گنجور

حاشیه‌ها

حکیم ابیانه در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:

با سلام به دوستان و دوستدارن عضق و ضوردیگی
در باره این بیت
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد
بنده فکر دیگری دارم. اگر به ابیات قبلی و حتی بعدی نگاهی بیندازیم حضرت مولانا در این غزل وضعیت خویش را در این جهان به تصویر کشیده است. میگوید قرار و مداری با آن جان اعلا دارد که او سلطان مولانا باشد ، او درمان دردهای مولانا باشد ، او خاقان و حاکم بر مولانا باشد ،او آسمان و ستاره مولانا باشد ، او تاوان مولانا باشد ، او کنعان مولانا باشد ، او برهان و دلیل مولانا باشد ، و او دل جنبان مولانا باشد ، اگر این تعبیر درست باشد آنگاه بیت مذکور نیز بنظر بنده باید به این صورت باشد ؛
نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
بمیرد پیش من رستم چو او دستان من باشد
بعبارت دیگر رستم در برابر او که دستانش ( صاحبش و مولایش و کنعانش و خاقانش و آفریننده اش ) آن جان اعلاست چه دارد که ارائه کند؟ اگر دستان او زال است دستان مولانا آن جان اعلاست پس وقتی رستم به برسد چاره ای جز آن ندارد که بمیرد چرا که مولانا با این اوصاف رستم تر از رستم دستان است.

همیرضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۳ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۴ - حکایت:

حافظ در مصرع دوم این بیت:
«طفیل هستی عشقند آدمی و پری
ارادتی بنما تا سعادتی ببری»
احتمالا به بیت 26 این بخش اشاره کرده است:
«ارادت نداری سعادت مجوی
به چوگان خدمت توان برد گوی»
هر چند در گلستان هم این مضمون آمده است:
… آنجا تا نقدی ندهی بضاعتی نستانی و اینجا تا ارادتی نیاری سعادتی نبری
سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۷

همیرضا در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۲:

بیت اول یادآور این بیت بوستان است:
«ارادت نداری سعادت مجوی
به چوگان خدمت توان برد گوی»
سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۱۴ - حکایت

غزل در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:

من معنی مصرع اول رو متوجه نمیشم میشه یک نفر توضیح بده برام.

عماد در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

چرا هیچکس نفهمیده که این شعر در غم دوری شمس و در تملق او گفته شده تا وی به نزد مولانا برگردد..مانند نازخری کسی که قهر کرده ... رقص سما هم در همین مدت دوری بخاطر ارامبخش بودن خلق شد از جانب مولوی... چرخ گردون هم بنظرم همین رقص سما بوده است

وحید در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۵:

مفهومی بس ساده و در عین حال پیچیده را میطلبد .منظور از دو گاو نیروهای درونی و بیرونی زمین اند .در قدیم زلزله ها را ناشی از حرکت سر گاو ی میدانستند که زمین را بر شاخهای خود دارد . منظور از خران الزاما توهین نیست .شاید تفاوت شعور رامابین انسانها و خرد ماوراطبیعه میداند .در مقام مقایسه اختلاف شعور انسان و عقل نهفته در ماورای طبیعت را به گاو و هر تشبیه کردن نه تنها بی ربط نیست بلکه شعور انسانی را از حد خود نیز بیشتر دانسته .
شاید خر را آنگونه که جامعه فعلی توهین تلقی میکند در عصر خیام تلقی نمیشد .هرچند در مقایسه امروزی ما هم گاو را کمی و فقط کمی از هر بیشتر میدانیم .پس منظور شاعر پایین از بودن عقل انسان است و بس

عبدالله در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۱۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:

سلام و درود بر شما دوستان اهل ادب و خرد.
هر چند برخی از دوستان کم لطفی میکنند و بعضی به بزرگان شعر و ادب فارسی همچون فردوسی بزرگ بی احترامی میکنن اما باز هم جای شکر باقی است که حداقل در بحث ها اینچنین شرکت میکنند و اثر های گران بهایی هچون شاهنامه رو مطالعه میکنند و امیدوارم که به کتاب ها و اثر های گران بهای فارسی بیشتر توجه بشه و سعی کنیم از این ها درس بگیریم که بتوانیم ایرانمان را بدور از هر گونه کینه توزی و دشمنی با خرد و دانش اباد کنیم، و کلا به این گونه اثار بیشتر اهمیت بدیم به فرزندانمون هم این چنین آثار ری رو معرفی کنیم و کشور رو با تقویت علوم انسنی به اوج شکوه و افتخار برسانیم.
زنده و جاوید ایران

امیرشریعتی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۴ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۲ - گلهٔ خاموش:

سلام عرض میکنم خدمت ادب دوستان گرامی
لطفا کلمهء "سیاوشتر از من" تصحیح شود به "سیاووشتر از من" تا هم وزن شعر درست شود، هم خوانش شعر راحت تر گردد.
سپاس فراوان از دست اندر کاران سایت خوب گنجور

همایون در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۰:

من وطن ندارم، وطن من هر جایی‌ است که در آن انسان و انسانیت در بند نباشد، ارنستو چگوارا
شهاب دین سهروردی که جان خود را بر پاسداری و گسترش حکمت خسروانی گذاشت در، لغت موران، حکایتی زیبا از لاک پشتان می‌‌آورد که روزی میان آنان در شناسائی پرنده‌ای در دریا گفتگو در می‌‌گیرد تا به پیش قاضی و حاکم می‌‌روند که این پرنده آبی‌ است یا هوائی، حاکم و پیر به آنان می‌‌گوید باید صبر کرد و دید که این پرنده بی‌ آب نمی تواند بماند و یا بی‌ هوا، همان طور که ماهی‌ بی‌ آب زنده نمی ماند پس آبی‌ است، در این میان طوفانی سهمگین در می‌‌گیرد و دریا پر آشوب می‌‌گردد و پرنده به اوج می‌‌نشیند و نا پدید می‌‌گردد، پس از حاکم توضیح آنرا جویا می‌‌شوند و او می‌‌گوید که این موجود نه دریائی است و نه آسمانی بلکه بی‌ جا و مکان است و هر چند که از انبیا و اولیا مثال می‌‌آورد که به هیچ مکان و زمانی تعلق ندارند ،لاک پشتان نمی پذیرند که کسی‌ بتواند به جایی‌ تعلق نداشته باشد، و حاکم را از سمت خود عزل می‌‌کنند
انسان در پندار و گفتار و کردار خود هم زمان مند عمل می‌‌کند و هم تابع مکان است هر چند که تغییر می‌‌کند و دگرگونی را نیز تجربه می‌‌کند، ولی در پهنه عشق به زمان و مکان وابستگی ندارد و نویی و تازگی را در جاودانگی و شادی بی‌ پایان تجربه و بیان می‌‌کند

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:

ما راضییم خواجه بدین ظلم و این ستم
خاموش باش فتنه درافکنده‌ “ او “ به شهر
به نظر میرسد منظور از ” او “ خواجه در بیت قبل باشد

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

مرسده بانو جواب محکم و وزینی در باره ی سوگواری دو زلف داده اند
میتوان گفت سوگوارانند چون سیاه اند
دو دیگر معطوف به بیت قبل که آب دیده غمازی کرده تا زلف دو تا سوگوار باشد

محسن در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:

خاموش باش فتنه درافکنده‌ او به شهر
خاموشیش مجوی که دریاست جان عم
یوسف خان ، گویا سروش پُر بی راه نخوانده، چون خاموشیش اشاره به او ست

بهرام گودرزی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۱۳ - آمدن زرد پیش شهرو به رسولى:

نخست دوستی معنی یارد را خواسته : یارد حالت فاعلی مصدر یارستن است به معنی توانایی داشتن.
دررابطه با واژه های ناسزا , نادان , نرواکام , نه شاد و... در ادبیات کهن ایران مردم واژگان منفی استفاده نمیکردند بلکه با نفی حالت مثبت منظور خود را بیان میکردند نه +واژه مثبت مانند : ناسزا = نه + سزا ناشاد یا غمگین = نه شاد نفرین = نی افرین یا نه آفرین

۸ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:

بیت آخر :

خاموش باش ! فتنه در افکنده ای به شهر
خاموشیش مجوی........
جنابشان " او " را از کجا آورده اند؟

۸ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

و من خود در فرهنگ دهخدا جستجو کردم در میان دست کم 300 صفت که برای زلف آورده است از جمله بی قرار و مشک سای و ....... نشانی از سوگ و سوگوار ندیدم .
دوستداران زلف سوگوار خود دانند.!

شیرین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:

بسیار زیبا و خوب این شعر را خوانده اند. از ایشان بسیار سپاسگزارم. کاش بقیه اشعار دیوان شمس هم فایل صوتی داشته باشد.

۸ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

و دیگر که یکی از دوستان شواهد بر سوگواری بنفشه آورده است
دوستانی که گیسورا نیز سوگوار می شناسند بد نیست گواهانی بیاورند!!

امیرحسین در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
بیا و خرگه خورشید را منور کن
گاهی شعاع نور به قدری قوی است که مانع از رویت منبع نور می‌شود. در عرفان نیز دو نوع حجاب ذکر می‌شود. حجاب جسمانی و حجاب روحانی. برای حجب روحانی می‌توان از اسماء و صفات الهی نام برد که مانع از نیل به ذات اقدس الهیست.
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست
این قدر هست که بانگ جرسی می‌آید

۸ در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

گرچه بی قراری صفتی بسیار مناسب است برای گیسوی یار
و سوگواری بسیار بسیار نا مناسب
اما بی قراری را می توان به عاشقان نیز منسوب کردکه گذر یار را با زلف آشفته بی قرارانه به نظاره ایستاده اند و سوگواری بنفشگان را چنانکه دوستی با گواهان آورده است از یاد نبرید.

یوسف غریبی در ‫۷ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۰۴:

در بیت اخر بجای ( فتنه ای ) دکتر عبالکریم سروش ( فتنه او ) اورده اند. سپاس

۱
۲۸۹۲
۲۸۹۳
۲۸۹۴
۲۸۹۵
۲۸۹۶
۵۷۲۲