محمد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
با سلام این شعر منسوب به سنایی که شاید معروف ترین شعر سنایی است. که با همه شهرت بسیار در هیچ کدام از نسخه های معتبر او که تا قرن دهم کتابت شده اند وجود ندارد. از جمله نسخه بسیار قدیمی موزه کابل و نسخه کتابخانه بایزید ولی الدین به شماره 2627 مکنوب 684-683 و نسخه کتابخانه ملک به شماره 5468 از قرن هشتم و نسخه کتابخاننه ملی به شماره 2353 و همچنین این شعر با جهانبینی و تفکر عرفانی او هم قابل تطبیق نیست.
برای اطلاعات بیشتر مراجعه شود به کتاب تازیانه های سلوک ص 372 و نیز در اقلیم روشنایی ص 207 نوشته دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
محمد در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
این شعر مانند دیگر اشعار این بزرگوار کاملا زیبا و احساسی بیان شده
ولی وقتی انسان تنها و تنها یک جاندار عادی مانند بقیه جانداران طبق نظریه (فرگشت) هست و پیدایش جهان در یک اتفاق کاملا اتفاقی (بینگ بنگ) رخ داده دیگه انقدر افسانه سرایی نیاز ندارد
مرتضوی کیاسری در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:
سلام . برخی از تصحیح کنندگان محترم تصحیح را با ویرایش شعر اشتباه می گیرند . علت اصلی این امر هم این است که این دسته بزرگواران خودشان شاعر بودند . مانند خانلری سایه شاملو . در حالی که تصحیح به مفهوم رسیدن به اصالت واژه ها و سرایه هاست ؛ حتا اگر دارای اشتباه صوری و معنوی باشد . . . اصلا مگر راهی هست که با آن دیو سلیمان بشود که بگوییم با حیله نمی شود ؟ اما مسلمان و تسلیم شدن دیو درون ، در سروده های پارسی دارای پیشینه فراوان است . و حافظ اینجا می گوید که تظاهر به آرامش و فریب خود ( کنش ها و واکتش هایی مانند سرکوب و فرافکنی در روانشناسی جدید ) راه حل اساسی نیست . دیو درون را بایست واقعا تسلیم نمود . صرف وجود تناظر در واژه ها و ترکیبات نباید ما را به اشتباه اندازد . اصلا ویژگی شعر حافظ همین است .
احسان در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
کسانی که حافظ و خیام و... رو می چسبونند به عرفان و خدا و این عناوین؛ یا تاریخ نخوندن، یا تعصبی دارند که هیچی به جز خودشون نمی بینند
بهرام در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۹:
در خاطرم هست استاد شفیعی کدکنی یک بیت از این غزل را پرسش کردند در امتحان به این مضمون که لطف و زیبایی بیت
نفحات صبح دانی ز چه روی دوست دارم
که به روی دوست ماند که برافکند نقابی
در چیست؟
ثمین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۶:
هم جسم جمله جان شود: جسم به طور کامل به روح محض بدل میشود
ثمین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۶:
هم سنگ، لعل( با کسره) کان شود: یعنی سنگ به سنگ قیمتی معدن تبدیل میشود.
ثمین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۶:
بیت دو : شوره : شوره زار به معنای کویر از همین کلمه میآید. یعنی سنگ به جواهر تبدیل میشود. به شوره زار ، کوراب هم میگویند. یعنی مستعد دریافت آب نیست.
بارانکه در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید در شوره زار خس
او چیزی را که حتی استعدادی ندارد، مستعد تبدیل شدن به ج.اهر میکند. از جز بی استعداد هم چیزی ارزشمند به وجود می آورد
ثمین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۶:
جان در متون کهن به معنای روح است و جسم را تن مینامند. جان و تن یعنی : روح و جسم
ثمین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۶:
در بیت اول به کارگیری استعاره مرغ یا پرنده، برای روح یکی از استعاره های بسیاری قدیمی است. شاید از یونان باستان گرفته شده باشد
وحید در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۰۵ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » غرق تمنای توام:
این شعر رو دکتر محمد اصفهانی در قطعهی "تمنا" از آلبوم "هفت سین" به زیبایی اجرا کردند.
سعید قبله مرکید در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳:
در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز
هر کسی بر حسب فهم گمانی دارد.
نجات واقعی از غم و غصه این جهان و پیوستن به ذات اقدس الهی و نوشیدن از جام تجلی صفات و رسیدن به معرفت واقعی زمانی است که مرغ جان از قفس جسم به پرواز درآید. شاید منظور حافظ از دوش دیشب نباشد. شاید اشاره به وقتی است که روح از کالبد انسان پر می کشد. در اینحالت پرده ها و حجاب ها بکلی کنار میرود و شعشعه پرتو ذات انسان را در بر می گیرد.
خدا رفتگان همه را بیامرزد. اگر عزیزی از شما با تحمل دوره ای از بیماری جانکاه از دنیا رفته باشد چقدر تناسب دارد که در آن حال و هوا این غزل خوانده شود. گاهی اوقات تنها راه نجات از زندگی پر رنج و عذاب مرگ است.
بابک قندریز در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
با کمال احترام به صاحبنظران عزیز
آیا بیت آخر "غیر از این نکته که حافظ ز تو نا خشنود است" معنی کل شعر را به شدت زمینی نمیکند؟ همیشه بسیاری از سروران مفاهیم اشعار حافظ را عرفانی و آسمانی میدانستند و مخاطب را "حق"، اما در این بیت به وضوح دیده میشود که مخاطب شاعر، یک موجود بسیار غیر آسمانی است که حافظ از او نا خشنود هم میباشد، نهایتا تمام و کمال بودن هنر در ذات مخاطب با نا خشنودی حافظ در تضاد است.
محسن ، ۲ در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۰:
فرهاد جان
اولاً ممنون که با احترام و بسیار صمیمانه نظر خود را بیان کردی، که از ادیبان کمتر ازین انتظار نمی رود.
نظر مهناز خانم صحیح است با برداشتِ از آسمان سیرم یا بیزارم،
ولی بیت نیز به همین صورت درست خوانده می شود اگر با معنای دیگری به آن نگاه کنیم و آن سیر بودن یا بیزار بودن از آسمان نیست بلکه بخوانیم {آسمان سِیرم} بدین مانا که در آسمانها پرواز می کنم ، سِیر سیاحت می کنم ، چون جنونم برایم خانه ای باقی نگذاشته
پاینده باشی
سپیده در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰:
در دل من ز مهر تو" یا "در دل من ز بهر تو"
همایون نوشته مهر ولی در متن در شعر نوشته شده بهر. البته من فکر میکنم"ز مهر تو" درست باشه
Hooman در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:
این شعرو به بهترین وجه اقای فرامز اصلانی با همین نام زهی عشق خونده که بسیار دلچسب و جذاب هست...
دلتون رو بدست میاره، شور و شوق عجیبی در این شعر هست که اقای اصلانی بسیار کامل اون رو منتقل میکنه
البته خانم وحدت هم نسخه ای ازین شعر دارن که در سبک خودشون هست در این مورد سبک اقای اصلانی پرشور تر و جذاب تر هست...
علی م در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۹:
با درود بر همه
واقعا موجب شادمانی و افتخار است که بزرگوارن با دقت زیاد وقت می گذارند و نگارش صحیح یک واژه را با هم بررسی می کنند. سر تعظیم فرود می آورم به اساتیدی که با شکسته نفسی ، جو بحث ها را تلطیف میکنند و سپاس ویژه از گنجور که با زحمت فراوان و با تعهد زیاد مردم را بطور وسیع با ادبیات و زبان خودشان آشنا میکند.
پیشنهادی دارم به گنجور که تاریخ درج نظرات را هم درج کنند
فرهاد قاسمی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۹۰:
سلام ،
با تشکر از بانیان سایت و خوانندگان عزیز و خانم مهناز محترم که نظر خویش را بیان فرمودند ،
راجع به نظر خانم مهناز عرضم این است که خیر ، بیت اول صحیح نوشته شده و مفهوم رساست و وزن کامل است و در دیوان تصحیح شده توسط مرحوم استاد محمد قهرمان بیت همینگونه ضبط گردیده است ، از نظر مفهومی اگر یک حرف ز به ابتدای مصرع دوم از بیت اول غزل اضافه نماییم ، زآسمان سیرم ، معنای جالبی پیدا نمیکند و اشتباه می نماید ، اگر میگفتیم زآسمان سیری شاید ولی زآسمان سیر ، عین خطاست ، زآسمان سیری ( از آسمان سیر بودن زمین خانه را گم کرده ام ، اینجا زآسمان سیری یعنی به دلیل آسمان سیر بودن) ولی زآسمان سیرم زمین خانه را گم کرده ام مستحسن نمی نماید ،
ببخشید که اظهار نظر کردم ، نظر بنده را حمل بر بی ادبی نکنید چون اگر نظر شما نبود من هم به فکر نمیرفتم و همین نظر ناقص من هم شاید باعث شد دیگری عرض بنده را نقد کند و بنده را منت دار خویش نماید ، بحث کردن خوش است چون هر کسی چیزی میگوید و دانش ها تبادل میشود ، باز هم از همه بخصوص خانم مهناز بابت نظر شریفشان ممنونم. موفق باشید.
.. در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۵۴:
از عالم جسم خفیه گشتیم
در عالم عشق، اظهر آییم
در جسم شدهاست روحِ طاهر
بیجسم شویم و اطهر آییم..
زهرا سادات در ۷ سال و ۳ ماه قبل، سهشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۱۸ - در حکمت و قناعت و عزلت: