گنجور

حاشیه‌ها

علی سبزی در ‫۷ سال قبل، چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۹:

این شعر از مولوی نیست و در کلیات شمس مصحَّحِ مرحوم فروزانفر نیومده. نیز این رباعی که همایون شجریان
در آلبوم نه فرشته‌ام نه شیطان خونده:
ای زندگی من و توانم همه تو (در اصل ای زندگی تن و توانم...)
صورت صحیح یکی از دو رباعی مولوی که ایشون خونده به شماره 1502 در کلیات شمس بدین صورت است:
ای مونس روزگار، چونی بی من؟
ای همدم و غمگسار، چونی بی من؟
من با رخ چون خزان، خرابم* بی تو
تو با رخ چون بهار، چونی بی من؟

راما در ‫۷ سال قبل، چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۳۶ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

من چون در کودکی یک نسخه قدیمی از موش و گربه رو داشتیم و بهش علاقه داشتم این رو خوندم. امروز که روی اینترنت جستجو کردم متاسفانه متوجه شدم عده ای بدون اگاهی اقدام به نشر اثار ادبی میکنن و هر بیتی رو دوست دارن حذف و هر تغییری دوست دارن میدن. اینطوری اگر یک رفرنس معتبر و یکپارچه ای نداشته باشیم در سالیان اینده ادبیاتمون نابود میشه. متاسفانه در پنج نسخه مختلف یک اثر کوتاه مثل موش و گربه دو تا با هم برابر نبود. تمام اثار دیگه بیت (مست بودم اگر گهی خوردم) از زبان موش رو حذف کرده بودن. در این نسخه خوشبختانه دوستی اشاره کرده بودند و اصلاح شده بود.

Mehrdad در ‫۷ سال قبل، چهارشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۲۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

یکی از زیبا ترین ابیات شعر فارسی
زین قفس تا آشیانت نیم پرواز است و بس

shiva در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

سلام . دوستان آیا مطمین هستید که این شعر مولوی در وصف شمس هست ؟ یا تفسیر قرآن ؟

نوروز فولادی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

با درود به همه غزیزانی که وقت می گذارند و نظریاتی در این باره می نویسند و در اختیار دوستان قرار می دهند که فرصت اندیشیدن به ما می دهند. از این همه نوشته های خوب و ارزنده استفاده کردم. در تعبیر و تاویل این اشعار به دو طریق عمل می شود یکی بر اساس شرایط زمانی و مکانی دوره شاعر و دیگری بر اثر برداشت های زمان حاضر. خواستم با اجازه دوستان یاد آوری کنم که حافظ در یکی از دوران های تیره و تار تاریخ ما زندگی می کرده است و اشعارش منعکس کننده تفکرات زمان خود بوده است. حافظ شناسان بر این باورند که حافظ تحت تاثیر عقاید و نوشته های عارف بزرگ فخرالدین رازی بوده است؟ رازی در کتاب مشهور خود در مورد عقل و عشق می نویسد: عشق سلطان و عقل دربان است. جوهره وجودی انسان دو نیمه است. یک نیمه عقل و تیمه دیگر محبت(عشق). نیمه اول (عقل) بد دل بود ترسید و از ترس بگذاخت و آب شد و خاک. نیمه دوم که محبت بود از نظر حق غذا یافت و شوق قالب شد. آتش محبت شعله برآورد. از این شعله آتش پدید آمد و هوا. (اشاره به عناصر چهار گانه- آب و خاک - آتش و باد) و ادامه رازی می نویسد: همچنان که میان آب و آتش ضدیت هست. میان عقل و عشق نیز چنین است. پش عشق با عقل نساخت و او را برهم زد و رها کرد و قصد محبوب خویش کرد: و از این شعر هم استفاده کرده است: عقل را با عشق کاری نیست زود پنبه کن // تا چه خواهی کرد آن اشتران جولاه را.
شاد باشید

رضا ۲ در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

اشتباه نکنم بیت چهارم تلمیحی داره به این داستان :
روزی حضرت سلیمان مورچه‌‌ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاکهای پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می‌‌شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می‌‌خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی‌‌‌توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: تمام سعی‌‌ام را می‌‌کنم!!
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می‌‌گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می‌‌آورد...
تمام سعیمان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی است..

بهرام مشهور در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۴ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۷۴:

همه شاعران بزرگ ایرانی شناسه (هویت) ملی میهنی خودشان را در سر لوحه (بقول امروزیها در پلاتفرم) کارهایشان گذارده اند حافظ هم دارد :
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بُوَد فردایی
یعنی داره داد میزنه بابا من نمی خوام مسلمون باشم ولم کنید

محسن ، ۲ در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:

نوید جان
شکنج زلف پریشان به دست باد مده
مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش
مگو ، مگو { راضی نباش } ، آرزوی پریشانی خاطر عاشقان را نداشته باش
هرگز مباد که خاطر عشاق را پریشان بخواهی
{ شکنج زلف به دست باد پریشان کردن ، همانست که خاطر عشاق را }

ش.آ. در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۳ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » درد ِ پیری:

هر کجا خوانند ما را تا فریبانند ما را/لا نسلن لا نسلم

Asna turk در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳ - گوهرفروش:

سلاملار و سایلیقلار بوتون تورک ملتینه.من استاد شهریارین بو شعرین چووووخ سویرم و بو ترک ملتینین قدرت و هنریندگورسدیر که نه تنها تورکو شعرلری کی اوزلری قیزل دان ارزش لی دیلر بلکه فارسی شعرلری ده با ارزش و اورگه یاتیم دیلار.

نوید در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۳:

درود بر همه‌ی بزرگواران و ادب‌دوستان.
بسیار سپاسگزار خواهم شد اگه بزرگی، معنی مصرع دوم از بیت دوم را بفرماید. "مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش"

میم در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۲۱ - تفسیر این حدیث کی مثل امتی کمثل سفینة نوح من تمسک بها نجا و من تخلف عنها غرق:

سلام
در این مصرع:
مسکل از پیغامبر ایام خویش
به جای کلمه مسگل احتمالا کلمۀ دیگری باید باشد
چون مسکل در لغتنامه دهخدا اینطور معنی شده:
نام سازی است که به دهن بنوازند مثل موسیقار. (جهانگیری ) (از آنندراج ). سازی را گویند که بعضی مردم از دهن به هوای دهن به طریق موسیقار نوازند. (برهان ) .
و در این مصرع این کلمه معنایی ندارد
منبع مورد استفاده تون کدام است؟

کاف دال در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۵:

زعقل اندیشه‌ها زاید که «جان» را بفرساید
گرت آسودگی باید، برو عاشق شو ای عاقل
روانپزشکی مدرن، ریشه افسردگی جوامع پیشرفته صنعتی را در همین بیت میداند.
عجب آن نیست که اعجاز مسیحا داری
عجب این است که بیمار تو بیمار تر است
دوستان، بر خلاف تصور عام، صوفیان و متکلمین هرگز مخالف «عقل» به معنی مطلق آن نبوده اند، بلکه مخالف عقل حیله گر، مکار، سودجو.... بوده اند. عقل محصولات بیشماری دارد.
از من ای باد صبا گوی به دانای فرنگ
عقل تا بال گشود است گرفتار تر است
برق را این به جگر میزند آن رام کند
عشق از «عقل فسون پیشه» جگردار تر است
چشم جز رنگ گل و لاله نبیند ورنه
آنچه در پردهٔ رنگ است پدیدار تر است
عجب آن نیست که اعجاز مسیحا داری
عجب این است که بیمار تو بیمار تر است
دانش اندوخته ئی دل ز کف انداخته ئی
آه زان نقد گرانمایه که در باخته ئی
اقبال لاهوری
در میان پرده خون عشق را گلزارها
عاشقان را با جمال عشق بی‌چون کارها
عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست
عشق گوید راه هست و رفته‌ام من بارها
عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد
عشق دیده زان سوی بازار او، بازارها
مولانا
دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود
در هم افتادیم زیرا زور گیراگیر بود
«عقل باتدبیر» آمد در میان جوش ما
در چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر بود
مولانا
«حیلت» رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
«اندیشه‌ات» جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو
مولانا

علی در ‫۷ سال قبل، سه‌شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۰۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هشتم در شکر بر عافیت » بخش ۶ - گفتار اندر بخشایش بر ناتوانان و شکر نعمت حق در توانایی:

به نظر میرسد فاصله‌ها در مصرع «به شکرانه باکند پایان بپای» درست استفاده نشده است.

بهرام مشهور در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۱:

تا آنجایی که در کتابها خوانده و یادم هست ، صورت درست رباعی اینگونه است :
تا چند زنم بروی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان و کنشت
خیام !که گفت دوزخی خواهد بود ؟
که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

مرادزاده در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:

در مورد باست.از سر مستی ..‌.بر خلاف نظر برخی که در مورد معشقوقه دوره ی جوانی حافظ سخن می گویند بحث دقیقا در مورد خود جوانی ست که به معشوقه تشبیه شده است . حافظ می فرماید : می خواستم دوباره جوانی را همچون معشوقی در آغوش بگیرم اما می بینم که بین من و ایام جوانی طلاق ( جدایی) اتفاق افتاده و برگشت ایام غیر ممکن است .
حافظ در این بیت با کلمات رجعت و طلاق ایهام تناسب بر قرار کرده است

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴ - مطلع چهارم:

بیت 21. تا به نوای مدیح وصف تو برداشتم رود رباب من است رودهٔ اهل ریا
این بیت را دوجور می شود معنی کرد معنی اول این است که بگوییم از زمانی که به مدح تو آغاز کردم رشته های رباب (ساز) من از روده اهل ریا درست شده است.
ثانیا این گونه می شود معنی کرد رود را به معنی نغمه و موسیقی بگیریم در این صورت معنی بیت اینگونه خواهد بود : از زمانی که من به مدح تو آغاز کردم اهل ریا و حسودان به من حسادت کردند و از حسادت شکمشان درد گرفت و به قار وقور افتاد انگار که شکمشان آهنگ می نوازد. در زبان آذری مثالی برای حسودان هست و آن مثال این است وقتی کسی به کس دیگر حسادت می کند به حسود می گوید از حسادت شکم درد گرفته است چون خاقانی هم در آذربایجان می زیسته لابد این مثال در خاطرش بود.

دکتر امین لو در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲ - مطلع دوم:

سلام بر آقا ناصر عزیز
در مورد پیشنهاد آقا یا خانم تضمینی که نوشته بودند باید شمر را با کسره خواند تا وزن شعر در ست باشد و اینجانب نوشته بودم نیازی وجو ندارد که با کسره بخوانیم و قرار گرفتن دو حرف ساکن خود بخود آهنگ کسره ایجاد می کند باز یادآور می شود نیازی به اضافه کردن کسره به رای کلمه شمر نیست. اضافه نمودن کسره خللی در معنی ایجاد می کند و کلمه شمر را از نظر دستوری در حالت مضاف قرار می دهد. همان طور که قبلا نیز نوشتم اگر دوحرف ساکن پشت سر هم قرار گیرد حتی اگر هر دو را ساکن هم بخوانیم برای حرف ساکن دوم آهنگ کسره ایجاد می شود درتقطیع هم هرجا به دو حرف ساکن برخوردیم دومی را متحرک منظور می کنیم.
جهت توضیح مطلب مثال دیگر ی می آورم.
باشد که باز بینیم دیدار آشنارا
در کلمه باز بینیم حرف "ز" را با وجود اینکه ساکن است کسره هم نمی دهیم ولی در موقع تقطیع متحرک منظور می کنیم از نظر آهنگ نیز نقش یک حرف صدادار را ایفا می کند چون بعد از حرف ساکن قرار گرفته است. صدها مثال می شود در این مورد می شود ذکر کرد. بنابراین یک فاعده کلی وجود دارد و آن قاعده این است که هر وقت دو حرف ساکن پشت سرهم قرار گیرد در هنگام تقطیع، اولی را ساکن و دومی را صدا دار منظور می کنیم.

صفا در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۴۲ - حب الوطن:

در بیت
"صلح ‌اگرخواهی ‌به ‌ساز و برگ ‌لشگر کوش ‌از آنک
بیش ‌ترسد دشمن‌ از تیغی که بیشش جوهر است"
به نظر، واژه درست "نیشش" به جای "بیشش" است. چرا که منظور شاعر از "تیغی که نیشش جوهر" باشد، استعاره از اسلحه قلم است.

کیومرث در ‫۷ سال قبل، دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ قدسی مشهدی » ساقی‌نامه » بخش ۱:

درود
لطف کنید معنی و تلفظ درست اشئلم در بیت 12 را بگوئید.
مکن بر خراباتیان اشئلم
بیندیش از باطن صاف خم
سپاسگژارم

۱
۲۷۲۷
۲۷۲۸
۲۷۲۹
۲۷۳۰
۲۷۳۱
۵۷۲۳