س ش در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
حرف و پیش از نه باید اضافه شود در مصرع اول...
س ش در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:
حق با دوست ناشناس است...
می باید حرف و پیش از نه در مصرع اول اضافه شود تا هجای شعری برقرار شود. بنابراین با گفتار نعیما مخالفم.
بی نام در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۵ - صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی:
قصه طوطی جان ، زین سان بُوَد / کو کسی ، کو محرم مرغان بُوَد ؟
داستان طوطی جان نیز نظیر ماجرای طوطی بازرگان است که در قفس ، آرزوهای خلاصی و پرواز داشت . پرنده جان نیز در آرزوی رهیدن از قفس کالبد و عروج به عوالم بالاست . ولی کجاست کسی که محرم پرندگان عرش ( انبیا و اولیاء ) باشد و برای درک راز حقیقت قابلیت و استعداد حاصل کند ؟ [ تشبیه جان و روح انسانی به انواع مرغ از قبیل طوطی ، شهباز ، طاووس و کبوتر ، مبتنی بر این عقیده است که جان جوهری است مجرّد که به سبب امر الهی یا برای فعلیت و تفصیل علوم خود که بالقوه و اجمالی است به بدن تعلق گرفته است . (شرح مثنوی شریف ، ج 2 ، ص 627) ] توضیح کامل را در شرح بیت 1524 همین دفنر بخوانید .
– مولانا در این فصل جلیل به اختصار بیان می دارد که سرگذشت هبوط پرنده روح به قفس کالبد آدمی شبیه ماجرای آن طوطی قفس نشین است . همانطور که آن طوطی در قفس بازرگان بی تابی می نمود و در صدد خلاصی خود تکاپو می کرد . پرنده روح سالکان نیز هر آن برای خروج از قفس بی تابی می کند همانطور که آن طوطی با مرده نمودن خود از قفس رهید . راه رهایی از قفس کالبد نیز مرگ اختیاری است و تحقق مُوتوا قَبلَ اَن تَمُوتوا .
شرح و تفسیر بیت 1576
کو یکی مرغی ، ضعیفی بی گناه / واندرون او ، سلیمان با سپاه ؟
کجاست آن پرنده ای که جسما ناتوان است و مرتکب معاصی نیز نمی شود ؟ در کالبد ضعیف او ، سلیمان حقیقت با همه سپاهیانش جای گرفته است . [ مرغ ضعیف و در عین حال بی گناه ، تمثیل انسان کامل است . از آنرو که بر حسب جسمانی و کالبد عنصری ، ضعیف و ناچیز است و یا در چشم ظاهربینان حقیر می آید . اما بر حسب روحی ، بسی نیرومند و والامقام است . انسان کامل معاصی مرتکب نمی شود و همواره مغلوب و مقهور تصرفات الهی است . بدینسان حقیقت با اقسام تجلّیاتش در دل او مُقام می گیرد . ]
شرح و تفسیر بیت 1577
چون بنالد زار ، بی شُکر و گِله / افتد اندر هفت گردون ، غُلغُله
همینکه آن پرنده به ظاهر حقیر و کوچک ( انسان کامل ) به ناله و نیایش پردازد . نه از روی سپاس و نه از روی شکایت ، در هفت آسمان غلغله می افتد . [ دعای انسان کامل ، قاطع و موثر است . چه او به قضا ، رضا داده است . نه از بلایی گله می کند و نه همچو سوداگران ، به گاه خوشی و نعمت ، سپاس می گوید . پس محرّک او در دعا نه جلب منفعت است و نه دفع ضرر . زیرا او عاشق مُنعِم است نه نعمت . بر خلاف آنان که خدا را برای جلب سود و دفع زیان می خواهند . فَلا تَدعوا مَعَ اللهِ اَحَداََ .
شرح و تفسیر بیت 1578
هر دَمَش ، صد نامه ، صد پیک از خدا / یاربی زو ، شصت لبیک از خدا
از جانب خداوند دمادم به نزد او صد نامه و صد پیک می رسد . او یک یاربی می گوید و در عوض از جانب خدا شصت بار لبّیک بدو می رسد .
شرح و تفسیر بیت 1579
زلّتِ او بِه ز طاعت نَزدِ حق / پیشِ کُفرَش ، جمله ایمان ها خَلَق
خطا و لغزش عاشق در نزد خدا از طاعت دیگران بهتر است و در برابر کفرش ، ایمان اهل ظاهر ، کهنه و بی ارزش است . [ این بیت مبتنی است بر قاعده « حَسَناتُ الابرار سَیّاتُ المُقَرّبین . آنچه برای نیکان ، نیکی محسوب شود . برای مقربان درگاه گناه شمرده آید » . زَلّت = لغزش ، خَلَلق = کهنه و مندرس ]
شرح و تفسیر بیت 1580
هر دَمی او را یکی مِعراجِ خاص / بر سَرِ تاجش نهد ، صد تاج خاص
عاشق صادق ، هر لحظه معراجی خاص دارد که هرگز از مشاهده الهی خالی نیست و خداوند بر تاج عاشق ، تاج هایی بی شمار از تاج های خاص خود بنهد . یعنی بر کمالات او می افزاید . [ معراج در این بیت مطلق پیوستگی و اتصال روحانی به حضرت حق است و این نوع معراج ، برای اولیاء و هر شخص مهذّب و وارسته ای میسّر است . چنانکه حدیث الصّلات مِعراجُ المومن بدین حقیقت تصریح دارد . اما معراجِ نبی (ص) موضوع جداگانه ای است . این موضوع از اهم موضوعات عقیدتی است که در آغاز سوره اسرا ( بنی اسرائیل ) و در آیات ابتدایی سوره نجم بدان تصریح شده است . بنابراین در اصل مسئله ، همه مسلمانان توافق دارند . ولی در تاریخ وقوع و کیفیت آن ، اختلاف نظرهایی وجود دارد . بدین قرار که آیا معراج ، جسمانی روحانی بوده یا روحانی محض ؟ در خواب بوده یا در بیداری ؟ آیا اگر معراج جسمانی بوده با همان بدن عنصری صورت گرفته یا با جسم مثالی و ملکوتی ؟ لیکن جمهور مسلمانان برآنند که معراج نبی ، جسمانی و روحانی تواماََ بوده است . مولانا معراج جسمانی را انکار نکرده ولی اعتقادش براین بوده که اهمیت و عظمت امر معراج از جهت عروج در آسمانها نیست بلکه فضیلت و اهمیت آن در حصول قرب الهی است (مولوی نامه ، ج 2 ، ص 724 تا 736) ]
– گفته اند که برای انسان دو نوع عروج متصور است . یکی عروج طبیعی و دیگری عروج وضعی . عروج طبیعی با مرگ طبیعی رخ می دهد و بالاجبار همگان را شامل شود . ولی عروج وضعی ، خاص انبیا و اولیاء است که به دو صورت انجام می شود . یکی روحانی و دیگری روحانی-جسمانی تواماََ . معراج روحانی خاص اولیاء است اما معراج جسمانی-روحانی تواماََ خاص پیامبر صاحب ولایت . (شرح التعرف لمذهب التصوف ، ج 2 ، ص 571 به بعد و مجمع البحرین (ابرقوهی) ، ص 418 به بعد) .
شرح و تفسیر بیت 1581
صورتش بر خاک و جان ، بر لامکان / لامکانی فوقِ وهمِ سالکان
کالبد محسوس آن عاشق عارف ، روی زمین خاکی است در حالیکه روحش به عالم غیب متصل است . همان عالم غیبی که از وهم و گمان سالکانِ مبتدی برتر و بالاتر آمده است . [ این بیت بیان کننده معراج روحانی محض است که در توضیح بیت پیشین شرحش گذشت . اکبرآبادی گوید : بودن جانِ کامل بر لامکان ، عبارت است از استغراق او در ذات مطلق . و الّا هر جان بر حسب جوهر خود بر لامکان است . (شرح مثنوی ولی محمداکبرآبادی ، دفتر اول ، ص 103) ]
شرح و تفسیر بیت 1582
لامکانی نَی که در فهم آیدت / هر دَمی در وی ، خیالی زایدت
عالم غیبی که در بیت پیشین متذکر شدم . آن گونه عالم غیب نیست که به حیطه پندار و درک تو درآید و هر لحظ در باره آن ، خیالی در تو پدید آید . [ بعضی از ساده اندیشان خیال می کنند که لامکان هم بالاخره برای خود ، مکانی است . حال آنکه لامکان عبارت است از عالم الهی یا عالم غیب که برتر از مکان است . این است که مولانا برای دفع این توهّم توضیح می دهد که مقصود از «لامکان» مکانی مثلا فوق فلک نهم نیست چنانچه بعضی عوام الناس چنین می پندارند . بلکه مقصود از لامکان این است که خداوند برتر از هر مکان است و در عین حال هیچ مکانی هم از او خالی نیست . به قول حضرت علی (ع) در خطبه اول نهج البلاغه ، معیت حضرت حق با اشیاء از سنخ مقارنه یا ممازجه نیست و غیریّت او از اشیاء نیز از ره مزایله و جدایی از اشیاء نیست . جانِ ولیِ کامل نیز در همه جا متجلّی است و بر جمع امکنه ، احاطه دارد . ]
شرح و تفسیر بیت 1583
بل مکان و لامکان ، در حُکمِ اوست / همچو در حُکمِ بهشتی ، چارجُو
بلکه مکان و لامکان در تحت فرمان او قرار دارد . همچنانکه چهار رود جاری در بهشت که بهشتیان را سیراب می کند . کاملا تحت تصرف و فرمان اولیاءالله قرار دارد . [ چار جُو به معنی چهار جوی آب یا چهار نهر جاری در بهشت است که وصف آن در قسمتی از آیه 15 سوره محمد آمده است ” در باغ های بهشت ، جویباری زلال و گوارا و جویباری از شیر طعم ناگشته و جویباری از باده ناب و انگبین پالوده از موم جاری است ” ]
– استاد فروزانفر گوید : و اما تشبیه جان اولیاء به بهشتیان که چهار جوی بهشت در حکم ( تصرف ) آنهاست ظاهرا به مناسبت آن است که طبری در باره جوی آب بهشتی نقل می کند که آن ، خود به خود به دهان بهشتیان می رسد و تابع اراده آنهاست و یا آنکه مختارند از هر یک جوی که خواهند بنوشند زیرا آنها برای بهشتیان آفریده شده است . (شرح مثنوی شریف ، ج 2 ، ص 637) .
شرح و تفسیر بیت 1584
شرح این کوته کُن و رُخ زین بتاب / دَم مَزَن ، والله اعلَم بالصّواب
شرح این پرندگان بوستان الهی را کوتاه کن و از این مطلب در گذر . خموش باش و دم مزن که خداوند به راستی و درستی داناتر است .
شرح و تفسیر بیت 1585
باز می گردیم از این ای دوستان / سویِ مرغ و تاجر و هندوستان
ای دوستان دوباره باز می گردیم به نقل حکایت طوطی و بازرگان و سفر او به هندوستان .
شرح و تفسیر بیت 1586
مرد بازرگان پذیرفت این پیام / کو رساند سویِ جنس از وی سلام
مرد بازرگان این پیغام را از طوطی خود پذیرفت و قول داد که سلام او را به همنوعانش برساند .
محمد در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۰ دربارهٔ کمالالدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۸۲۹:
کمال خان، من نمیدونم، چیکار کردی باهاش؟
سام در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپنامه » بخش ۵۵ - صفت جزیره اسکونه:
تو گفتی دو صد بربط و چنگ و نای...صحیح
است. باعث شرمساری است که در هرکجای وب که به جستجوی اصل شعر رفتم متوجه شدم که اساتید ًًً ًکپی/ پیس ًً ً فقط از یک سایت مشخص(بطور مثال گنجور) خوراک برای سایتهای خود تهیه میکنند. کافیست ً ً ً تو تگفتی دو صد بربط و چنگ و نای ً ً ً را گوگل کنید. ببینید که در تمام سایتها این مصراع با همان اشتباه موجود است. یعنی حتی به خودشان زحمت جستجو نمیدهند و فقط از یک سایت کپی کرده و صفحات سایت خود را پر میکنند. بسیار مایوس کننده بود.به هر حال ،نسخه تصیح شده مرحوم حبیب یغمایی مرا به جواب صحیح رساند.
فرحناز در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیومرث » بخش ۱ - پادشاهی کیومرث سی سال بود:
در شاهنامه ی فردوسی ویرایش فریدون جنیدی
هیچ حرف عربی ای به کار نرفته
کیومرس-تهمورس و...
سایت شما به عنوان یک مرجع این لغات را بصورت عربی نوشته طهمورث کیومرث.
لطفا تصحیح گردد
امید در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۱:
هر شب که به عافیت بر او روز شود
داود در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب چهارم در تواضع » بخش ۶ - حکایت دانشمند:
با عرض پوزش متن نیاز به ویرایش دارد:سخت/ سعه صدر /مجال/ مخالفانش.پایدار باشید.
سید مصطفی مصطفوی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۶ دربارهٔ فردوسی » هجونامه (منتسب):
واقعا این ابیات در شان حکیم بزرگ نیست، از ظاهر ابیات مشخص است که ساختگی است.
enigma در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۰۰ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » گلشن راز » بخش ۶ - سؤال در موضوع فکرت:
عنوان رو از "سال" به "سوال" تصحیح بفرمایید
عباس حسن نژاد در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد چهارم » سیه مست:
در مصراع اول کلمه آشفتگان درست هست نه افسردگان
مرزبان در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۴۱:
متاسفانه شاهنامه به بزرگی نامش روی ان و تصحیحش کار نشده اما چیزهایی هست که اینجا فقط علط تایپ شده
در تنگ زندانیان باز کرد
به هرسو درم دادن اغاز کرد
زندانها نمیشود اصلا چرا که وزن را خراب میکند
بنگرید این بزرگ مرد را
یاد خدا را وام خرد مینامد دیوانه کنندست این قران پارسی گویی با نفس رحمان و زمزمه روح الامین بر زبان حکیم جاری شده تعجبم که مردم سراغ مولوی و ابن عربی میروند و حقشناسان شاهنامه عرفان و نسک رستگاریش را نمی بینند
نخست از جهان افرین یاد کرد
ز وام خرد گردن ازاد کرد
چنین گفت کز کردگار جهان
شناسنده اشکار و نهان
بترسید و اوراستایش کنید
شب تیره پیشش نیایی کنید
هر ان کس که خواهد بیابد بهشت
نگردد به گرد بد و کار زشت
چو داد و دهش باشد و راستی
بپیچد دل از کژی و کاستی
ز دلها همه بیم بیرون کنید
نیایش به دارای بیچون کنین
خدا روان فردوسی و بهرام گور و شاهان دادگر پارسی را غرق رحمت کند و از مقربان درگاهش گرداند که نام نیکشان سزای بالش و گفتارشان رهنمای نیایش است
یکی گنج خواهم نهادن ز داد
که باشد روانم پس از مرگ شاد
روانت به گور تو ارام باد
درود خدا بر تو بهرام باد
نسرین در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز:
با سلام فریاد جان میشه درباره کشتزار شبدر توضیح بدید لطفا.
مهدی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۷۳ - راست گفتن ابلیس ضمیر خود را به معاویه:
آن غبین و درد بودی صد نماز
غبین به معنای افسوس است
Mahdioriginal۸ در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
این شعر توی اهنگ دلارام حامد زمانی هست
رحیمی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۷:
دوتا کردیم اخر خویش را در خدمت پیری صحیح هست (کتاب صیادان معنی هم همین نسخه رو دارند) بررسی بفرمایید
محمد در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
شعر تناقض محضه
کلی صفت میده و تمثیل میزنه بعد میگه نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
شاعر و فیلسوف فقط خیام و بس
رحیمی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰:
اشعار بیدل مهجور هستند اونا پر از تصاویر تازه هستند گاهی مبهم اما زیبا
رحیمی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۰:
اشعار بیدل مهجور هستند اونا پر از تصاویر تازه هستند گاهی مبهم اما زیبا
محمد غوث (ندا) در ۶ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۵: