Behzad Behzadi در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵:
شرح ابیات غزل(245)
وزن غزل: مفاعیلن فعیلن مفاعیل
بحر غزل: هزج مسدس مقصور
*
شیخ فریدالدین عطار :در آمد و دوش ترکم مست و هشیارزسر تا پای او اقرار و انکار
عماد فقیه :صبا بشکن دَرِ دکّان عطّار عبیری چون سر زلفش بدست ار
خواجو کرمانی:زهی تاری ز زلف مشک تاتار گل روی توبوده آب گلنار
این غزل در سالهای آخر زندگانی حافظ حافظ و در سالهای اول سلطنت شاه منصور سروده شده است.
شاید ایهامات این غزل سبب شگفتی خوانندگانی شود که هر گز منتظر چنین توجیهاتی نبوده اند لیکن با دقت به ریزه کاری ایهامی ابیات این غزل معلوم می شود که این غزل پس از صرف شرابی ممزوج با حشیش سروده شده و چنان ماهرانه این موضوع در لفافه ایهام پوشیده شده که در نگاه اول به نظر خواننده نمی رسد.
باید دانست که منظور از طوطی گویای اسرار در بیت اول همان حشیش یا سبزک است که صوفیان سطحی آن را در باده ریخته و توهمات ناشی از مستی وبیخودی پس از صرف آن را به حساب کشف اسرار لدّنی می گذاشتند . شاعر چنان در مطلع غزل ماهرانه به این برگ سبز حشیش اشاره کرده که همگان آن را به حساب طوطی شیرین گفتار نفس ناطقه می گذراند. دلیل اینکه منظور شاعر حشیش است که اولاً صفت گویای اسرار را به آن نسبت می دهد که همان است که در بالااشاره شد و اشاره به پندارهای شخص حشیش خورده است. ثانیاً در بیت دوم شاعر به این حشیش سبز خوش آمد گفته بدین دلیل که سبزی آن کاملاً شبیه سبزی خط عارض و موهای تازه رو ئیده چهره یار می ماند و گرنه اگر شاعر منظورش نفس ناطقه یا قلم بود این تشبیه را به کار نمی برد زیرا وافی به مقصود او نمی باشد.
باید گفت اینکه بعضی از حافظ شناسان محترم به این نکته اشاره نکرده اند این است که آنها در عالم قیاس بر آمده و ابیاتی مانند.
آب حـیوانـش ز مـنقـار بلاغت می چکد طوطی خوش لهجه یعنی کلک شکر خای تو
کنون که چشمه قند است لعل نوشینت سـخـن بـگوی و ز طـوطـی شـکر دریغ مدار
را گواه آورده و چنین پنداشتنه اند که هر کجا حافظ از طوطی سخن به مین آورد الزاماً مقصودش قلم یا نفس ناطقه است.
شاعر خود متوجه این ابهام در ایهام شعر خود شده و لذا در بیت سوم توضیح می دهد که سخن سربسته گفتی و مقصودت را خوب توضیح ندادی و اگر بشود کمی واضح تر مطلب را بیان کن . آنگاه برای اینکه از مستی به در آمده و قادر بر این باشد که اصل مطلبی را که می خواهد بگوید به صورت واضح بیان دارد در بیت چهارم می فرماید که من در حالت خواب آلودگی و بی خبری ناشی از خوردن شراب بنگ هستم چه بهتر که گلابی بر چهره ما بپاشید تا از این دردسر به آمده هشیار شوم وبه سخن گفتن بپردازم .
شاعر در بیت پنجم پس از اینکه می نمایاند که اکنون از مستی شراب بنگ به در آمده در عالم شگفتی می گوید این چه سازی بود که مطرب نواخت و مست وهشیار را باهم به پایکوبی واداشت ؟ و خود در بیت ششم توضیح می دهد همه اینها به سبب این بود که ساقی شراب را بنگ ممزوج کردبود و همه حریفان را به عالم بیخودی کشانید چنانکه سر از دستار نمی شناختند . تا اینجا شاعر در کمال هشیاری و در کمال مهارت از ویژگیهای حشیش و بنگ و اثرات ناشی از آن سخن می گوید و از بیت هفتم به بعد روی سخنش با شاه منصور است و موفقیت اورا مو هبتی الهی می داند و به او می گوید از دهن اهل درد و عارفی چون من این سخن سربسته و موجز را بشنو: تیمور دشمن بزرگ دیدن ودنیای ماست و ای صاحب اختیار ، دین ودنیای ما ار از شر این دشمن حفظ کن. باید دانست کلمه خداوندا در مصراع دوم بیت نهم مقصود عنوان خداوندگار شاه منصور است و شاعر به او در لفظ اندک ومعنی بسیار می فهماند که دین ودنیای ما ایرانیان را از شر او محفوظ بدارو در بیت دهم سفارش می کند که این موضوع را بر ملا مکن ، بلکه کاملاً محرمانه و بخردانه برای آن بیندیش و عمل کن . وبالاخره در ابیات یازدهم و دوازدهم در تعریف شاه منصور سخن گفته و به دعا گویی در حق آن مرد دلیر وطن پرست می پردازد.
آنچه گفتن آن ضرورت دارد اینکه بعضی از شارحین و حافظ شناسان محترم به سبب اینکه توجه چندانی به ایهامات اشعار حافظ نکرده استو اشعار اورا صرفاً از لحاظ عشقی و عرفانی وادبی بررسی می کنند مفاد پاره یی از ابیات بر ایشان ثقیل آمده و یاد در ارتباط آن با سیار ابیات دچار درماندگی شده و بهتر می داند آن ابیات را حذف کنند و این کاری است که لطمه جبران ناپذیری به امر تحقیق در آینده خواهد زد زیرا قراین و شواهدی از غزل دست رفته و آنچه مانده گفته ناقصی پیش نخواهد بود.
در پایان مضمون بیت هشتم این غزل را نظامی گنجوی در خسرو و شیرین چنین سروده است.
ذرسخن بسیار دانی اندکی گو یکی را صد مگو صد ی
امین در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۹:
آیا میتوان "کم" در مصرع دوم بیت دوم را "کِم" به معنای کهام خواند؟
اگر آری، شاید معنای مصرع بشود: آخر کیستم که بدانم کِیَم؟
لغتنامه دهخدا:
کم [ک ِ] (موصول + ضمیر) که مرا؛ که به من؛ (فرهنگ فارسی معین) مخفف کهام؛ که مرا؛
پیوند به وبگاه بیرونی
علی سپهرار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
با عرض معذرت منظور چشم پوشی بود که اشتباه تایپی پیش آمد
حسین عبدالوند در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۷:
سلام . اولا عرض کنم بنده نه ادیب هستم و نه تخصصی در ادبیات دارم و حتما هم اشتباه میکنم اما به نظرم میاد منظور شاعر از این دوبیتی چیز دیگری باشد و از آنجا که اکثر عرفا و علما و اندیشمندان توصیه میکنند که آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید چرا خیام میفرماید دست از عمل دراز خود باز کشیم ؟ اینجا به نظرم بجای امل باید عمل میبود که دست از کارهای تکراری بیهوده باید برداریم .... آیا اشتباه میکنم ؟
علی سپهرار در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا:
برای دوستانی که اتنقادات بی انصافانه ای در مورد استاد شهریار کرده اند باید بگویم شهریار و هوشنگ ابتهاج بزرگترین غزلسرایان معاصر ما هستند. البته با چشک پوشی ار قصاید و مثنوی ها و رباعی و دوبیتی ها. ممنونم
منصور طریقت در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۸:
به به
خداوند همه عارفان بالله و عاشقان حقیقی خودش رو رحمت کند
ن خ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۵۳ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت بوتیمار » حکایت بوتیمار:
هست دریا چشمه ای از کوی او
کامبیز در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۱ - بهشت خدا:
کاش یکی از دوستان پیشقدم میشد و این قصیده را در یو تیوب میخواند تا ما هم یاد بگیریم.
محمدامین در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ - در پاسخ پرسش سلطان سنجر دربارهٔ مذهب:
سلام و درود
خضر فرخ پی دلیلی رامیان بسته چو کلک
جاهلی باشد ستور لنگ رهبر داشتن
(سنایی).
حافظ از شعر سنایی اقتباس کرده است:
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد (حافظ).
لیرا در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۴۲ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۸ - حکایت:
بنظر میرسه بیت اول داره موقعیت و شدت دعوا و بیان میکنه
یعنی: دو نفر دیدند که جایی دعوا و آشوبه
بطوری دعواست و ضد و خورده که نعلین(کفشها) دعوا کنندگان از این سو به اون سو پرت میشه یا کفش به سمت هم پرتاب می کنند و سنگ هست که پرتاب میشه
محمدعلی مدرسی در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۲:
این اشعار را خانم افخم در رادیوی زمان به زیبای تمام خوانده است . یادشان گرامی باد
۸ در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
ازبرای دوستانی که در کار وصله پینه کردن قند پارسی اند ، گواهی از خود خواجه می اورم:
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد، که این قصه دراز است.
حامد باشه آهنگر hamed.ahangar@gmail.com در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۶:
نسیمِ معنبرشمامه: نسیمی که بوی عنبر میدهد
داریوش در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۹۲:
مریخ را در ادبیات به عنوان خونریز فلک، نحس اکبر، و نماد دوری دانستهاند. که در مقابل مشتری که سعد اکبر است ( نماد خوشبختی) قرار میگیرد.
جالب اینستکه سیارهٔ سرخ رنگ سامانهٔ خورشیدی است و در شب این رنگ سرخ قابل رویت است.
تشبیه فوق العاده زیبای حضرت مولانا که میگوید:
مریخیم و جز خون نبود
در طالع من در اختر من
دیگر مپرس از من نشان در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
من ماندهام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود
:(
مسعود در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
به نظر من نیز {صواب} در هر دو مصرع به معنای کار خوب و درست است.
ناصر در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۱ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۶۱ - هرچه باداباد:
زینب بانو
خوشم آمد ، آفرین
با پُتک کوبیدی
زنده باشی
چندمین محسن در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
ببخشید یک لحظه حواسم پرت شد ، و صرفا پینوشتی است در تایید سخن حکیمانه ی رضا[محل جلوه گری شماره تلفن همراه نامبرده]
چندمین محسن در ۷ سال و ۶ ماه قبل، شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۶:
ناصر جان
احتمالا شما با حاشیه ی حقیر همانگونه برخورد کرده اید که حقیر با حاشیه های طولانی و آموزنده ی اینجا برخورد میکنم.بدین سان که جمله ی اول را خوانده و سپس با دیدن طومار گونه بودن حاشیه ی مزبور ، در طرفه العینی نگاه خود را به حاشیه ی بعدی میدوزم.که البته این کار نیز خود به صبر و تمرکز بسیار نیاز دارد ، هر چه باشد بحث ، بحث دوختن است . لکن خبر خوش این است که حاشیه ی حقیر(تا 3 نشه...) خالی از هرگونه ارزش مادی و معنوی بوده و صرفا پیگرد قانونی دارد
Behzad Behzadi در ۷ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵: