ف.نوایی لقب در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵:
درود دوستان
راجع به بیت اول
من کمی در مقالات و مطالب مربوط گشتم و در رابطه با گلِ خیر به این نتیجه رسیدم:
گل در اصطلاحات صوفیه به صورت کنایی به معنی نتیجه علم هست که در دل پیدا میشه و در واقع گل خیر در کنایه به معنی نتیجهی خوب.
در این بیت هم عراقی درد کشیدن و خون فشان بودن دو دیده که ناشی از جدایی از معشوق هست رو نتیجه آشنایی میدونه.
علی ک در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹۸ - تمثیل گریختن مؤمن و بیصبری او در بلا به اضطراب و بیقراری نخود و دیگر حوایج در جوش دیگ و بر دویدن تا بیرون جهند:
سلام، آبِ انگور طبع سردی دارد، اما پس از اینکه انگور تقریبا آب خود را از دست بدهد و تبدیل به مویز یا کشمش شود، طبع گرمی پیدا میکند.
سوگل در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۷:
پیشنهاد میکنمبه این وویس گوش کنید
پیوند به وبگاه بیرونی
مازیار در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۸:
ای ساربان اهسته #رو اشتباه است/ ای ساربان اهسته #ران خواهشا اصلاح شود
راضیه در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
درود دوستان فرهیخته
عشق آن باشد که حیرانت کند
بی نیاز از کفر و ایمانت کن
این بیت از کیست؟ من فکر می کردم بیتی از همین شعر، و از مولانا هست اما در گنجور و همچنین در اپلیکیشن شکرستان پیدایش نکردم!؟
میریام در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۸۳:
تن شود کلب معلم تش بیناب کنی
چگونه خوانده میشود و به چه معنی است؟
معنی قصب پیچ چیست؟
دکتر صحافیان در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳:
منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گوشه میخانه با حال خوش شراب، خانقاه من است.دعایی که از پیر میکده آموختم(ایهام :رضایت و دعایی که او برایم می کند.نسبت دادن دعا به پیر مغان نوعی طنز و کنابه به زاهد است )ورد صبحگاهم هست.
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
گرچه ترانه خوانی همراه با شراب و موسیقی ندارم(به نهایت حال خوش نرسیده ام) اما آه از روی روی شرمندگی(شرم از لایق نبودن نه ناسپاسی) و این نوای خوش سحرگاهم هست.
3-اکنون در سایه این حال خوش(شراب میخانه-دعای پیر میکده-ترانه سحرگاه) از پادشاه و گدا آسوده ام(از فراز آسمان فرامن، پادشاه و گدا یکی هستند).
4-و باز از فراز این حال خوش مسجد و میخانه هم یکی است و مقصود من از هر دو رسیدن به توست.
5-شاید با شمشیر مرگ اساس خویش را برآورم ( ایهام: بمیرم ، یا خود از فراز آسمان فرامن اجل را به سوی خویش بکشم) وگرنه رمیدن از درگاه تو خواسته جانم نیست.
6-زمانی که روی جان به درگاهت نهادم بر بالای خورشید تکیه زده ام.(باز هم نگرش از آسمان فرامن و ثمره حال خوش)
7-اگر چه با اراده خود گناه نمی کنیم اما ادب نگه دار و گناه را بر گردن بگیر(ایهام در اختیار: 1-جبرگرایی2-اصلا گناه را انتخاب نکرده و انجام نداده ایم ولی با زهم بر گردن بگیر)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روحاینستاگرام:drsahafian
سید امیر تودهی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
درود بر بزرگواران
مصراع اول از بیت پنجم :جان میروم که در قدم اندازمش ز شوق ...
شاید " جان میبرم " ( جانم را میبرم که ...) درست تر باشد .
نعوذ بالله نه اینکه در گفتار حضرت سعدی فضولی کرده باشم شاید اشتباه نوشتاری در چاپ باشد .ببخشید.
امیرالملک در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ عطار » مصیبت نامه » آغاز کتاب » بخش ۲۱ - فی الصفات:
سودای عشق عطار را به همین بیت بس بود
سجده چیست از ننگ خود در گل شدن
در دل گل عرش جان حاصل شدن
محمد در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱۲:
با درود و عرض ادب و احترام فراوان خدمت تمامی بزرگواران...
مطلب همین هست که میفرمایید. منتها هرکس به بیان خودش
و زیبایی دنیا همین اختلاف سلیقه هاست.
یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
کز هر زبان که میشنوم نا مکرر است...
بی اندازه حظ بردم از متون و انتخاب اشعار فوقالعاده زیبا
به گمانم متعادل بودن ژرف ترین معنی زندگیست
به بیان فرمایش مولا در عین دنیا داشتن دل کنده و در عین ترک تعلقات به اندیشه فردا زندگی کردن...
محمد طهماسبی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰:
با درود خدمت همه
نظر اساتید را در مورد کلمه محنتم و محتشم خواندم و بسیار از نظرات شما بهره بردم ، تا جایی که در سواد اندک بنده هست و تا اندازه ای که مفتخر بودم و آثار خسرو آواز ایران را به گوش جان شنیدم ، دریافتم که استاد شجریان به سه دلیل ممکن است کلماتی را نا همگون با آنچه ما شنیده ایم ادا کنند ، اول و مهمتر از همه استفاده ایشان از نسخ متفاوت است نظیز حافظ به سعی سایه که تا حد زیادی با نسخ معتبری چون قاسم غنی متفاوت هست و این نکته در آثار خصوصی خسرو آواز به کرات دیده میشود ، دوم گاهی به دلیل حفظ ریتم و آواز و سوم گاها کلمه ای را سهوا اشتباه ادا میکنند ،که البته در کنسرتها ویش می آید ، مانند کلمه دل به جای شب در کنسرت سپیده ، حال با توجه به نظر شما اساتید محترم این پرسش پیش روی من است که اگر کلمه محتشم در نسخه ای و یا تصحیحی آمده باشد معنی مسرع چگونه میشود ، سپاس و با آرزوی تندرستی فخر هنر ایران حضرت استاد محمد رضا شجریان که سلامت آفاق در سلامت اوست
شکوه تجملی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:
حاصل دریوزه تویی
همه دریوزگی و گدایی من برای به دست اوردن توست
خواسته دیگری ندلرم جز دیدار روی زیبایت و جز وصال
این غزل مثل بیشتر غزلهای مولانا عرفانی است و مخاطب افرینش است
محمدرضا عباسی در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۵:
برای من تعجب آور است ولی گویا بیت دوم را به ترتیب ذیل معنی کرده اند: چشم هر کسی که از رنج سیاه شد، خمار شراب تلخ کمتر از آب زندگانی نیست. البته به نظر من معنای مصرع اول کامل است یعنی هر کسی که چشم وی از رنج خمار سیاه شود. شراب تلخ کمتر از آب زندگانی نیست.
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی
عشق داند کعاقلی اول سرگردانی
یونس در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۸:
استاد شجریان در آواز دشتی با سنتور استاد مشکاتیان هم اجرا کرده اند
عارف در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۹:
از تبریز شمس دین، دست دراز می کند
سوی من و، دل من از از دسترسی چه می شود؟
طلوع سبز در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۶:
در مورد خرقه پشمینه باید بگویم که در مکتب صوفیانه ، یکی از راههای نزدیک شدن به خداوند تحمل مصائب و دور نمودن از تعلقات دنیایی بوده است و بدین منظور جامه هایی نیز وجود داشته که به صورت پشمینه بوده و سبب ایجاد ناراحتی و گرما و خارش می شده است و یک سنت مرتاض گونه بوده و همانطوریکه عرض کردم بدلیل دور شدن از تعلقات و ایجاد سختی و رنج در راه وصال معشوق مرسوم بوده و در اینجا حافظ در بیت خودش بیا نموده که برای وصال به معشوق باید این خرقه پشمینه رو باید دور انداخت و با آه دل و سوز عاشقی به وصال معشوق رسید .
nabavar در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۴۵:
گرامی امیر حسین
آنانکه جهان زیر قدم فرسودند
وندر طلبش هر دو جهان پیمودند
آگاه نیم از اینکه ایشان هرگز
زین حال چنانکه هست آگه بودند
به نظر می رسد این رباعی به طبع ناباورران خوش است.
گویا به عرفا و جویندگان حقیقت کنایه ای می زند که راهی که می روید ممکن است آن نباشد که در پیِ آنید.
همان است که : ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی این ره که تو می روی به ترکستان است.
مولانا هم می گوید :
ای قوم به حج رفته کجایید کجایید
معشوق همین جاست بیایید بیایید
معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار
در بادیه سرگشته شما در چه هوایید
گر صورت بیصورت معشوق ببینید
هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید
آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید
از خواجه آن خانه نشانی بنمایید
یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت
یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید
با این همه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
باقر در ۶ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:
هر روزه با پیشرفت علم به غنی بودن ادبیات مان بیشتر پی می بریم خیام سوای از فلسفه وریاضی وعلوم دیگر یک ادیب وعارف اندیشمند بود، اوباوردارد که انسان موجودی با خلیقات مختلف است خیام دراین رباعی معتقد است اگر خوب یا بد باشی روزگارهمان رابه تو به برمی گرداند.او معتقد است عالم ازدیدگاهی منعکس کننده اعمال ماست آنجا که مولانامی گوید چنان مستم چنان مستم من امشب . که از چنبر برون جستم من امشب . ویا حافظ می فرماید آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است. یا رب این .. از کدامین کوکب است. ویا سلامت همه آفاق در سلامت توست درواقع این اشاره شاد بودن یک انسان رامی رساند چقدر می تواند به روح هستی که همانا معشوق است نزدیک شود. خیام معتقداست گرفتاری های عالم که از خود انسان است مانع شاد زیستن اوست که امروز روانشناسان هم آنرا تائید می کنند ومی گویند اگر باید درزندگی شاد باشی باید دنبالش بروی شادی گرفتنی است خودبه خود سراغ کسی نمی آید درتایید آن .برخیز ومخور غم جهان گذران .بنشین ودمی به شادمانی گذران . درطبع جهان اگر وفایی بودی نوبت به تو خودنیامدی از دگران
ف.نوایی لقب در ۶ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵: