نه نه هرکه سربتراشدقلندری داند توضیح دیگری است که این است
چون حضرت علی (ع) موی جلوسرشان کمتر بوده است کسانی که ادعای قلندری و درویشی داشته اند نیز چنین می کرده اند و موی جلوی سر را می تراشیده اند که جناب حافظ فرموده اند نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
لطفا دوستان اگر نظری در این باب دارند بفرمایند.
باسپاس فراوان

مسعود هوشمند در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:

بنظر میرسد که مضمون بیت ششم این غزل را حافظ از این بیت غزل کمال خجند:
مپوش رخ زِمن ای پارسا به عیب گناه
گناه بنده چه بینی، نگر به رحمت او
و یا این بیت خاقانی گرفته که می گوید:
زهد شما و فسق ما چون همه حکم داور است داورتان خدای باد اینهمه چیست داوری

مسعود هوشمند در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:

دست بدار ای فلک زرق ساز
ز آستیِ کوته و دست دراز
نظامی.مخزن الاسرار

جانعلی سوادکوهی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۰ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۸۹:

در جلد دوم کتاب امثال و حکم دهخدا بیتی از حافط با این دوبیتی باباطاهر نزدیک دانسته شده است:
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

مسعود هوشمند در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

چون شمع به خنده رخ برافروخت
خندید و به زیر خنده می سوخت
نظامی

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، دوشنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵۹:

شرح بیت آخر:
همای سایه دولت چو شمس تبریزیست
نگر که در دل آن شاه جا توانی کرد
شمس تبریزی کنایه از وجود مقدس امام عصر(عج) است که وجود پرفروغش(سایه دولت او) چون شمس پشت ابر گرما بخش(تبریز) همگان است. و لذا باید کاری کنیم تا مورد عنایت همایونی آن شاه جهان(ولی زمان) و صاحب دولت کریمه قرار گیریم. ان شاء الله....

۱
۲۹۵۷
۲۹۵۸
۲۹۵۹
۲۹۶۰
۲۹۶۱
۵۷۲۰