شهرام بنازاده در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۱۴:
که ز معشوقه پنهان من
کاه ( که آه) زمعشوقه پنهان من صحیح است
Jafar Jafarzadeh در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۲:
جز خداوندان معنی را نغلتاند سماع
محمد رضا زوار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:
ماجرای علامه جعفری و تفسیر غزلیات حافظ
حسن جعفری پسر برادر علامه جعفری نقل می کنه:
علامه جعفری تو جمع خانوادگی گفته، جوان که بوده می خواسته
کتاب غزلیات حافظ رو تفسیر کنه.
مدتها با خودش کلنجار می رفته، اما نمی تونسته.
یک شب که غزل:
(کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند در دایره قسمت اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کاین شاهد بازاری وان پرده نشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد)
رو می خواسته تفسیر کنه، هرکار می کنه نمی تونه، اعصابش بهم می ریزه،
دورکعت نماز می خونه و از خود حافظ مدد می خواد.
خوابش می بره، نزدیک صبح حافظ به خوابش میاد و میگه:
تو نمی تونی کتاب منو تفسیر کنی، نشونه شم اینه که من فقط از این غزل،
چند بیت رو برات تفسیرمی کنم که بفهمی این شعر رو برای چی سرودم.
حافظ میگه منظورمن از:
جام می،
جام زهریست که به امام حسن (ع) خوراندند،
و خون دل،
خونیه که امام حسین (ع) رو ازش سیراب کردن،
و منظور من از:
شاهد بازاری،
سر امام حسین (ع) بود که بر سرنیزه در بازار گردانده شد،
و پرده نشین،
حضرت زینب (س) که در قل و زنجیر بود.
حسن جعفری در ادامه میگه:
عموم (علامه جعفری) صبح که از خواب بلند میشه،
از تبریز ماشین دربست می گیره میره گیلان،
اونجا قایق می گیره میره وسط دریا و تمام تفاسیری رو که،
بر روی اشعار حافظ انجام داده، می ریزه وسط دریا و
دست از تفسیر می کشه.
امیرعباس در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:
با سلام
آیا خیام حکیم است؟ پس چرا اشعار او این گونه مردم را به تردید می اندازد؟ آیا معنی یا شیوه سخن حکیمانه این است که پیچیده و غلط انداز بیان شود؟
شخصاً بسیاری از اشعار خیام را دوست ندارم و اگر زمانی هم این زبان قابل استفاده برای اهالی ادب بوده است، امروزه دیگر نیست.
محمدیاسین صیادی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۷:
رفتی توبه این زودی
رفتی تو به این زودی
تو باد صبا بودی
توباد صبا بودی
بسیار زیبا از جان جانان استاد شجریان گوش دادن صدای استاد شجریان شعور و فهم نیاز دارد
مسیحا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
نظری خواست که بیند به جهان صورت خویش
--
خیمه در آب و گل مزرعه آدم زد
--
میگه : خدا دنبال یه عاشق میگشت.. واسه همینم رفت سراغ ملائک و عشوه گری کرد.. اما دریغ که اونا شعور ذاتیشون فقط عبادت بود و از عشق چیزی سرشون نمیشد..
ملائک هم همیشه میخواستند که سیمای خدا رو ببینند... اما امکانش عملا وجود نداشت..
خدا هم دلش میخواست که خودش رو ببینه چه شکلیه... و درخواست ملایک و اجابت کنه..
واسه همین دست بکار شد و آدم رو درست کرد.. ( یه لیوان از h2o همون ماهیت از h2o اقیانوس رو داره.. این کاملن علمیه)
وقتی کارش تموم میشه بدون اینکه به بقیه بگه که این تصوری از منه... آدم رو میاره و به همه نشون میده... و انتظار تحسین داشته.. اما همه ایراد میگیرن که ای بابا این دیگه چیه.. عجب موجود بد قواره ایه..و..
خدا ناراحت میشه..
-----
مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
---
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد
--
میفرماید که ابلیس میاد تا از موضوع سر در بیاره .. کی تونسته غیر از خودش دل خدا رو به سمت خودش جلب کنه... خدا فهمید و جلوشو گرفت که بهش نزدیک نشه... گفت : این موجود عاشق منه و من معشوقه ش... بهش نزدیک نشو..
سپر انداخته در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۰:
صواب است پیش از کشش بند کرد
که نتوان سر کشته پیوند کرد
((از بوستان ))
میلان در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:
با درود بر خسرو آواز ایران
سابقه تاریخی ما نشان داده که ما مردمانی قدر نشناس و اصولن جوگیر هستیم که در جهت اشتباه به طور عجیب دوست داریم به عقب برگردیم...!
آنچنان کز خط سواد مردمان روشن شود
سرمه گویاتر کند چشم سخنگوی ترا
محمد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
به نظرم اشعار حافظ مانند قرآن که داری بطن هستند و تا 70بطن از امامان معصوم رسبده .شعر حافظ هم اینگونه است
Lira در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۳:
شاید پیروز در مصرع اخر اشاره به حاجی فیروز
بس کن، همه تلوینم در پیشه و اندیشه
یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو پیروزم
میگه من همه تلوین و رنگ به رنگ شدنم یعنی اختلاف حالات دارم سکون و ثبات ندارم چه در فکر چه در رفتارم
تو بیا و پایان بده به این تلوین و لون لون شدن
چرا که من ثبات ندارم یک لحظه چون سنگ فیروزه روشنم و یک لحظه مثل حاحی فیروز صورتم سیاه است و رنگ به رنگ میشم
مهدی بنایی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:
با سلام خدمت دوستان
به نظر دوستان این مصرع را چگونه باید خواند و معنایش چیست؟
چنین که از عرق روی اوست در تب و تاب
عرق، روی او...
یا عرق روی او...؟
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که میخسبد و همخانه کیست ـ حافظ
✓ ترکیب «خانه برانداز» و «همخانه» نشان می دهد که «خانه» در ذهن راوی عامل مهم و تاثیر گذاری است هر چند که خانه در مصراع اول در معنای غیر واقعی و در مصراع دوم در معنای واقعی خود به کار رفته است .
ـــــــــــــــ
✓ معشوق در این بیت دو چهره دارد در مصراع اول غارتگر آرامش و خانه برانداز و در مصراع دوم برپاکننده ی آرامش است .
ـــــــــــــــ
✓ مصراع دوم به دلیل ماهیتِ پرسشیِ خود ، تحرک و پویاییِ بیش تری را در ذهن خواننده ایجاد می کند و او را بیش تر تحت تاثیر قرار می دهد .
✓ به راستی چه عاملی ذهن راوی را به سمت پرسشگری هدایت می کند؟
✓ آیا راوی پرسش کردن را بهانه ای قرار داده است تا یک چیزهایی را نگوید و یا یک چیزهایی را غیر مستقیم بگوید ؟
✓ آیا در مصراع دوم ، پاسخِ پرسش ها مهم تر است یا قصد و غرض پرسشِ راوی و پرسشگری او ؟
✓ آیا راوی بدون قضاوت ، پرسش هایِ خود را طرح کرده است ؟ آیا مصراع اول در حُکمِ قضاوت و پایانی تکراری برای مصراع دوم نیست ؟
✓ آیا راوی با مطرح کردن سرنوشت و عاقبتِ خود در مصراع اول ، می خواهد دیگری را به هول و هراس بیفکند و سوء عاقبتِ همخانه شدن با معشوق را برای او پیش بینی کند ؟
✓ آیا راوی می خواهد بگوید از معشوقِ من بعید است که با کسی «هم آغوش» و «همخانه» شود و از او جز خانه براندازی انتظار نداشته باشید ؟
✓ آیا با توجه به مصراع اول ، هدف راوی از طرح پرسش در مصراع دوم ، تمسخرِ «دیگری» است که به هم آغوشی و هم خانه شدن با معشوق دلبسته است ؟
✓ آیا با توجه به مصراع اول ، هدف راوی از طرح پرسش در مصراع دوم ، یادآوری به «دیگری» است که به سرنوشتِ او دچار نشود ؟
ـــــــــــــــــ
✓ آیا مصراع دوم بیانگر حسرت های راوی برای هم آغوش شدن و هم خانه شدن با معشوق است ؟
✓ چرا با این که رابطه ی راوی با معشوق پایانی تلخ دارد ولی باز برای راوی مهم است که معشوق سراغ چه کسی خواهد رفت ؟ آیا راوی در پیِ مقایسه ی خود با «دیگری» است ؟
ــــــــــ
✓ هم خانه شدن معشوق با دیگری که شاخصِ اراده ی وی است این فرضیه را کم سو می کند که در آغوش خسبیدن بتواند نشانگر کم سن و سال بودن معشوق باشد .
▣ احمد آذرکمان . حسن آباد فشافویه . نوزده اسفند نود و هفت
تک بیت در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
نه امین جان
شاعر یه حرف رو تو شعر دوبار تکرار نمی کنه چه برسه به مصراع
فریده نیک زاد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثهٔ حبس سنجر در فتنهٔ غز:
مصر مملکت و نیل مکرمت چه نوع اضافه هایی هستند ؟
مصری که نشانه یک مملکت با شکوه هست و ن رود نیلی که نشانه بزرگی و کرامت است .
علی راد در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۳:
مصراع اول گرم نیست گام درسته
" بسیار گام پیش منه در هلاک ما "
۰۰ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
- در بیت سوم، مصراع اول واژههای «حبابازکارگاهٔأس» باید به «حباب از کارگاه یأس» تغییر یابد.
- در بیت پنجم، مصراع اول نیز واژهی «صررت» باید به صورت تغییر یابد.
- در بیت دهم، مصراع دوم نیز واژهی «زینکچه» باید به «زین که چه» یا «زان که چه» تغییر یابد.
ع م ر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
گاویست در آسمان و نامش پروین
وان گاو دگر نهفته در زیر زمین
چشم خردت باز کن از روی یقین
زیر و زبر دو گاو مشتی خربین
علما و فاضلین محترم و فرهیخته لطفا خودتان را با مجادلات و مباحثات بی فایده خسته نکنید و اگر میسر بود منظور خیام را در رابطه با این شعر و مصداق های آن بفرمایید چه کسانی بوده است ، زودتر به نتیجه میرسید و من هم با تعذر فراوان مجادلات شما را در خصوص تفسیر و تعبیر رباعی فوق جنگ هفتاد و دو ملت یافتم
محمدحسن عباسی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۶:
دل کیست که گویم از برای غم توست
بیگانه خویش و اشنای غم توست
رحمی است که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
شرح ابیات غزل(245)
وزن غزل: مفاعیلن فعیلن مفاعیل
بحر غزل: هزج مسدس مقصور
*
شیخ فریدالدین عطار :در آمد و دوش ترکم مست و هشیارزسر تا پای او اقرار و انکار
عماد فقیه :صبا بشکن دَرِ دکّان عطّار عبیری چون سر زلفش بدست ار
خواجو کرمانی:زهی تاری ز زلف مشک تاتار گل روی توبوده آب گلنار
این غزل در سالهای آخر زندگانی حافظ حافظ و در سالهای اول سلطنت شاه منصور سروده شده است.
شاید ایهامات این غزل سبب شگفتی خوانندگانی شود که هر گز منتظر چنین توجیهاتی نبوده اند لیکن با دقت به ریزه کاری ایهامی ابیات این غزل معلوم می شود که این غزل پس از صرف شرابی ممزوج با حشیش سروده شده و چنان ماهرانه این موضوع در لفافه ایهام پوشیده شده که در نگاه اول به نظر خواننده نمی رسد.
باید دانست که منظور از طوطی گویای اسرار در بیت اول همان حشیش یا سبزک است که صوفیان سطحی آن را در باده ریخته و توهمات ناشی از مستی وبیخودی پس از صرف آن را به حساب کشف اسرار لدّنی می گذاشتند . شاعر چنان در مطلع غزل ماهرانه به این برگ سبز حشیش اشاره کرده که همگان آن را به حساب طوطی شیرین گفتار نفس ناطقه می گذراند. دلیل اینکه منظور شاعر حشیش است که اولاً صفت گویای اسرار را به آن نسبت می دهد که همان است که در بالااشاره شد و اشاره به پندارهای شخص حشیش خورده است. ثانیاً در بیت دوم شاعر به این حشیش سبز خوش آمد گفته بدین دلیل که سبزی آن کاملاً شبیه سبزی خط عارض و موهای تازه رو ئیده چهره یار می ماند و گرنه اگر شاعر منظورش نفس ناطقه یا قلم بود این تشبیه را به کار نمی برد زیرا وافی به مقصود او نمی باشد.
باید گفت اینکه بعضی از حافظ شناسان محترم به این نکته اشاره نکرده اند این است که آنها در عالم قیاس بر آمده و ابیاتی مانند.
آب حـیوانـش ز مـنقـار بلاغت می چکد طوطی خوش لهجه یعنی کلک شکر خای تو
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سـخـن بـگوی و ز طـوطـی شـکر دریغ مدار
را گواه آورده و چنین پنداشتنه اند که هر کجا حافظ از طوطی سخن به مین آورد الزاماً مقصودش قلم یا نفس ناطقه است.
شاعر خود متوجه این ابهام در ایهام شعر خود شده و لذا در بیت سوم توضیح می دهد که سخن سربسته گفتی و مقصودت را خوب توضیح ندادی و اگر بشود کمی واضح تر مطلب را بیان کن . آنگاه برای اینکه از مستی به در آمده و قادر بر این باشد که اصل مطلبی را که می خواهد بگوید به صورت واضح بیان دارد در بیت چهارم می فرماید که من در حالت خواب آلودگی و بی خبری ناشی از خوردن شراب بنگ هستم چه بهتر که گلابی بر چهره ما بپاشید تا از این دردسر به آمده هشیار شوم وبه سخن گفتن بپردازم .
شاعر در بیت پنجم پس از اینکه می نمایاند که اکنون از مستی شراب بنگ به در آمده در عالم شگفتی می گوید این چه سازی بود که مطرب نواخت و مست وهشیار را باهم به پایکوبی واداشت ؟ و خود در بیت ششم توضیح می دهد همه اینها به سبب این بود که ساقی شراب را بنگ ممزوج کردبود و همه حریفان را به عالم بیخودی کشانید چنانکه سر از دستار نمی شناختند . تا اینجا شاعر در کمال هشیاری و در کمال مهارت از ویژگیهای حشیش و بنگ و اثرات ناشی از آن سخن می گوید و از بیت هفتم به بعد روی سخنش با شاه منصور است و موفقیت اورا مو هبتی الهی می داند و به او می گوید از دهن اهل درد و عارفی چون من این سخن سربسته و موجز را بشنو: تیمور دشمن بزرگ دیدن ودنیای ماست و ای صاحب اختیار ، دین ودنیای ما ار از شر این دشمن حفظ کن. باید دانست کلمه خداوندا در مصراع دوم بیت نهم مقصود عنوان خداوندگار شاه منصور است و شاعر به او در لفظ اندک ومعنی بسیار می فهماند که دین ودنیای ما ایرانیان را از شر او محفوظ بدارو در بیت دهم سفارش می کند که این موضوع را بر ملا مکن ، بلکه کاملاً محرمانه و بخردانه برای آن بیندیش و عمل کن . وبالاخره در ابیات یازدهم و دوازدهم در تعریف شاه منصور سخن گفته و به دعا گویی در حق آن مرد دلیر وطن پرست می پردازد.
آنچه گفتن آن ضرورت دارد اینکه بعضی از شارحین و حافظ شناسان محترم به سبب اینکه توجه چندانی به ایهامات اشعار حافظ نکرده استو اشعار اورا صرفاً از لحاظ عشقی و عرفانی وادبی بررسی می کنند مفاد پاره یی از ابیات بر ایشان ثقیل آمده و یاد در ارتباط آن با سیار ابیات دچار درماندگی شده و بهتر می داند آن ابیات را حذف کنند و این کاری است که لطمه جبران ناپذیری به امر تحقیق در آینده خواهد زد زیرا قراین و شواهدی از غزل دست رفته و آنچه مانده گفته ناقصی پیش نخواهد بود.
در پایان مضمون بیت هشتم این غزل را نظامی گنجوی در خسرو و شیرین چنین سروده است.
ذرسخن بسیار دانی اندکی گو یکی را صد مگو صد یکی را گو
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالی
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۱: