گنجور

حاشیه‌ها

محمد فهیم نژاد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۸۸:

با درود بسیار
فکر کنم دکلمه شعر در چند بیت دارای اشتباه است. از جمله گلشکر که لشکر خوانده شده یا خامش که میم با فتحه تلفظ شد در حالی که باید ضمه تلفظ شود به معنای خاموش و ساکت و آرام چون معانی کاملا دچار تغییر میگردد. وقتی که خامش با میم فتحه خوانده شود معنی ناپخته میدهد و به نظرم منظور حضرت خداوندگار خاموش و بی صدا بوده است

حمید ستوده در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:

با عرض سلا و ادب خدمت کلیه افرادیکه مبنای تفکر عقلانی را انتخاب نموده اند
سرورا گرام، هر فردی میتواند در ذهن خود، اشیا، موجودات حتی عوالم خرق عادت را مجسم سازد که هیچگونه قواعد علمی شامل حال این تجسملت ذهنی نمیگردد. مهمترین این تخیلات، که با هیچ دلیل عقلی قابل اثبات نیستند « عرفان» که ذات اصلی آن را میتوان «توهمات صادره از شعور و ذهن انسانها» نامید و تحت هیچگونه قوانین اثبات شده با استغاده از علوم جاری، قابل اثبات نیستند. شما با استفاده از علوم عقلی مانندریاضیات، فیزیک ، و.... قادر به اثبات آین توهمات یا عر فان نیستید. بلکه با استفاده از « نقل» یا استفاده از قراردادهای اجتماعی، مانند علم اخلاق، بطور ذهنی ، اثباتی ارائه دهید. با توجه به اینکه قوانین اجتماعی و اخلاقی، در جوامع مختلف، ممکن است متفاوت باشند، لذا نمیتوانند برای اثبات موضوعی از انها استفاده نمود.
همنطور که یکی از دوستانی که حاشیه بر غزل مطروحه دربحث نگاشته اند، از آیات قرانی و گفتار عرفابرای حقانیت شیخ اجل سعدی درغزل سروده توسط او استفاده کرده اند، فارغ از اینکه سروده شیخ اجل نیز یک راه ارائه شده توسط او برای لذت بردن از زیبائی کلام و گفتار، توسط اهلش، و توصیه پاره ای اخلاقیات میباشد که امروز نیز جاری و ساری در جوامع است،ولی برای آ اخلاق فردا ممکن
است قابل توصیه نباشد. آخرین عرضم اینست که دین، پیامبران و مباحث دینی نیز از مباحثی
هستند که قایل اثبات عقلی نیستند.. ولی معترفم که گفته های شیخ اجل در هرقالبی، در قله بلاغت و زیبائ قرار دارد ، که در گذشته رقابت پذیر نبود، و در آینده نیز بعید بنظر میرسد. با احترام
حمید ستوده

جمشیدی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۱:

سهم استاد شجریان در آشنایی مردم با ادبیات خیلی زیاده . استاد شجریان با انتخاب های به جا و مناسب دستگاه و ردیف . در معنی کردن اشعار حین خواندن آنها واقعا به درک شعر کمک کردند . این غزل با صدای استاد در قلب آدم رخنه می کنه .

سامان در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:

غیاث‌الدین اعظم‌شاه(پادشاه بنگال) هم‌عصر خواجه حافظ شیرازی بود و با این شاعر بزرگ فارسی‌گوی مکاتبه داشت. دربارهٔ چگونگی آغاز این مکاتبه روایتی در کتاب آیین اکبری اثر ابوالفضل علامی و ریاض‌السلاطین آمده‌است. مبنی بر اینکه روزی سلطان به بیماری مهلکی دچار شده بود و به سه تن از زنان حرم به نام‌های سرو، گل و لاله دستور داد که پس از مرگ او بدنش را بشویند. چون سلطان از بیماری نجات پیدا کرد به این سه زن محبت بسیار می‌کرد و این محبت دیگر زنان حرم را به حسادت واداشت؛ چنان‌که به ایشان به استهزاء غساله می‌گفتند. سلطان که از این امر آگاهی یافت بر آن برآمد که با قصیده‌ای دل ایشان را به دست آورد. پس مصرع «ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود» را سرود، اما در مصرع بعدی ماند. چون هیچ‌یک از شاعران دربار نتوانستند وی را یاری نمایند، سلطان شعر ناتمامش را به همراه دعوت‌نامه‌ای برای حافظ به شیراز فرستاد. حافظ مصرع ناتمام سلطان را با مصرع «وین بحث با ثلاثه غساله می‌رود» کامل کرد؛ اما به خاطر کهولت سن* از سفر به بنگال خودداری کرد و در عوض غزلی که در زیر آمده را برای سلطان غیاث‌الدین هدیه کرد. آمدن نام سلطان غیاث‌الدین و اشاره به دیدار از بنگال از لحاظ تاریخی این روایت را تأیید می‌کنند.[از ویکی پدیا فارسی ذیل غیاث الدین اعظم شاه]

همایون در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۴ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۱:

درود
مصراع آخر یک هجا بلند کسر داره

گفت مستم خوانی و بر وعدهٔ من دل نهی
ساده دل مردا که ✅ بر وعدهٔ مستان نهاد
قطعا هم واژه (دل) بوده و از قلم افتاده
ساده دل مردا که دل بر وعده مستان نهاد

پویا در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:

با سلام
در بیت هفتم مصرع دوم *غم دوست بی خیال از غم روزگار دارد *
صحیح میباشد

آزادبخت در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۶ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - در وصف بهار و مدح ابوحرب بختیار محمد:

وای خدایا توصیف و لطافت شعر و زیبایی واژگان را ببینید چرا با امدن سلجوقیان دیگر خبری از این شعرها و جشنها نیست سلجوقیان ادبیات پارسی و بنیان دانشگرایی را نابود کردند جشنهای مهرگان و سده و تیرگان با امدن اسلام از بین نرفت بلکه با امدن سلجوقیان غز از بین رفت

زنگی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۶:

مصرع اول بیت دهم اصلاح شود.
نشئهٔ صهبا نمی‌ارزد به تش‌بش خمار
تشویش درست است.

ماه سپید در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۴ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۰۶:

مصرع اول "گل داد هرزه نالی مرغ چمن دهد" صحیح میباشد

کوانتوم در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲:

من فکر میکنم در ایجا منظور از میکده آن عوالم حضور است که به پرده نفس( زاهد خودبین) از ما پوشیده شده و کلید رسیدن, خواندن و طلب کردن از صاحب جمال است (در بسته به مفتاح دعا بگشایند)
و در انتها حرف از رو شدن خودمان بر خودمان در قیامت است؛ روزی که خرقه(جان اعمال) بر ما عیان شود و زمانش برسد که بدانیم چه از دست دادیم و بهایش چیست؛ هرچند که در آن ساعت من و مکان و ادراک و زمان بی معناست...مخلص کلام همگی نظر شخصی بودند :)

امیرعلی داودپور در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۱:

تو خواهی که شرحش به دینت کنی؟
خدا را اسیر زمینت کنی؟
خدایی که باشد به هر کهکشان
ستاره یکی بد هزاران نهان
یکی من بگویم که کامل شوی
برون از حجاب و سلاسل شوی
همه گر بگوید که دیگر خداست
خدا چون بخواهد یکی از شماست
غلط میتواند همه در جهان
حقیقت تواند یکی بُد نهان
غلط میتواند یکی بَد شود
جهان میتواند هدایت شود

رضا هلالی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۴:

سلام من خودم (رضا هلالی ) اینو خوندم

حمید در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۱:

با سلام خدمت اساتید بزرگوار.
"کاف و نون" دو بار در این غزل بکار گرفته شده است. منظور حضرت مولانا از آن چیست؟ اگر اساتید بزرگوار شرحی بنویسند، ممنون خواهم شد.

amir در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱:

وزنش و اشتباه ثبت نکردن؟

محمد باقر انصاری در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » دیباچه:

به نام خدا
ابتدای دیباچه در باره نعمت تنفس و بیت: از دست و زبان که برآید. کز عهده شکرش بدر آید ، زیبا ترین تعریف از شکر نعمت های بیکران خدا است. شما ببینید در بدن تان چند نعمت وجود دارد که بطور اتوماتیک هر کدام کار خود را انجام می دهد اگر بگوئیم هزاران عضو کوچک و بزرگ گزاف نگفته بلکه کم گفته ایم. حال اگر بخواهیم برای هریک از اینها شکر کنیم مگر توانائی داریم؟! تازه اینها نعمت های درونی ما هستند. نعمت های بیرونی هم قابل شمارش نیستند. و ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها.
بنظر من کمترین شکر این است که بعد از هر نماز که تسبیحات حضرت فاطمه زهرا را می گوئیم با 33 بار الحمد لله هرکدام نعمتی را در نظر بگیریم.
شاید علت این که در حدیث وارد شده که ذکر تسبیحات حضرت فاطمه بعد از نماز ثواب دو هزار رکعت نماز را دارد همین باشد. البته ذکر الله اکبر و سبحان الله هم جایگاه خود را دارند.

حیدر سهیلی اصفهانی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۷:

بر این شعر حضرت حافظ، ابیات زیادی اضافه شده است، از جمله در یکی از ترانه‌های سلیمان واثقی معروف به سلی، این ابیات اضافه شده است:
آیین تقوا، ما نیز دانیم، اما چه چاره با بخت بی‌راه
ما شیخ و زاهد، کمتر شناسیم، یا جام باده، یا قصه کوتاه!

علی شاهنوشی در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

سلام به شما دوستان متفکر
واقعا جای تحسین و ستایش برای خیام وجود داره که با 2 بیت شعری که سروده تعداد زیادی رو به فکر و اندیشه وا داشته.
اگر اجازه بدید منم نظرم رو بیان کنم:
خیام بیشتر از هر شاعر دیگری در ایران مرموز تر و مبهم تر است
دوستانی که فلسفه خوانده اند متوجه منظورم می‌شوند. مانند نیچه
اما چیزی که حائز اهمیت است این است که خیام ما را به فکر می اندازد
حتما آن داستان مولوی را شنیده اید که فیلی در تاریکی بود و هر کس آن را لمس می‌کرد یک برداشت می‌کرد. خیام هم در این رباعی فوق العاده ما را به تفکر در مورد ارزش نفس قرآن و شراب وا داشته است. هر کس می‌تواند برداشت مورد نظرش را بکند و اجباری هم نیست و حتی افرادی که به گونه ای متعصب هم هستند یک شک یا جرق در ذهنشان بوجود می آید.
نتیجه ای که من به عنوان برادر کوچکتر شما ها به آن رسیده ام این است که بدون توجه و نام شاعر و نویسنده یا شهرت آن، گفته و اندیشه ی او را مورد بررسی قرار داد. حتی اگر امام یا پیامبری باشد
ممنون از همه شده عزیزان

جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

جناب حجة الحق ( نمی‌دانم این لقب پرطمطراق را چه کسی به او داده و این لقمهٔ بزرگ را چه کسی در دهان او گذاشته است) امیران سامانی و غزنوی را خوک می‌خوانده و در همان حال قیمتی درّ لفظ دری را در پای از خوک بدتران فاطمی می‌ریخته و برای آنان جاسوسی می‌کرده و مبلغ برنامه‌ها و توسعه‌طلبیهای سیاسی و مذهبی آنها بوده است. بد نیست بدانید که فاطمیان اصل و نسبی نداشتند ولی برای فریب مردم و برای پیروزی در رقابت با عباسیان به دروغ خود را به فاطمه دختر پیامبر بستند و نام خود را فاطمی نهادند! معروف است که یکی از آنها نامه‌ای برای خلیفه عباسی نوشته بود سراسر فحش و ناسزا و هتک حرمت. خلیفهٔ عباسی گفته بود کافی در جواب تنها این دو جمله را بنویسید: عَرفتَ أبَانَا وَ سَبَبتَنا. فَلَو عَرَفنَا أباک لَسَبَبنَاک! یعنی پدر ما را شناختی و دشنام دادی. اگر می‌دانستیم پدر تو کیست، دشنامت می‌دادیم!

بهزاد در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۳:

درود. بحث هجرت و هجران باید با فاکتور «اراده» بررسی بشه اون وقت با این آیه مبارکه که می فرمایید انا لله و انا الیه راجعون جالب تر میشه. به نظرم من بحث هجران هستش نه دیدن و ندیدن و نزدیک و دور بودن خدا. من با اون مخاطب ناشناس که بالا مطلب گذاشت خیلی موافقم. ضمنا جمله زیبایی از دکتر شریعتی عزیز هست که می گه:
برای خراب کردن یک حقیقت، خوب به آن حمله نکنید بد از آن دفاع کنید.

اردشیر در ‫۵ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۱ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۴:

با درود و احترام به نظر همه دوستان ، من خودم اون اجرایی که استاد شجریان تو مخالف سه‌گاه خونده رو خیلی دوست دارم. نمیدونم کدوم آلبوم بود ، اگر دوستان خاطری دارند به بنده یادآور شوند. مزید امتنان است.

۱
۱۹۱۵
۱۹۱۶
۱۹۱۷
۱۹۱۸
۱۹۱۹
۵۷۲۵