گنجور

حاشیه‌ها

همیرضا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۴ در پاسخ به سجاد رشیدی پور دربارهٔ سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱:

با سپاس، طبق فرموده دو شعر از هم جدا شدند و شعر دوم در حال حاضر غزل شمارهٔ ۵۱ است.

احمـــدترکمانی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۸ دربارهٔ دقیقی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱:

من جاه دوست دارم کآزاده زاده ام

آزادگان بجان نفروشند جاه را

جاه=شکوه

بهنام بهادری در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۸ در پاسخ به M_jr دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:

بM_jr

ه کمک عقل چی رو اثبات کردن؟ دقیقا چطوری؟ تنها چیزی که با عقل امکان اثبات نداره آخرت و بهشت هست. اتفاقا اگر با عقل بخوابیم بررسی کنیم فلسفه خیام به منطق نزدیک تره.

مگه با چیزی به جز عقل انسانی بخوابیم ادراک و احساس کنیم که اون هم قابل اثبات نخواهد بود.

بهنام بهادری در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۱۷ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۴ در پاسخ به نوید دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۱:

واقعا من هم نمی‌دونم چرا بعضی ها میخان از هر چیزی به نفع اعتقادات خودشون استفاده کنن، خیام دیگه ازین واضح تر نمیتونست بگه من به جهان آخرت اعتقادی ندارم 

زآن پیش که بر سرت شبیخون آرند

فرمای که تا بادهٔ گلگون آرند

تو زر نه‌ای ای غافل نادان که تو را

در خاک نهند و باز بیرون آرند

حالا باز هی بیاین بگین خیام اعتقاد داشته به دوباره زنده شدن و آخرت و بهشت ....

نداشته آقا جان، هر کسی هم که اعتقاد داره به اون جهان خیام گزینه مناسبی برای رسیدن به آرزوهاش نیست 

 

 

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۵ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سر‌آغاز:

سلام جناب صادقی 

   بنظرم هم در اینجا به معنی همان بکار رفته  (همان اول برید)

واقعیت امر من زیاد صناعات ادبی رو نمیدونم شاید هم اشتباه بگم ولی از نظر معنا باید اینجوری باشه

 

رضا از کرمان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۲ در پاسخ به امید صادقی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

جناب صادقی سلام 

       عزیزم اگر منظورسعدی از دوست را خداوند در نظر بگیریم که قطعا همینطوره  برداشت من اینه که عشق ورزی راحت وساده نیست آدم عاشق مجبور به تحمل مشقت در زندگی میشه وباید دارای صبر وتحمل زیادی باشه ودر برخورد با کم مهری خلق روزگار دچار غم واندوه خواهد شد  وگرنه خداوند مظهر شادی است وچرا چهره‌ی دوست غمگین باشه البته خدمتت عرض کنم که این مطالب برداشت شخصی بنده از بیت مورد نظر واز کل غزله  واحتمالا خالی از اشتباه ونقصان هم نیست واگر سایر دوستان وبزرگواران هم نظر میدادند حتما مطلب قابل فهم ومفیدتر میشد 

  شاد وخرم در پناه حق باشید

امید صادقی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۱ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:

با تشکر. آیا منظور از "غم روی دوست" غمی است که ناشی از ندیدن دوست است یا اینکه خود دوست غمگین است؟ 

امید صادقی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۹ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱ - سر‌آغاز:

با تشکر. بله معنی کل مصراع را فهمیدم. اما معنی واژه‌ی "هم" چیست؟ اگر سعدی می‌گفت سر گرگ باید اول برید چه تفاوتی داشت به لحاظ معنی؟ 

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۱:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۰:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

امیررضا شیرمحمدی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۴:

سلام ، بنظرم معناهایی که دوستان ارائه کردند خیلی سخت گیرانه است 
معنی بشدت مشهود است 

خیام میگوید :
مصرع اول : اگر آمدن من به این جهان به اراده خود من بود ، به این جهان نمی آمدم 

مصرع دوم : اگر هم میگویید من چنین اراده کرده ام ( جواب دین به این داستان ، که شما خودتون قبول کرده اید به این جهان آمده اید ) ، پس کی شد این اصلا

کلا بیت دوم : بهتر این بود که که اصلا در این جهان نه بودیم ، نه نمی آمدیم ...

نادر شه فر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶:

چطور می توتن به خوانش رای داد؟

کپل ادبی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۸ دربارهٔ فرخی یزدی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۲:

درود می‌فرستم بر روح مطهر جناب فرخی یزدی (ره) خداوند روح پر فتوحشان را در لطف بی حد و حصرش قرار دهد.

خدا شاهده نمیدونم چرا ولی یه حس غریبانه به شعرشون دارم.

ممنونم از مدیران سایت گنجور

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۴۳ در پاسخ به فرحناز یوسفی دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۲ - ارمایل و گرمایل و رهانیدن قربانیان مارهای مغزخوار روییده بر دوش ضحاک:

نمیگوید تنها دویست  کس - میگوید هر گاه دویست تایی  میشدند  -  دویست تا دویست تا چهل سال بود  هرباری دویست تا  --

فاطمه تسلیم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الاوّل: در توحید باری تعالی » بخش ۱۷ - التمثیل لقوم ینظرون بعین الاحوال «مُناظِرَة الوَلَدِ مَعَ الوالِد»:

سلام، این بیت چطور خوانده می‌شود؟

گل عمر کسی گل خواهد

کی دهد گلش اگرچه دل خواهد

زیبا حیدری در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۰۴ در پاسخ به ashkan ashkan27452745@gmail.com دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » دوم:

یعنی تا الان که حلواهای دنیایی رو گرفتی (اندامت ،لباسات ،اطرافیانت،....)رو تو رمضان بیخیال شو و نظر کن که چه کسی این حلواها را داده رو به خدا از دنیا دست بکش رو به خدا کن 

سئنا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۱ - کرامات آن درویش کی در کشتی متهمش کردند:

«یاوه»، در معنای «بی صاحب» و «بی سرپرست» هم آمده است؛ و «یاوه شدن» در اینجا به معنی «گم شدن» است.

جهن یزداد در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۵ در پاسخ به 7 دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۵ - گفتار اندر آفرینشِ آفتاب:

آپاختر و خورتاو شمال و جنوب و خوراسان و خور امان  دو سوی جهان است  خور اسان را  خور ایان   و  خور بران  را  خور امان  نیز میگفتند    همانگونه که خاور از نگاه واژه   پیوندی با خوربران و خور امان ندارد باختر نیز  پیوندی با خور اسان ندارد باختر را به بلخ بختری  = بهتری میگفتند
این سروده درستش اینگونه است
 نگیرند مر یکدگر را گذر
نباشد از این یک روش راست تر
 و در اینجا  راست =  راس = راه است 
در نگاه پارسی  تاریکی  و مغرب و غربت و غریب  را ایوار و اوار  و اویرو خاور  گویند - نیم روز نیز خورتاو نیست  نیمروز  همانست که به عربی انرا جنوب  میخوانند و  در پارسی نیمروز   است 

سجاد رشیدی پور در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۱:

دو غزل پشت سر هم به عنوان یک غزل درج شده است. غزل اول با مطلع «ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما/ پر خاک شد چو حلقه ی دام آشیان ما» و غزل دوم با مطلع «خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را/ کرشمه منع نمی کرد آه و افغان را»

امین در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، سه‌شنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ کلیم » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۸۷:

بسیار زیبا بود

حیف برخی شاعران ما که انقد بهشون بی توجهی میشه...

۱
۱۵۴۱
۱۵۴۲
۱۵۴۳
۱۵۴۴
۱۵۴۵
۵۸۱۰