امیرافشین فرهادیان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۱۷:
به نظر میرسد صورت صحیح بیت دوم این باشد :
دست از امل دراز خود باز کشیم
در زلف ِ درازدامنِ چنگ زنیم
س ش در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶:
مصرع آخر
آسان تر است باید آسان تراست باشد...
س ش در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۲:
در مصرع آخر
تو به باید توبه بشود
H.b در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:
با سلام.
یکی از فاعلاتن ها اضافهست.
وزن درست شعر فاعلاتن فاعلاتن فاعلن هست
همایون شیخ رباط در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۱۳ - نقطه خال تو:
با درود خدمت همه عزیزان بنده شعری با اقتباس از این غزل زیبا سرودم امیدوارم مورد پسند واقع بشود .
میفشان گیسوانت شد شب تار
گمان کرد روزه دار گردیده افطار
مده بر باد سیه مویت نگارا
فقیه آید به سویت آشکارا
همه عمری که کرد پرهیزکاری
به بادش میدهد با بیقراری
شود شیدا و گردد مست مویت
ز دین بیزار و دیوانه به کویت
مکن جانا همه توبه شکستند
همه از بوی زلفت مست مستند
من و زاهد به یاد آن دو زلفان
ز دین و عقل برگشتیم گریزان
نگر ما از همه عالم بریدیم
ولی از زلف تو مویی نچیدیم
بیا ای نازنین بر ما گذر کن
دمی با عاشقانت هم بسر کن
شعر: همایون شیخ رباط
ناسناس در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۲:
جناب گروسی گرانقدر! در اینجا از فعل مجهول استفاده شده به جای معلوم و اتفاقا از آنجایی که فعل مجهول غیر مستقیم سخن میگوید با ذات شعرگویی همخوانی بیشتری دارد.
پاینده باشید
محمد پریزاد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱:
لطفا این موارد مربوط به جدانویسی، علامتگذاری و غلطهای تایپی و مفهومی اصلاح شود.
طریق عشق میورزی، رها کن دین و دنیا را
خلاص خویش میجویی، مجو ناموس و دعوا را
به نور عقل نتوان رفت راه عشق، ای عاقل!
ز مجنون پرس، اگر داری طریق حیّ لیلا را
ز آهِ سینهی عشاق، ظلمانی شود روضه
اگر در روضه بنمایی به ما، نور تجلّا را
هوای سروِ بالای تو دارد راستی، ور نی
برای همه دوزخ برند از روضه طوبا را
+ مصراع دوم ناقص است، گویی کلمه یا واژهیی از قلم افتاده باشد.
بیارا روضهی رضوان به روی خود، که بیرویت
ز دوزخ باز نشناسد کسی فردوس اعلا را
تو تا صورتپرستی، اهل معنی را کجا بینی
به چشمِ اهل معنی میتوان دید، اهل معنا را
کمال از غایت رندی، اگر باید خریداری
بهجای باده بفروشد، صلاح و زهد و تقوا را
فرشید در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:
بعید است که جناب حافظ در دو بیت یک ردیف و قافیه استفاده کند
(ساقی بده شرابی)
کسی نسخه دیگری سراغ دارد
محمد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۸۰:
تصور می کنم بت سازی کار خوبی نیست ...آقای چاووشی کار بسیار خوبی با هوش و قریحه خود و یا بهره گیری از مشاورین خود انجام داده اند و آن اینکه مردم عامی را که لذتی از ادبیات ایران نمی بردند و گهگاه شاید برای روشن فکر نمایی رمان های مطرح اروپایی را در قفسه کتاب بدون خواندن آن می گذاشتند ..را با ادبیات ایران زمین که بسیار زیبا و لطیف طبع است آشتی داده و لذت بخش کرده مفاهیم را با کمک موسیقی ( که البته بهتر می دانید شعر همان مویسقی است اما هر شخصی با آن موسیقی سنگین و کم تحرک ارتباط حسی برقرار نمی کند )...و کمی باعث رشد مردمی که به زوال رهسپارند شده است ..بت نسازید از آقای چاووشی ایشان کار بسیار خوبی دارند انجام می دهند و دست مریزاد به این ابتکار که چند سال شروع کرده اند و مستمر دارند آن را ادامه می دعند آفرین ... ولی طرفدار یک خواننده و .... باور بفرمایید از همان آفت های فرهنگ تجاری است که از دنیای تجارت زده غرب آمده که همیشه مناسب نیست .
میم کاف در ۷ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۶ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲۶ - فرمودن والی آن مرد را کی این خاربن را کی نشاندهای بر سر راه بر کن:
با تشکر از زحمات.
آقای امیرحسین هم بدرستی غلط املایی بیت ذیل را یاداور شده اند. ولی گله مندیم که چرا در متن اصلاح نمی کنید؟!! و لذا غلطِ گیج کننده همچنان سرِ جایِ خود مانده است!!
مصطفی فرمود از گفت جحیم
کو بممن لابهگر گردد ز بیم
(کو به مومن، لابه گر گردد ز بیم)
علی سلماسی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶۴ - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست:
سلام و عرض ادب. به عقیده بسیاری از علما این شعر از شاهکار های مولوی در وصف حضرت امیر المومنین علی علیه السلام که آیینه تمام نمای کمالات انسانی هست. به عبارتی مولوی علی علیه السلام را انسان کامل میداند که باعث نزول رحمت و برکات الهی ست . همان تمسک به ولایت علوی . اوج ارادت حضرت مولانا به علی علیه السلام در بیت : او در خدو انداخت بر رویی که ماه. سجده آرد پیش او در سجده گاه بیان شده . کنایه از تمسک تمام کائنات به ولایت علوی ست. امری که فراتر از زمین و زمینی هاست.
شاهین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » ترجیعات » ترجیع اول:
جناب فیض نه به آن بی سواد قلمداد کردن دکترین ادبیات نه به این افتادگی قسمت پایانی نظرتان!
برادر آخر شاعران بزرگ ما را چه کار با شیخ و مفتی و محتسب و زاهدان بظاهر دین شناس؟ نه جان من شما شعر خوانید نه سخن شناس قدمی در این وادی برنداشته اید و بکل از مرحله پرت هستید گویی
حامد اسدالهی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷:
استاد شفیعی کدکنی کتاب این کیمیای هستی آورده اند که در برخی نسخ از جمله چاپ قدیم خانلری شیخ جام آورده است. برخی گفته اند که تعریضی است به احمد جام ژنده پیل. اما قول درست آن است که منظور از شیخ جام همان جام شراب است. معنی لغوی شیخ پیر است و شیخ کنایه از شراب کهنه جام است که هر چه پیرتر باشد ناب تر است. انجا هم که می گوید: پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان/ رخصت خبث نداد ار نه حکایتها بود هم اشاره به همین معنی دارد.
کاف دال در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
هر سه صفات بنیانی حکمت اشراقی سهروردی، (حسن، حزن و عشق) عنوان شده اند! رجوع شود به «مونس العشاق»0
در ازل پرتو «حسنت» ز تجلی دم زد
«عشق» پیدا شد و آتش به همه عالم زد
دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
دل «غمدیده» ما بود که هم بر غم زد
شاهین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۰ دربارهٔ عطار » سی فصل » بخش ۲۳:
درین ره غیر شاه مرتضی نیست = درین ره غیر مرتضی شاه نیست
لطفا تصحیح شود ممنون
نوروز فولادی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:
چهار بیت آخر را مرحوم سعیدی سیرجانی چنین معنی کرده اند:
مردان جنگی در این بیت فردوسی همان مفهوم افراد مبارز را دارد. برای کشتن آزادگان و سران و سرداران چه بهانه ای بهتر که هوای سرکشی دارند و به قصد مقاومت در مقابل حکومت و بر افکندن نظام جاری به توطئه پرداخته اند.
در ادامه می نویسند: در حکومت ضحاکی مردم نه در کوی و برزن امنیت دارند و نه حتی در پستوی خانه.
هرجا دختر پاک نژاد و خوب رویی در حرم سرا و خانه (مردم ) بود بی تامل و چون چرا او را به عنوان خادمه و معشوقه نزد خود می آورد. نه پای بند آداب شاهی و نجابت شاهانه بود نه در بند احکام خدایی و دینی
اسماء جوان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۳ - باقی قصهٔ هاروت و ماروت و نکال و عقوبت ایشان هم در دنیا بچاه بابل:
شاید حکمتی است
بردیا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
هفت کشور نمی توانند امروز
بی مقالات سعدی کنند انجمنی
بیش از هشتصدسال اززندگی سعدی می گذرد.دراین مدت چه بسیار حسودان وتنگ نظرانی که هریک به دلایل گوناگون سعی در کم ارزش جلوه دادن و تحقیر حضرت سعدی وآثارش کرده اند.اما هیچ یک نتواسته اند ذره ای از مقام واعتبار این استاد سخن بکاهند.از آقای حمیدرضا و سایردوستان که سعدی رو به نژادپرستی و تندروی مذهبی متهم می کنند میخوام که یک بار درخلوت خود ابیات زیر را بخوانند :
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که درآفرینش زیک گوهرند
چوعضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
توکز محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی
آیا می شود زیباتر ازاین همه ی انسان های کره زمین را به بدون درنظرگرفتن رنگ پوست،نژاد ومذهبشان به وحدت ،صلحودوستی با دیگران دعوت کرد؟ آیا ذهنی که این ابیات را می سراید ،می تواند تندرو ونژادپرست باشد؟ بی شک سعدی نیز مانند همه انسان ها باور واعتقاداتی داشته اما هیچگاه نمی بینیم که بخواهد به زور عقایدش را به دیگران تحمیل کند ویا هرگز حاضرنبوده به خاطر مال ومقام دنیا زبان به تملق پادشاهی بازکند.سی وچندسال جهانگردی وسفر ازاو کسی ساخته بود که به هیچ مذهبی جز انسانیت نمی اندیشید.و اما بیتی که بعضی آن را وسیله ای برای تاختن به استاد سخن قرار داده اند،من دریک نسخه قدیمی گلستان مصرع آخرش رو به این شکل دیدم:
دوستان را کجا کنی محروم
توکه بادشمنان نظرداری.
به نظرمن منظور کلی شعر اینه که همه ی هستی از نظر پروردگار برابرن وفرقی بین سیاه وسفید ومسلمان وغیره نیست. فردوسی ،مولانا ،سعدی وحافظ بی تردید چهارستون اصلی واستوار شعروادب فارسی هستن وتاثیری که سعدی بر ادبیات فارسی گذاشته کمترازفردوسی نیست.اگر نمی بود سعدی ، همین مقدار فارسی هم که امروزه باقی مانده به احتمال زیاد وجود نداشت و دوستانی که مدام 1400٬1400 می کنند و سعدی را به عرب گرایی متهم می کنند امروزه مجبور بودند به زبان عربی بنویسند وبخوانند .واگرنبود سعدی مسلما حافظ عبید ،پروین ،ملک الشعرای بهار و دهها شاعر بزرگ دیگر که پیرو مکتب وسبک او بودند نیز نبودند.حال تصورکنید ادبیات فارسی را بدون حافظ !
بردیا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:
سخن گفتن ملکی است سعدی را مسلم
مهسا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۵۱ - داستان کودک مجروح: