گنجور

حاشیه‌ها

در سکوت در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

ناپیدا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:

در عجب هستم بزرگانی چون دکتر ترابی ، دکتر کیخا ، روفیا ، ناباور ، بابک ... دیگر نیستند ... خود بنده به شخصه استفاده های زیادی بردم از حاشیه هاشان ....

وجود آنها و بهره بردن از آنان خوب نعمتی ست :-)

بنده فقط نظاره گر بودم !

ناپیدا در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۶ در پاسخ به سمیه شکری دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۹:

عاشق و مشغول هر که غیر او شوی ، خودش او را از تو دور میکند ...

آرایه به کار بردم ؟!

حنّان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۸ در پاسخ به عالی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴:

بنده هم بارها از راهنمایی های حضرت لسان الغیب بهره برده ام.

محمد صفاییان در ‫۴ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۲ - عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او:

گر خدا خواهد نگفتند از بطر
بطر =  در شادی و تنعم مغرور شدن و از حد درگذشتن؛ ناسپاسی کردن.(دهخدا)
پس خدا بنمودشان عجز بشر


پروردگار کریم در آیات 23 و 24 سوره کهف سفارش می‌فرماید:
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَیْ‏ءٍ إِنِّی فاعِلٌ ذلِکَ غَدا. إِلاَّ أَنْ یَشاءَ اللَّه...‏
 و هیچ‌گاه با قاطعیت مگو که فردا چنین کاری را انجام خواهم داد، مگر آن‌که آن‌را وابسته به خواست و مشیت پروردگار نمایی.
از این آیه می‌توان برداشت کرد که گفتن ان‌شاء الله در هر کاری مطلوب است.

علی رشیدپور در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۴ در پاسخ به 7 دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

به نظر من قرائت دومی به معنی اینکه خودت را یک نفر نبین تو هزار نفری چرا که مثل چراغی روشن که حتی از هزار چراغ خاموش بهتر است تو برتری داری. بنا بر این به نظر من صحت شکل اول بعید است.

علی رشیدپور در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۸ در پاسخ به روفیا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

مشخصا قرائت دومی صحیح است

علی رشیدپور در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۶ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:

هیچ مخالفتی با مثل معروفی که فرمودید ندارد

این شعر تاکید بر اهمیت فرد واحد است و به نحوی امیدبخش است.

وضرب المثل مذکور از تعمیم چیزی به کل بر حذر می دارد .

علیرضا رضویان در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

در قسمت خواننده های اجراکننده موسیقی برای این شعر، نام اسفندیارقره باغی و دکتر ریاحی خالی است. در آلبوم بوی بهار قطعه بتازید بتازید این شعر استفاده شده.پیوند به وبگاه بیرونی

ناپیدا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است:

ارتباط بین بیت ۶ و سه بیت بعدی بسیار شگفت آور است ! :

همیشه فکر میکنیم که خدا یک نور بسیار بزرگ است ! بزرگتر از پرتو خورشید آشکار تر از نور و پرتو و امواج آن ! جایی در آسمان ... جایی فراتر از آسمان و باز هم میدانیم همین جاست هم آنجا هم در پوچی و ... این توصیف خیلی ادامه دارد .و اصلا شاید همین که در بالای سر ما ناظر است هم بی مورد نباشد ؟! که درهای رحمات الهی در بیکران است ! جایی که نظاره گر همه باشد !؟ آن چیز مرکزش کجاست باز نمیدانم !!... ؛از برای دفع حاجات آفرید ... ، و بعد دو بیت بعدی که اگر فقری باشد صدای آن بالاخره بلند شده و بندگانی خیر هستند که لطفی و خیری و نیکی کنند ، اگر دردی باشد این حاجات و دعاها برای شفا بیماری نیز به سوی درگاه تجلی خواهد رفت  مشکلی اگر باشد با همت و تلاش و کمک خواستن از یاری کننده همگان حل خواهد شد اما مصراع دوم : هر کجا کشتیست آب آنجا رود ... چه استعاره بزرگی ست !

کشتی گویی همان فرشته زمینی ست ... انسانی پاک ...این روزها مثالش کم است !آب همان حقیقت است ... 

ناپیدا در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، جمعه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۵۱ - بیان آنک حق تعالی هرچه داد و آفرید از سماوات و ارضین و اعیان و اعراض همه به استدعاء حاجت آفرید‌؛ خود را محتاج چیزی باید کردن تا بدهد؛ کی ‌«امن یجیب المضطر اذا دعاه»؛ اضطرار‌، گواه استحقاق است:

... آب کم جو تشنگی آور به دست ... 

در جستجوی حقیقت بودن ؟

بالا و پست هم همان باطن انسانی ست که در جستجو حقیقت است و البته آن کس که این `تشنگی` را تاب آورده ! . 

 

آن گدا گوید خدا از بهر نان 

شرف می‌فرمود خدا از عین جان 

...

عشق از اول چرا خونین بود 

تا گریزد آن که بیرونی بود 

امیر م. در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۲:

به نظر دکتر اردوان بیاتی هم این از غزل های الحاقی است و از مولوی نیست. انصافاً از نظر معنایی بسیار ضعیف به نظر می آید.

امیر م در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۳ در پاسخ به منصور دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

دوراهه‌ صفتی برای منزل است و باید دوراهه‌منزل را یکسره خواند. اگر میخواست بگوید چون از این دوراهه بگذریم و به منزل برسیم، باید در مصرع دوم میگفت «چون برسیم» و نه «چون بگذریم».
بنابراین توضیح جناب رضا ساقی معقول به نظر می‌رسد.
خود این منزل یک دو راهه است که یک سرش تولد و سر دیگرش مرگ است.

رسول بهاری در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۲۹ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:

اکثر متن این شعر اشتباه ترجمه شده و اساساً این شعر نیازی به ترجمه ندارد. نسخه اصلی آن بهتر است

در بعضی مصرع‌ها اختلاف ترجمه فاحش است

امیر م در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۲ در پاسخ به Vahid Vanbub دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:

هم تحلیلت اشتباهه هم سطح پایین حرف میزنی هم سواد خوندن نوشتن تحلیل رو نداری

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۶ - متابعت نصاری وزیر را:

این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵ - قبول کردن نصاری مکر وزیر را:

این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:

پیوند به وبگاه بیرونی

در سکوت در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹:

این غزل را "در سکوت" بشنوید

فاطمه زندی در ‫۴ سال و ۴ ماه قبل، پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۴۸:

درود و عرض ادب 

جسارت میکنم اما در اینجا منظور شیخ اجل ، جنس مونث و یا زنان نبوده ..

باب عرفان همیشه آداب و رسوم و کلمات و استعاره های خاص خودش رو داره بوده و هست . از این جهت ؛ 

در زمانهای قدیم و در وادی عرفان ،

منظور از زن :

 انسان نا آگاه ، فاسد ، جاهل ، کافر ، و دارای جنبه های منفی بوده 

و

منظور از مرد : 

انسان آگاه ، سالک ، رهروی حقیقت ، صدیق ، امین و مورد اطمینان بوده .

منظور این بوده که مشورت با آدم های پوچ باعث تباهی هست .. 

حال چه بسا که آدم پوچ مذکر باشه . یا مونث .. 

{ تشبیه و استعاره بودن اون کلمات } 

وگرنه این حرف که بگیم شیخ سعدی به زنان بی احترامی کرده یا ارزششون رو کم شمرده ، اصلا با عقل و همینطور کمالات ایشون جور در نمیاد ! 

و چه بسا زنانی که راه عرفان و مسیر جهان رو دگرگون کردن و ثمر بخش بودن ...البته لازم به تذکر است که به نظرم در مورد این حکایت جناب سعدی، شرایط زمان رو باید در نظر گرفت

زنهای دوران سعدی اغلب بی سواد بودند و از درایت به دور...دلیلش هم این بوده که اون زمان جامعه واقعا مردانه بوده و زمینه برای آموزش زنها وجود نداشته

۱
۱۵۱۸
۱۵۱۹
۱۵۲۰
۱۵۲۱
۱۵۲۲
۵۸۱۰