محسن.۲ در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۵:
سیدالمشرق
اشتباه نوشتی ، همان که مهناز خانم نوشت صحیح است
هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آیینه
جور و بغداد و بصره و ازرق
اشک و کاسه گر و فرودینه
HS در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
در سخنرانی شبی با مولانا و یکی از بهترین سخنرانی های دکتر سروش این شعر به زیبایی خوانده وتجلیل می شود.
عالمشاهی در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۱۱ - حکایت:
آقای مدبر. همان طور که در یادداشت تذکر رفته معیار پذیرش احادیث منتسب به معصومین حوالت ان به قران مجید است ( به توصیه خود ان بزرگواران) حالا شما بفرمایید این حیوان گویا نجس چه طور می تواند سه صد و چند سال با اصحاب کهف در یک غار باشد? شما که حیطه تخصص تان قران است حکم شرعی حیوان صید شده و حمل ان را به وسیله سگ بخوانید و ما را هم مطلع بفرمایید. بلی در تفاسیر است ان روز که حکم نجاست سگ در قران (؟) امد جو های مدینه را خون گرفت . شما از روی کرم ایت و سوره این حکم را مرحمت فرمایید. با تشکر
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:
خیام:
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزهٔ خاک ما تماشاگه کیست ؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ
▣ خاک و روحِ این بیت در چنگِ واژه های «سبزه» و «تماشاگه» است که به هر کدام دو مرتبه اشاره شده است . با این که جَدِّ معنایی این بیت ، به مساله یِ «مرگ» می رسد اما شاعر الفاظ آن را به گونه ای چیده است که انگار آدمی با مرگ خود تفرج گاهی می شود برای سایرین ، و البته تفرج گاهی که اگر درست نگریسته شود در اصل عبرت گاه است .
▣ شاعر در روایت کوتاه خود ، به جایی که از «اهالی خانه» بگوید به «نشانه های خودِ خانه» پرداخته است .
▩ احمد آذرکمان 5 مهر 1397
عمر شیردل در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶:
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
درست است.
تماشاگه راز در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:
شرح غزل 012- ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
یک شنبه 30 شهریور 1393 07:42 ق.ظ
معانی لغات غزل( 12 )
فروغ:پرتو،نور.
آب روی:قدر و منزلت،آبرو و شرف،تر و تازگی،عرض.
عزم:قصد،اراده،تصمیم.
طرف:چشم،سو،گوشه.
طرف بستن:(استعاره)بهره بردن.
دور:زمان،فصل،گردش،پیرامون و گرداگرد.
مستوری:نجابت،پاکدامنی،پرده نشینی.
مستان:(استعاره)چشمان.
بو،که:باشد که.
بزم جم:(استعاره)بزم شاه.
غرض:مقصود.
همدستان:همداستان،متّفق،هم عقیده.
خاطر مجموع:خیال راحت،آسایش خیال.
همّت:عزم و اراده.
آمین بگو:اجابت کن.
بساط:فرش.
بساط قرب:(استعاره)مجلس تقرّب،محضر.
( 1 )ای آنکه پرتو و طراوت زیبایی،از روی رخشان و چاه زنخدان شما سرچشمهمیگیرد.
( 2 )جان به لب رسیده من سر ملاقات تو را دارد.چه میفرمائی؟از تن برآید(و بهدیدارت نایل)یا به تن باز گردد(و در دوری تو به سر برد).
( 3 )الف:هیچ کس در دوران دلفریبی نرگس بیمار چشم تو،یعنی در اوجدلفریبیت،از سلامتی دیده بر هم نگذاشت.چه بهتر که در پیش چشمان شما(پیش شما)کسی ادّعای پارسایی و پاکدامنی نکند.
ب:هیچ کس در دور و دوران مستی چشم تو یعنی در اوج دلفریبیت(بابرکناری از عشق و عاشقی)از پرهیزکاری طرفی برنبست.چه بهتر که در برابرچشمان شما کسی ادّعای پارسایی نکند.
( 4 )بیشکّ،بخت خوابآلوده ما که از سرچشمه طراوت و شادابی روی درخشانشما،آبی به چهره خود زده است بیدار خواهد شد.
( 5 )به وسیله باد صبا از گلبن روی خود گلدستهیی برای ما بفرست.باشد که ازسرزمین پرورش دهنده گلی چون تو،بوی خوشی به مشام ما برسد.
( 6 )ای ساقیان بزم شاهی،عمرتان دراز و ایّام به کامتان باد،هر چند که جام(زندگانی)ما در دوران شما از می(نشاط)پر نشد.
( 7 )هان،ای دوستان!هر چه شما کردید،دلدار مرا آگاه کنید که دلم برای او بهبیقراری افتاده است.
( 8 )خدایا!کی این فرصت دست میدهد که خاطر آرام ما با زلف پریشان شما همآهنگ شوند؟(9)بدان هنگام که از کنار ما میگذری دامن از خاک و خون فراگیر چرا که در اینراه،چون من کشتگان و قربانیان زیادی به خاک افتادهاند.
( 10 )حافظ دعایی میکند،آمین بگو:خدا کند که(گفتاری شیرین از)لب شکّرافشان شما نصیب و روزی ما گردد.
( 11 )ای نسیم صبا از جانب ما به مردم یزد بگو که سر نمک نشناسان و ناسپاسانگوی چوگان شما باد.
( 12 )هر چند ما از حوزه و مجلس شاه بدوریم،همّت ما از آنجا دور نیست.ما بندهشاه شما و دعاگوی شما مردم هستیم.
( 13 )ای پادشاه بلند اقبال همّتی(و مساعدتی!)تا به حضور رسیده و مانندستارگان به لب ایوان بلند شما بوسهیی بزنم.
*خواجو کرمانی:آب آتش میبرد خورشید شب پوش شمامیرود آب حیات از چشمهء نوش شما*سلمان ساوجی:قبله ما نیست جز محراب ابروی شمادولت ما نیست الاّ در سر کوی شما* 1 -همانطور که در مبحث(چرا حافظ به یزد تبعید شد)و در صفحهء 76 به تفصیل بیان شده این غزل یکی از غزلهای مشهور حافظ است که دارای ایهامو تعبیر در هر بیت بوده و به هنگام حرکت از شیراز به یزد در سفر تبعید برای شاهیحیی سروده شده است و تفسیر و تعابیر هر بیت در آنجا به تفضیل شرح داده شدهاست.
2 -منظور حافظ از(طرفی نبست)در بیت سوم،این است که دیده برهم نگذاشت چه در قرآن مجید هم(قٰاصِرٰاتُ اَلطَّرْفِ)*به معنای چشم پوشی وطَرْفْ به معنای چشم آمده است.
****
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۷:
گر باغ از او واقف بُدی ، از شاخِ تَر خون آمدی
«دیوان شمس»
『2』
انگار صدایِ «اَلحَمد» خواندن هایِ یک مردِ پیر از یک پنج شنبه یِ پَرت و دور ، وقت و بی وقت با نیم سطل آب می آمیخت .
انگار دنیا ، پشتِ هم به سبیلِ نامیزانش می خندید و عمقِ آینه ها را با زیر پیراهنیِ چرکینش پاک می کرد .
ای کاش خروس ها نخوانند که هر چه هست خِش خِش خاطره است زیر کفشِ فرداهایِ نیامده .
ای کاش کلمه ای به رستگاری گفتار نرسد ، که هر چه هست شوخیِ با مَحرَم و نامَحرَم است حینِ تخم ریزی هایِ مُمتدِ شرم .
چرا کسی ندانست که سپیدی هایِ بی کس و کار کاغذ را کدامین رنگ ها به غارت برذند ؟
چرا کسی زنگوله را از گردنِ تنهایی باز نکرد که علف های وحشتش را بچرد ؟
چرا نمی گذارند آن فاحشه یِ دست و رو نَشُسته ، میانِ غزل هایِ مولانا چند شب با خود بخوابد و مدام با خود بخواند : «گر باغ از او واقف بُدی از شاخ تَر خون آمدی»
احمد آذرکمان ـ 5 مهر 97
مهدی صابری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
لحن و بیانش فرم دهانش
قندزبانش موی کمانش
مشتعل است متصل است او
جان دل است او پیش کشیدش
کعبه در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » خان ننه:
همیشه با شنیدن و یا خواندن این شعر پر احساس اشکم جاری میشود چه تصویری زیبا و شاعرانه از محبتی عمیق میان شهریار و خان ننه در پیش چشمانمان دیده میشود
مهدی صابری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
چشم من است او سرمه کشیدش
یشم من است او حلقه زنیدش
نور من است او سور من است او
عطر فشانید کل بکشیدش
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۶۸:
یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی
«دیوان شمس»
『1』
باغ ، سرد بود و ناامن . قرمزیِ غروب بویِ ماندگی می داد و رنگِ آبیِ پنجره ها پریده بود .
و توت بود که پشتِ توت ، رویِ زمین ریخته شده بود . و هوا از دَم ، بویِ دلهره می داد .
و کلاغ بود که به کلاغِ دیگر می خورد و سیاهی بود که به سیاهیِ دیگر دُم گِره می زد .
به خیالم پوستِ درختان در یک خُنَکایِ موذی با هم پچ پچ می کردند .
کسی چه می دانست دلم تنگِ یک زمزمه و تنگِ سپیدی هایِ بی لکِ یک ابر است ، اما شروع هایِ لِه شده روی هم تَلنبار شده بودند .
کسی چه می دانست که چرا شب ، لَق لَق کُنان به آغوشِ مَترسک ها پناه بُرده است ؟
کسی چه می دانست که چرا خاک ، پهلو به پهلویِ جوانه ها غریب و بی صدا مُرده است ؟
خمیازه هایِ هرزه روی طاقچه ها رشد کرده بودند و دیوان حافظ ، تنها نیم خورده یِ موریانه ها بود .
روسریِ سپیدِ مادربزرگ ها را باد بُرده بود بی آن که از حُرمتِ گیسوان سپیدترشان حکایتی به گوشِ عالَم رسانده باشد .
سکوتِ تنها آلونکِ باغ کِرم انداخته بود و لاشه هایِ خاموشی ، خاکِ دفن را مُدام پس می زد .
احمد آذرکمان ـ 4 مهر 1397
سید حسین محمدی روشن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی:
لطفا اولش که بخشی از زندگی نامه ی استاد دامغانی را اوردی بنویس که لقب ایشان شاعر طبیعت بود.
کمال داودوند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۴:
6594
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:
مضمون بیت هفتم این غزل را خاقانی چنین سروده است:
در صف دریاکشانِ بزم صبوحی
جامِ چو کشتی کِش خرام برآمد
مسعود هوشمند در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۸:
بنظر میرسد حافظ در بیت هفتم به استقبال بیتی از سلمان ساوجی رفته باشد:
ای در پناه چترت خورشید پادشاهی محکوم امر و نهی است از ماه تا به ماهی
سید حسین محمدی روشن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۵:
هفت خط داشت جام جمشیدی
هر یکی در صفا چو آیینه
جور و بغداد و بصره و ازرق
اشک و کاسه سر و فرودینه
سید حسین محمدی روشن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۸۹:
خدا یکی و خیام یکی کاش شعر خیام بدون هیچ کم و کاستی و تغییری در دسترس بود
سید حسین محمدی روشن در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۴۱:
سلام مصرع اول از بیت اول را من این گونه شنیدم:
من دامن زهد و توبه طی خواهم کرد
شقایق عسگری در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۴۷:
اگر عالم به غم خوردن به پای است...
خیلی زیباست.
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸: