اشکان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۱۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴:
یک شاهکار از غزل پارسی. از معدود غزلهایی که در حد غزلهای حافظ و سعدی هست.
محمد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
عزیزان رود لزوما به معنی فرزند نیست رود یعنی دردانه گرانبها بسیار عزیز زندگی بخش ...دقت کنید چون ایران سرزمین خشکی بوده نیاکان ما بخاطر اینکه اهمیت آبهای جاری را نشان دهند به آنها رود می گفتند
پس رود لزوما به معنی فرزند نیست .لطفا به این شعر حافظ دقت کنید رودی همچون حافظ می تواند معنی بسیاری از واژه ها را به خوبی نمایان کند
خواهی که بر نخیزدت ز دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند
رود کسان به معنی فرزند کسان نیست به معنی عزیز دیگران به معنی دردانه دیگران به معنی آنچه به دیگران زندگی می بخشد
مهری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۹:
بیت دوم:هرمصراع سه جمله است به طریق تضاد مقابل هم. بسیار مخور مقابل اندک خور. وِرد مکن مقابل گه گاه خور. فاش مساز مقابل پنهان خور. و در غیاث اللغات ورد را کار هر روزه دائمی نوشته است.
هاجر در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر چهارم » بخش ۵۸ - چالیش عقل با نفس هم چون تنازع مجنون با ناقه میل مجنون سوی حره میل ناقه واپس سوی کره چنانک گفت مجنون هوا ناقتی خلفی و قدامی الهوی و انی و ایاها لمختلفان:
برای تفسیر بهتر و درک معانی از کتاب شرح مثنوی نوشته ی کریم زمانی استفاده کنید.
مهدی مهدی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۰۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:
با سلام .از رضا متشکرم به خاطر درج معنی بیت به بیت این شعر واز دوستان دیگر هم می خواهم اگر مقدور است بیت به بیت مشارکت کنند. با کمال تشکر
لیلا در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:
من حافظ شناس نیستم یک حافظ خوان بسیار معمولی ام، ولی من هم خود بخود بیت اول رو خوندم: صحبتِ باغ و بهار... به همون معنای همنشینی.
راستی من تازه متوجه شدم معین آخر اون آهنگ بندری اش بیت اول این غزل رو میخونه! :)) زیباست ولی ترکیب شعر حافظ با آهنگ بندری "بیا هنوز عشقت توی قلبمه" یه کم عجیبه!
سپاس در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۹:
درود.
باخواندن و بخصوص شنیدن سروده های حضرت مولانا بلاخص غزلیات.بغیر از تعظیم وتکریم و درنهایت حیرت از زیبایی متن وبلندای معنی.چه نتیجه ای می توان گرفت.
متعجب هستم که بعضی میخواهند در رخ این خورشید عالم تاب عیب وایراد پیداکنند!!
از آسمان در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
مهر تو عکسی...
انگار صورت آیینه گون معشوق می توانست محبت را که در اینجا به نور خورشید تشبیه شده انعکاس دهد اما این کار را نکرده. (درست مثل گرفتن تکه ای آیینه جلوی نور خورشید و انعکاس آن به روی آدم ها، وقتی بچه بودم این بازی را با مادربزرگم می کردم.) یعنی حافظ از این گله دارد که معشوق می توانست مهر و محبت را در چهره اش نشان دهد اما به سبب سنگدلی این کار را نکرده.
رحمان حق پرست در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۸:
با سلام خدمت دوستان. بسیار تفاسیر زیبایی ارائه شده درباره این غزل زیبا. به نظرم به بیت های دیگه هم پرداخته بشه خوبه.
به طور مثال منظور از "اجر" تو این بیت چیه؟
چراغ چرخ گردونم چو اجری خوار خورشیدم
امیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشد
ذاکری در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
کاو جمله نمک دان، نمک زار خدا
شمع درگاه سوختن به مقام شهود میرسه اگر چه در ظاهر تنهاست اما با روشنی خود که حاصل از سوختن است به وصل جان جانان میرسه.
و نمک هم از سوختن و ذوب شدن حاصل میاد که بی واسطه مبداء جان بخشیدنش رو پس از جذب شدن در اون واصل میشه.جان جانان
امیر حسین ذکرگو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۰ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸:
در نسخه خطی هلالی جغتایی در مجموعه
International Institute of Islamic Thought and Civilization
واقع در کوالالامپور «گفت و شنود» ثبت شده
امیر حسین ذکرگو در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ هلالی جغتایی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱:
در نسخه خطی دیوان هلالی در انستیتوی بین المللی تفکر و تمدن اسلامی
International Institute of Islamic Thought and Civilization
در کوالالامپور این مصراع چنین ثبت شده
القصه همه در آرزوی تو گذشت
بهرام عبدی نژاد در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۴ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او:
سلام میخواستم در جواب دوستون طالب عرض کنم ریاضیات فقط سواد هستن و عرفای ما نیاز به این علم بی مقدار زمینی ندارن یک مثال داءره آیا دائره وجود دارد نه ولی برای اینکه ریاظیاتو انجام بدیم دانشمندان میگویند فرض میکنیم که وجود دارد این شعر 1000 بار بالاتر از کوانتوم است این اشعار مثل صفر میماند که اگر تمام ما عقل ناچیزمونو باهاش ظرب کنیم بازم به صفر میرسیم با تشکر
.. در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۲۰:
مرا گفت بو کن به بو خود شناسی
چو مجنون عشقی و صاحبصفایی..
فرهاد ۲ در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:
یا للعجب !! هیچ تلاشی و همتی برای درک معنی و مفهوم شعر نداریم ، بحث بر سر تعزیر و تکفیر میکنیم . چه فرقی دارد . در هر دو کلمه تعصب و کوته فکری متشرعین و زاهدان را فریاد میزند ! کجایند دوستان گرانمایه که اصرار بر دینی بودن اشعار حافظ داشتند و بقیه را لاابالی و عرقخور میخواندند ؟؟!! کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب !!
فرهاد ۲ در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۳۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۹:
هر انچه بخواهید و سعی کنید حافظ را بدلیل نامش و برخی اشعارش مذهبی معرفی کنید ، نشاید و نتوان . زیرا خودش میفرماید : در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز / هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد . یا جای دیگر میفرماید : کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب ...... ! یک متفکر چو حافظ خودش را با حصار دین و مذهب محدود نمیسازد . اگر متدین بود حتما عنوان میکرد و تعصب خود را متجلی میساخت . من نمیدانم شما دوستان متعصب به حافظ شناخت ببشتری دارید یا متدینان همزمان و همشهری و همسایه خودش ، که او را تکفیر کردند و پس از فوت در قبرستان مسلمانان راهش نمیدادند . به گمانم سعیتان را بر شناخت منظور حافظ از سرایش اشعار ناب و خرد ورزانه این شاعر بزرگ بگذارید منفعت ببشتری خواهید برد !!!
بهرام مشهور در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۴:
رباعی فوق بر اساس نسخه معتبری که ادوارد فیتز جرالد از روی آن اشعار خیام را به انگلیسی ترجمه کرد چنین می باشد امید که خردمندی رباعی فوق را تصحیح نماید :
در دایره ای کامدن و رفتن ماست
آن را نه نهایت نه بدایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست ؟
سیامک جمالی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۳:
بیت اول را آقای وحید تاج در آواز وای دل خوانده است که در ترکیب با غزل شماره 796 آنرا اجرا نموده اند
بهرام مشهور در ۶ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳:
زهد ریا عیش مرا تلخ کرد
حداقل از زمان فیض کاشانی ما این بساط تظاهر و ریا را داشته ایم
رحمان شریفی در ۶ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ترجیع بند: