گنجور

حاشیه‌ها

یوسف در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:

در تایید نظر فرزاد تقدس ومعصومیت ساختگی برای شعرا صحیح نیست. وباعث ایجاد فاصله بین آنها و عامه مردم میشود.

بابک بامداد مهر در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۰:

شاه بیت غزل
به هرنظر بت ما جلوه می کندلیکن
کس این کرشمه نبیند که من همی نگرم
واقعا حافظ کرشمه هایی از بت ما می بیندکه به چشم ما عادت
زدگان نمی آید..

سوفیا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸:

گره به باد مزن گر چه بر مراد وزد....
براساس بیش از 20 نسخه خطی، بر مراد وزد ، درست تر به نظر می رسد؛ البته «بر مراد وزیدن باد» معقول تر از «بر مراد رفتن باد» است.

نوراله اسدی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۷:

سلام بر همگی بخصوص مسافر ، جواب شما به آقای مهدی دو قسمت دارد ، قسمت اول تراوش ذهن خود شماست که از بی مهری و خود بزرگ بینی و غرور ودر نتیجه نشانه بی مایعی و عصبانیت حکایت دارد ، وقسمت دوم که نقل قول از تفسیر المیزان و مجمع البیان و دیگران است و کاملا قابل استفاده است بنابراین از شما تقاضا میکنم تا زمانیکه آن صفات را از خودتان دور نکردید از خودتان چیزی ننویسد

رامین در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۴:

منظور آن است که برای بحث در باره هر موضوعی نیاز است که دو طرف مفاهیم اولیه موضوع را بدانند. مثلا اگر من امبانی فیزیک جدید را ندانم بحث من با یک فیزیک دان بر سر جهان های موازی بی فایده است.

احد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

با عذر خواهی از دوستان به خاطر اشتباهات نوشتاری حروف

احد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

سلام رضای عزیز من نوشته های دوستان را می خوانم و استفاده می برم.به نوشته های شما که می رسم.بیشر توقف و تامل می کنم و بهره بشتر می برم .خسته نباشید. در مورذ ضرورت دیدن معشوق با ذیذه جان باید بگم که ذیذن زیباییها ونشانه ها با ذیه سر برای پی بردن به معشوق باز هم ذیده جان لازم ذارذ. چرا که همه می بینیم ولی همه پی نمی بریم. شاذ زی

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۸ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۶ - چه شورها:

بیت دوم این طور هم اجرا شده:
ز من مپرس که چونی دلی نشسته به خونی ....
بیت سوم:اگر "که جان "از این سفر بدون درد سر....
با تشکر

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۷ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...:

آستین چو از "دیده" برگرفتم ./استفاده واژه "دیده" به جای" چشم" مناسب ترهست ."دیده هم به لحاظ آوایی و هم به لحاظ هجایی متناسب تر است."چشم" تناسب هجایی با کل بیت نداره.یعنی یک هجا کمتر داره از طرفی چون ابیات عارف تصنیف موسیقایی هست،تلفظ دیده برای خواننده مناسب تره

محمد در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۸ - به مرغان چمن:

حدود 5 بیت جا افده است
لطفا متن کامل شعر را اضافه کنید:

خراب از یاد ِ پاییز ِ خمارانگیز ِِ تهرانم
خمار ِ آن بهارِ شوخ و شهر آشوبِ شمرانم
خدایا خاطراتِ سرکشِ یک عمر شیدایی
گرفته در دماغی خسته چون خوابی پریشانم
خیال ِ رفتگان شب تا سحر در جانم آویزد
خدایا این شب آویزان چه می خواهند از جانم
پریشان یادگاری های بربادند و می پیچند
به گلزار خزان عمر چون رگبار بارانم
خزان هم با سرود برگ ریزان عالمی دارد
چه جای من که از سردی و خاموشی زمستانم
مگر کفاره ی آزادی و آزادگی ها بود
که اعصابم غل و زنجیر گشت و صبر، زندانم
به بحرانی که کردم آتشم شد از عرق خاموش
خوشا آن آتشین تبها که دلکش بود هذیانم
سه تار مطرب شوقم گسسته سیم جانسوزم
شبان وادی عشقم شکسته نای نالانم
نه جامی کو دمد در آتش افسرده جان من
نه دودی کو برآید از سر ِ شوریده سامانم
شکفته شمع دمسازم چنان خاموش شد کز وی
به اشک توبه خوش کردم که می بارد به دامانم
گره شد در گلویم ناله جای سیم هم خالیست
که من واخواندن ِ این پنجه ی پیچیده نتوانم
کجا یار و دیاری ماند از بی مهری ایام
که تا آهی برد سوز و گداز من به یارانم
بیا ای کاروان مصر آهنگ کجا داری
گذر بر چاه ِ کنعان کن من آخر ماه ِ کنعانم
سرود ِ آبشار دلکش پس قلعه ام در گوش
شب ِ پاییز ِ تبریز است و در باغ ِ گلستانم
گروه ِ کودکان سرگشته ی چرخ و فلک بازی
من از بازی این چرخ ِ فلک سر در گریبانم
به مغزم جعبه ی شهر فرنگ عمر ِ بی حاصل
به چرخ افتاده و گوئی در آفاق است جولانم
چه دریایی چه طوفانی که من در پیچ و تاب آن
به زورق های صاحب کشته ی سرگشته می مانم
از این شورم که امشب زد به سر آشفته و سنگین
چه می گویم نمی فهمم چه می خواهم نمی دانم
به اشک ِ من گل و گلزار شعر پارسی خندان
من شوریده بخت از چشم ِ گریان ابر نیسانم
کجا تا گویدم برچین و تا کی گویدم برخیز
به خوان اشک چشم و خون دل عمریست مهمانم
به نامردی مکن پستم بگیر ای آسمان دستم
که من تا بوده و هستم غلام شاه مردانم
چه بیم ِ غرقم از عمان که جستم گوهر ِ ایمان
دلا هر چند کز حرمان هنر بس بود تاوانم
فلک گو با من این نامردی و نامردمی بس کن
که من سلطان ِ عشق و شهریار ِ شعر ایرانم

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۵۶ - جواب:

بخور می وارهان خود را ز سردی
که بد مستی به است از نیک مردی
چرا بد مستی از اینکه نیک مرد باشی بهتر است؟

علی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

بیت نخستین، مصراع دوم: در بار بهاری "خالی" از زاغ و زغن شد.لفظ "خالی "با "بهاری" از لحاظ وزن و موسیقی تناسب آوایی داره اما "تهی " این تناسب رو نداره و به نظر میرسه در متن اصلی ، "خالی" قید شده باشه.
از ابر کرم خطه ری رشک ختن شد. که "ری" از قلم افتاده..سپاسگزار....

آذر در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

در باب بحث پیش آمده پیرامون بیت خنک آن قمار بازی ...
اول اینکه هرکس میتواند تعبیر خود را داشته باشد می توان پیرامون درستی یا غلطی این برداشت بحث کرد.
اما بحث پیرامون اینکه آیا اصلا این برداشت دیدگاه جناب مولانا بوده یا نه بعید است سر انجامی داشته باشه چرا که هر کس نشانه های خود را برای اثبات حرف خود می آورد و اینجاست که شعر زیباست! هر کس برای خود برداشت شخصی می تواند بکند...
اما نظر بنده جدا از زیبایی تعبیر چیز دیگری است
مگر امام حسین اصلا بر سر دار و ندار خود قمار کرد؟ این چه حرف بی پایه و اساسی است! حسین بن علی از شکست خود در شب حمله باتوجه به لشکریان دشمن آگاه بود! دار و ندار خود را داد تا دینش را ندهد!
هیچ قماری نبوده که بخواهیم این بیت را به آن نسبت دهیم

امید ربیعی در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹ - حراج عشق:

سلام بنظرم این ابیات اخروی باید اینطوری می‌نوشت معنی بهتری میده
فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
زحال گریهٔ پنهان حکایت با سبو کردم
ملول از نالهٔ بلبل مباش ای باغبان رفتم
که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم(پیوند وباغبان )
تو با اغیار پیش چشم من می در سبو کردی
دراین هنگامه من کاری که کردم یاد الله کردم(گناه وهراس والله)
حراج عشق وتاراج جوانی ووحشت پیری
من ازبیم شماتت گریه پنهان درگلو کردم(عشق ازدست رفته ومواخذه اطرافیان)
ازین پس شهریارا ،ما . و از مردم رمیدنهاو...
حلالم کن اگر وقتی گلی در غنچه بو کردم.عشق ورزی ونازک دن

۷ در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۷:

درست:
شخصی همه شب بر سر بیمار گریست
چون روز شدی(بشد) مردش و بیمار بزیست
شخ/صی/ه/م/شب/بر/س/ر/ بی/ما/ر/گ/ری/ست
چن/ رو /ز/ش/دی/مر/ د/ش/ بی/ما/ر ب/زی/ست

۷ در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۳ - حکایت سلطان تَکِش و حفظ اسرار:

تو پیدا مکن راز دل بر کسی
که او خود نگوید بر هر کسی
یعنی گور پدر قافیه (هر -بر)
اگر به جای "بر" که درست است "با" بود نیم بیت دوم مثلا اینگونه میشد:
تو پیدا مکن راز دل با کسی
که او خود نگوید بر ناکسی

رضا س در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:

خوانش سهیل قاسمی خیلی درست‌تر و مفهوم تر از خوانش فریدون فرح‌اندوز به نظر میاد. لطفا اولویت رو به خوانش سهیل قاسمی بدید.

دکتر محمد ادیب نیا در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹:

مراد از «شاخ نبات» در غزلیات لسان الغیب حافظ شیرازی چیست و کیست؟
مراد از «شاخ نبات» در تمامی غزل های لسان الغیب حافظ شیراز، همان شجره طیبه در آیات و روایات اسلامی است که ریشه آن در خانه علی و فاطمه(علیهما السلام) و شاخه هایش در منزل مومنان است و آنان هر وقت بخواهند از میوه های شاخه آن بهره مند می شوند.
در کتاب کافی از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه" کلمة طیبة کشَجَرَةٍ طَیبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماءِ" آیه 24 سوره ابراهیم چنین نقل شده است: رسول اللَّه اصلها و امیر المؤمنین فرعها، و الأئمة من ذریتها اغصانها، و علم الأئمة ثمرها، و شیعتهم المؤمنون ورقها، هل فیها فضل؟ قال قلت لا و اللَّه، قال: و اللَّه ان المؤمن لیولد فتورق ورقة فیها و ان المؤمن لیموت فتسقط ورقة منها: " پیامبر ص ریشه این درخت است و امیر مؤمنان علی ع شاخه آن، و امامان که از ذریه آنها هستند شاخه های کوچکتر، و علم امامان میوه این درخت است، و پیروان با ایمان آنها برگهای این درختند. سپس امام فرمود: آیا چیز دیگری باقی ماند؟ راوی می گوید: گفتم نه، به خدا سوگند! فرمود: به خدا قسم هنگامی که یک فرد با ایمان متولد می شود برگی در آن درخت ظاهر می گردد و هنگامی که مؤمن راستین می میرد برگی از آن درخت می افتد"![ نور الثقلین جلد 2 صفحه 535.]در روایت دیگری همین مضمون از امام صادق ع نقل شده و در ذیل آن آمده که راوی سؤال کرد، آیه 25 آن «تُؤْتِی أُکلَها کلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّها» مفهومش چیست؟ امام فرمود: اشاره به علم و دانش امامان است که در هر سال از هر منطقه به شما می رسد[همان صفحه 538] در روایات دیگری می خوانیم که: «شجره طیبه» پیامبر و علی و فاطمه و فرزندان آنها است.
این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد
اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند
خلاصه اینکه؛ آری انسان‏های پاک، گفتار پاک، عقیده‏ی پاک و رهبران پاک، پایه‏هایی محکم و شاخه‏هایی پربار از عالم اسرار دارند .

عباس اشتری در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸:

ماهم این هفته شد از شهر و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
در غزلیات حافظ نسخه مصحح مرحوم دکتر سلیم نیساری این گونه ثبت شده و به نظر ضبط اصح است، نکته هم این که در کنار قیود زمان مثل هفته و ماه و سال، شهر هم که در لغت تازی معنی ماه می دهد آمده و این از رندی لسان الغیب است.

.. در ‫۶ سال و ۵ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:

راهت از گرد، توتیا بخشد
راه، چشم تو را ضیا بخشد...

۱
۲۵۲۳
۲۵۲۴
۲۵۲۵
۲۵۲۶
۲۵۲۷
۵۷۲۴