گنجور

حاشیه‌ها

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

جهانی در پیت مفتون به جای آب گریان خون
عجب می‌دارم از هامون که چون دریا نمی‌باشد
با این همه خونی که جهانی از پی تو میبارند شگفتا جهان که خشکی هایش دریای خون نشده است.

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۷:

دو چشم از ناز در پیشت فراغ از حال درویشت
مگر کز خوبی خویشت نگه در ما نمی‌باشد
آنچنان به زیبایی خویش مینازی و با ناز و ادا پیش را مینگری که گوشه چشمی به درویش بیچاره نداری

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

مستی یعنی مست بودی(بوده ای)
زان سبب افتان و خیزان میروی که مست بودی(بوده ای/شدی یا شده ای)
تکیه بر مستی شده نه تلوتلو خوردن که شاید نشانه ای باشد یا نباشد
میروی که زمان حال است به افتان و خیزان برمیگردد و مستی(مست بودی یا بوده ای) پیشتر از آن رخ داده است
این تلوتلو خوردن نشان آن است که پیشتر چیزی نوشیدی (نوشیده ای)

بابک چندم در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

علی جان،
ببین کارت راه می افتد؟
مستی = مست می بوده ای، یعنی پیشتر مست کردی تا به حال هم مستی ماضی استمراری که من به اشتباه نوشتم گذشته...
ماقبل "می روی" قرار می گیرد، یعنی اول مست کردی بعد راه افتادی و تا همین حالا هم "می روی"...
چون ماقبل است نشانه اش "آن" است، "می روی" نزدیکتر و نشانه اش "این" است...

سمیه موسوی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۱ - تصورات مرد حازم:

منظور کلی ازین ابیات اینچنین هست که اگر انسانها آنقدر که از فقر می ترسند و نگران فردای خود هستند اگر به همان اندازه از خداوند که خالق فقر می باشد و فقر مخلوق اوست میترسیدند خداوند گنجهای زمینی را در زیر پاهایشان نمایان میکرد .
نکته اول :فقر مخلوق خداوند است و ترس از مخلوق نوعی شرک ورزی است
نکته دوم:ترس ازفقر هیچ فایده ای ندارد و هرچه مقدر شود همان خواهد رسید
نکته سوم:اگر از خداوند بترسیم که این ترس عین توحید است به سبب این نوع ترس خداوند درهای رحمتش را باز میکند و چه بسا گنجهایی را نمایان سازد

nabavar در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴:

عبدالله جان
چون دو کون اندر دو دستت جمع شد دستی بزن
وقتی هر دو جهان را به دست آوردی شاد باش

محمود در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:

سلام
جای تاسف است که بعضی دوستان که منظور این مرد بزرگ و شاعر پر آوازه را درنیافتند حرفای بی ربطی نوشتند کجا شاعر گفته به خاطر ترس از جهنم ذکر میگه؟؟
بری از بیم و امیدی یعنی درخدا ترس و امید راه نداره واو اجل از بیم و امید هست و بیم و امید صفت مخلوق هست و خالق از آن مبرااست

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

درود برشما بابک
لطف کنید نام اون فرهنگ که مستی رو ماضی مشخص کرده رو بفرمائیید
مست بودی = قبلا مست بودی ( ماضی)
مست هستی = مستی الان مست هستی ( حال )
مست میشوی = آینده
" ی " که در آخر کلمات میآید بیشتر دلالت بر زمان حال دارد
مسافری : شما مسافر هستی الان
زائری : ......
مهمانی : ......
خندانی : .....

محمد طهماسبی دهنو در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۱:

بیت درسته بنده اشتباهی خوندم

محمد طهماسبی دهنو در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۱:

فتاده‌ام به خم و پیچ عبرتی‌که مپرسید
برون بحر شنا دارم اختیار ندارم
مصرع اول مپرس است نه مپرسید که باعث بر هم زدن وزن شعر هم میشه
امیدوارم دقت در گنجور بسیار قدرتمندانه عمل کنه
فتاده‌ام به خم و پیچ عبرتی‌که مپرس
برون بحر شنا دارم اختیار ندارم
مجتث مثمن مخبون محذوف
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

یکی بودم در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۶:

گلی خانم
گمان می کنم این تنها غزل وحشی بافقی باشه که از وصل دل شاده
امیدوارم برای شما هم خوش یمن بوده باشه
برای ما که نشد اما آرزوی محبوبتان را برایتان آرزو دارم

یکی بودم در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:

چه بوی نفس های آخری دارد این غزل

حسین در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲۷:

جانم به استاد محسن چاوشی و حضرت مولانا

مجیدشرفزاد در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

حضرت حافظ در این غزل از زبان شیطان ماجرای اطلاعش از لوح محفوظ خودش و داستان سجده نکردنش بر آدم و رانده شدن از درگاه باری تعالی را نقل میکند آنجایی که به حرمت لوح محفوظ با آنکه میتوانست سجده کند و چیزی هم از او کم نمیشد برای آنکه اراده باری تعالی بر این مقرر شده بود از سجده سرباز زد و کدی که در پایان شعر میدهد بر این مطلب صحه می گذارد .

مهدی مختارزاده در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:

غمم غم بی و همراز دلم غم
غمم همصحبت و همراز و همدم
غمت مهله که مو تنها نشینم
مریزا بارک الله مرحبا غم
باباطاهر... انگار دل همه عاشق های واقعی پر از غم عشق بوده. اگه غم عشق نباشه دل نیست

امید در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۲:

سلام - در مصرعهای اول هرجا که واژه عید وجود دارد بعد از آن حرف ربط «و» - واو - هم وجو دارد که در بعضی مصرعها از قلم افتلده و وزن شعر را برهم زده است.

رضا ساقی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰:

به صوت بلبل و قُمری اگر ننوشی می
علاج کی کنم اَت آخرالدّواء اَلْکَی
آخِرُالدَواء: آخرین دارو، معالجه نهایی.
اَلْکَی : داغ کردن، سوزانیدن
«آخر الدواء الکی» به معنی داغ کردن وسوزانیدن زخم است. اصطلاحی پزشکی است که از عربی وارد زبان فارسی شده است. این اصطلاح زمانی بکارمی رفت که درمعالجه‌ی زخم‌های شدیدهیچ کاری نمی‌شد کرد دست آخر باید زخم را می سوزانیدند. دراینجا منظور داغ کردن وسوزانیدن نیست بلکه ازابتدا به سراغ کارآخررفتن است.
معنی بیت:( اگرآفتاب تورامست نسازد،اگرنتوانی بانسیم به رقصی...) اگربه آوازبلبل وترانه ی قُمری وسوسه ی باده نوشی درجانت نیافتد وباده ننوشی من چگونه می توانم تورامدوا کنم؟ به طنز می فرماید: زمان درمان توگذشته ،وضعیّت تو شرایط خاصی پیدا کرده! بهترآنست که برای درمان تو، وقت رابیهوده تلف نکنم وکاری را که به عنوان گزینه ی آخردرآخر قرار است انجام دهم ازهمان ابتدا انجام دهم!
من نگویم که کنون با که نشین وچه بنوش
که توخود دانی اگرعاقل وزیرک باشی
ذخیره‌ای بنه ازرنگ وبوی فصل بهار
که می‌رسند زپی رهزنان بهمن و دی
معنی بیت: به هوش باش که بادغارتگردی وبهمن درکمین هستندتا آثاربهاروسرسبزی رابه یغماببرند ازرنگ وبوی بهار اندوخته ای داشته باش تابوسیله ی آن توانسته باشی اندکی از سختی روزهای زمستان وجوروجفای بهمن ودی بکاهی.
چه جورها کشیدتد بلبلان ازدی
به بوی آنکه دگربارنوبهاربازآید
چو گل نقاب برافکند ومرغ زد هوهو
منه ز دست پیاله چه می‌کنی هی هی
گل نقاب برافکند: کنایه از شکفته شدن گل و ودرآمدن ازغنچه
هوهو: کنایه ازآوازخوانی مرغ
هی هی : بیدار شو
معنی بیت: وقتی می بینی که گل ازپرده ی حجاب بیرون آمد وشکوفاشدوقتی می بینی بلبل شروع به نغمه سرایی کرد پیاله ی شراب رابردارو به عیش وعشرت بپرداز غفلت مکن چه کارمی کنی؟ به هوش باش که زود دیرمی شود.
به دورگل منشین بی شراب وشاهد وچنگ
که همچوروربقا هفته ای بود معدود
شکوهِ سلطنت و حُسن کی ثباتی داد
ز تختِ جم سخنی مانده است و افسر کِی
کِی: کی قباد.
جم: جمشید، پادشاه افسانه ای که شکوه سلطنت وی معروف است. معنی بیت: فرّ وجلالِ سلطنتِ هیچ پادشاهی پایدارنمانده است ببین چگونه از شکوه وعظمت تخت جمشید وتاج کی قباد تنها سخنی باقیمانده است؟
بده جام مِی وازجَم مکن یاد
که می داندکه جم کی بود وکی کی
خزینه داری میراث خوارگان کفر است
به قول مطرب و ساقی به فتوی دَف و نی
خزینه داری: نگهداری مال وثروت، کنایه ازخسیس بودن
میراث خوارگان:کسانی که ارث خواهند برد،وارثان
فتوی : فتوا ورای صادرکننده
معنی بیت: خسیس بودن وثروت اندوختن برای وارثان بنا به فتوای دف ونی، کاردرستی نیست. به قول مطب وساقی آدمی باید تازنده هست به عیش ونوش‌بپردازد وبرای دیگران (وارثان) ثروت اندوزی نکند این فتواییست که دف ونی صادره کرده ومارابه خوشگذرانی توصیه کرده اند.
چنگ خمیده قامت می خوانند به عشرت
بشنوکه پندپیران هیچت زیان ندارد.
زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند
مجو زسفله مروّت که شیئهُ لا شی
سفله: پست وزبون.
مروّت: جوانمردی
شَیْئهُ: چیزاو
لاشیی: لاشیئی، چیزی نیست.
معنی بیت: روزگارهرنعمتی که به آدمی می بخشد دیریازودبازپس می گیرد روزگارپست وفرومایه هست ازاوجوانمردی وسخاوت انتظار نداشته باش که ه چیزی که می‌دهد چیزارزش داری نیست.
مجودرستی عهدازجهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزارداماد است
نوشته‌اند بر ایوان جنّتُ المَأْوی
که هرکه عشوه ی دنیی خریدوای به وی
جنّتُ المَأْوی: یکی از هشت بهشت که نزدیک درخت سدرهُ المُنتهی واقع است.
عشوه خریدن: فریب خوردن
معنی بیت: برروی ایوان بهشت نوشته اند: ای وای برکسی که فریب جاذبه های دنیا رابخورد.
ازرَه مروبه عشوه ی دنیا که این عجوز
مکّاره می نشیند ومحتاله می رود
سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست
بده به شادی روح و روان حاتم طی
سخا: کرم و بخشش
سخن طی کنم: سخن به پایان برسانم
حاتم طی: حاتم طایی، از بخشش کنندگانِ معروف دوره ی پیش از اسلام که به سخاوتمندی مشهور است.
معنی بیت: کرم وبزرگواری درکس نمانده،سخن رابه پایان برسانم شراب بیاورتا به یاد حاتم طایی وبه شادی روح‌وروان اوبنوشیم.
درده به یادحاتم طی جام یک منی
تانامه ی سیاه بخیلان کنیم طی
بَخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ
پیاله گیروکرم وَرزوالضَّمانُ عَلَی
بخیل: سیه کاسه،خسیس
کَرَم ورز: بخشش کن
الضَّمانُ عَلَیَّ: ضمانت آن برعهده
معنی بیت: ای حافظ، خسیس وسیه کاسه هیچ بویی از بخشش وسخاوت نبرده است پیاله به دست بگیرو شراب بخشش کن خودم ضمانت درستی این کار رابرعهده می گیرم.
حدیث چون وچرا دردسردهدای دل
پیاله گیر وبیاسا زعمرخویش دمی

جعفر در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - در مقام اهل توحید:

چو علم آموختی آنگه بترس از علم کاندرشب........
علم را از حرص نمی آموزند و رابطۀ حرص با مصرع بعدی بی معنی است.

علی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

سلام بر ادب دوستان، خواهشمندم به جای بحث بر سر عروض و قافیه، به معنی و مفهوم ابیات بپردازید، چون فقط دارید از موضوع و هدف اصلی منحرف میشید. مهم درک مفهومی ابیات است، حالا در هر وزنی که باشد.

عبدالله در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴:

چون دو کون اندر دو دستت جمع شد دستی بزن
معنی این بیت را نفهمیدم کسی میتونه توضیح بده لطفا

۱
…
۲۹۵۵
۲۹۵۶
۲۹۵۷
۲۹۵۸
۲۹۵۹
…
۵۸۱۵