گنجور

حاشیه‌ها

فال گیر در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:

اُلاقی مِن نَواها مَا اُلاقی

فالگیر در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷:

تقسیم کردن دین به پوسته ومغز وجه دینی ندارد آنچه که ازمجموع آیات وروبات برمی آید عنوان ظاهروباطن بهترین گزینه است مثلا قرآن ظاهری دارد وباطنی تاهفتادبطن یابحث مسئله تأویل آیات ومعانی اخبار ازمباحث مهم تفسیری وروایی است

فال حافظ در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵:

تر از دامن جدا نیست بلکه تردامن به معنی گناهکار صفت چشم است که با گریه سرّ درون را آشکار کرده است. در ضمن تردامن را می توان تحت الفظی هم معنی کرد. چشم به خاطر اشکی که ریخته است دامنش تر است.

فال حافظ در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲:

این شعر بسیار زیبا و دلنشین است. من به این شعر علاقهی بسیاری دارم.

nabavar در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

گرامی شفیعی
تنها تفاوت استعاره و کنایه را می آورم ، تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل.
وقتی می گویی:او گلی نو شکفته در خانه دارد که ماهی ست تمام. لغت گل و ماه استعاره ای ست از دختری و یا دلبری زیبا رخ.
ولی زمانی که به کسی طعنه ای می زنند و یا جمله ای می گویند که در معنای دیگری ست ، کنایه است،
مانند : خر زور به معنای قوی ، نم پس نمی دهد ، یعنی گداصفت و ممسک است

روان در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۶۳:

سلام علی عزیز
در مصرع اول اگر به جای کور،گور به معنای حیوان گورخر نوشته شود با گور مصرع دوع به معنای قبر جناس تام میشود.
به عنوان مثال در شعر مولانا هم همچین موردی موجود است.
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

nabavar در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵۳:

بِشم بالوند دامان ، مِو نشانم
دامن از هر دو گیتی هاوِِشانم
نشانم توله و مویم به زاری
بی که بلبل هنی وا گل نشانم
سپاس گرامی محمد از توضیحات شما

شفیعی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۵:

سلام
من یک سوال ادبیاتی دارم ممنون میشم اگه کسی بجواب بده.
میشه بفرمایید معیارتون برای تشخیص استعاره و کنایه چیه؟ مثلا من متوجه نمیشم که چرا در حاشیه ها نوشته شده شکر کنایه از نوشین لبان است و نه استعاره از آن؟

علی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۱ دربارهٔ فیض کاشانی » شوق مهدی » غزلیات » شمارهٔ ۹۱:

چقدر ابیات مهدوی می تونه زیبا باشه؟؟ حقیقتاً لذت بردم

محمد در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۵۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۵۳:

فکر میکنم این دوبیتی هم از نظر معنایی و هم وزنی ایراد داشته باشد. لطفا اگر میشود با این نسخه از استاد اذکایی عوض کنید: بشَم بالوند دامان مِو نشانَم دامن اج هر دو گیتی هاوِشانَم نشانَم توله و مویَم بزاری بی که بلبل هَنی وا گُل نشانَم معنی: به دامان الوند روم و (درخت) مو بکارم (نشاندن در بیشتر گویش های غرب و شمال ایران به معنی کاشتن است چنان که در همدانی و گیلکی) دامن از (در بیشتر اشعار باباطاهر شاهد تعویض ج با ز هستیم) هر دو گیتی برچینم (ها در پهلوی به معنای بر بوده چنان که هاوشاندن در این شعر به معنای برچیدن و برپاشاندن آمده است و در همدانی و قمی نیز هاوشان تبدیل به یِواشان یا یاواشان گشته که چنگک باد دادن گندم و جو است) نهال (توله در پهلوی به معنای نهال و درختچه بوده که امروزه در لری، همدانی، گیلکی و ... استفاده میشود) بکارم و با حالتی زار مویه کنم باشد (بی) که باز (هنی در همدانی به معنای باز است) بلبل را با گُل همنشین کنم (بنشانم)

محمد در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » قصیده:

بنظرم در مصرع دوم بیت سه باید واژه همی با هنی عوض شود. هنی در گویش همدانی به معنی باز و مجددا بوده و در لری نیز شکل دگرگون شده هنوز فارسی است. با این حساب معنی بیت اینگونه میشود: باز/هنوز مشتاق بار دیگر هستم. صمنا در نسخه استاد دستگردی هم هنی آمده. نه خور نه خواب بیتو گویی هم از نظر وزنی اشکال دارد شاید نسخه استاد دستگردی صحیح تر باشد : نه خور دیرُم نه خِو بی تو گویی

محمد در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ باباطاهر » غزل:

در عجبم که دوستان چگونه سعی در نسبت دادن بابا به قوم یا مکانی خاص دارند. اولا که بابا اهل هر کجا که باشد ایرانی است و محصور کردن این اسطوره ادب در بند قومیت کاریست بس جاهلانه دوم آنکه وربریختن نه واژه ای لری یا لکی که یک واژه پهلوی است همریشه با افروختن و در معنی برشتن و امروزه نیز در بسیاری از گویش های محلی استفاده میشود چنان که همدانی ها برشتن را بیریختن و آجیل فروش را نخود بیریز میخوانند یا مشهدی ها همچون همدانی ها راسته بازار نخود بریز خانه دارند یا همانطور که دوستان لر و لکمان اشاره کردند این واژه در زبان های مذکور هم مورد استفاده قرار میگیرد. ازین گونه شباهت ها در شعر بابا فراوان یافت میشود پس بهتر است بجای انحصاری ساختن بابا به فکر تبدیل اشعار او به ابزار وحدت و یکدلی ایرانیان باشیم.

رضا فراهانی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ عنصری » قصاید » شمارهٔ ۹ - در مدح یمین الدوله محمود غزنوی:

در تصحیح محمد دبیر سیاقی بیت دوم به این صورت آمده : باغ هم چون کلبه بزاز پر دیبا شود
راغ هم چون طبله ی عطار پر عنبر شود

سید محمد در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

یک نکته ی اساسی که لازم است گفته بشه اینه که اگرخوب دقت کنیم بزرگان واندیشمندان ماکه ازمفاخرماهستندونامشان درتاریخ ماندگارشده است همه به برکت قرآن ومعارف اسلامی بوده است .کمترکسی رامیشه یافت که باقرآن ومعارف دینی بیگانه بوده است ونامی به خوبی برای خوددست وپاکرده باشه پس خوب است دوستانی که عزمشان راجزم کرده اندکه یکباره بردین وقران بتازندبه این مهم قدری توجه کنندوبیندیشند اگرحافظ شدحافظ واگرسعدی نامی درتاریخ داردواگرمولوی جهانی شده وفردوسی ونظامی وعطار وخیام و....همه وهمه درپرتوتعالیم دین مقدس اسلام بوده است امادرمورداین رباعی دوتحلیل ازمیان تحلیلهای دوستان رامی پسندم
1 - رویکرد انتقادی واعتراضی خیام که جامعه یاگروه خاصی راموردخطاب قرارمیدهدکه چرا به قرآن بااین جایگاه بلندش بی توجهند واهمیت نمیدهندامابه مسائل دنیای اینقدراقبال نشان میدهند وبرای آنان ازاهمیت برخورداراست ؟
2 - برداشت عرفانی ازآن که تفاوت میان قشری گری ومتمسک شدن به ظواهردین رابرای بهره های دنیایی برمی گزینند وآنانکه باعشق ومحبت گردمعشوق ازلی میچرخند وبه اودل بسته اند که شایدآن آیه راگردپیاله یعنی دل عاشق است میتوان ذکرالهی دانست که برای سالکان راه همیشه ودرهمه حال مطرح است وفراموش ناشدنی چراکه الابذکرالله تطمئن القلوب

همیرضا در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایت شمارهٔ ۲۰:

قالو عَجینُ الکِلْسِ لَیْسَ بِطاهِرٍ
قُلْنا نَسُدُّ بِه شُقوقَ المَبرِزِ
ترجمه به نقل از شرح گلستان استاد خزائلی: گفتند این خمیر آهک پاک نیست. گفتیم (چه اهمیتی دارد) با آن شکافهای مستراح را محکم می‌سازیم.

جهانگیر در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۵:

سال ها پیش کتابی از مستشرق انگلیسی رینولد نیکلسون خواندم. اگه درست یادم باشه نام کتاب تصوف و عرفان اسلامی بود. نیکلسون این غزل رو در کتاب آورده و معتقده که شعر سروده امام محمد غزالی است.

مبارکه عابدپور در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۴۵:

جناب آقای عمرانی .... کاملا مشخصه دو تا رباعی جداست با اینکه وزن و معنی ابیات یکیه

محمد در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۴۱:

هرکس هوس سخن‌فروشی دارد درسته نه داند

nabavar در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳:

گرامی ..
سپاس
سخن شما درست تر است

علی در ‫۶ سال قبل، سه‌شنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶۳:

درخت سبز را مانی یعنی از آرامش دایمی برخوردار میشوی که گرفتاری ها نمی توانند قلب تو را آشفته کنند و میوه نو دهد دایم یعنی حکمت ها یکی پس از دیگری بر تو آشکار میشود و درون دل سفر دارد یعنی چیزهایی در این عالم هستند که با چشم سر نمی توان دید و فقط با چشم دل میتوان دید و آگاه شد و این سفر در همان نقطه که‌ساکن هستی ممکن است و همان طور که شاعر توصیه کرد به سبب تهذیب نفس از این نعمت برخوردار خواهی شد.

۱
۲۳۱۵
۲۳۱۶
۲۳۱۷
۲۳۱۸
۲۳۱۹
۵۷۲۵