گنجور

حاشیه‌ها

پری در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قطعات » شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!:

سلام
آیا کسی میداند که منظور از "شهیدان رشت"و یا "قاتل ایشان" چه کسانی هستند و یا این شعر در چه تاریخی سروده شده است؟

حامد در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴۵:

تو آبِ روشنی، تو دَرین آبْ گِل مَکُن
دل را مَپوش، پَردهٔ دل را تو دل مَکُن
پاکان به گِردِ دلْ به تماشا نِشَسته‌اند
دل را و خویش را زِ عَزیزانْ خَجِل مَکُن
دلْ نَعْره می‌زَنَد که بِکُش خویش را زِ عشق
وَرْ جُمله جان نگردی، دل را بِحِل مَکُن
مِسْ را که زَر کنند یکی عِلْمِ دیگر است
زین‌‌ها که می‌کُنی نشود زَر، بِهِلْ مَکُن
دَوْری بِگَشت این تَن کَزْ دلْ بِگَشته‌یی
سی سال دور باشد، سی را چهل مَکُن
چیزی که زیرِ هاوَنِ اَفْلاک سوده شُد
این سُرمه نیست، دیده از آن مُکْتَحِل مَکُن
هنگامه‌هاست در رَه، هر جا مَایست، رو
بی‌گاه گشت روز، تو خود مُشْتَغِل مَکُن

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۲۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۴۸:

در مصراع اول، دوم و چهارم، یک هجا کم است. به اصل مراجعه شود.
در مصراع سوم، قسمت آخر مصراع هم یک هجا کم است.

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۶ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۳۷:

"ذرهای" را از هم جدا کنید لطفا. ذره‌ای.

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۳ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۳۴:

ردیف‌ها را اصلاح بفرمایید لطفا.
ای عین بقا! در چه بقایی که نه‌ای
همچنین در مصراع دوم، "جانی" آمده در حالی که باید "جایی" باشد.
در جای نه و کدام جایی که نه‌ای

حسین ش در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴:

با در نظر گرفتن اعتقادات فلسفی؍ مذهبی و علمی خیام من این شعر را چنین معنی میکنم. بیت اول میگوید تمام کسانی که مرده اند و در قبرستان ها هستند تمام اجزا بدنشان ذره ذره از هم جدا شده و به خاک و غبار تبدیل گشته اند. در بیت دوم منظور خیام از شراب سحر و جادوی صحبتها و دستورهای مذهبی است و او میگوید حرفهای مذهبی تا روز مرگ انسانها را بی خرد و بیخود (نادان) از همه چیز نگه میدارد.

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۰ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۳۲:

مصراع آخر، اشکالی دارد. کلمه‌ی "تعجبیم" در وزن نمی‌گنجد. به اصل مراجعه شود. احتمالا "تعجبم" باشد که در این صورت، مشکل وزنی رفع می‌شود.
از حضرتِ تو تعجبم دایم بس

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۸ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۱۲:

روز و ست به‌هم چسپیده‌اند. لطفا با فاصله‌ی مجازی، جدا کنید.
چون شش روزه‌ست...

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم » شمارهٔ ۱۲:

در مورد مصارع دوم، باید به اصل دیوان مراجعه شود.
مصراع آخر، ممکن است این طوری باشد:
دستش گیرد چو تو شفاعت خواهی. این طوری با یکی از اوزان رباعی، مطابقت می‌کند.
یا:
دستش گیرد، تو چون شفاعت خواهی.
بهتر است به اصل مراجعه شود.

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۵ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم » شمارهٔ ۸:

کلمه‌ی "پیغامبر" وزن را به هم می‌زند. به احتمال قوی، باید پیغمبر باشد.

بشیر رحیمی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ عطار » مختارنامه » باب دوم: در نعت سیدالمرسلین صلّی اللّه علیه و سلّم » شمارهٔ ۲:

لطفا کلمه‌ی "پیامبر" را به پیمبر، اصلاح بفرمایید.

حمید رضا۴ در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۷:

می گوید برای هیچکس و یا حتی هیچ چیزی در هستی، خوشایند نیست که مورد خشم و نامهربانی قرار گیرد،
پس با همه کس و با همه چیز با مهربانی و نیکی برخورد کن.

وحید صادقی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:

با سلام و درود فراوان،
من فکر می‌کنم مصرع دوم از بیت نخست می‌بایست بدین صورت باشد:
ذره است این، آفتاب آن، این کجا و آن کجا

بِنسینا persia۱۵۰۰@yahoo.com در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۷:

اذا جئتنی فی رفقه لتزدرنی!!!!
بعید میدونم چنین فعلی در عربی وجود داشته باشه
حدس بنده اینه که فعل " تَزورُ" به معنای دیدن و ملاقات باشه !
پس اینگونه احتمالا صحیحه : "اذا جئتنی فی رفقه لتزورنی"

کوروش شفیعی‌فر در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهمن اسفندیار صد و دوازده سال بود » بخش ۱:

آقای حسن امین لو، تو نسخه مسکو نوشته کمر با میان بست و بگشاد دست.

علی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵ - من و ما:

عالی

سید محسن در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۶ دربارهٔ قدسی مشهدی » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۳:

کعبه را هم تیره روز از هجر مخمل یافتم-------پیشنهاد میشود

علی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۷:

سیم اندام. [اَ] (ص مرکب) آنکه اندام وی سفید و تابان باشد. (فرهنگ فارسی معین). که تن او در سپیدی سیم را ماند. سیم بدن. سیمین تن:
روزها رفت که دست من مسکین نگرفت
زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی.
حافظ.
ننگرد دیگر بسرو اندر چمن
هرکه دید آن سرو سیم اندام را.
حافظ.

علی در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:

دلارام
لغت‌نامه دهخدا
دلارام . [ دِ ] (ص مرکب ) دل آرام . مایه ٔ آرام دل ، خواه به جمال و خواه به کمال . آرامش دهنده ٔ دل . آرام بخش دل . که سبب آرامش دل و خاطر باشد. که موجب آسایش خاطر شود. که دل را آسودگی بخشد. مایه ٔآرام دل . تسکین دهنده ٔ خاطر. تسکین بخش خاطر. سَکَن . (از مهذب الاسماء). تسلی بخش . مایه ٔ تسلی :
دلارام او بود و هم کام اوی
همیشه به لب داشتی نام اوی .
فردوسی .

سامان در ‫۶ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۰:

به نظرم بیت اول مصرع دوم "مهر بر لب خون دل میخورم و خاموشم"قشنگ تره خون میخورم یه حالت غیر ادبی و دراکولا واری داره

۱
۲۴۶۰
۲۴۶۱
۲۴۶۲
۲۴۶۳
۲۴۶۴
۵۸۱۸