رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:
خیلی ساده و راحت خیام با بترستان و مریدان آتشکده های دوران خود اتمام حجت کرده ....
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۵ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۶:
خیام تلاش خود را برای باور رساندن دیگران به حقایق هستی جنان سخت و غیر ممکن بیان میکند به خشت زدن به روی دریا ها مثال میزند چرا که بت پرستان و آتشکده ها راحت تر باور های خرافی خود را به دیگران القا میکردند...در این کشو واکش و بحث و جنگ درونی که خیام یا با خود داشته یا در هر صورت رنجش خاطری این قضیه برایش بوده ....خودش را از دید بت پرستان و مریدان آتشکده ها ...دوزخی انگار میکند و به آنها وعده و شرطی میکند که عاقبت معلوم خواهد شد راه که درست است ..چکسی دوزخی خواهد شد چه کسی بهشتی ....و باز هم چیستانی دیگر برای اهل حقیقت و طریقت اینگونه مطرح کرده که به شدت در تفکر فرو روند که تمام تلاش خیام یکسره القای فرهنگ و دیدگاه خود به هستی و خلقت بوده است ...از این رباعی اینگونه بر میآید که سخنان خیام را در زمان خودش بندرت کسی درک میکرده که اینجور برآشفته کلمات را کنار هم چیده ....البته کمتر احساس رنجش و عصبانیت را در اشعار خیام میتوان دید
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۵:
جقدر زیبا خیام وادار میکند که آدم به خودشناسی بپردازد که پی بردن به اسرار خلقت از خودشناسی حادث خواهد شد . خیام بزرگ ترین فرصت را برای بشر برای متعالی شدن در این میبیند که خالق او را در این قالب در زمین قرار داده است و این غنیمت عمر را بسیار گرانبها میشمارد ...بشریت همه خوب میدانند خوبی هایشان چیست و بدیهایشان ...خیام چنان با ظرافت سعی کرده باعث شود هر اهل تفکری دیوار انکارش راجع به حقایق هستی و خلقت بشکند و با خود صادق شود که شاید این هنر را نادر کسانی تجربه کرده یا کنند...انگار خیام چنان خودش را از هر نارسایی که باعث شود پیامهای خالق را دریافت کند هر روز و هر لحظه سعی میکرده پاک کند دقیقا مانند یک گیرنده قوی عمل میکرده ...از شعرهای خیام چنان برمیآید که رنج بسیاری را تحمل میکرده و یکسره تلاش میکرده خودش به خودش امید بدهد و یک لحظه مغز بدون سوال نبوده....
سیده زینب در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - هرچه باداباد:
هم شعر خانم پروین اعتصامی زیباست و هم این شعر آقای قیصرامین پور که توی حاشیه ها نوشته شده.فوق العادن دوتا
فرامرز امامی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳۴:
ضمن احترام به نظریات عزیزان حقیر بر این باورم ، فارغ اختلافات نظری، بصری و... منبع یکی است و همه متکلمین و عرفا و شعرا و ... جرعه نوش درگاه سلطان هستند البته که به فراخور ظرفیت وجودیشان اما جناب مولانا چیز دیگریست و بی بدیل ، بقول آن بزرگ ؛
مثنوی معنوی مولوی
هست قرآن در زبان پهلوی
من نمی گویم که آن عالیجناب
هست پیغمبر ولی دارد کتاب
علی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
این شعر منظور کشتن نفس است. انسان باید نفس خود را بکشد تا تازه زنده و رها شود و از اسارت درآید
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۴:
آنقدر زیبا خیام در این رباعی به همگان گوشزد میکند که اگر در این دنیا به باور بهشت نرسی و خودت را باور نکنی که همین الآن هم در بهشت زندگی میکنی و سبک زندگی تو در هم ابعاد وجودیت مانند زمانی نیست که در بهشت خواهی بود هرگز بهشت موعود را نیز تجربه نخواهی کرد ...
اینجا که تو در گمان آنی آن هست
آنجا که تو مانده گمانی این هست
در ذهن نکو خاک و گلی پیدا نیست
گر کوزه گری زمین به آن تعداد است
م - ع
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۳ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶:
خیام بزرگترین طراح چیستان فرهنگ و ادب فارسی است و طریق اشعار فلسفی ترین چیسانهای تاریخ بشریت را طرح کرده است که نادرند کسانی که تاکنون جواب چیستانهای او را از لابلای اشعارش پیدا کرده اند
داریوش در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:
ظاهرا تفاوت خیلی کمی با این شعر خاقانی دارد:
خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۲/
نگارینا به صحرا رو که صحرا حله میپوشد
ز شادی ارغوان با گل شراب وصل مینوشد
به گل بلبل همی گوید که نرگس میکند شوخی
مگر نرگس نمیداند که خون لاله میجوشد
چه پندم میدهد سوسن که گرد عشق کمتر گرد
مگر سوسن نمیداند که عاشق پند ننیوشد
نثار باغ را گردون به دامن در همی پیچد
گل اندر لکهٔ زمرد ز حجله رخ همی پوشد
مرو زنهار در بستان که گر خاری به نادانی
سرانگشت تو بخراشد دلم در سینه بخروشد
نگارا گر چنین زیبا میان باغ بخرامی
کلاهت لاله برگیرد قبایت سرو درپوشد
وگر باد صبا در باغ بوی زلف تو یابد
به دل مهرت خرد حالی به صد جان باز نفروشد
خصومت خیزد و آزار و آنگه مردمان گویند
که آن بیعقل را بینید چون با باد میکوشد
اهل قلم نظر دهند
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۲:
از اشعار خیام بخوبی مشخص است که بسیار در سخنوری هوشمند بوده و فرهنگ تربیتی خاص خودش را داشته که هرگز اعتقاد نداشته از نصیحت و ارشاد میتوان تربیت کرد و به دیگران آموخت . او دقیقا از نادانی مردم اطراف خود پیداست که رنج میبرده از اینکه خودشان را چنان مشغول دنیا کرده اند که گویی وقت نیست و اگر غافل شوند دیگران بقیه مادیات و چیزهای دنیای فانی را برای خود جمع حواهند کرد او در این رباعی سعی کرده به دیوار بگوید که در بشنود ...خودش را در جایگاه مردم نادان اسیر دنیا قرار داده و به خودش اشاره کرده که جماعت رفتار خود را انکار نکنند و بیشتر با خود و دنیا لجبازیی کنند و سعی نکنند این اشعار را حفظ نکنند و برای هم نخوانند ...دقیقا وقتی میگوید جز حیرتم از حیات چیزی نفزود دقیقا اشاره دارد که اگر قرار بود ما برای مال اندوزی و جمع آوری چیزهای این دنیای فانی این جا باشیم آنها را با تولدمان همزمان به ما میداد تا برایش اینقدر خودمان را به زحمت نیاندازیم ...وگرنه حیرت ما را از ناباوریهای هستی یکسره تا آخر عمر بیشتر نمیکرد ....آنچه را که هر روز بیشتر و بیشتر میشود در ما حیرت از حیات است پس تمام راز خلقت را باید از رمزگشایی این مصرع کشف کنید ....خیام راحت به دس نیاورد حکمت را و راحت هم عرضه نکرده و تمام رباعیات او چیستانهایی ستند که رموز و حکمت هایی را که او درک کرده در خود نهفته دارند ....تنها تاسف من این است که از سر بی تجربه گی این چیستانهای خیام که بصورت اشعار گفته است ...خیلی ساده بصورت شعر و معنی لفظی کلمات خوانده و معنی و تفسیر میشوند ...بسیار کودکانه و ابتدایی
رهگذر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۵۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱:
شاید به جرات بتوان گفت هیچ شاعری به این حد اهل تفکر نبوده است . و از این بابت رباعیات ایشان از بار فلسفی بالایی برخوردار است . خیام تمام تلاش خود را در اشعارش بکار بسته تا خواننده و شنوده را در یک تفکر عمیق فلسفی فرو ببرد .خیام همیشه تاکید بر این داشته که هیچ کس هیچ نمیداند و هر کسی به فهمی در حد تفکرات خود میرسد و خود را سرگرم دارد تا عمر را سپری کند . خیام در این رباعی هنر را فقط از جانب خالق مجسم کرده است و هنرمند بودن را یکی از اهداف خلق آدم شناسانده است .و تلاش کرده به دیگران بفهماند هر چه است در هدف خلق آدم از هنر جلوه گر خواهد شد که آدمیزاد هنوز آن هنر اصلی را که برایش خلق شده کشف نکرده است که این هنرهای کشف شده هنوز فقط مقدمه هایی بیش نیستند . که هنر اصلی که همان هدف خلقت آدم است هنر جان دادن است به خاک بی جان که ین همه طرح و نقش و وووو از آن میزنند اما هیچکدام زنده نمیشوند و روح نمیگیرند ....خیام در این رباعی چنان عجز خود را در برابر خالق نمایان میکند که عنوان میکند ما هنوز عاجزیم در کشف هنر جان دادن و روح بخشیدن که این همان هدفی است هنرش را آدم باید پیدا کند....
ناصر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
محسن جان چندم
{محسن.2 نوشته:
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
صواب مانای درست و راست است
باده پرستی برای حافظ باده نوشی ست ، دوست دارد مِی نوش کند، کار درست برایش همین است ، می خواهد به میخانه برود و کار درست ”صواب“ انجام دهد.
ربطی به ثواب آخرت ندارد.}
عزیزم ، حافظ که شراب نمی خورد تا ثوابی ببرد ، می گوید کار درست {صواب}باده نوشیدن است، پس کار درست را انجام بده
نیما در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۳:
جناب کیخا
گذرگاه انسان درستکار و اخلاقی طریقِ عرفان و تصوف است حال این طی طریق خواه آگاهانه و خواه ناخوداگاهانه باشد!
شاید بانو اعتصامی خویش را عارفه یا صوفی نخوانده، ولیکن اغلب مضامین در اشعار ایشان دربردارنده و حامل اموزه های عرفانیست!
بنظر بنده جناب فیروز فر بیراه نفرموده اند
rastaar در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۷۸:
با سلام .
با بی خبران اگر نشستی فردی
این صحیح است
فرد به معنای تنها و جدا بودن از هستی
سپاس
شیرخانی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ عطار » الهی نامه » بخش دهم » (۵) حکایت رابعه رحمها الله:
با سلام و تشکر از سایت بسیار خوبتون
نسخه ی دکتر شفیعی کدکنی و یک نسخه ی دیگر در بعد از بیت 7، دو بیت دیگر اضافه شده است که به نظر کامل تر است. همچنین ابیات 3 و 7 با اندکی تغییر آمده است که متن کامل شعر به شرح زیر می باشد:
مگر چون رابعه صاحب مقامی
نخورده بود یک هفته طعامی
دران یک هفته او از پای ننشست
صلوة و صوم بودش کار پیوست
چو گرسنگی به زیر پایش آورد
شکستی سخت در اعضایش آورد
یکی مستوره بودش در حوالی
طعامش کاسه¬ای آورد حالی
مگر شد رابعه در درد و داغی
که تا در گیرد از جایی چراغی
چو باز آمد مگر یک گربه ناگاه
فکنده بود پست آن کاسه در راه
دگر باره برفت از بهر کوزه
که بگشاید ز آب صرف روزه
چو باز آمد بمرده بُد چراغش
ز سوز آن چو شمعی شد دماغش
به تاریکی به لب او برد کوزه
که تا بگشاید آن دلتنگ روزه
بیفتاد آن زمانش کوزه از دست
جگر تشنه بماند و کوزه بشکست
ز دل آهی برآورد آن جگر سوز
که گفتی گشت عالم آتش افروز
به صد سرگشتگی میگفت الهی
ازین بیچاره¬ی مسکین چه خواهی؟
فکندی در پریشانی مرا تو
به¬خون¬در چند گردانی مرا تو؟
خطاب آمد که گر این لحظه خواهی
تو را بخشم من از مه تا به ماهی
ولی اندوه چندین ساله¬ی خویش
ز دل بیرون بریمت این بیندیش
که اندوه من و دنیای محتال
نیاید جمع در یک دل بصد سال
گرت اندوه ما باید همیشه
مدامت ترک دنیا باد پیشه
تو را تا هست این یک روی آن نیست
که اندوه الهی رایگان نیست
(عطّار، الهی¬نامه، 1392: 238)
چندمین محسن در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
صواب در مصرع دوم باید به این شکل نوشته بشه ” ثواب”
معنی صواب با ثواب فرق داره
به نکته ی خوبی اشاره کردی رضا جان ، من هم در ادامه به چند نکته اشاره میکنم تا احتمالا هدف شما که بهره بردن جامعه ی کنکوری از این نکات است بهتر محقق شود.
معنی شوید با شوید فرق دارد ، یکی سبزیجات است و دیگری از فعل شود می آید
معنی لحم با لهم فرق دارد ، یکی به معنای گوشت بوده و دیگری به معنای فشرده شدن و در آخر به فنا رفتن است. که البته بصورت "لهم کردی" کاربرد دارد.مثل اینکه گفته شود :"رضا لهم کردی با این حاشیه ای که نوشتی"
معنای اساس و اثاث هم که ضایع هست دیگر.
امیدوارم توانسته باشم گامی هر چند کوچک در راستای اهداف والای شما برداشته باشم.
میثم در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:
عزیزم کجایی تو....
فغان از دوریت
بی تابم از نبودنت پریشانم از دوریت
در این بی تابی و پریشانی و گریه های مخفی و بغض های به جا مانده تفعلی زدم به جناب حافظ
این غزل اومد
زار و بیمار غمم راحت جانی بمن آر
کجایی راحت جانم....
در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم
کجایی که هر چه دارم رو به پات بریزم....
دلم از دست بشد....
عزیزم این رسمش نبود خودت بری اون دنیا پیش خدا من و بذاری اینجا پیش خلق خدا
ای صبا نکهتی از کوی فلانی بمن آر....
بی معرفت دوست دارم
به امید اون روزی که بیام پیشت....
مرضیه پیله فروشان قزوینی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳ - معراج پیغمبر اکرم:
برخی لغات این شعر در زیر معنی شده است:
براق: نوعی اسب با صورتی شبیه انسان
یتاق: نگهبان
جنیب: فرمانبرداری
چارمیخ: به بند کشیدن،
شقه: راه طولانی و پر مشقت
سماک رامح و سماک اعزل: اصطلاح نجومی. ستاره تابان و سرخ و پرنورترین ستاره
رصاصی: سربی
برقع: نام آسمان هفتم
سواد عبیر: شهر خوشبو
برهیون: هاله
رفرف: نام اسب دیگری که پیامبر در شب معراج بر آن سوار شده بود
سدره: درخت کنار که بالای آسمان هفتم است و منتهی اعمال مردم است
مسعود در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:
سلام
تمام ابیات و کلمات شعر کاملا درست می باشد. در ضمن بیت؛
ای در درون جانم و جان از تو بی خبر
کلمه «درون» درست می باشد و کلمه ««یان» نادرست می باشد.
درون جان منظورش درون باطن انسان میباشد که وسعتش بی نهایت میباشد ولی میان جان از حدود و محدود بودن ٔ بین دو چیز میباشد که هر چه هم فاصله داشته باشد باز هنوز تعریف شده و محدود است.
ما عالم درون داریم اما عالم میان نداریم.
عالم بیرون ، هر آنچه در بیرون هست می باشد اما عالم درون ، عالم باطن و عالم اندیشه وعالم عقل را شامل می شود و بیکران و بی نهایت است.
عالم درون انسان از عالم بیرون انسان وسیعتر و بزرگتر می باشد.
در ضمن اگر استاد شجریان و دیگر هنرمندان در آوازشان [ ای در میان حانم و جان ....] خوانده اند دلیلش برای همانگی و لطافت های ساز و نوا و هورمنی آهنگ هست که بعضی از کلمات را تغییر می دهند و آین برای دیگر اشعار شعرا توسط هنرمندان خواننده بارها و بارها اتفاق افتاده
امیدوارم توضیحاتم مفید و موثر واقع شده باشد.
ضمن دوستان میتوانید در یوتیپ شرح این شعر توحیدی عطار را که توسط دکتر ابراهیمی دینانی استاد فلسفله تماشا کنید و استفاده ارزشمندی بهره ببرید.
التماس دعا
rz در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » درد زندگی [۲۵-۱۶] » رباعی ۱۶: