صوفی مولانا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » بیست و ششم:
بیت
آن ترک سلامم کند و گوید: « کیسن »
گویم که: « خمش کن که نه کی دانم و نی بی
به صورت
آن ترک سلامم کند و دیرد : « سن کیم سن »
گویم که: « خمش کن که نه کینیدم بیلم و ن بینی می»
چون benim یعنی من ذهنی و بدنی و kendim به معنای خویشتن که بصورت کنیدم خط فارسی و بنیمی به صورت بینی می درست باشه و کیسن و ن کی احتمالا اشتباه (منظور گم شدن و فنا که در این مرحله سالک ن هوشیار ن بیهوش ن در ذهن ن در آگاهی او به فراآگاهی رسیده به همین جهت را حل شده و ن خویشتن میداند ن من ذهنی را
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
تصحیح: در نوشته بالا: ابتدای بیت «آنان که...« باید باشد.
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
به نظرم آقای حسین ذاکری بهتر از همه به اصل موضوع پی برده. این رباعی با این شکل که اینجا درج شده بی معنا و مغشوش به نظر می رسد. در حقیقت شکل درست آن «آناناپ که به صحرای علل تاخته اند» بوده؛ و تاخته اند به معنای اولیه و روشن خود به معنای حمله بردن است. خیام می خواهد بگوید که درنهایت نظم و ماهیت ذاتی جهان فارغ از توصیفاتی ذهنی ما از آن است و در نهایت جهان راه خود را می رود فارغ از خواسته ها و نگرش های مابعدالطبیعی بشر.
Tannaz در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۶:
درودبرسعدی شیرین سخن که اسطوره ادب فارسی است اگربه بچه هامون گلستان سعدی تومدارس درس میدادیم خیلی باسوادتروباهوشترمیشدن ودرآموختن زبان اصیل دری پایشون بسیارقوی میشد باتشکر⚘
م.م در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
این مصرع “همه خاکهای شیراز به دیدگان برفتم” ، اندکی سکته داره و از استاد غزل بعیده .
شاید اینگونه بوده باشه :
“همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم”
و اما راجع به دو مصرع این بیت :
به امید آنکه جائی قدمی نهاده باشی
همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم
من در اسفند 1379 در حج تمتع مشرف بودم .
گاهی در سکوهای مسجدالحرام می نشستم و هر بار یک ساعتی به کعبه نظر میکردم .
در بحر نظر که بودم میرفتم تو این اندیشه که چه شخصیت های بزرگی در طول تاریخ بشریت در این جایگاه قدم نهاده اند . شاید جائی مشابه این مکان پیدا نشود که پیامبران ، ائمه و اولیاء عظام در آن قدم نذاشته باشن .
لذا یک بار رفتم و از درب کعبه تا حدود 15 متر را عمود بر کعبه رُفتم که افتخار نصیبم شود که جای پای آن اعاظم قدم گذاشته ام .
دوستان ایراد نگیرند . دست خود آدم نیست .
م.م در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:
این مصرع "همه خاکهای شیراز به دیدگان برفتم" ، اندکی سکته داره و از استاد غزل بعیده .
شاید اینگونه بوده باشه :
"همه خاکهای شیراز به دو دیدگان برفتم"
حسن از آباده در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۵:
آیا درمصراع 2 بیت سوم « یا آینه ی روشن » درست تر نیست؟
( ی+ا)
آرش در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:
اندیشه خداپرستی (به هرشکل آن چه چند خدایی چه تک خدایی ) یک اندیشه کهنه به قدمت تاریخ است که هیچ تفاخری در آن نیست که برعکس از دل سیاه تاریخ برآمده زمانی که انسان در جهل غوطه ور بود و برای سوال های بیشمار خود بدنبال جوابی می گشت و از سر جهل فقط یک جواب داشت آن هم خالق، از چند خالقی شروع شد و تا یک خالقی هم آمد ولی اندیشه نو قرن معاصر بی خالقی است اندیشه ای که پروفسور استیون هاوکینگ به زیبای آن را شرح داد. به نظر من اندیشمندانی مثل خیام اگر در زمان ما می زیستند همچون دانشمندان به نام امروزی منکر وجود خدا میشدن آنها با بضاعت اندیشه آن زمان بدین زیبای شک کردند قطعا اگر این زمان بودن در کنار هاوکینگ بودند
کاظم ایاصوفی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۹ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۷:
بیت چهارم مصراع اول بلاها صحیح است
سپیده در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۵:
در بیان معنای اشعار مولوی همان که خودش فرموده:گوش خر بفروش و دیگر گوش خر ، در نیابد این سخن را گوش خر
این اشعار برون فکنی تجربه های نیروانا گونه جناب جولوی است که در بازی کلمات پیچیده شده و جز تجربه کننده کسی از سر آن آگاه نیست.
س م ساعد ح در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:
آبا سامان (سامان داداش بزرگ) درود و تحیت بر شما.
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
مانیز هم به شعبده دستی برآوریم
(پیر پارس)
اما معنی :
آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی
عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
چنین است که مصرع اول کنایه از آن دارد که همچون آب که عامل
چرخش هر چرخی (چرخ آسیاب آبی و غیرآن) است مانیز عامل هر کار و فعلی هستیم.مصرع دوم نیز اشاره ای مشابه دارد بدین قرار که طیب و تزئین هر مجلس شادمانی مائیم که همچون عود در آتشدان های مجالس می سوزیم و باعث شادی و سرور دیگر مجلسیان میشویم.(جان فدای عشقیم)
تقدیم به شما از یک دوست کرد سنندجی عاشق فرهنگ و ادب پارسی
س م ساعد ح در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵:
آبا سامان (سامان داداش بزرگ) درود و تحیت بر شما.
چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا
مانیز هم به شعبده دستی برآوریم
(پیر پارس)
اما معنی :
آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی
عود ماییم به هر سور که مجمر گیرند
چنین است که مصرع اول کنایه از آن دارد که همچون آب که عامل
چرخش هر چرخی (چرخ آسیاب آبی و غیرآن) است مانیز عامل هر کار و فعلی هستیم.مصرع دوم نیز اشاره ای مشابه دارد بدین قرار که طیب و تزئین هر مجلس شادمانی مائیم که همچون عود در آتشدان های مجالس می سوزیم و باعث شادی و سرور دیگر مجلسیان میشویم.(جان فدای شقیم)
میلاد در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:
علمای گرانقدر اینم ب احادیث و قرآن ربطش دادید؟؟؟!!!
واقعا چرا؟؟؟ مگه مجبورید ک تفسیر میکنید
روان تر از این شعر وجود نداره ب هیچ عنوان نیاز ب توضیح و تفسیر نداره خواهش میکنم تفسیر نکنید هرچیزی ک ب ذهنتون میاد رو نگید
کامران کمیلی پور در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۸:
با سلام.
محمد بیرانوند عزیز!
برجه فعل امر از مصدر جهیدن است. یعنی بپر (پریدن)
مولانا در غزل دیگری گفته است:
درتاز درجهانش اما نه در جهانش
یعنی حمله کن. آن را بپران اما نه در جهان او
در غزل بسیار زیبای آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن گفته است:
حیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن
بجه (جهیدن) یعنی بپر، فرار کن، دوری کن.
میثم قرایی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۸ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
تصحیح میکنم. هجای کوتاهی که از انتهای ارکان غیرپایانی حذف شده ، طبق چه قاعدهایست؟
میثم قرایی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ قاآنی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
وزن این غزل فاعلات فع 4 عنوان شده. و ظاهرا صحیح است. یقینا این وزن از اوزان دوری نیست. سوال! هجای کوتاهی که از انتهای ارکان یک و سه در اکثر ابیات حذف شده طبق چه قاعدهایست؟
حفیظ احمدی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۴:
با سلام و خسته نباشید.
بزرگمهر عزیز! همانگونه هم وزن مصراع درست چیزی که شما فرموده اید.
اگر دنبال فتحه و کسره و ضمه عربی برویم، روزی خواهد رسید که بدون این نشانه ها نه توانیم چیزی بنویسیم و نه بخوانیم.
با احترام
حفیظ از افغانستان
آرمین عبدالحسینی در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۴۳ دربارهٔ اوحدی مراغهای » جام جم » بخش ۷۱ - در راستی:
به گزاف آنچنان عزیز نشد
که گرفتار خفت و خیز نشد
بیت بالا را فعلاتن مفاعلن فعلن بدست می اوریم و چون در عروض سنتی و اختیارات شاعری رکن اول که فاعلاتن باشد را فعلاتن می نویسیم.
رضا س در ۶ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:
جناب مهدی ممنون از توجهتون. شاید دادن حکم کلی از طرف من درست نبوده چون حافظ غزلی عرفانی و بسیار قوی داره با مطلع:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد/ عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
ولی باز برای نمونه میشه به این غزل عرفانی اشاره کرد:
عشق تو نهال حیرت آمد/ وصل تو کمال حیرت آمد
که البته زیباست ولی به قدرت سایر غزلهای حافظ نیست.
Javad در ۶ سال و ۸ ماه قبل، یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۹: