گنجور

حاشیه‌ها

وحید سبزیان‌پور wsabzianpoor@yahoo.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۵۰ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب اول در عدل و تدبیر و رای » بخش ۱۵ - اندر معنی عدل و ظلم و ثمرهٔ آن:

 

به قومی که نیکی پسندد خدای
چو خواهد که ویران شود عالمی

 

دهد خسروی عادل و نیک رای
کند ملک در پنجۀ ظالمی

 

قَالَ المُوبِذُ لِلمَلکِ: «إنَّ اللهَ إذا أَرَادَ سَعادَةَ عِبَادِهِ، اَختَارَ لَهُم خَیرَ أَهلِ أَرضِهِ.» (جاحظ، 1332، 1/162) و (ماوردی، بی‎تا: 1/ 288) (موبد به پادشاه گفت: خداوند هرگاه سعادت بندگانش را بخواهد، بهترین اهل زمینش را برای آن‎ها برمی‌گزیند.)

این نقل قول جاحظ از موبد ایرانی نشان می دهد که سعدی بسیاری از مضامین حکمی خود را از ایرانیان باستان گرفته است.

وحید سبزیان‌پور wsabzianpoor@yahoo.com در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۱۰ - حکایت:

قالَ هوشنجُ: «... مِن طَلَبِ الفُضُولِ الوُقُوعُ فِی البَلایَا

این عبارت را ابن مسکویه از حکیمان ایرانی نقل کرده

هرکس زیاده خواهی کند در بلا می افتد

دقیقا همان نتیجه ای است که سعدی از این داستان گرفته است

پریسا رفائی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ سلمان ساوجی » جمشید و خورشید » بخش ۱۰۸ - تدبیر جمشید و خورشید برای عزیمت به چین:

ابیات ۹۴ و ۹۵ به غلط در این مثنوی آورده شده‌اند

 

امین کوشکی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۲ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۳:

در بیت چهارم و پنجم جای مصراع های دوم عوض شده

باید اینگونه باشد

کی گریزم از درت اما ز من غافل مباش

نقش دیوارم ولیکن پای رفتاریم هست

 

گرچه ناید بندگی من به کار کس ولی

گر تو هم خواهی که بفروشی خریداریم هست

Polestar در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۰۰ در پاسخ به مهدی 20 دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷:

من با شما موافقم آقا مهدی

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۷ در پاسخ به فاطمه سلحشور دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:

با توجه به وزن شعر عبیر به عبر تبدیل شده است. ترکیب "مشک و عبیر" در شعر معروف سعدی هم وجود دارد.

گلی خوشبو در حمام روزی رسید از دست محبوبی به دستم

بدو گفتم که "مشکی یا عبیری"  که از بوی دلاویز تو مستم

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:

کمیت  = اسب ، اسب سرخ فش و دم سیاه

انگیختن = برخاستن 

وغا = جنگ

کفلیز = کفگیر

ثور = گاو نر یکی از صور فلکی 

حشر = دسته، گروه

کاریز = قنات

عبر = در اینجا مخفف عبیر ماده خوشبو

اسکیز = جفتک انداختن

سرتیز = تیز مغز، خیره رأی

همیرضا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۸ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٧٠٣:

هدهد ار افسر به سر بر می‌نهد ...

میلاد عظیمی در این نوشتهٔ بسیار عالی تلگرامی بر اساس ضبط سعید نفیسی و به لحاظ شهرت هدهد در میان شاعران پارسی‌زبان به کار زشت قوّادی، «فعل» را به جای «پای» در ابتدای مصرع دوم صحیح می‌داند.

نیما نبوی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۶:

آنچ که خر کرد به من گرگ درنده ...

کاری که خر (منِ ذهنی) با من کرد، گرگ هم نمی‌کند. اما همین درد و غمی که خر برای من درست کرد این حسن را داشت که باعث شد اکثرِ من (بیشترِ آن چیزی که فکر می‌کردم منم. در بیت بعد به مثال‌هایی از آن اشاره شده) از بین برود.

سیدمحمدجواد موسوی اعظم در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۵ در پاسخ به نگار خلیلی دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴۳:

اسکیز به معنی جفتک انداختن است. به فرهنگ لغت دهخدا مراجعه کنید.

علی میرزایی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۷ در پاسخ به حبیب دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

من شنیدم درست همون با واو هست. و مشکل عروضی هم نداره

رها در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:

به هیچ روی نشاید خلاف رای تو کردن

کجا برم گله از دست پادشاه ولایت

 

 بسیار زیبا!

 

 

حبیب شاکر در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:

سلام و عرض ادب  

اجرام که در سیطره امکانند 

در دایره وجود سرگردانند 

جز ذات خدا چیز دگر پایا نیست 

باقی همه بر مدار او چرخانند 

تشکر از دوستان

 

 

خانم توکلی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۱ در پاسخ به مجتبی خراسانی دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » در تعصب گوید » حکایت شفقت کردن مرتضی بر دشمن:

دوست عزیز در روایات صوفیانه هست وقتی از خلایق دلگیر هستی سر در چاه بکن و شکایت کن یا حتی در تذکرة الاولیا داریم خاک بکن سر در چاله کن گریه کن شکایت کن و روی خاک رو پر کن

که دلیل از نگفتن بد مخلوق به خلایق هست و ستار العیوبی

یا در روایتی به درد نااهلی یاران و خویشان شکوه  با چاه گفتن

محسن جهان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۷۰۸:

این عارف بزرگوار اشاره به این مطلب دارد که، هر آنچه در این جهان کسب دانش‌ و دانایی کنی و در مجالس و محافل بخواهی خود را عرضه نمایی، ولی در مکتب عشق و یکتایی همچون کودکان حیران و درمانده و نوآموز خواهی بود.

رها در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷:

مور میان بسته افتان خیزان!

چقدر جالب مورچه رو توصیف کرده!

 

 

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

۱۴ در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

چنین جرمی عظیم القدر ، ای دوست

نگردد از پی مشتی رگ و پوست 

صحیح است و معنی بیت این است که ای دوست چنین جِرم و جسم عظیم القدر و گران بهائی ( اجرام و کرات آسمانی و افلاک ) نتیجه و خلق چند رگ و پوست کم ارزش انسان نیستند و [ پدید آورنده ای دیگر دارند ]

۱۴ در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۳۸ دربارهٔ عطار » اسرارنامه » بخش دوازدهم » بخش ۵ - الحکایه و التمثیل:

درباره معنی دو بیت اول 

حکیمی را یکی زر در بدل زد

حکیم اندر حق او این مثل زد 

یعنی فردی به حکیمی طلا (زر) هدیه داد و او هم این پند مانند طلا را با ذکر مثال گفت(آن امثال(مثال ها) در ابیات بعد است که درباره جهان و آسمان ها و غیره است ) 

(بَدَل ٍزد در اینجا یعنی هیچ را به طلا تبدیل‌ کرد یعنی هدیه داد)

که در دامت چنان آرم بمَردی

که بر یک جست ده گردم بگردی

یعنی من ( شاعر این ابیات ) چنان با مَردی و درستی و صداقت پند [ آن حکیم را ] برای تو می گویم  که تو بلافاصله (یک جَست )به پاداش این گفته و شعرم با جست و خیز (یک جَست ) و شادی و احترام به دور من بگردی و مرا عزیز کنی .

۱
۱۵۲۳
۱۵۲۴
۱۵۲۵
۱۵۲۶
۱۵۲۷
۵۸۱۰