گنجور

حاشیه‌ها

مهر در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:

متاسفانه خواننده در بیت یازدهم
کلمه‌ی «مَرکب» را اشتباه خوانده‌اند!
و مفهوم بیت را غلط کرده‌اند.

حسین میرصادقی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:

با سلام
من هیچ تخصصی در ادبیات ندارم. ولی بعنوان یک مهندس از لحاظ منطقی و فنی ، فکر کنم ساعد منظور حافظ بوده باشد . چرا که علت پاره شدن تسبیح را بیشتر توجیه میکند !
معمولا رشته تسبیح وقتی گسسته میشود که یک شیی (در اینجا دست و یا ساعد ساقی) درون تسبیح درگیر شود و بر اثر حرکت اتفاقی آن درون تسبیح از یک طرف و نگهداشته شدن آن توسط تسبیح گو (حافظ) از طرف دیگر، این اتفاق بیفتد.
یعنی این تصور را میتوان داشت که مثالا حافظ با تسبیح مشغول ذکر با دستش بود که در عین حال مشغول موانست با ساقی سیمین ساق هم بود است، لذا تسبیح با "ساعد" ساقی درگیر شده و رشته تسبیح گسسته شد. دقیقا حافظ همین اتفاق را در بیت دوم بعنوان دلیل گسسته شدن رشته تسبیح ذکر کرده است.
اما چنانچه دست تسبیح گر (حافظ) در "دامن" ساقی باشد ، دلیلی ندارد که با تسبیح طوری درگیر شود که گسسته شود.
بنابر این "ساعد" منطقی تر از "دامن" در این بیت خواهد بود و اساسا با منظور کردن "دامن" نوعی تناقص در دلیل گسسته شدن تسبیح بوجود میآید که مطمئنا از تیزبینی و ظرافت حافظ بدور خواهد بود.
البته به غیر از میاله فوق ، هنر حافظ این است که در عین توضیح فوق العاده ادبی بی پروایی فوق ، آهنگ درونی شعر را با تکرار بیشتر سین در کلمه "ساعد" ، بیشتر کرده است. که میتوان از تکرر سین در بیت دوم ، هم صدای نجوای ورد سبحان الله را انتزاع نمود و هم دیکته کردن صدای " هیس "سکوت برای خواننده شعر که به نوعی این عمل بی پروا گونه حافظ را سرپوش بگذارد.

رضا حاجیان در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:

وزن به اشتباه درج شده است، وزن این غزل رمل مخبون است، فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان

nabavar در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

گرامی امیر رضا
گفت: باید حد زند هشیار مردم، مست را
همان هشیار مردم درست است،
”هشیار مردم “اضافه ی مقلوب ” مردمٰ هشیار “ است
مانند ”بزرگ رود “ که اضافه ی مقلوب” رودِ بزرگ“ است
در اضافه ی مقلوب کسره حذف می شود

دکتور غوث "ندا" در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳۲:

با آقای شهرام میرزایی موافقم، بهتر است بازنگری شود.

آرش هوشمند در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

سلام
این غزل توسط محسن نامجو هم خوانده شده بنام چشمی و صد نم
لطفا ذکر کنید
ممنون

مازیار باطنی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

با درود و ادب
در “ تو سیاه کم بها بین “ می توان نشانه ای از نژاد پرستی حضرت حافظ دید ؟!

