امیر نوروزی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۵ دربارهٔ شیخ بهایی » نان و حلوا » بخش ۳ - حکایة فی بعض اللیالی:
بنده هم فکر میکنم نصف اللیل صحیح بلشد
چاپاتی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » حکایت کوف » حکایت کوف:
در این بیت سمبل و نمادی بکار رفته،آیا؟
عشق گنجم در خرابی ره نمود
سوی گنجم جز خرابی ره نبود
فرهاد رفیعی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تکبیتهای برگزیده » تکبیت شمارهٔ ۳۸۹:
سلام
من در تایید صحبت آقای بیگی این مطلب رو اضافه کنم که:
مصرع دوم صحبت از شیون و به عبارت بهتر سر و صدا در زنجیرهایی که به دست و پای مظلوم بسته شده، دارد. بهمین دلیل کلمه آهن که از طرفی عمق ناله رو بیشتر میکنه که اونقدر عمیقه که در آهن هم نفوذ میکنه و از طرفی جنس زنجیر هست و بدینترتیب پیوند به مصرع دوم رو بیشتر میکنه خیلی مناسبتر بنظر میرسه.
با تشکر
سینا در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان:
این شعر حقیقتا بدین علت بسیار مشهور است که اصل جهان بینی مولانا را به ساده ترین و واضح ترین شکل بیان میکند. مولانا وظیفه اولیای اللهی را نه ترویج دیانت و شریعت، نه بنیان نهادن حکومت ها براساس دین و برقرار کردن یک روش خدا پرستی خاص و واحد بلکه یرعکس آن اساسا آزاد کردن انسان از قید و بند های دینی و غیر دینی که به فساد و ریا و ظاهرسازی میانجامد و آشنا کردن انسان به مفهوم عشق و وارستگی میداند. در این شعر که موسی در دام ظاهر افتاده و حقیقت عشق را نه تنها نمیبیند که از آن خشمگین نیز میشود مورد سرزنش خدا قرار میگیرد. موسی پس از پشیمانی توبه میکند. مولانا در سطر به سطر اشعار این معنا را پی میگیرد که عشق با هر شکلی مسیر مطلوب به خدا برای آدمیست و تظاهر و تدین و شریعت هر جا نافی این عشق شد آن را نکوهش میکند مانند همین شعر.
اسماعیل در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۹ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۶۵:
من هم به نظرم 2 مصراع اول موقوف المعانی هستن و شاعر در شعر میگه که من توقع آزاد شدن و نه حتی توقع اینکه قفس من را به باغ ببرید دارم فقط قبل ازتمام شدن فصل بهار و گل و گلشن یادی هم از من کنید
حمیدرضا کندیکیله در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۸ دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۰:
این شعر توسطمصباح قمصری با آهنگسازی رضا علی آبادی در قطعه "شاه ماهان" خوانده شده
ارس آرامی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۵ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۸ - خیز و به خاک تشنهای بادهٔ زندگی فشان:
مصرعی ناب و نغز
"عشق ز پا در آورد خیمهٔ شش جهات را"
مصطفی نصیری در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۸:
در دکلمه شعر ، پی اش ، درسته نه پیش .لطفا اصلاح شود
ماه همچون عاشقان اندر پی اش
ابراهیم در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۴ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:
این داستان یک حکمت است و درس های زیادی دارد ازجمله اینکه اگریک پیر پیداشد که انسان سرد وگرم چشیده ای است تسلیم اوباش حداقل زود به او وکارهایش ایراد نگیر تو نمیدانی این داستان به کجا میرسد . پیزی که درزمان ما کم شده وهمه فقط میخوان ایراد بگیرن ازهم
حمید در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱۲:
ممنون از توضیحات جالب و زیبای محسن و شیون ،عالی بود
کاظم ایاصوفی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۲۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۰۰:
مصراع اول بیت پنجم چون درست است نه چو
محمد در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۵۰ دربارهٔ نیر تبریزی » لآلی منظومه » بخش ۵۸ - وله ایضا رحمه الله:
بیت هفتم رو اگر امکان هست اصلاح کنین
از گیاه خاک بستان توام
گر تبرزد ور کَبَستم یا علی
با توجه به مصرع اول بیت که سخن از گیاه خاک بستان در میان آمده ، تَبَرزد آن میوه ناب را گویند و کبست ان گیاه تلخ،
منظور شاعر چنین است من اگر خوب یا بد هر چه هستم از گیاه خاک بستان تو هستم.
علیزاده در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۵۷ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱:
ای دوست، تا که دسترسی داری
حاجت بر آر اهل تمنا را
زیراک جستن دل مسکینان
شایان سعادتی است توانا را
سعید احتشامی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۵ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش ششم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:
درود و عرض ادب و احترام
بیت اول مصرع دوم آخرین کلمه «روز» صحیح است به جای «زور».
نازنین در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳ - غنای غم:
جناب احمد، از انتساب این بیتی که نقل کردید، به مولانا مطمئن هستید؟
مهرانه در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۰۶ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۶ - گنج درویش:
سلام لطفا معانی رو هم بفرسیتید
بهرام نامدار علیآبادی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۴۴:
بیت هفتم مصرع اول اشتباه تایپی دارد :
شب قدر است در جانت ...
درست میباشد
که : شب قدر است در جانب ...
نوشته شده است و نادرست است
سعید در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلامان و ابسال » بخش ۹ - در صفت ضعف و پیری و سد باب منفعت گیری:
در بیت زیر بجای ناکرده من تا گشته رو دیدم
از دو چشم من نیاید هیچ کار
از فرنگی شیشه ناکرده چهار
مهدی در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۴۶ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
از آنم سوخته خرمن که من عمری درین صحرا
اگرچه خوشه میچینم ره خرمن نمیدانم
-------
دوستی پرسیده بود که معنای این بیت چیست؟ نخست نباید فراموش کنیم که این متن متعلق به هشت قرن، نه قرن پیش است و عطار آن را با آگاهی زمانه ی خود و مهارت های زبان فارسی زمان خود سروده است و ما با امکانات زبان فارسی و با اندیشه های زمان خود متوجه می شویم. دیگر آن که با قدری تامل در بحث های هرمنوتیک و تفسیر متن، متوجه خواهیم شد که ما نمی توانیم بگوییم که معنای نهایی این بیت یا هر شعری چیست و ما فقط با امکانات از آن بهره می بریم و بعید نیست که ادراک ما کاملن با هدف شاعر متفاوت باشد و این واقعیت البته هیچ اهمیتی ندارد.
برویم سراغ بیت:
از آنم سوخته خرمن: به این دلیل بیچاره هستم.
که من عمری در این صحرا: که من در تمام طول زندگی (استفاده از کلمه ی صحرا به دلیل مراعات النظیر با کلمه ی خرمن)
اگر چه خوشه می چینم: اگرچه بهره های بسیاری برده ام و چیزهای زیادی دانسته ام.
ره خرمن نمی دانم: نمی دانم جایی که منبع و مبدا این فهم است کجاست، کجا می توانم به دانه های گندم برسم بدون این که رنج خوشه چینی را به جان بخرم و یا اینکه خرمن که خود محصول تلاش خوشه چینان است و از تلاشی کسانی چون خود من فراهم آمده است کجاست؟
به دیگر سخن شاعر خواسته است متواضعانه بگوید من هنوز به حقیقت ماجرا پی نبرده ام.
شهرزاد در ۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲: