گنجور

حاشیه‌ها

امیر س در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲ - او بود و او نبود:

دورد
هانی عزیز اینکه مدرک استاد شهریار ادبیات بوده یا خیر را نمیدانم اما این موضوع قابل انکار نیست که ایشان قلم قدرتمندی داشتند و انسانی ادیب و فرهیخته و اگاه و خوش ذوقی بودند که توانستد اینچنین یادگار فاخری بیافریند و بحق لیاقت ایشان از مدرک و دانشگاه و این ها والاترست !شما فرض بگیرید چند سالی رفتند در فلان دانشگاه به دکتری در ادبیات رسیدند آیا صرف وجود مدرک میتوانست شهریار بیافریند یا ذوق و استعداد و همت او؟ البته من بر این اندیشه هستم که قطعا داشتن تحصیلات عالیه بسیار میتواند موثر باشد
خیل عظیمی از نام اوران در عرصه های مختلف ادبی هنری ... در طول مشاهده شده است که رشته دانشگاهی ایشان با ان رشته ای که در آن فعالیت داشتند و موفقیت کسب کرده اند متفاوت بوده است
پاسخ پرسشتان هم جناب کیوان داده اند و نظر بنده هم بر همان پاسخ ایشان است
تندرست و پدرام باشید

جواد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۲:

به نظر می رسد مصرع دوم اینگونه باشد
خواهی متمتع شوی از دنیی وعقبی

راد در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶:

در بیت چهارم نظر ، نطر نوشته شده
بیت آخی تیغ ، تبغ نوشته شده
اصلاح کنید ممنون

نیما خرم شاهی بیات در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۹:

این شعر کمی مشکوک است.ادبیات ساده تری نسبت به سایر اشعار دارد و آن جانمایه خلاق و پیچیده ذهنی مولانا و در هم تنیدگی کلمات و عبارات که در سایر اشعار ایشان وجود دارد ، در این شعر وجود ندارد.بیشتر مانند این است که کسی خواسته چیزهایی را در وصف مولانا ، از زبان خود مولانا بیان کند.

تماشاگه راز در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:

معانی لغات (230)
باده مشکین: شراب مشک بو ومعطر .
دلم کَشَد: میل دلم بکشد.
شاید: شایسته است ، خوب است .
خدواندگار : صاحب ، مالک، خدای متعال .
فیض کرامت: فیض کرم الهی ، بهره رسانی ، کرم خداوندی .
خلق کریم:خلق و خوی بزرگوار ،خوی نیک کریم خداوندی.
حلقه ذکر : دایره وانجمن برای ذکر ودعا .
زلف یار: در اصطلاح صوفیه انبوهی برای ذکر ودعا .
زلف یار : در اصطلاح صوفیه انبوهی و ایهام اسرار خلقت.
حجله: اطاق آراسته و زینت کرده برای عروس و داماد .
حجله بخت: ( اضافه تشبیهی ) حجره بخت و اقبال .
مَشّاطه : آرایشگر.
بیاراید: آرایش کند.
در بایستن: ضرور بودن ، سزاوار بودن ، لازم بودن .
در نمی یابد: ضرور نیست ، لازم نیست.
جمیله: زن زیبا روی .
مُخَدَّره: در پرده پوشیده شده ، مستور ه، پرده نشین.
لابه : اظهار نیاز توأم با التماس ، تضرع و چاپلوسی .
یک شِکَر:بوسه .
بیالاید: آلوده کند.
معانی لغات غزل(230)
(1) اگر میل دلم به سوی شراب خوشبو کشیده می شود ، شایسته است . چرا که از زهد ریایی و دروغین بوی خیر به مشام نمی رسد.
(2) اگر تمام مردم دنیا من را ا عشق ورزی منع کنند ، من همان کار را خواهم کرد که خداوند فرموده است . (3) از اینکه کرم الهی تورا بهره مند کند نومید مباش زیرا خُلقِ کریمانه محبوب از گناهان در می گذرد و عاشقان را می بخشاید. (4)از آن سبب دل در انجمن ذکر و اوراد برای دعا کردن جای گرفته که (شاید ) حلقه یی از سر زلف یار را بگشاید ( رمزی از رموز خلقت را در یابد .
(5)تو که زیبایی خدا داده و حجله بخت آراسته داری ، چه نیازی است که آرایشگر به آرایش تو بپردازد .
(6) اکنون که چمن با صفا وهوا دل آرا و شراب خالص و ناب است ، برای بهره برداری ، هیچ چیز دیگر غیر از دل خوش لازم نیست.
(7) دنیا به مانند عروس زیبایی است اما این را بدان که ای پرده نشین دلربا به عقد همسری کسی در نمی آید .
(8) به التماس و زاری به او گفتم ، ای ماهرو به تو چه زیانی میرسد اگر خسته دلی با یک بوسه توآرامش یابد ؟
(9) باخنده پاسخ داد که حافظ ، از برای خاطر خدا راضی مشو که بوسه تو چهره ما را آلوده کند
شرح ابیات غزل (230)
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فع لن
بحر غزل: مجتث مثمن مخبون اصلم
*
عـبـید زاکانی :گَـرَم عـنایت او بـه در روی بـگــشاید هـزار دولـتـم از غـیـب روی نـمـاید
*
سـعـدی : بــه حسـن دلـبرمن هیـچ در نـمـی بـایدجز این دقیقه که با دوستان نمی باید
*
ســعدی : مـرو بـه خـواب کـه خـوابـت ز چشم بِرباید گـرت مـشاهده خویش در خیال آید
*
سلمان ساوجی : مـرا از آیـنه سـخـت روی ، سـخت آید کـه در بـرابـر روی تـو روی بـنـمـایـد
*
کمال خجندی: جهان به خوابو دمی چشم من نیاساید چـو دل به جای نباشد چگونه خواب آید
*
چنین به نظر می رسد که این غزل ، با رگه های عرفانی و ایهام باطنی ، که در کمال پختگی سروده شده مربوط به سالهای آخر غز لسرایی شاعر باشد و آنچه مفاد و ایهامات ابیات بر می آید حکایت از اوضاع و احوال آرام و مساعد می دهد و لذا احتمال داده می شود که در زمان شاه منصور سروده باشد.
شروع غزل با مشی عرفانی و عقیده باطنی حافظکاملاً هماهنگی دارد. به این معنا که این شاعر متفکر و روشنفکر در تمام طول عمر خود برای عقیده که راه زهد ریایی راه رسیدن به مقصود نیست پای استقامت فشرده است . شاعر دربیت دوم می فرماید اگر خلق خدا من را از راه عشق بازدارند من بدان اعتنایی نکرده من بدان اعتنایی نکر ده و به همان راهی می روم که در روز ازل خداوند خالق مرا برای آن آفرید و این بار سنگین عشق را بر دوش من نهاد و این اشاره یی است به آیه 72 سوره احزاب (اِنا عَرَضنَا الاَمانَهَ عَلَی السَّمواتِ وَالارضِ وَ الجِبالِ فَاَبَینَ اَن یَحمِلنَها وَ اَشفقَنَ مِنها وَ حَمَلَهَا الِانسانُ اِنَّه کانَ ظَلوماً جَهُولاً ) 72 به درستی که ما عرضه کردیم امانت را بر آسمانها وزمین و کوهها پس اِبا نمودند که بردارند آن را ترسیدند از آن و انسان آن را برداشت . به درستی که او در حق خود ستمکار و بی اطلاع است . آنگاه با دید وسیع به کرامت قادر متعال نگریسته و می گوید اگر من در حلقه ذکر عارفان شرکت کردم و راه عرفان را برگزیدم تمام مقصود من این است که مشکلی از مسئله خلقت و رمز آن را دریابیم .
ابیات پنجم و ششم باز گو کننده وصف شاه منصور و اوضاع و احوال زمان حکومت اوست و شاعر در بیت هفتم نصیحتی عالمانه به او می کند . به او هشدار می دهد که این دنیا و حکومت چند روزه آن برای همیشه پایدار و مستقر نیست ودست به دست می شود . شاعر در بیت ماقبل آخر غزل که همیشه خواسته باطنی خود را بیان می کند. اشاره غیر مستقیمی به بذل و بخشش در حق خود را دارد. در پایان ، مضمون بیت ششم را حافظ از نظامی در شرفنامه گرفته که می گوید :
هوا معتدل بوستان دلکش است هوای دل دوستان زان خوش است
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی

یکی بودم در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

س عزیز نباید حساس شد
خودش تعمدا جوری حرف زده که بدگمان ها بدگمان تر و خوش گمان ها خوش گمان تر بشن
حافظ از اینکه چنین حرف هایی در موردش زده بشه ناراحت که نمی شد برعکس خوشحال هم می شد !
توصیه می کنم این غزل رو مطالعه بفرمایید
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰/

رضا در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۸ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۶۰ - نامه نوشتن ویس به رامین و دیدار خواستن:

تو خود دانی که از ما کیدت بد نام: کیست بدنام
من آن بودم به پاکی کم دیدی...
صحیح: من آن بودم به پاکی کِم تو دیدی. من در پاکی آنگونه بودم که تو دیدی‌ام.

۷ در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۱:

درون خاطر سعدی مجال غیر تو نیست
چو خوش بود به تو از هر که در جهان مشغول
چو خوش بود به تو مشغول،از هر که در جهان(است)
مشغول تو آنچنانم
کازاد ز هر جهانم

Seraj Hosseini در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۹۴:

بیت نهم مصرع دوم لطفاً تصحیح بفرمایید
> ویران شود < آن باغ که بی‌در شده باشد...
16.11.2018

فرح شیرازی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

لطفا برای اطلاغت بیشتر در مورد سوابق غزل بع مقاله تحقیقی «عشق بچربید بر فنون فضایل و ریخت اصیل تر آن به گواهی نسخه های قدیم» نوشته دانشمند محترم جواد جهانبخشدر اینتر نت مراجعه بفرمایید.

فرح شیرازی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۸:

لطفا برای اطلاعات بیشتر در بارۀ سوابق غزل، به مقاله پژوهشی جواد جهانبخش به نام «عشق بچربید بر فنون فضایل و ریخت اصیل تر آن به گواهی نسخه های قدیم» در اینتر نت مراجعه بفرمایید.

س در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

چه خوب بود نظارتی بر این حاشیه ها بود. در حاشیه شعر حافظ که غرق در عشق به معبود است و با اشارات عرفانی بیان میکند، او را میگسار مینامند! و همزمان بر خداناباوری و برتری علم بر دین میگویند! علم بشری غرق در تلاطم و اشتباه را با عشق و عبودیت پروردگار خالق حکیم مقایسه میکنند؟ لااقل در حضور شعر حافظ جایش نیست.

مصطفی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۲:

همه تلاش و کوشش و در نهایت امر به خاموشی مولانا در این غزل بسیار عالی که در تفسیر آن کتابها می توان نوشت به یک جمله پر مغز اشاره دارد: " هر پدیده ای در جهان هستی نشانه ای دارد که بر هستی و موجود بودن آن گواهی میدهد". مولانا هستی پدیده ها راجهانشمول میداند و طبیعت و ماوراء طبیعت را چنان عجین در یکدیگر می بیند که گوئی دو روی یک سکه اند و نشان از یک چیز دارند. کافی است چشم سر با چشم دل باز گردد تا آدمی را به مبدا وجود که نمودی در ظاهر و ریشه ای در باطن دارد رهنمون شود

مسعود م در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۵۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵ - در وصف بهار:

قاقم:نام حیوانی است شبیه سمور با پوستی سفید
یزک:پیشقراول لشگر

محمود صوفی در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۱۸:

در بیت نهم واژه حذف شده به احتمال زیاد "زانوان" بوده که در متن اصلی مخدوش شده و قابل خواندن نبوده است

همایون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۲:

معلوم نیست چه کسی‌ دو غزل 1017 که به زبان فارسی است و 1178 که به عربی‌ است را در هم آمیخته و این غزل را ساخته است

همایون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷۸:

معلوم نیست چه کسی‌ این غزل را با غزل 1017 که به زبان فارسی است در هم آمیخته و غزل 1172 را ساخته

همایون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۷:

هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن - خود را چو ما بی‌هوش کن بی‌هوش سوی ما نگر
توصیه شدید به اینکه هوشیار و منطقی و خشک اندیش را به جمع مستان راه ندهید و این دو قماشی جدا گانه ا‌ند و هم نشینی آنان ممکن نیست
معلوم نیست چه کسی‌ این غزل را با غزل 1178 که به زبان عربی‌ است در هم آمیخته و غزل 1172 را ساخته

همایون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۶:

این هم غزلی به عربی‌ در وصف شمس، جالب است که "ایها الساقی ادر کاس " در اینجا بکار گرفته شده است که شایع شده بود این را حافظ از یزید اقتباس کرده است، در حالیکه بسیاری شاعران عربی و فارسی‌ حتی پیش از یزید و بعد از آن از این ترکیب به شکل‌های فراوان در شعر استفاده کرده ا‌ند که دعوت است از ساقی که می‌‌بیاور و می‌‌بده و می‌‌بریز که بسیار عمومی‌ است و هیچ دلیلی ندارد که بگوییم این را یزید اول گفته است

همایون در ‫۷ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:

جالب است که تقریبا هر کجا واژه الشمس الضحی بکار رفته است آن شعر ضعیف و از سروده‌های نخستین پیش از ملاقات شمس است این هم نمونه ایست که فقط تمرین عربی شعر گفتن است که بعد‌ها شاید جلال دین کمتر بدان پرداخته باشد

۱
۲۸۶۴
۲۸۶۵
۲۸۶۶
۲۸۶۷
۲۸۶۸
۵۷۲۲