امیررضا ریاحی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۵۷:

ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسم
احتمالا غلط است. باید باشد:
ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسد

رهرو گمراه در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۵ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » ترجیعات » شمارهٔ ۱ (که به غیر از تو در جهان کس نیست - جز تو موجود جاودان کس نیست):

با توجه به محتوا و مصراع بعد *رغیب* صحیح است، برای رسیدن از به کل ( رسیدن به خدا ) راههای زیادی هست، رغیب به تعدد اشارت میکند

علی قربانی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۴:

با درود خدمت دوستانی که درباره مصرع دوم بیت اول پرسش داشتند
بنده از استادی شنیدم که رقم مهر همان گردونه مهر(چلیپای ایرانی یا سواستیکای آلمان نازی) است که در آن زمان زنان یا دختران بر پیشانی خود به عنوان یک جواهر از آنها استفاده میکردند.
در اینجا حافظ میگوید رقم مهر تو بر چهره ما پیدا بود میتواند در معنای لغوی چنان معنا شود که صورت در صورت یکدیگر بودیم طوری که رقم مهر تو که بر پیشانی ات آویخته بودی بر صورت من بازتاب پیدا میکرد.

پژو رمضانی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴:

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن
که چرارفت ازین دیر و چرا بازامد

علیرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

هر دو را ویرانه کردی عاقبت درسته عجیبه واقعا

امیررضا آبرون در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۴۲ - مست و هشیار:

سلام
در بیت آخر به نظرم بعد از هشیار کسره است. یعنی باید هشیارِ مردم، مست را حد زند.

علیرضا در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۷:

عقل چاره گر صحیحه
چرا در حق شعر خیانت میشه نمیدونم
اصلا متوجه میشید چطور مفهوم شعرو خراب میکنید
چندین بار دیدم روی سایتتون
بخدا قسم مدیون همه هستید
واقعا که

جمشید در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۳ - مثل آوردن اشتر در بیان آنک در مخبر دولتی فر و اثر آن چون نبینی جای متهم داشتن باشد کی او مقلدست در آن:

بنده حقیر باید بگویم که در عرفان و در راه معنویات همه کلمات معنای دیگری دارند حضرت مولانا از معنی به لفظ میروند کسی که این راز نامه ها را میخواند باید اینگونه بیندیشد و در اعماق این دریا غوص کند مرد در عرفان به کسی اطلاق میشود که در راه حق قدم برمیدارد و زن در راه باطل و مخنث هم حیران است در این وادی لطفا کلام بزرگان را ترجمه نفرمایید چون هر که از لفظ به معنی رود تا ابدالاباد گمراه است کلام بزرگان تفسیری دارد که فقط عالمان به این علم از عهده این امر خطیر برمی آیند باید دسترسی به دایره لغات و معانی آنها در عرفان و معنویت داشته باشیم سپس با آن علم این اسرار نامه را معاینه و کشف کنیم

nabavar در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۳:

درج محبت بر مهر خود نیست
یا رب مبادا کام رقیبان
دُرج به مانای نامه نیز هست
می توان این مصرٰع را بدین گونه هم معنا کرد :
زیر نامه ی محبت اثری از مُهرِ عشق نمی بینم مبادا که رقیبان شاد شوند.
محبت ها همه ظاهری و بدون عشق است.
دشمن شاد کُن است

علی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان سیاوش » بخش ۱۸:

لطفا تصحیح شود:
به توران شدن کار را ناگریز ----> به توران شدن کار را ناگزیر
بدو گفت کای نامور سرافراز ----> بدو گفت کای نامور سرفراز
که روی تو دیدم به توران ز می ----> که روی تو دیدم به توران زمی (به معنی زمین)
به خاکم و گر بتش افگنده‌ام ----> به خاکم و گر بآتش افگنده‌ام

رهرو گمراه در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق » بخش ۳ - حکایت:

آخر این چه آرایه ی ادبیست؟ اصلا زیبایی از بین میرود اگر خور را خر بخانیم ، هیچگاه این تکنیک را در نیافتم

علی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۱ - آغاز کتاب:

با سلام. من سوالی داشتم‌ اینکه این نسخه از شاهنامه‌ای که در دسترس گذاشتید به تصحیح چه کسی است؟ متشکر

ابراهیم در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۳:

چقدر زیباست
از گلشن دیدار به گفتار رسیدن

۱
۲۱۴۳
۲۱۴۴
۲۱۴۵
۲۱۴۶
۲۱۴۷
۵۸۱۴