گنجور

حاشیه‌ها

ندا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

قابل توجه بعضی از دوستان خود باسواد پندار; لطفا برای فهم تفسیر این شعر به نظرات اساتید بزرگی مثل الهی قمشه ای یا دکتر زرین کوب مراجعه کنید. فاصله ذهن و دهن فقط یک نقطه است و بس پس تا اولی رو باز نکردی دومی رو باز نکن!

میلاد میرپارسا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۱ - سرآغاز:

تفسیر دکتر سروش بر این شعر و باب مناجات در بوستان شیخ اجل سعدی علیه الرحمة
پیوند به وبگاه بیرونی

.. در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۵:

سراپا امیدم، سراسر نوید
همه نور چشمم، همایون نبید
به دف راه خوش‌خفتگان برزنم
بشویم چو سیلاب هر بند و قید
بشورانم از عشق و شیرین کنم
شود تلخ و تند و ترُش ناپدید
بگردم، جهان گرد هم آورم
جهانی دگرگونه سازم فرید
همه‌خواهی آید، رود خویش‌خواه
به وحدت برآرند دلها نشید
ز نادر نیابی نشانی دگر
که گم گشت و از وی اثر کس ندید..

علی‌رضا صادقی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲:

بیت:
گیرم که برکنی دل سنگین ز مهر من
مهر از دلم چگونه توانی که برکنی
یادآور این بیت از حافظ است:
گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم
که حافظ این بیت را از کمال الدین اسمعاعیل تضمین کرده
و اصل از مسعود سعد سلمان است. با اندکی اختلاف:
گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر
آن مهر بر که افکنم آن دل کجا کنم. 1398/06/19

سین کاف در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:

سیدالشهدا به یارانش فرمود هر که عاشورا با من بماند، سر از تنش جدا خواهد شد و حافظ چه زیبا پاسخ آنان را گفته که:
آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود از دل و از جان نرود...

گویان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

سعدی با جهان فانی و عروس هزار
داماد صحبت میکند

دریا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۴ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱:

نصیحت پذریر درست بشود به پذیر

ali در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۳۴:

این تصنیف را ملوک ضرابی خوانده است

کوشا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۸۶ - بازگشتن به قصهٔ دقوقی:

همان " طمع در نعجه حریفم هم بخاست " درست است

amir soroosh در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۶ - امر حق به موسی علیه السّلام که مرا به دهانی خوان کی بدان دهان گناه نکرده‌ای:

درود بر همه دوستان
منظور دهان غیر در این ابیات همان دهان دیگران است که فرد دعا کننده با آن دهانها گناهی نکرده است. آنهم با نیکی کردن در حق دیگران حاصل می شود.

حمید در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

این رباعی خیام فوق العاده زیباست . خواندن بعضی از نظرات انسان را بسیار متعجب میکند . خیام انسان بسیار بزرگی بود که قرن ها و قرن ها از زمان خود جلوتر بود

سلیم صالح در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

نمیدانم آیا مصصحان مصرع دوم بیت:
تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی
نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر
را: نفسی کنار بنشین بنگر نگار دیگر
نیز آورده اند؟ بنظر کنار نشستن و نگریستن درست تر است!

ساکت در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:

به دو دلیل در اصالت و انتساب این رباعی به خیام کمتر میتوان تردید کرد. اول آن که این رباعی یکی از سیزده رباعی موجود در کتاب مونس الاحرار به عنوان یکی از منابع کهن و نزدیک به زمان زندگی خیام است و دوم آن که مضمون این رباعی با بسیاری دیگر از رباعیات خیام سازگار و مشترک است. منظور ما از این مضمون مشترک همان توجه به موضوع مرگ و نابودی انسان و زندگی کوتاه و موقت او در این جهان است. اکنون اگر به این واقعیت توجه شود که زندگی ما در این جهان موقت و غیرابدی است و تنها یک بار در آن قدم میگذاریم در چنین شرایطی پرهیز از می و دوری گزیدن از معشوق خطایی بزرگ و جبران‌ناپذیر خواهد بود. در مصرع سوم نیز معنی دو کلمه قدیم و محدث به ترتیب خالق و مخلوق میتواند باشد، چرا که قدیم یکی از نامهای خدا و محدث (حادث شده) یکی از صفات بشر شمرده میشود. بنابراین معنی بیت دوم چنین خواهد بود: تا کی به امید خالق یا بیمناک از مخلوق باشم، چون با رفتن من، چه این جهان حادث و نوپدید و چه قدیم و ازلی باشد، چیزی باقی نخواهد ماند.

ساکت در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۷:

در کتاب مونس الاحرار تألیف 730 هجری مصرع اول چنین ضبط شده است: جاوید نی‌ام چو اندرین دهر مقیم

بهنام در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱:

این دو بیتی روش کم نظیرو بسیار خردمندانه و مؤثر تربیت خطاکار با عشق را در بر دارد. بیشتر خطاکاران پس از ناامیدی از بخشیده شدن در خطاهای بزرگتر غرق شده اند.
در ضمن از این دو بیتی همیشه از این نظر خوشم آمده که از کوچکترین فعل امر پارسی بارها به زیباترین شکل دعوت به دوستی کرده
“آ”

محمد ضیا احمدی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

از مسئولین این سایت توقع دارم برای هر شخص نظر دهنده بیش‌از سه خط امکان نوشتن ندهند،تا شخصی نتواند افاضات خود را تحمیل کندو سایت را از سکه بیاندازد. سپاسگزارم

ماریا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

حضرت حافظ زلف یار را به رشته ی دام و خال را به دانه ی دام تشبیه کرده، لیکن خال لب لعل تو یکی دانه فزون نیست
با این همه مرغ نظر، این دانه چه سازد

ماریا در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

حضرت حافظ بفرماید که: زلف او دام است و‌خالش دانه ی ان دام و من
بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست ....ولیکن خال لب لعل تو یکی دانه فزون نیست، با این همه مرغ نظر این دانه چه سازد!!!

علی هاشمی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۶ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » فی‌وصف حاله » صوفی که از مردان حق سخن می‌گفت و خطاب پیری به او:

در رابطه با یادداشت حامد عزیز
با توجه به معنی
کلمه "زنان" در شعر درست تر خواهد بود
پیری به صوفی گفت که چرا اینقدر از مردان حق حرف میزنی؟
صوفی گفت(به همان دلیل) که زنان دوست دارند مدام از مردان سخن بگویند

وووو در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۵:

این بیت ها نیست اینجا:
بدانگه که سهراب آهنگ جنگ
نمود و گه رفتن آمدش تنگ
همی خواند پس مادرش ژنده رزم
که او دیده بد پهلوان گاه بزم
بد او پور شاه سمنگان زمین
همان خال سهراب باآفرین
بدو گفت کای گرد روشن روان
فرستمت همراه این نوجوان
که چون نامور سوی ایران رسد
بنزدیک شاه دلیران رسد
چو تنگ اندرآید سپه روز کین
پدر را نمائی به پور گزین ...

۱
۲۵۳۱
۲۵۳۲
۲۵۳۳
۲۵۳۴
۲۵۳۵
۵۷۲۴