گنجور

حاشیه‌ها

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

خلد برین
لغت‌نامه دهخدا
خلد برین . [ خ ُ دِ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بهشت بالایین . (ناظم الاطباء) :
همه دیانت و دین ورز و نیک رائی کن
که سوی خلد برین باشدت گذرنامه .
شهید بلخی .

قصر شاهیست بهر باب به از خلد برین
سخنی نیست درین باب که خلدیست برین .
مسعودسعدسلمان (از شرفنامه ٔ منیری ).

آراست جهاندار دگرباره جهان را
چون خلد برین کرد زمین را و زمان را.
سنائی .

هر کجا طوبی بود آنجا بود خلد برین
نزدما پیغمبر آورده ست این پیغام را.
سوزنی .

روضه ٔ خلد برین خلوت درویشانست
مایه ٔ محتشمی خدمت درویشانست .
حافظ.

حافظا خلد برین خانه ٔ موروثی نیست
اندر این منزل ویرانه نشیمن چکنم ؟
حافظ.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۸:

خلد برین
لغت‌نامه دهخدا
خلد برین . [ خ ُ دِ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بهشت بالایین . (ناظم الاطباء) :
همه دیانت و دین ورز و نیک رائی کن
که سوی خلد برین باشدت گذرنامه .
شهید بلخی .

قصر شاهیست بهر باب به از خلد برین
سخنی نیست درین باب که خلدیست برین .
مسعودسعدسلمان (از شرفنامه ٔ منیری ).

آراست جهاندار دگرباره جهان را
چون خلد برین کرد زمین را و زمان را.
سنائی .

هر کجا طوبی بود آنجا بود خلد برین
نزدما پیغمبر آورده ست این پیغام را.
سوزنی .

روضه ٔ خلد برین خلوت درویشانست
مایه ٔ محتشمی خدمت درویشانست .
حافظ.

حافظا خلد برین خانه ٔ موروثی نیست
اندر این منزل ویرانه نشیمن چکنم ؟
حافظ.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹:

خلد برین
لغت‌نامه دهخدا
خلد برین . [ خ ُ دِ ب َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) بهشت بالایین .

روضه ٔ خلد برین خلوت درویشانست
مایه ٔ محتشمی خدمت درویشانست .
حافظ.

حافظا خلد برین خانه ٔ موروثی نیست
اندر این منزل ویرانه نشیمن چکنم ؟
حافظ.

کامران در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:

در یک بیت به آخر مانده طاهراً جایِ "که" و "تا" عوض شده است.
گندمم را ریختی، تا زر دهی
رشته‌ام بردی، که تا گوهر دهی

پیمان در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۱۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۶۰:

این شعر از خواجه عبدالله انصاری هست چرا وچرا؟! متأسفم...
برادر مرام تو مهم نیست کار پاکان را قیاس از خود مگیر /هرکسی از ظن خود شد یارمن

شفیق پتجشیری در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۵۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۹:

نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجت
که آب دیده سرخم بگفت و چهره زرد شفیق

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۰:

شاه منصور
شجاع‌الدین شاه منصور واپسین پادشاه سلسلهٔ آل مظفر که در سال 795 (قمری) در نبرد با تیمور لنگ کشته شد و با مرگ وی، سلطنت آل مظفر به سرانجام خود رسید.
وی ممدوح محبوب حافظ شیرازی بود و حافظ تعدادی از غزل‌ها، قطعات و مثنوی‌های خود را دربارهٔ او سروده‌است. در این اشعار، پیوند عاطفی مستحکم حافظ با شاه منصور که نموداری از پیوند عموم مردم با وی بوده، آشکار است، به ویژه اینکه مردم، در چهرهٔ شاه منصور، متحدکنندهٔ ایران و اخراج‌کنندهٔ مغولان و سرکوبگر تیمور را می‌دیدند. اما این آرزوها با کشته شدن شاه منصور در جنگی نابرابر در مقابل تیمور، نابود شد.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۵۵ دربارهٔ حافظ » قطعات » قطعه شمارهٔ ۱۰:

سروش
لغت‌نامه دهخدا
سروش . [ س ُ ] (اِ) اوستا «سرئوشه » . سرئوشه در اوستا بمعنی اطاعت و فرمانبرداری و مخصوصاً پیروی از اوامر خداوندی است و آن از ریشه ٔ اوستائی سرو (سرو) بمعنی شنیدن آمده . در گاتها بیشتر سرئوشه بهمین معنی یاد شده (یسنا 44 قطعه ٔ 16، یسنا 45 قطعه ٔ 5 و جز آن ) و نیز در دیگر بخشهای اوستا بدین معنی بارها آمده و همچنین در اوستا سرئوشه بعنوان علم برای فرشته ای یاد شده و او مقامی مهم دارد و به صفت «مهین » و «بزرگ » متصف گردیده است (گاتها یسنا 33 قطعه ٔ 5). وی مظهر اطاعت و نماینده ٔ صفت رضا و تسلیم دربرابر اوامر اهورایی است . سروش از جهت مقام با مهر برابر است و گاه او را در جزو امشاسپندان محسوب دارند. در ادبیات متأخر زرتشتی سروش از فرشتگانی است که در روز رستاخیز به کار حساب و میزان گماشته خواهد شد و از گاتها نیز برمی آید که این فرشته در اعمال روزجزا دخالت دارد (یسنا 43 قطعه ٔ 12). و هم در کتب متأخر زرتشتی و فرهنگهای فارسی سروش پیک ایزدی و حامل وحی خوانده شده ، از اینرو در کتابهای فارسی او را با جبرائیل سامی یکی دانسته اند. محافظت روز هفدهم هر ماه به سروش ایزد سپرده شده . بیرونی در فهرست روزهای ایرانی (آثارالباقیه ) روز مزبور را «سروش » و در سغدی «سرش » و در خوارزمی «اسروف » یاد کرده . در زبان فارسی گاه «سروش » به فرشته ٔ مذکور اطلاق شده . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). || مطلق فرشته و به عربی ملک خوانند و حکمای فرس گویند که حق تعالی سی وپنج سروش آفریده است از آن جمله سی نفر آنانند که روزهای سی گانه ٔ هر ماه از ماههای شمسی به نام ایشان موسوم گشته و پنج نفر دیگر آنکه پنجه ٔ دزدیده که خمسه ٔ مسترقه باشد به نام آنهاست و از جمله ٔ آن سی سروش دوازده نفرند که ماههای دوازده گانه ٔ سال شمسی به نام ایشان موسوم شده و هر یک از این دوازده سروش به تدبیر امور و مصالح ماهی که هم نام اوست معین است و همچنین تدبیر امور و مصالحی که درهر یک از روزهای سی گانه واقع میشود حواله به سروشی است که آن روز به نام او موسوم است ، و این سروشها که به تدبیر روزها قیام دارند کارکنان سروشهایی اند که به تدبیر ماهها اقدام می نمایند. پس هر روزی که به نام آن ماه موسوم باشد سروشی که آن ماه به نام اوست و تدبیر و مصالح آن روز بدو مقرر است خود هم به تدبیر و مصالح آن روز می پردازد. و بنابراین بجهت شرف آن روز را عید کنند و جشن سازند و نیز هر کدام از سروشها به محافظت جوهری و عنصری مقرر است ، چنانکه خرداد بر آب موکل است و اردیبهشت بر آتش و مرداد بر اشجار و باقی سروشها به محافظت آنچه در ذیل نام آن سروش مقرر است . و نام ملکی نیز هست که ریاست بندگان بدست اوست و تدبیر امور و مصالحی که در روز سروش واقع میشود بدو متعلق است . (برهان ). هر فرشته ای که پیغام آور باشد عموماً و فرشته ای که پیغام و مژده آرد خصوصاً که هاتف غیب نیز گویند. (رشیدی ). فرشته که پیغام خیر آرد. (غیاث ). فرشته ٔ پیغام آور و ملک وحی که به تازی جبرئیل گویند و فرزانگان یعنی حکمای تازی عقل فعال و دانایان فارسی خرد کارگر خوانند. (آنندراج ) :
و با دیوان به گردون بردویدند
که گفتار سروشان می شنیدند.
(ویس و رامین ).

تف آه از دلم سرشته به خون
سبحه سوز سروش می بشود.
خاقانی .

سروش مرا دیو مردم مکن
سررشته از راه خود گم مکن .
نظامی .

دو کس بر حدیثی گمارند گوش
از این تا بدان اهرمن تا سروش .
سعدی .

الا ای همای همایون نظر
خجسته سروش مبارک خبر.
حافظ.

در راه عشق وسوسه ٔ اهرمن بسی است
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن .
حافظ.

|| (اِخ ) جبرئیل . (برهان ) (اوبهی ). نام جبرئیل علیه السلام . (غیاث ) :
بفرمان یزدان خجسته سروش
مرا روی بنمود در خواب دوش .
فردوسی .

هست اسم علمت نام رسول قرشی
که بد از مرکب او غاشیه بر دوش سروش .
سوزنی .

|| (اِ) نام روز هفدهم باشد از هر ماه شمسی . نیک است در این روز دعا کردن و به آتشکده رفتن و باقی امور بد است . (برهان ). روز هفدهم از ماه فارسیان . (رشیدی ). نام روز هفدهم از هر ماه . (غیاث ) :
ز گیتی برآمد سراسر خروش
به آذر بد این جشن روز سروش .
فردوسی .

روز سروش است که گوید سروش
باده خور و نغمه ٔ مطرب نیوش .
مسعودسعد.

|| آواز خوش و نغمه . (جهانگیری ) (آنندراج ) :
خوش بخندی بر سروش مطرب و آوای رود
ور توانی دامنش پر لؤلؤ مکنون کنی .
ناصرخسرو.

|| وحی . الهام :
سروشی بدوآمده از بهشت
که تا بازگوید بدو خوب و زشت .

سعید در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹:

آقا فکر کنم « گُل » درست باشه خواننده دوم جناب ملک زاده فرمودند «گِل»
لطفا شفاف سازی بفرمایید و در صورت امکان تصحیح نمایید
ممنون

سعید در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

گنجور عزیز لطفا شعر را تصحیح فرمایید :
این کوزه که آبخوارهٔ مزدوریست
از دیدهٔ شاهی و دل دستوریست
هر کاسهٔ می که بر کف مخموریست
از عارض مستی و لب مستوریست
ممنون

لولی وش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۸۳:

بیت آخر غزل
سنریهم شد و فی انفسهم
هم توام خوان که ز آیات توام
اشاره به آیه زیر در قرآن کریم دارم:
﴿سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الآْفاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ﴾ (السجدة: 53)
ترجمه آیه:
(به زودی آیات ونشانه های خویش را در جهان هستی ودر جان خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برایشان روشن گردد که او حقّ است).

سمیرا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:

مصرع دوم بیت هفتم، خود استاد در فایل صوتی، می فرمایند *های* دمیشم، یعنی از هر زیبا رویی که گل گرفته ام به یاد توی زیبا رو های های گریه کرده ام

پیام در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ نظامی » خمسه » مخزن الاسرار » بخش ۲ - (مناجات اول) در سیاست و قهر یزدان:

علمت به چه معنیست
(علمت کائنات)

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۰:

سدرة المنتهی
سِدرَةُ المُنتَهیٰ جایگاه یا درختی در آسمان که در قرآن و حدیث معراج به آن اشاره شده است. پیامبر(ص) در سفر معراج سدرة المنتهی را مشاهده کرده است.

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:

تعبیر «سدرة المنتهی» در قرآن در سوره نجم به کار رفته و آیات دربردارنده آن، در مقام توصیف معراج پیامبر(ص) و کیفیت دریافت وحی است.
ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّیٰ ﴿8﴾ فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَیٰ ﴿9﴾ فَأَوْحَیٰ إِلَیٰ عَبْدِهِ مَا أَوْحَیٰ ﴿10﴾ مَا کذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَ‌أَیٰ ﴿11﴾ أَفَتُمَارُ‌ونَهُ عَلَیٰ مَا یرَ‌یٰ ﴿12﴾ وَلَقَدْ رَ‌آهُ نَزْلَةً أُخْرَ‌یٰ ﴿13﴾ عِندَ سِدْرَ‌ةِ الْمُنتَهَیٰ ﴿14﴾ عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَیٰ ﴿15﴾
سپس نزدیک شد و بسیار نزدیک شد، تا به قدر دو کمان، یا نزدیک‌تر، و خدا به بنده خود هر چه باید وحی کند وحی کرد، دل آنچه را که دید دروغ نشمرد، آیا در آنچه می‌بینید با او جدال می‌کنید؟ او را دیگر بار هم بدید، نزد سدرة المنتهی، که آرامگاه بهشت نزد آن است.
آیات 7-11 درباره دیدار پیامبر(ص) با منبع وحی است و آیه 12 به انکار این دیدار از سوی مخاطبان پیامبر اشاره دارد. قرآن در ادامه، دیدار پیشین پیامبر را یادآور می‌شود که در نزد «سدرة المنتهی» بوده است.
در روایات نیز به سدرة المنتهی اشاره شده، از جمله از پیامبر(ص) روایت شده است:
سپس پروردگارم با من سخن گفت و من نیز با او سخن گفتم و بهشت و جهنم و عرش و سدرة المنتهی را دیدم و سپس به مکه بازگشتم.[1]

دانش در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۴:

این دو مصرع دنیایی سخن داره. اول داره از دنیای عدم وجود صحبت میکنه یعنی جایی که ما در خواب ناز بودیم و وجود نداشتیم. و عدم وجود را به خوابی ناز تشبیه کرده. خود این یعنی شاعر به قبل از وجود هم فکر میکرده و در عصره خودش بیانگره نبوغ شاعر هست . من سوالی دارم در باره مصرع دوم :« اگر خوابه ما ناز بود پس چرا از حسن و جمال کسی که مارو از خواب ناز بیدار کرده میگه؟! منظور از حسن و جمال و عشق چیه؟ شاعر چه چیزی را درک کرده که به عشق حسن و جمال تشبیه کرده؟ شاعر از خدا چه چیزی را فهمیده که با تشبیهاتی زیبا داره توصیفش میکنه؟» آیا کسی هست که این مصرع های بعدی را مثل شاعر بفهمه؟ آیا کسی هم خدارو اینطور درک کرده ؟ خواهش مندم جوابی در حاشیه بنویسید

علی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴۹:

قارون (به عبری: קֹרַח) از افراد بنی‌اسرائیل (مصر باستان)، معاصر موسی پیامبر و به قولی پسرعموی وی بود.
قارون جاه‌طلب، بخیل، حسود و بسیار ثروتمند بود، آن‌چنان که چند تن زورمند زیر بار کلیدهای مخازن و دفاتر حساب اموالش زانو می‌زدند. هرچند او را اندرز می‌دادند که به مال دنیا مغرور نشود، و آن را در راه خیر مردم صرف کند، نمی‌پذیرفت. وی در پرداخت زکات بُخل ورزید و عاقبت حیله‌ای اندیشید تا موسی را با سلاح تهمت مغلوب کند. پس با زنی تبهکار تبانی کرد تا وی در حضور قوم از موسی تظلم کند و او را به زنا متهم سازد. چون صبح فرارسید، قارون در مجمع بنی‌اسرائیل رو به موسی کرد و گفت: آیا در تورات وارد نشده که زانی را باید سنگسار کرد؟ موسی گفت: آری. قارون گفت: پس تو به حکم تورات و فتوای خودت باید سنگسار شوی، زیرا با فلان زن زنا کرده‌ای. موسی زن را احضار کرد و او را قسم داد تا حقیقت امر را در حضور قوم بیان کند. زن گفت: آنچه قارون می‌گوید تهمت و افتراست، و من گواهی می‌دهم که قارون دروغگوست. آن‌گاه موسی دربارۀ او نفرین کرد و خدا زلزله‌ای سخت پدید آورد و زمین «قارون، خانه و گنجش» را به کام خود کشید. دربارۀ تشخیص هویت قارون با رجال تاریخی میان محققان اختلاف است.[1]
داستان قارون در قرآن در سوره قَصص، آیه‌های 76 تا 82 آمده است.

مصیب مهرآشیان مسکنی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

جناب آقای دکتر ترابی بیت سوم بیقرار میشه کرد ولی بیت چهارم راداگر بقل شما سوگوار کنیم یک مضحکه میشود چون باد صبا زلف را بیقرار میکند نه سوگوار و ِدا حضرت حافظ در بیت سوم هم استعاره زیبایی اورده که میاق وسط زلف را دوتا و بر چپ و راست رشته گیسورا بر روی دوش از سیاهی به سوگوار استعاره گرفته است

سایه بان در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۲۱ - در بیان آنک لطف حق را همه کس داند و قهر حق را همه کس داند و همه از قهر حق گریزانند و به لطف حق در آویزان اما حق تعالی قهرها را در لطف پنهان کرد و لطفها را در قهر پنهان کرد نعل بازگونه و تلبیس و مکر الله بود تا اهل تمیز و ینظر به نور الله از حالی‌بینان و ظاهربینان جدا شوند کی لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً:

با تشکر از گنجور . بسیار زیبا و روان و دلپسند شاعر زاویه دید خود را نسبت به جهان بینی درویش بیان میکند گویی هزاران سال فلسفه را در قالب شهری زیبا گنجانده و به مخاطب هدیه میدهد . لذت فراوان بردم

سیدحسن _ معلم جغرافیا در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۸ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:

توی حاشیه هایی که نوشته شده کسی به ایهام بیت8 مصرع دوم ( مقبول طبع (((مردم)))(((صاحب نظر))) شود)
مردم ایهام داره ؛هم جمع انسان ها _ هم مردمک چشم
با تشکر از دوستان گرامی بابت حاشیه های خوبشون که به ما توی درک مفاهیم و نکات کمک میکننن

۱
۲۳۶۹
۲۳۷۰
۲۳۷۱
۲۳۷۲
۲۳۷۳
۵۷۲۵