سپیدار در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
هرچند خودم موافق « قصه» هستم. اما در مکاسب محرمه شیخ انصاری رحمت الله علیه بابی هست با عنوان تدلیس ماشطه( فریبکاری آرایشگر)که بخشی از این باب مربوط به وصل کردن موی انسان به انسان دیگه یا وصل کردن هر مویی به انسان هست که وصل الشَعر ( وصل کردن مو) نام داره.پس وصله به معنای مویی که وصل میشود هست و جایگذاری وصله به جای قصه بیراه هم نیست.بحث علمی همیشه خوبه اما لجاجت در معنای غلط خوب نیست.
. در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۴:
بار ما در دل ما بود عبث میطلیدیم
"یار" ما در دل ما بود عبث می "طلبدیم"
در جایی به صورت «بخیه»توبه دیدم و به نظر بخیه برای خرقه مناسب تر است تا پنبه
از بی حلّهٔ عفو تو بسی جامه دریدیم
"از پی" حله عفو تو بسی جامه دریدیم
خلیل قیصری در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۸:
بانویی این غزل زیبای حافظ را با صدای بسیار گیرا خوانده اند. صدای حافظ در خوانش جدید ایشان شنیدنی است.
. در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
کاملا متوجهم که جناب مزدک از چه حرف میزنند
و واقعا خدا کند کار هیچ بنده ای به دور باطل نکشد
خدا نیاورد روزی که بفهمیم همه ی اصول درست را با راهی نادرست طی کرده ایم و به قضایای متناقض رسیده ایم
حداقل اگر هم ناگزیر گاهی اینطور میشود، زمانی بفهمیم که جای جبران باشد
خدا کند همه ی ما اصولمان اصل باشند و محکم نه قضیه هایی که سادگی شان باعث شده آنها را هم اصل حساب کنیم
اهدنا الصراط المستقیم
و به قولی دیگر: ربنا لا تزغ قلوبنا بعد از هدیتنا و هب لنا من لدنک رحمة انک انت وهاب
امیر حسین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۳:
کتاب کلیات شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی
از انتشارات کتابخانه خیام
چاپ 1338 شمسی
امیر حسین در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۵۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۳:
بیت آخر اضافه شود:
تا دل دوستان به دست آری
بوستان پدر فردخته به
پختن دیگ نیکوکاران را
هرچه رخت سراست سوخته به
با بداندیش هم نکوئی کن
دهن سگ به لقمه دوخته به
دیده تنگ دشمنان خدای
بسنان عجل سپوخته به
ایمان در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱۳:
زبان آن پسر ترکی و من ترکی نمی دانم
مجتبی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲:
این به نظر نمیاد از فردوسی باشه چون تا اینجایی که من همه ابیات رو خوندم و تقریبا شاهنامه رو به پایانه جایی ندیدم فردوسی جایی به مردم کشورش توهین کنه.
مجتبی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی شیرویه » بخش ۲:
سگ آن به که خواهندهٔ نان بود
چو سیرش کنی دشمن جان بود
آیا ذکر این بیت از منبعی موثق بوده است؟
nabavar در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
گرامی مهربانو
ندارم به روی تو چشم تعهد
که روی تو خود چشم بیمار دارد
چشم داشتن از کسی به مانای انتظار داشتن است
اشاره به چشم بیمار هم شاید به مانای خمار چشمی ست که دلربایی آن منظور است، و درین جا از بیمار توقعی نمی توان داشت ، اگر درست فهم کرده باشم:
می گوید از روی تو انتظار وفای به عهد ندارم
چنانچه از چشمان خمار تو
محسن در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۷ - حکایت:
من تصور میکنم بیت آخر الحاقی است و از سعدی نیست. این بیت تنها میتواند اثر یک شاعر شیعه مذهب باشد درحالیکه سعدی قطعآ سنی مذهب است. شعر در قتل مستعصم او تردیدی باقی نمیگذارد. او مستعصم را امیرامؤمنین خطاب میکند :
آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمین/
در ازائ قتل مستعصم امیرالمؤمنین
دانا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
به نظر من جدا شدن به معنی جدا شدن روح از جسم می باشد فنا شدن در پرده اسرار یعنی تجزیه جسم در حالتی که دیگر چیزی از آن باقی نمیماند و همچنین بازگشت به جایگاه اولیه می باشد در مصرع دوم که میگوید می نوش ندانی از کجا آمدهای منظور هر چه در دنیا متعلق به تو و صحیح از آن استفاده کن بعد از مرگ هم خدا خودش سبب ساز است
هادی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:
در شهر شیراز اصطلاح یعنی چه هنوز در میان مردمان کاربرد دارد.وقتی یک بزرگتر فرد کوچکتری را مورد خطاب و عتاب قرار میدهد و میخواهد او را نصیحت کند کإرهای او را نام میبرد و میگویداین کارها یعنی چه
دقیقا حافظ در أین شعر دارد کسی را مودبانه نصیحت و کمی سرزنش میکند بیت اول به وضوح میگوید چرا ابرو ریزی میکنی چرا دشمن را شاد میکنی
در گوش من محتوای این غزل مشابه پند های دلسوزانه یک پدر به فرزندش هست که با کلام زیبای حافظ بیان شده است وتصور نمیکنم هیچ عرفانی در زیر ان نهفته باشد
محمدی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴:
سلام
همین 4 بیت هست؟
محمد در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۲ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
دوستان عزیز برای مطالعه سایر اشعار ترکی شهریار و همچنین باقی ادیبان ترکزبان میتونید از سایت minsoz.ir استفاده کنید. این سایت شبیه گنجور اما مختص ادبیات و شعر ترکی هست.
امید رضا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۷:
لطفا غلط های بسیا ریاد املایی سایت را که تنها باکمی توجه قابل پیشگیری هستند را تصحیح کنید. /بریز خون من اول ولی به خنجر او./
امید رضا در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۰۷:
سلام سایت بسیار خوبی دارید اما غلط املایی ها بیش از حد تصور است. حال شعر خواندن را میگیرد . /بریز خون من اول ولی به خنجر او../
مهربانو در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۸ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
ندارم روی تو چشم تعهد، که روی تو خود چشم بیمار دارد.. منظور شاعر چیست؟
بیژن در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۸ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷ - موعظه و نصیحت:
از قصاید بسیار زیبا و اخلاقی سعدی است
کرکی در ۵ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴: