گنجور

حاشیه‌ها

محمد در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

خانم آذر چه هوشیارانه رابطه ی هر بیت را با مرحله ای کشف کرده و در پانویس این شعر پرمعنا و ارزش نوشته آمد.
کوته بینی و ماده گرایی در باب افیون و می و ... امری تازه یا غریب و حتی بد نیست... چیزی که دردآور است اصرار بر حرف خود و آنقدر مطمین بودن و سخن حق به جانب و مخالفت همیشگی بی آنکه لحظه ای از دیدگاه دیگر نگاه کنیم است که عجیب در فرهنگ غلط این ملت جا افتاده... و البته به جای غر به دیگران باید از خود شروع کنیم...باشد که رستگار شویم

فانی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱:

از معلمی شنیدم:
"واقعیت" آن چیزیست که هست
و ""حقیقت" آن چیزیست که باید باشد!
ما چندین و چند واقعیت داریم.ولی حقیقت فقط یکیست.

فیض بارش در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:

درود!
من نظرهای همه عزیزان را خواندم، واقعن جالب بود، من با ناشناس تاجای موافقم چون جناب ناشناس خیلی زیبا و با دید بزرگ به شعر خیام بزرگ نگاه میکند تا دیگر عزیزان که نظر دادند.
در مورد عرفان بودن خیام و گفتار خیام نظر به عرفان موافق نیستم چون، خیام خیلی بزرگتر از عارفان فکر میکرد و دید از جهان هستی داشت، عارفان بیشتر روری معنویات پیش میروند که خیام بزرگ فراتر از درک فارفان پرواز میکرد.
پ ن: از همه نظر های که خواندم دو دوست مان بنام گمنام و روفیایی عزیز خیلی زیبا سخن پرانی کردم واقعن در همان جای (نظرهای شان) که رسیدم حس زیبا را در سخنان شان خواندم.
شاد باشید!

رؤیا در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » سوزد مرا سازد مرا:

با کلمه ها بازی میکننه

آرمان فاتح در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۰:

مصرع یکم از بیت اول با «ای» شروع می‌شود.

زینب رفاهی کمساری در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سعدالدین وراوینی » مرزبان‌نامه » باب دوم » داستان برزیگر با مار:

در شعر بعد از پارگراف اول اشتباه متنی وجود دارد. شعر در متن اصلی مرزبان نامه نسخۀ تصحیح مرحوم قزوینی بدین صورت است:
من ندیدم سلامتی ز خسان گر تو دیدی سلام من برسان

محمد عسگری - وفا - در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین:

به نظر میرسد در بیت پجاهم به جای غرفه، غرقه درست باشد. به آب اندر شدن غرقه چو ماهی،

میم الف در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۳ - حکایت در معنی رحمت با ناتوانان در حال توانایی:

در جواب محمد منغص درست است و نه منقص. منغص به معنای ناگوار و ناخوش. تیره و مکدر. یعنی عیشی که گوارا و خوش نیست

۸ در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۶:

ایشان خود بارها گفته اند که از شعر و شاعری بیزارند
و از وزن و قافیه
ازیرا سخت نگیرید و کی را همان که بخوانید چه
فکر و ذکر او تنها قلندر تبریز بوده است
اما در گویش برخی ایرانیان می گویند سه گونه " ک " یافت میشود
نخست "ک " می نویسند و " چ " می خوانند مانند چتاب
به جای کتاب
.
دو دیگر " ک " می نویسند و " ی " می خوانند
مانند دیتر به جای دکتر
و سرانجام " کافی " که نه می نویسند و نه می خوانند
مانند " ابراهیم " !!

نیما سعادتی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۶۱ - نصیحت دنیا اهل دنیا را به زبان حال و بی‌وفایی خود را نمودن به وفا طمع دارندگان ازو:

مرد آنست که رد می شود و عبور می کند
زن آنست که دربند و زندانی خویشتن است.
چه بسیار انسان ها دیدم که روی شان مرد و اندرونشان زن بود و چه بسیار زنان دیدم که پوستین زنانه داشتند و اندرونشان رستمی زنده و جاودان.

سید حسین محمدی روشن در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۳:

با عرض ادب خدمت شما یکایک سروران
شعر خیام خود گواه همه چیز است لطفا تفسیر من در اوردی از شعر خیام نکنید خیام خودش بی پرده همه چیز را میگه پس شما ها کاسه ی داغ تر از اش نشوید لطفا ..................
تمام مشکل ما از همین تفسیر های الکی هست که میکنید و میکنند

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:

معانی لغات غزل ( 212)
دی سحرگه:سحرگاه دیروز.
اتفاق افتاده بود:پیش آمد کرده بود ( که یکی دو جام باده بنوشم).
مذاق:ذائقه.
در مذاق افتاده بود : در کام ریخته شده بود .
شاهد عهد شباب:محبوب زیبا روی دوره جوانی.
رجعت:برگشتن شوی به سوی همسری که مطلّقه شده.
طلاق افتادن:رها شدن از قید نکاح و در این جا منظور طلاق قطعی غیر قابل رجعت و بازگشت است.
مقامات: مراحل، درجات، مراتب، جمع مقام.
طریقت:روش و مسلک، تزکیه باطن، دومین منزل از منازل سه گانه ، ارباب سلوک ( شریعت –طریقت- حقیقت)راهی که به خدا می رسد.
عافیت:صحت وسلامت
.نظربازی:جمال پرستی ، در علم نظر بینا بودن.
دمادم: پیاپی ، پشت سرهم ، دم به دم.
عاشق وش:عاشق وار ، عاشق مانند .
سیر طریق: سیر سلوک، طی کردن راه وصول به حقّ جلّ و علاّ.
نفاق: دورویی و دورنگی
.در نفاق افتاده بود: در راه نفاق افتاده بود ، اهل دو رنگی بود
.مُعَبِّر:تعبیر کننده خواب، خواب گُزار .
شکر خواب صبوحی :رویای شیرین بامدادی .
هم وِثاق: هم اطاق.
نقش می بستم: نقشه می کشیدم ، در این خیال بودم.
گوشه: کنار.گیرمگوشه یی:گوشه گیری کنم، به گوشه یی پناه ببرم.
طاقت: تاب وتوان.
طاق: ( در برابر جفت ) یگانه ، بی همتا .
طاق افتاده بود: به نهایت بی طاقتی رسیده بود، از طاقت افتاده بود
.نصرت:یاری.
نصرت دین: یاری دین.
نصره الدّین:لقب شاه یحیی
اتّساق:انتظام، ترتیب دادن.
معانی ابیات غزل(212)
(1) سحر گاه دیروز چنین پیش آمد که چند جامی بزنم و از شوق بوسیدن لب ساقی، شراب به کامم شیرین و خوشگوار آمد. (2) به سبب مستی می خواستم بار دیگر با محبوبه دوره جوانی ، رجوع کنم ، اما میان ما طلاق قطعی واقع شده بود. (3) در راه طریقت به هر کجا و به هر مرحله که رسیدیم ، دیدیم که کار جمال پرستی با سلامت و ایمنی منافات و فاصله دارد.(4) ساقی! دم به دم جام می بده که در طی طریقت الی الله ، هر کس که عاشقانه و مستانه گام ننهاد به کوره راه دو رنگی و نفاق خواهدشد. (5) ای خوابگزار ، تعبیری خوش و خوب بنما که در رویای شیرین بامدادی شب پیش، دیدم که خورشید با من هم اطاق شده بود. (6) در این نقشه و تدبیرم بودم که از آن چشم مست دوری و کناره گبری کنم اما از دوری آن خم ابرو ، صبرو طاقتم طاق شده بود. (7) آن ساعتی که حافظ این شعر مغشوش را ( که هر بیتی مفهومی دارد) می سرود ، پرنده فکرش در بند آرزوهای دل افتاده و حالتی آشفته داشت. (8) اگر شاه یحیی از روی جوانمردی به یاری دین نمی شتافت ، کار و کشور و دین از روش صحیح و نظم وترتیب خارج می شد.
شرح ابیات غزل( 212)
وزن غزل: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
بحر غزل: رمل مثمن مقصور
*
در میان رجال آل مظفر شاه یحیی از همه بی ارزشتر و فاقد صفات مثبت بود. او مردی لئیم و بد قول و منافق بود بارها پیمان شکنی کرد و بارها بر علیه پدر زن خود به توطئه پرداخت در یورش اول تیمور به ایران ملاقات او شتافت و اظهار عبودیت کرد و به همین سبب پس از مرگ شاه شجاع و در زمان سلطان زین العابدین که نامه تیمور را بی پاسخ گذاشته بود از طرف تیمور به حکمت شیراز منصوب شد ( سال 789 . این حاکم بخیل لئیم را حافظ از قبل می شناخت و چنانکه در فصل( چراحافظ به یزد تبعید شد) گفتیم از او خبری ندیده بود شاعر در بیت اول در کمال لطافت و زیرکی می گوید که ( در زمان سلطنت شاه یحیی به شیراز) دیشب سحر در عالم خواب ، خواب دیدم که یکی دو پیاله شراب نصیبم شد و در اشتیاق بوسه ساقی دررویا نوشیدم و به دنبال آن دربیت دوم می گوید بعد از مست شدن خواستم با شاهد عهد شباب خود یعنی شاه شجاع دوباره رجوع کنم اما متاسفانه بین ما طلاق بائن و قطعی افتاده ، یعنی او از دست رفته بود . در این بیت شاعر اشاره به طلاق رجعی و طلاق بائن دارد و می دانیم که در طلاق رجعی هر گاه زمان عده بین زن وشوهر قبلی مقاربت انجام شود طلاق خود به خود باطل می شود ولی پس از طلاق قطعی یا بائن بایستی دوباره خطبه عقد جاری شود و کلاً تلمحی است به آیه 230 سوره بقره . مفاد دو بیت اول غزل در واقع یاد حسرت گونه یی از گذشته است که شاعر چنان ماهرانه بیان کرده است در این غزل مفاد سایر ابیات همانطور که که در شرح ابیات این غزل آمد، جدا جدا دل نشین ، لیکن بین آنها چه از لحاظ تعبیر و ایهام و چه از لحاظ شرح حال عاشقی با مطالب عرفانی روابطی بر قرار نیست و به همینسبب حافظ در بیت مقطع که خود به خوبی از این حال آگاه بوده می فرماید وقتی که من این غزل را می سرودم طایر فکرم در بند آرزوهای دل ، حالی بس آشفته داشت . و بدینوسیله شاعر، خوانندگان خود را در جریان پریشان احوالی خویش می گذارد . آنگاه به این بیت غزل بیتی می افزاید و می گوید اگر شاه یحیی به حمایت از دین بر نمی خاست کار دین وملک از دست می رفت و این بیت الحاقی به جز چند نسخه در اکثر نسخ خطی دیده نمی شود ومعلوم می شود که بعداً حذف شده است.
در پایان توجه خوانندگان محترم را به مفاد و ایهام بیت ششم این غزل معطوف می دارد . شاعر می گوید ای معبر و ای خوابگزار تعبیر خوش و دلنشینی از این خواب دیشب من به عمل آور، زیرا دیشب خواب می دیدم که با خورشید هم اتاق شده بودم و این اشاره یی است به جایگاه خورشید در آسمان چهارم یعنی جایی که حضرت مسیح پس از به دار کشیدن به آنجا رفت . در واقع شاعر مرگ خود را پیش بینی می کند و می خواهد بگوید که من به زودی از دست این نامردان خلاص خواهم شد و در کمتر از 2 سال از سرودن این غزل به سرای باقی شتافت.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

حسن خدابخش در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۷:

من تا بحال نشنیدم استاد شجریان بدخوانی کرده باشند و یکی از حسن های استاد آنست که به مفهوم شهر اشراف دارند. در مورد زاهد که در شعر خوانده اند نیز اتفاقا به ظرافت شعر افزوده است. عمل تزویر متعلق به زاهد است. وعظ مربوط به واعظ است اما زاهد داستانسرایی می کند.
در بیت آخر هم نیست امید خلاص از سر زلفش حافظ قشنگ تر است. استاد هم همین را می گوید.

جلیل در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۰ - خواستاری ابن‌سلام لیلی را:

آگه نه که گرچه گنج بازد
با باد چراغ در نسازد
معنی این بیت رو متوجه نمیشم؛
و مصراع اول این بیت
چون ماه ز بهیش باز خندیم
شکرانه دهیم و عقد بندیم

شقایق عسگری در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱۶:

دوست عزیز والا ماهم هنوز درگیر این کی و که هستیم
بحث در این باب در سایت گنجور مفصله دوستان ادیب میفرمایند این کی به معنی چه وقت نیست، کی (بر وزن سی 30) به معنی چه کسی میباشد.
اما بازهم با وزن اغلب ابیات جور درنمیاد!

عادل سنجابی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹۳:

احتمالا شمس برای اولین بار یا در یکی از سفرهایش به قونیه، از دمشق به قونیه رفته است که مولوی در وصف دمشق این شعر را سروده است.
زان صبح سعادت که بتابید از آن سو
هر شام و سحر مست سحرهای دمشقیم
اسامی زیر یا اکثر آنها، به نظر می رسد نامهای محل ها و مکانهای معروف دمشق در آن زمان باشند: باب، جامع عشاق، چشمه بونواس، مصحف عثمان (احتمالا نسخه ای از قرآن منسوب به عثمان خلیفه در دمشق آن زمان نگهداری می شده است)، باب فرج، باب فرادیس، ربوه، نیرب شاهانه، میدان، دروازه شرقی، جبل صالح،

مریم ابراهیمی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۶:

این غزل بسیار زیبا رو همایون جان شجریان هم خونده خیلی قشنگه حتما گوش کنید اسمش دلبرانه هست

بی نام در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۵۵:

حیف و صد حیف!!
سکوت اختیار کنید، آنچه بر دل افتد صمیمی ترین است.

عبد الله در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۳ - بیان آنک حصول علم و مال و جاه بدگوهران را فضیحت اوست و چون شمشیریست کی افتادست به دست راه‌زن:

آنچ منصب می‌کند با جاهلان
آنچه صحیح است نه آنچ.
که متاسفانه نتیجه آموزش غلط ه و کسره در سالهای اخیر در مدارس است.

مجید غلامی در ‫۷ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:

نبندی زان میان طرفی کمر وار
اگر خودرا ــ نبینی ــ در میانه
این یکی از تعابیر عرفاست که میانی وجود ندارد ـ چون لازمه آن دوگانگی ست ـ میانه بین دو مقوله
گفتمش اسرار به میان آور گفت
کو میان در این میانه که منم ـ مولانا
عارف خودش را دیدن اصلا عرفانه نیست ـ در منتها ممکن است به خود بینی منتهی شود
ز میان خوش به کنار آی و بگیرش به کنار
بکنارش چو گرفتی ز میان هیچ مگو
تا چه قبول افتد

۱
۲۹۳۳
۲۹۳۴
۲۹۳۵
۲۹۳۶
۲۹۳۷
۵۷۲۱