ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۱۰ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
بدون زحمت و تلاش نمیتوان جایی رسید ...
اشکهای که در شکست میریزی همان عرق هایی ست که نریختی
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۹ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
عالم در این شعر فقط دانشمند و ... نیست ... همه انسانها ، عقل دارند و عقل و منطق یک انسان را وادار به کار کردن خدمت کردن سود رساندن میکند هرچند شاید کسی این میکند هدفش سود رساندن و ... نباشد ولی باز میکند !
این خودش یک قانون در مفهوم کار است !
از عقل خود استفاده کن ... .
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۷ در پاسخ به ناپیدا دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
این خودش یک اصل برای مفهوم کار است .
سیدرضا نوربخش شپرابی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۴۵ - وفات مجنون بر روضه لیلی:
سلام میشه معنی ابیات شعر را برایم بفرستید
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۰:
درود
نیک سهلست =بسیار آسان است.
مصلحتی فوت شود یعنی خیر و صلاحی از دست برود که قابل جبران نباشد...
موفق باشید
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۱:
درود
تا دلِ خویش نیازارد و در هم نشود "تا" در اینجا به معنی زِنهار و برای بر حذر داشتن است..
ناصر خسرو : گر ندارد حرمتم جاهل مرا کمتر نشد
سوی دانا نه نسب نه جاه و قدر و نه حسب
موفق باشید
محسن جهان در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ خواجه عبدالله انصاری » مناجات نامه » مناجات شمارهٔ ۱:
تفسیر ابیات فوق؛
از مناجات نامه عارف و دانشمند بزرگوار قرن چهارم. شیخ پس از ذکر نام ذات احدیت میفرماید، خدایا دلی پاک و جانی آگاه به معرفت تو عطا کن که بتوانم با ناله های سحرگاهی که طلوع نور را نوید میدهد خود را به تو زنده کنم.
و اراده ای عطا کن که اول از خود بیخود شده و تمام خودبینی ها و غرورم را از بین برده و سپس به درگاه خودت مرا راهنمایی فرما. الهی آمین
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۵:
درود
زنهار به معنی پرهیز و اجتناب است در جایگاه آگاه کردن
موفق باشید
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۶:
درود
تمیز باید و تدبیر و عقل و آنگه مُلک
که ملک و دولت نادان سلاح جنگ خداست
حاکم ابتدا باید به درک خوب و بد رسیده باشد تا بتواند با خرد ورزی و تدبیر کشور را اداره کند..در غیر این صورت دولتی که نادان باشد گوییا که با خدا در حال جنگ و ستیز است..
در نامه حضرت علی به مالک اشتر امده است که کسی که به بندگان خدا ستم کند با خداوند در جنگ است..
مگر اینکه دست از ستم بر دارد و توبه نماید
موفق باشید
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۲۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۷:
درود و خدا قوت
عابد که نه از بهر خدا گوشه نشیند
بیچاره در ایینه تاریک چه بیند؟
کسی (عابدی ) که برای توجه مردم گوشه نشینی اختیار کند و نه برای رضای خداوند،در دل تاریک خود چه می تواند ببیند؟؟
فاطمه زندی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۱۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۵۸:
درودخدمت شمابزرگواران
ناصر خسرو :اندک اندک علم یابد نفس چون عالمی بود
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود..
حکیم سخن سعدی: حذر کنید ز باران دیدهء سعدی
که قطره سیل شود چون به یکدگر پیوست.
موفق باشید
مهرداد تحقق در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۰۷ در پاسخ به شهرام شریفزاده دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۲ - داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب:
درود بر شما. درست میفرمایید.
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را:
این بخش از مثنوی را "در سکوت" بشنوید:
آروین یوسفی در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۲۱ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵ - رؤیای جوانی:
عُقبا: دنیای پس از مرگ، جهان آخرت
خَزَف: سفالی، گِلی
چَنته: کیسه، آنچه درویشان وسایل خود را در آن میگذاشتند.
اگر به دنبال گوهر (زندگی) ابدی و مانا هستی، باید آن را در جهان دیگر طلب کنی، وگرنه هر چه در این دنیای مادی هست سفالی (شکننده) و فانیست.
در سکوت در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۳:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۲ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
No pain!,No gain
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
عالم بدون عمل به چه ماند ؟
به زنبور بی عسل!
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۰۳ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
... Life is truly dark; Unless it is passion, and passion is always blind unless it is knowledge, and knowledge is always useless; Unless it is work, and work is always empty, unless it is love. If you are not able to mix your work with love, and constantly carry the burden of a task reluctantly, then stop working; For he who reluctantly puts dough in the oven is a bitter bread that satisfies man only half full. The work is the embodiment of love!
جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر و دیوانه !
بدون علاقه نمیشود به چیزی گرایش پیدا کرد ؛
فقط با عشق میتوان تلاش و همت بی حد خود را صرف آن چیز کرد .
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴:
The fish is silent in the water and Charpa roars on the ground and the bird sings in the sky. Man, but the darkness of the sea and the roar of the earth and the music of the sky.
-رابیندر انات تاگور.
انسان همه چیز را در خود دارد ... مجموعه ای از هست و نیست ... شاید چون وجودی از خدا را در بر دارد !
عشق هم شایسته هر کسی نبود حتما !!!
از شبنم عشق خاک آدم گل شد
صد فتنه و شور در جهان حاصل شد
سر نشتر عشق بر رگ روح زدند
یک قطره فرو چکید و نامش دل شد
ناپیدا در ۴ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷: