گنجور

حاشیه‌ها

محمدامین در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳:

سلام و درود

اشاره به آیات ۳۷-۴۰ سوره یس

وَآیَةٌ لَّهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَا هُم مُّظْلِمُونَ

وَالشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَٰلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ

وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّیٰ عَادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدِیمِ

لَا الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أَن تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَکُلٌّ فِی فَلَکٍ یَسْبَحُونَ

سیدپور در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به یحیی نیری دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بند:

نه قالبش ترکیب بنده

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۳ - حکایت آن پادشاه و وصیت کردن او سه پسر خویش را کی درین سفر در ممالک من فلان جا چنین ترتیب نهید و فلان جا چنین نواب نصب کنید اما الله الله به فلان قلعه مروید و گرد آن مگردید:

سلام 

 مقالات شمس کتابی است در قالب نثر که حاوی سخنان ،وحکایاتی است که در طول مدت آشنایی حضرت مولانا با شمس تبریزی در قونیه در مجالسی که شمس حضور داشته از طرف ایشان مطرح گردیده که توسط مولانا ویا سایر مریدان نت برداری و ضبط وثبت گردیده وشامل بسیاری از نکات عرفانی است وپیوند مستحکمی بین این جملات وحکایات با،  اشعار سروده شده درمثنوی  وجود دارد، دقیقا همانند کتاب فیه مافیه مولانا که در قالب نثر است وتوسط سایرین  از مجالس مولانا جمع آوری شده است . به نظر حقیر خواندن این دوکتاب تا حدزیادی در فهم اشعار مثنوی مفید فایده است که انشاالله خداوند این فرصت را عنایت فرماید.  با سپاس شاد باشید

ho۳ein۰۲۱ در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ امیر معزی » غزلیات » شمارهٔ ۹:

بسیار زیبا و خواندنی

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۴۰ - حکایت محمد خوارزمشاه کی شهر سبزوار کی همه رافضی باشند به جنگ بگرفت اما جان خواستند گفت آنگه امان دهم کی ازین شهر پیش من به هدیه ابوبکر نامی بیارید:

 رضا از کرمان

سلام بر تمامی دوستان 

بجای بحث در مورد اینکه مولانا با ادب بوده یا بی ادب بهتر است بیشتر به جان مطلب بپردازید چون بنظرم منظور حضرت مولانا وسایر عرفا از سرودن این اشعار باز کردن افق جدید در برابر دید وتفکر انسانهاست وقصد خودنمایی یا سرگرمی برای من وشما نداشتن بله در بعضی جاها شاید در مثال نیازمند به کار بردن بعضی از الفاظ شده  ولیکن اصلا بحث شهوانی یا بی ادبی   بنظر بنده در کار نیست مثلا بیت مورد بحث (13) کاملا مشخصه سر انسان در پیکره آدمی جایگاه ویژه دارد چون به نوعی نشانی از هویت هر فرده  ما بیشتر با صورت وچهره ادمها در ارتباطیم ومهمتر از آن جایگاه عقل انسانی است ظاهراً ، فلسفه سجده کردن شاید همینه که شما باید بالاترین و معتبرترین عضو بدن را با خاک یکسان کنی  واین شاید برای بعضی سخت باشه  ایشان داره همین رو میگه پیمودن مسجد با نشیمنگاه باعث ارتقای شما نمیشود باید سر را بر خاک بسایی  یعنی از هویت پوشالی ومنیت خودت  بگذری یعنی از عقل انسانی و جایگاه آن بگذری وهمسان خاک بدانی    نمیدانم والله اعلم  ولی دیگه صغری وکبری  واین فلسفه چینی ها رو نمیخواد.

آروین یوسفی در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰۴:

شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان
برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان

ای دلیرمردِ شیر صفت، چه ترسی از سگان لاغر و ناتوان آنها داری؟ شمشیر حق طلبی برکش و مغلوبشان کن زیرا که تو از آنان والاتر و قوی تر هستی. 


چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ
همه دیوند که ابلیس بود مهترشان

آنها (ظالمان زمان) خود را مقدس و همچون فرشتگان پاک مینمایند؛ حال آنکه در واقع همگی بسان دیو بی رحم و ترستاکند، که گویی شیطان پیشوای آنان است.


همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ
هین چرا غره شدستی تو به سیم و زرشان

ظالمان چون سکه های تقلبی روی زرین و میان مسی هستند که این تقلبی بودن، به وقت آزمودن آن ها (اشاره به استفاده از سنگ محک برای تشخیص طلا از بدل) نمایان میشود. پس چرا فریب این سیم و زر دروغین و ظاهری آنها را خوری و حامی آنان باشی؟

پس

برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر سرشان...

مهری رزم‌جو در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۱:

احتمالا، سوزن استعاره‌ای از وجود خودش است. این دست زیبا که به وجود چون سوزن من زده‌ای، هرچند که حلال نیست در گردن من باشد... 

مهربان در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۷ دربارهٔ حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۱۸۱:

مصرع اول بیت دوم ایراد دارد اینگونه است:

خضر ره و پای سست در گام نخست

مهری رزم‌جو در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶:

یرلیغ‌: فرمان و اجازه پادشاه. قَلان: خراج ایلخانی، سرانه. یاسه: خواهش و آرزو، میل و تمنا. 

مهری رزم‌جو در ‫۴ سال و ۱۱ ماه قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

جامه‌دران: نام نوائی است از جمله مصنفات نکیسا. او این نوا را چنان پر شور نواخت که شنوندگان از شعف و شوق جامه و گریبان خود می‌دریدند. دراین بیت نی را نوازنده چنین نوائی می‌شناسد. 

امیرشریعتی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۳۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۷:

افروشه نوعی حلواست

و

شنوشه به معنای بادی که با شتاب از بینی خارج میشود یا همان عطسه

امیرشریعتی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۲۶ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۱۰:

درونه همان کمان حلاجی است.

مصطفی در ‫۵ سال قبل، سه‌شنبه ۹ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۱ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۸:

آن رفت که می‌آمد از دست مرا کاری... چقدر زیبا

Ouchen در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ در پاسخ به مصطفی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸:

🤦🏻‍♂️ از سینه ی معشوق شیر معرفت بنوش؟

توکل در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۵۸ در پاسخ به کامران دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

 اینکه این بیت در اول دیوان شعر حافظ است برای این است که اشعار به ترتیب حروف الفبا در دیوان ها گردآوری و چاپ میشه و مشخص نیست که این غزل اولین غزل سروده شده حافظ باشد دیوان حافظ هم بعد از درگذشتش جمع آوری شده 

آصف در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۳ - تفسیر این آیت که وَ إِنَّ الدّارَ الآخِرةَ لَهیَ الحَیَوانُ لَوْ کانوا یَعْلَمونَ کی در و دیوار و عرصهٔ آن عالم و آب و کوزه و میوه و درخت همه زنده‌اند و سخن‌گوی و سخن‌شنو و جهت آن فرمود مصطفی علیه السلام کی الدُّنیا جیفةٌ وَ طُلّابُها کلابٌ و اگر آخرت را حیات نبودی آخرت هم جیفه بودی جیفه را برای مردگیش جیفه گویند نه برای بوی زشت و فرخجی:

همچنانکه دو دوست عزیز بالا اشاره کردند ، در بیت ۳۶۲۳ /دفتر ۵- بیت ۱۳ در این صفحه ( مطابق مثنوی به تصحیح محمد علی موحد ) 

آن سبد خود را چو پُر از آب دید
کرد استغنا و از دریا برید

که اینجا در مصراع اول سپد نوشته شده که در باره سبد و سپد خیلی بحث نیست مهم در مصراع دوم ، « دال » کرد است که در نوشتار شما جا افتاده است. 

کوروش در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۳ در پاسخ به کاظم دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۰۱ - رجوع کردن به قصهٔ آن پای‌مرد و آن غریب وام‌دار و بازگشتن ایشان از سر گور خواجه و خواب دیدن پای‌مرد خواجه را الی آخره:

اگر با مولانا آشنا باشید متوجه میشید که ایشون بارها گفتن این جهان به خاطر غفلت سرپا هست که در این غفلت هم مصلحتی هست یعنی حق میخواد هم این دنیا باشه هم اون دنیا بنابراین پرده های غفلت نباید از بین بره تا این دنیا باقی بمونه و ما مشغول بازی های کودکانه خودمون باشیم

حنّان در ‫۵ سال قبل، دوشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰:

سپاس از تمام دوستان مشتاق و اهل ادب

 

۱
۱۷۳۵
۱۷۳۶
۱۷۳۷
۱۷۳۸
۱۷۳۹
۵۸۱۱