شیخ نوید نظری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۳۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۳ - گره گشای:
رحمت و غفران الهی به روح بانو پروین
بنده این شعر رو توی منبر استفاده کردم. بسیار بسیار آرامش بخش.
در پاسخ به چند جوان مأیوس از همه جا هم وقتی این شعر را خواندم، بالاتفاق گفتند: با این ابیات آرامش یافتیم.
لینک منبر حقیر پیوند به وبگاه بیرونی
شیخ نوید نظری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:
از این آرامگه وقتی کنی یاد/ که آبش برده خاک و باد بنیاد
یعنی وقتی قدر این آشیانه امن و آرام را خواهی دانست که از دستش بدی.
به یاد بیت دیگری از بانو پروین افتادم:
جوانی نکو دار که این مرغ زیبا نماند در این خانه استخوانی.
الان که جوانی و خوشی، حواست نیست. وقتی که جوانی را پشت سر گذاشتی، یاد جوانی خواهی کرد.
شیخ نوید نظری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۱۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۷ - آرزوی پرواز:
رحمت خدا به روح این بانوی فرهیخته. بنده از اشعار ایشان در منبرها استفاده میکنم.
اعتماد به خدا پیوند به وبگاه بیرونی
- بیت 11: بدن خردی نیاید از تو کاری / به پشت عقل باید بردباری [ بدین، درست است]
- بیت 22: من اینجا چون نگهبانم و تو چون گنج / ترا آسودگی باید، مرا رنج [وزن مصرع اول یه کم بهم ریخته. به نظرم به جای واو، "و" باید ویرگول گذاشت تا وزن و آهنگ شعر درست در بیاد
نگردد شاخک بی بن برومند / ز تو سعی و عمل باید، ز من پند
این بیت زیبا مرا به یاد این می اندازد [هر چند سکندر زمانی ولی بی پیر به ظلمات مرو]
ما باید همیشه خودمان را چون کبوتر بچه بدانیم و به دنبال پند باشیم. هم پند شنو باشیم و هم آن را به کار ببندیم تا در قیامت حسرت نخوریم. جهنمیها فریاد میزنند: لَو کُنا نَسمع او نَعقل ما کنا فی اصحاب السعیر] اگر می شنیدیم و تعقل می کردیم الان اینجا [جهنم] نبودیم.
سلام در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۴۴ در پاسخ به همیرضا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۸:
به تصویری که از دیوان قرن دهم جناب سعدی اینجا هست دقت کنید:
گر بمیرد دگر آن شخص همی زنده نماند...
علیرضا تمدنی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۲ - کشتن شیرویه خسرو را:
یکی دریای خون « دیده » آه برداشت
به نظر مصرع زیر درست است.
یکی دریای خون « دید » آه برداشت
محمد خداوردی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:
دوستان برداشتتون از بیت: شوق است در جدایی و جور است در نظر
هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم
فرهنگ معظمی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۰:
بعد از تو هزار نوبت افسوس بر دور حیات باطل من....
چه کرده استاد سخن...
احمد نیکو در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هرچه باداباد [۱۰۰-۷۴] » رباعی ۹۴:
عبارت صحیح مصرع چهارم رباعی:
کاندوه جهان به می فرو باید شست
احمد نیکو در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۴۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۶:
برگیر پیاله و سبو ای دلجوی
تا بخرامیم گرد باغ و لب جوی
بس شخص عزیز را که چرخ بدخوی
صدبار پیاله کرد و صدبار سبوی
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱:
وزن : مفعول مفاعیل مفاعیل مفاعیل
افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده ست
یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده ست
[جناس اشتقاق : دیده ، ندیده ، دیده ، /آرایه ء تکرار : روی /تناسب : : دیده ،نگریده ]
اگر چشمی روی تو را ندیده باشد و یا دیده باشد ولی از آن پس به چهره ای دیگر نگریسته باشد ، موجب تأسف و دریغ است . یعنی جز روی تو نباید به چهره ای نگریست .
گر مدّعیان نقش ببینند پری را
دانند که دیوانه چرا جامه دریده ست
اگر لاف زنان عشق تصویری از پری یا معشوقی که عاشق را دیوانه کرده است ببینند . دلیل جامه چاک کردن عاشقان حقیقی را فهم می کنند . [ مدّعیان = جمع مدعی به معنی ادعا کننده و لاف زن و کسی که دعوی هنر و عشق کند ولی کم مایه آن کیست که پیرامُن خورشید جمالش
از مُشکِ سیه دایرۀ نیمه کشیده ست
آن زیبارو کیست که گیسوان سیاه و معطّر او بر گِرد چهرۀ درخشانش نیم دایره ای ایجاد کرده است . [ مُشک = ماده ای است سیاه رنگ که در زیرِ شکم جنس نرِ آهوی خُتن قرار دارد و بسیار خوشبو و معطر است . ]و دروغگوست / نقش = نشان ، اثر ، عکس و تصویر / پری = جنّ مؤنّث که موجودی است از عالَم غیر مرئی که با جمال خود انسان را می فریبد . ]
ای عاقل اگر پای به سنگیت برآید / فرهاد بدانی که چرا سنگ بریده ست
ای عاقل که عشق را فهم نمی کنی . اگر روزی پایت به سنگ عشق برخورد کند ، علّت سنگ بریدن فرهاد را درخواهی یافت . [ بریدن = کندن و شکافتن / پای به سنگ برآمدن = کنایه از گرفتار گشتن و مأیوس و نومید شدن ]
_ فرهاد = عاشق شیرین و رقیب خسرو پرویز بود . در متون تاریخی و ادبی کهن اشاره ای به شخصیّت او نشده است . تنها در برخی از کتاب های کهن نام را به عنوان فرهاد حکیم که مهندس بود و کار ساختن برخی از نقوش در بناهای عصر خسرو پرویز به او منسوب است ، می توان یافت . از قرن ششم هجری به بعد که نظامی در داستان خسرو و شیرین ماجرای عشق او و شیرین را به نظم درآورده است . شهرت فرهاد در ادب فارسی به جایی رسید که از خسرو نیز معروف تر شد . شخصیّت فرهاد در هاله ای از افسانه به عنوان مظهر پاکبازی و عشق همچون اسطوره ای در شعر و ادب فارسی جاویدان شده است . بر طبق افسانه ها فرهاد شیفتۀ شیرین (معشوقۀ خسرو) شد و خسرو او را به کندن کوه بیستون واداشت . فرهاد با شوق و توانایی خاصی بدین کار پرداخت و پاره های سنگین و عظیم کوه را که صد مرد از برداشتن آنها عاجز بودند ، می کند و می افکند . پیرزنی به دروغ خبر مرگ شیرین را به او رساند و فرهاد با شنیدن این خبر از حسرت تیشه بر فرق خود فرود آورد و جان باخت » (فرهنگ اساطیر)
رحمت نکند بر دل بیچارۀ فرهاد
آن کس که سخن گفتن شیرین نشِنیده ست
کسی که سخن گفتن معشوقی چون شیرین را نشنیده باشد . نمی تواند بر دل بیچارۀ فرهاد دل بسوزاند . [ رحمت = مهربانی و شفقت ، رحم ]
از دست کمان مهرۀ ابروی تو در شهر / دل نیست که در بر چو کبوتر نتپیده ست
از دست کمان ابروی تو که با مهرۀ چشمانت دل ها را نشانه رفته است . در شهر هیج دلی یافت نمی شود که مثل کبوتر به لرزه نیفتاده باشد . [ کمان مهره = کمان مهره اندازی است که کمان گلوله باشد / بَر = سینه / در این بیت «آبرو» از جهت هلالی بودن به «کمان مهره» تشبیه شده است ]
در وهم نیاید که چه مطبوع درختی / پیداست که هرگز کس از این میوه نچیده ست
وهم و گمان هم درنمی یابد که او چه معشوق پسندیده و دلخواهی است . چنین پیداست که هنوز دوشیزه است و دست کسی به دامن او نرسیده است . [ مطبوع = دلپذیر ، زیبا / درخت = منظور درخت سرو است چر که در ادبیات قامت معشوق به سرو مانند شده است . ]
سرّ قلم قدرت بی چون الهی / در روی تو چون روی ، در آیینه پدیداست
آینۀ چهره ات راز توانایی بی همانند خداوندی را آنچنان به نمایش می گذارد که آینه ای تصویر چهره ای را می نماید . [ بی چون = بی مانند ]
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنّا
حلوا به کسی دِه که محبّت نچشیده ست
ما از تو ، تو را می خواهیم و به جز تو آرزویی نداریم . شیرینی نعمت های دیگرت را به کسانی بچشان که درد طلب تو به جانشان چنگ نینداخته است . [ حلوا به کسی دادن = کنایه از وعدۀ شیرین به کسی دادن ]
با این همه باران بلا بر سر سعدی
نشگفت اگرش خانۀ دل آب چکیده ست
با این همه بلایی که به سان باران بر سر سعدی ریخته است . تعجبّی ندارد اگر از چشمان او که مثل خانۀ باران خورده است ، آب چکیده باشد . [ در این بیت «بلا» به «باران» و «چشم» به «خانه» تشبیه شده است . ]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
Milad Mohamadi در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۹:
بیت اول به نظرم اشاره به تفکر خیام داره
این کوزه چو من عاشق زاری بودست...
خاک استعاره از انسان هست
Ali Zaree در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶ - زندان زندگی:
عالی
در سکوت در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۳:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
در سکوت در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲:
این غزل را "در سکوت" بشنوید
میترا ایزدی فر در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » مقطعات » شمارهٔ ۴۵۴ - فیالموعظة:
با سلام، آیا فایل صوتی اشعار رو میتونم در سایت پیدا کنم؟ لطفا راهنمایی بفرمایید، سپاس
محسن جهان در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۱ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:
تفسیر ابیات ۱۵ و ۱۶ فوق:
حضرت مولانا انسانها را مورد خطاب قرار داده و میگوید: ای کسی که در قالب ذهن خود فرو رفتی و بجز ظواهر این جهان افول کننده، چیز دیگری را متصور نیستی. پس اگر این تصورات را که با این جسم فانی ساختهای به تو شادی و خوشبختی دائم نداد، بهتر است به آب اصیل که تمام موجودات به وجود آن زنده هستند توجه کنی.
در بیت دوم میفرماید: این هشیاری مصنوعی که امور دنیوی خود را با آن حل و فصل میکنی، در واقع بوسیله یک عقل کل اداره میشود که بایست با چشم دل آنرا ببینی. و روح و جانی که تو را زنده نگهداشته متصل به همان روح الهی است که هر لحظه تو را باز میخواند.
بوخالد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۶ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
سلام
من با خواندن این قصیده به این فکر میکنم که سعدی نه تنها از زمان خودش جلوتر بوده بلکه از ما هم چند صد سال جلوتر هست
بوخالد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۲ در پاسخ به حسین دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
بسیار جالب
بوخالد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۲۲ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۰ در پاسخ به شیده دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶ - در ستایش شمسالدین محمد جوینی صاحب دیوان:
زنخ به معنای چال چانه هیت و گاها برای چال گونه هم استفاده شده
محسن تنها در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، چهارشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ - موعظه و نصیحت در اجتناب از زخارف دنیا: