گنجور

حاشیه‌ها

میلاد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶:

این شعر چرا خوانش نداره؟ من تلفظ اکثر کلمات رو نمیدونم لطفا خوانش این شعر رو هم اضافه کنید

هادی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۴۰:

در حقیقت مخاطبین شعر تک تک انسانهاهستند .وابیات به نوعی یاد آوری وگوشزد وعبرت گرفتن از خطاهای قبلی می باشدکه خداوند این یاد آو ری را از دهان طوطی شکر سخن شیرین گفتارش به گوش مخلوقاتش رسانیده

رحیم غلامی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۲۲:

با سلام. حکیم سنایی فرموده است:
بمیر ای حکیم از چنین زندگانی
ازین زندگانی چو مردی بمانی

رحیم غلامی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۶ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۶:

با سلام. حکیم نزاری بیتی از حکیم نزاری را تضمین کرده است.

رحیم غلامی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۵ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۳۶:

با سلام. حکیم نزاری بیتی از حکیم سنایی را تضمین کرده است.

رحیم غلامی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ حکیم نزاری » دستورنامه » بخش ۲۱ - ادب میزبانی:

با سلام در بیت پنجم کلمه او ما جکی را لطفاً به اوماجکی تغییر بدهید. آش اُماج: ماده اصلی این آش، آرد گندم است که ان را با کمی روغن «سرشته» و از سوراخهای غربالی ریز یا الک درشتی رد میکنند. به این دانه های آرد که از سوراخ های غربال یا الک رد میشود، «اماج» میگویند. این آش با مراسمی خاص همراه با دعا و نیایش پخته می شود.
پیوند به وبگاه بیرونی/

مهرداد پارسا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۲۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۲:

به نظرم من این رباعی با نظر به سایر رباعیات دیکر خیام از خیام نیست. گوینده این رباعی همان گوینده رباعی «رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین...» است که در بعضی منابع به عرفای قرن پنجم نسبت داده شده. به هر رو اسلوب این دو رباعی خردمندانه و خیامی نیست.
فقط به واژه «ناله» توجه کنید. خیام عیش و لذتش هم آرام و موقرانه است و معرکه گیری در ساحت خرد او راه ندارد.

رضا جعفری در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:

معنی بیت اول
خود را در پشت سر من پنهان کرده عقب دامان من هم در دست گرفته

سعید در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:

از دوستان و صاحب نظران تمنا دارم در صورت امکان برداشت و درک خود را از تمام ابیات یا حداقل از بیت اخر این شعر ذکر کنند تا دیگران هم بهره ای ببرند.

کاوه کیانی هفت لنگ در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۲۲:


به شخصه در عجبم که چرا سردمداران ما به این سخنان گوهربار سعدی توجه نمی‌کنند ... من مطمئن هستم همه به این ابیات و موضوعات واقفند و آنها را نیز مطالعه کرده‌اند اما در عمل اثری بر آنها ندارد و ماحصل چیزیست که میبینیم ... ناچارا بسنده میکنم به این استدلال کلیشه ای که برای این است که تاریخ همیشه تکرار می‌شود ...

درود بر همگان و روز و روزگاران بر شما خوش

امین بهمنی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۳۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

روزگاریست که سودای بتان دین من است
غم این کار نشاط دل غمگین من است
واینکه سودا و سرگرمی و دلسپردگی مابه زیبارویان، نشان ازسرسپردگی به زیباروییست که درخاطراتی دور و حافظه ی نخستین ما و شاید هم درصندوقچه ای و کابینی پنهان شده در نهان وجود ماست، و ازسویی شاید بهترین و برترین ره آورد ودستاوردآدمی.....

داریوش در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۶:

گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
از ماه ابروان منت شرم باد، رو!
عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماست
غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو
تخم وفا و مهر در این کهنه کشته زار
آن گه عیان شود که بُود موسم درو
مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما
کان جا هزار نافه ی مشکین به نیم جو
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت!
از سرّ اختران کهن سیر و ماه نو
شکل هلال هر سرِ مَه می‌دهد نشان
از افسر سیامک و طرف کلاه زو
حافظ جناب پیر مغان مأمن وفاست
درس و حدیث مهر بر او خوان و زو شنو

داریوش در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۷:

مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با این همه از سابقه نومید مشو
آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق
خرمن مه به جوی خوشه پروین به دو جو
گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک
از فروغ تو به خورشید رسد صد پرتو
تکیه بر اختر شبگرد مکن کاین عیار
تاج کاووس بربود و کمر کیخسرو
گوشوار دُر و لعل ار چه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصیحت بشنو
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
بیدقی راند که برد از مه و خورشید گرو
آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه پشمینه بینداز و برو
 

آن در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۱۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

حافظ چه محتاطانه و دو پهلو بی این که نامهای زمینی را به کاغذ بیاورد، چونان رندی خراباتی (تو بخوان خوشگذرانی تودار!) اعترافاتش را نزد پاسدارِ معانی (واعظِ شحنه شناس) بی پرده کرده و جار می زند که من چونم! حالیا که انبوهِ آیندگانِ وی هنوز بر این اعتقادند که او چون نیست!
عزیزانم! وی خوب زندگی کرد از این رو که خوب نوشید و خوب بر سبزه نشست و لب به سخن گشود و طنازی کرد ... ولیکن خام نبود! نه! خام نبود!

رضا در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۵:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:

این شعر بیان کلامی و منطقی از ادراک عقلایی و حسی غلیظ روابط گرم وعاطفی انسانهاست که با از بین رفتن یا نادیده گرفتنش شور و تکاپو ،و وحدت و پیشرفت خاموش خواهد شد آنچه در زمان حافظ با درک قوی و حس پررنگ او دیده و بیان شده و اکنون نیز جامعه ی حاضر خاک ما سخت به آن ( فقر مودت و اتحاد ) مبتلاست: دست در دست هم نهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد.نفاق دشمن مودت و اتحاد است ، همانگونه عاشق وطن و هم وطن بودن یعنی : یعنی جستجوی آرامش در کلبه حقیرانه ولی گرم خویش:یعنی مواظب باشیم گرمی دوستانه خود را برای کسب خود خواسته های آسایش طلبانه هزینه نکنیم.یادمان باشد در خارج از مرزهای این خاک محبت نمی فروشند ، ما باید با منافق و دورو و خودخواهی و خیانت به مبارزه بر خیزیم تا عدالت برگردد ، هر چندکه در این مبارزه دوستانی قوی باید فدا شوند.

رضا س در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:

منظور من هم ناحیه اراک فعلی بود نه شهر اراک.

نازنین در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۲۱ - بر عقل فلک پیما ترکانه شبیخون به:

معنی مصرعی که سوال شده:
میگه به عقلی که خیلی مغرور هست و ادعای سیر در اسمان ها و افلاک‌ داره بهتره مثل مردمان ترک بتازیم و باهاش بجنگیم.

rezasafari در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۷:

به نظر در بیت آخر؛ نی بوریا مژه واکند درست باشد

حفیظ احمدی در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

با سلام و خسته نباشید
این شعر رودکی خیلی زیبا و شیرین است

پدرام داد در ‫۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۵:

در پاسخ خانم شهرزاد
کوس اینجا به معنی ضربه زدن به کار رفته
اینجا طوس داره هومان و مسخره میکنه که مثه یه گور خر به به فیل جفتک‌زده

۱
۲۴۳۵
۲۴۳۶
۲۴۳۷
۲۴۳۸
۲۴۳۹
۵۷۲۴