فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۵:
وزن : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان
معنی بیت اول
۱ _ کیست آن که اندیشه ء پیوستن به تو را در ذهن نمی پروراند یا به تو نمی نگرد ؟ بی تردید چنین کسی توان نگریستن ندارد .
[ خاطر : فکر و اندیشه ، دل / نظر : نگاه ، توجه و عنایت / مگر : قید تاکید است ، همانا ، یقینا / ناظر : چشم / کنایه : سر چیزی یا کاری داشتن ( قصد و توجه به امری داشتن ) / جناس اشتقاق : نظر ، ناظر ]
معنی بیت دوم
۲ _ حلال نیست که هر کس چهره ء تو را ببیند ، بلکه برای کسی که چشمی پاک ندارد ، این مشاهده حرام است .
[ دیدار : چهره و صورت / نظر : نگاه ، چشم / تضاد : حلال ، حرام / ایهام تناسب : بین " دیدار " در معنای غیر منظورش ، یعنی اسم مصدر از دیدن با" بیند " ]
معنی بیت سوم
۳ _ بی تردید همه چنین ذوق و سلیقه ای را که من دارم ، ندارند ، زیرا چیزی که من توان دیدن آن را دارم ، بر دیگری آشکار نمی گردد.
[ مگر : قید تاکید است ، همانا به تحقیق / ذوق : نشاط و شادی / ظاهر : معلوم و آشکار / جناس ناقص و لاحق : مگر ، نگر ، دگر ]
معنی بیت چهارم
هر شبی به روز می رسد و روز هم پایان می پذیرد ، اما شبی که در آن من به وصال معشوق نایل آیم ، پایان ناپذیر است .
[ زوال : نقصان و نابودی ، و در اصطلاح نجومی متمایل شدن آفتاب از وسط آسمان به سوی مغرب ./ تضاد : شب ، روز ]
معنی ببت پنجم
۵ _ آن کس که با ناز و کرشمه ء زیبا رویان معاملتی دارد ، اگر نتواند داغ جفای آنان را تاب آورد بی وفاست .
[ غمزه : ناز و عشوه ، اشاره به چشم و ابرو / خوبان : جمع خوب ، زیبا رویان / تشبیه : جفا به داغ ( اضافه تشبیهی )]
معنی بیت ششم
۶ _ هر کسی که سر پنجهء حنا بسته ء تو را بنگرد ، با خود خواهد گفت که اگر کسی به خاطر این دست ها جان بازد یا با این دستها کشته شود ، عجیب نیست .
[ مخضوب : خضاب شده و رنگین ،و خضاب رنگ کردن با حنا و گلگونه است ]
معنی بیت هفتم
۷ _ به من اندکی توجه داشته باش ، زیرا من در تمام وجود خویش حتی سر مویی را هم نمی شناسم که به ذکر تو مشغول نباشد .
[ دانستن : شناختن / ذاکر بودن : به یاد بودن ، دعاگو بودن ./ کنایه : سر مو ( چیز بسیار اندک ) / جناس تام : سر مو ( اندکی ) ، سر مو ( در معنای حقیقی ) ]
معنی بیت هشتم
۸ _همه می دانند که عاشق دل از کف داده چاره ای جز شکیبایی ندارد ، اما چه می تواند کرد که توان شکیبایی ندارد ؟
[ کنایه : سودا زده ( شیفته و دیوانه و عاشق ) دلشده ( مضطرب و سرگردان ، عاشق و گرفتار )]
معنی بیت نهم
۹ _ با خود می گفتم که مدتی غم دل را با تو در میان نهم ، اما دلم به این کار رضایت نمی دهد و یا بی حضور دل ممکن نیست ، پس تا چه حدی می توانم شکوه هایم را بیان کنم ؟ چون می دانم این گلایه ها زبانی است و از صمیم قلب نیست .
[ جناس اشتقاق : گفته بودم ، بگویم / جناس زاید : چندی ، چند / تضاد معنوی : به زبان ، دل / ایهام : دلم حاضر نیست ۱_ دلم راضی نمی شود ۲ _ دلم حضور ندارد]
معنی بیت دهم
۱۰ _ اگر تمام مردم به من بی توجه باشند و مرا خوار کنند ، تحمل آن برایم آسان است .تو مرا از نظر دور مدار ، زیرا کسی را که تو خوار کنی یار دیگری ندارد .
[ سهل : آسان و ساده / مخذول : اسم مفعول از خذلان ، خوار کرده شده / ناصر : یاری کننده / کنایه : از چشم افتادن ( بی مقدار و خوار شدن )]
معنی بیت یازدهم
۱۱ _ سعدی از تمام دنیا تو را بر گزیده و به تو توجه دارد .آری ، اراده ای که در راه رسیدن به تو به کار گرفته شود ،نارسا نیست .
[ التفات : توجه / همت : در لغت به معنی بلند نظری و در نزد صوفیان ،قصد و کوشش دل است به جمیع قوای روحانی به جانب حق برای حصول کمال خود و یاد دیگری / مصروف : صرف شده و به کار رفته / قاصر : نارسا و ناقص ]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶:
وزن : مفعول مفاعلن مفاعیل
معنی بیت اول
۱ _ اگر دلم بتواند دوری تو را تحمل کند یا نکند ، چاره ء دیگری ندارد و فقط باید در این راه شکیبایی پیش گیرد .
معنی بیت دوم
۲ _ ای سرور ، بر حذر باش از اینکه به سرمنزل معشوقان گام نهی ، زیرا رهایی از آنجا ممکن نیست !
[ خواجه : لقبی است برای وزیران ، آقا سرور / زنهار : شبه جمله است ، امان ، البته ( که در این معنی تاکید را می رساند .)/ کنایه : دلستانان ( معشوقان دلربا و زیبا رو ، ره به در نبودن ( راه فرار و گریز گاهی وجود نداشتن ) .]
معنی بیت سوم
۳ _ تمام مردم دنیا می دانند که آنچه عقل برای رهایی از عشق می اندیشد ، اعتباری ندارد .
[ تضاد : عشق ، عقل / استعاره ء مکنیه ( تشخیص ): اندیشه ء عقل .]
معنی بیت چهارم
۴ _ همه به من می گویند او را رها کن و به جانبی دیگر روی آور ، اما باید دانست که عزیز تر از جهتی که به او منتهی می شود ، جانب و جهتی یافت نمی شود
معنی بیت پنجم
۵ _ سراسر باغ و بوستان را زیر پای گذاشتم ، اما هیچ درختی را ندیدم که چون تو برومند باشد .
[ ثمر : میوه / تناسب : بوستان ، درخت ، ثمر /استعاره ء مرکب : بیت با توجه به ابیات پیشین در معنای غیر حقیقی به کار رفته است ( دنیا را گشتم ، بهتر از او یافت نمی شود )]
معنی بیت ششم
۶ _ من چه ارمغانی می توانم به تو بدهم که شایستهء تو باشد ؟ چرا که من تنها جانی دارم و جان هم بهایی ندارد تا برای یک بار نگریستن به تو نثار شود .
[ در خور : لایق و سزاوار / تحفه : ارمغان و هدیه / بهای یک نظر : ارزش یک نگاه و دیدن .]
معنی بیت هفتم
۷ _ می دانی چه کسی از عشق آگاه است ؟ کسی که تنها از دوست آگاهی دارد و جز او به چیزی نمی اندیشد و از هیچ چیز خبر ندارد .
معنی بیت هشتم
۸ _ ای سعدی ، از آنجا که هنوز امید رسیدن به دوست در ما زایل نگشته است ، بنا براین ترسی از جان باختن و سر در انداختن نداریم .
[ اندیشه : ترس و بیم ]
معنی بیت نهم
۹ _ پروانه در اثر عاشق بودن گرد سر شمع می گشت ودر معرض خطر قرار داشت ، اما اکنون که عشق او را سوزانید ، دیگر هیچ خطری او را تهدید نمی کند .
[ استعاره ء مرکب : بیت با قرینه ء ابیات دیگر غزل در معنای مجازی و به علاقه ء شباهت به کار رفته است .( عاشق در خطر بود .اکنون که در راه عشق جان باخت ، دیگر خطری برایش وجود ندارد .)]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
TOD GHOST در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۱۷:
بنازم
رضا درویشی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۲۴ در پاسخ به سهراب فرسیو دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۳ - عذر انگیزی در نظم کتاب:
سلام دوست عزیز ، شاعر قصد گفتن شرایط سن های مختلف را داشته و فرمودن ، چو شصت آمد نشست آمد به دیوار یعنی:بعد از شصت سالگی به دلیل ناتوانی پای دیوار نشسته ، این میتونه استعاره به مشکلات کمردرد داشته باشه که در این سن به وجود میاد ، و اگر چوشصت آمد نشست آمد پدیدار هم در نظر بگیریم باز هم تفاوت زیادی در معنی نداریم ،یعنی:بعد از سن شصت سالگی ناتوان میشوی
رضا جهانگیری در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۳۸ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:
سلام.بیت دوم منظوم بجای مظلوم نوشته شود
کوروش در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:
ملح یعنی نمک
Behroz Marzban در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصر:
سلام خسته نباشید این قصیده بسیار زیبا و مهشور است اگر امکانش هست صوتیش هم بذارید
علیرضا منصوری در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:
اصل اول شاهنامه
به نام خداوند جان و خرد کز این برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای خداوند روزی ده رهنمای
سخن هرچه گویم همه گفته اند بر باغ دانش همه رفته اند
#علیرضا_منصوری
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:
وزن : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات
معنی بیت اول
۱ _ ای کسی که دوری از یار را مشکل ترین دشواری ها می دانستی ، بدان که اگر امید رسیدن به یار وجود داشته باشد ،تحمل جدایی او اصلا سخت نیست .
[ همچنان : قید است به معنی همانا ، به درستی و یقینا می باشد / تضاد : فراق ، وصل ]
معنی بیت دوم
۲ _ مردم باید بیدار باشند تا از سیل اشک چشم من بگریزند ، اما شگفتا من وقتی می گریم که هیچ کس بیدار نیست تا سیل اشک مرا ببیند و بگریزد !
[ آب : اشک /آرایه ء تکرار : بیدار ]
معنی بیت سوم
۳ _ نوک قلم مژگان با سرخی خون دیدگانم بر چهره ام که به صفحه ای سفید می ماند ، حدیث دلم را می نگارد ، یعنی حال زارم از چهره ام پیداست و نیاز به بیان حال نیست .
[ سرخی : مرکبی سرخ که بدآن نویسند /بیاض : کتابچه و دفتر سفید نانوشته ، /استعاره ء مکنیه : نوک مژگان ( نوک قلم مژگان ) به قرینه ء دانستن / تشبیه : روی به بیاض ( اضافه ء تشبیهی ) /تناسب : سرخی ، زرد / ایهام تناسب : بین " بیاض " در معنای غیر منظورش که "سفید " باشد با " سرخی و زرد "
معنی بیت چهارم
۴ _ از عاشقان عیب جویی کردم ، ناگزیر خود عاشق شدم . آری ، برای عقوبت گناه عیب جویی عشاق این عقوبتی که بدآن دچار آمده ام ( عاشق شدن ) عقوبت سختی نیست .
[ لاجرم : به ناچار ، ناگزیر / عقوبت : کیفر و عذاب /کنایه : بیدل ( بی قرار و شیدا و عاشق )]
معنی بیت پنجم
۵ _ ای باد سحر گاهی ، اگر بر سر کوی یار ، که ما اجازه ء شرفیابی بدآن را نیافته ایم گذری کردی ، از جانب ما بر آستان او درود فرست .
اتفاق افتادن : پیش آمدن / حضرت : درگاه ، پیشگاه / بار : اجازه و رخصت .]
معنی بیت ششم
۶ _ بارها در اثر بی سر و سامانی و شیفتگی روی به دیوار کرده ام و از مردم گریخته ام ، زیرا اگر اندوه دل با آنان در میان نهم ، فرقی با دیوار بی روح ندارند و حال مرا در نمی یابند .
[ کنایه : روی به دیوار آوردن ( خلوت گزیدن ، تنها شدن ، منزوی گشتن ) ]
معنی بیت هفتم
۷ _ ما از مردم روی بر می گردانیم و با آنان سخن نمی گوییم ، زیرا اگر سخن گفتن ضرورتی داشته باشد ، فقط آن را با یار در میان می نهیم نه با بیگانگان .
[ حدیث : صحبت و گفتگو / اغیار : جمع غیر ، بیگانگان / کنایه : زبان اندر کشیدن ( خاموش شدن ) روی اندر کشیدن ( روی بر گردانیدن ) /جناس زاید : یار ، اغیار / تضاد : هست ، نیست .]
معنی بیت هشتم
۸_ تو بر کاری توانایی ، الا بر آزار من ، زیرا اگر تیغ تیزت را هم فرود آوری ، در نظرم آزار نیست ، بلکه لطف است .
[ استثنای منقطع : استثنا کردن " آزارمن " از توانایی انجام هر کار برای افزودن نکته ء لطیفی است که در مصراع دوم آورده است ]
معنی بیت نهم
۹ _ تحمل نیش زنبور عسل برای بر گرفتن عسل از کندوی او واجب است و نیز با یاد عشق شیرین حمل کردن کوه بیستون سخت به نظر نمی آید .
[ احتمال : تحمل و پایداری / نوش : شهد و عسل ، هر جیز شیرین / بیستون : کوهی در حدود ۴۰ کیلومتری کرمانشاه کنار جاده ء همدان ، فرهاد در عشق شیرین رقیب خسرو پرویز بود.خسرو عهد کرد که اگر فرهاد کوه بیستون را بکند ، شیرین را به او واگذارد . فرهاد در آرزوی وصال شیرین به کندن کوه می پردازد ، از این رو ، فرهاد به کوهکن مشهور است / شیرین : شاهزاده ء ارمنی و معشوقه ء خسرو پرویز است /جناس اشتقاق : احتمال ، حمل / جناس لاحق و تضاد : نیش ، نوش / ایهام تناسب : بین " شیرین " در معنای غیر منظورش .با " نوش " / تلمیح : اشاره به دایتان فرهاد و شیرین .]
معنی بیت دهم
۱۰ _ تو به سرو شباهت داری ، اما از این روی که سرو نمی خرامد ، تو از او زیباتری و نیز به ماه می مانی ، اما چون ماه توان گفتن ندارد ، به پای تو نمی رسد .
[ مانی : از مصدر مانستن ، شباهت داری / رفتار : حرکت و خرامیدن ./ تشبیه تفضیلی : تشبیه معشوق به سرو و ماه و برتری یار بر آن دو / آرایه ء تکرار : سرو ، ماه ]
معنی بیت یازدهم
۱۱ _ اگر کار دلم در راه عشق تو به جنون کشیده است ، این را عیب او مدان ، زیرا این عیب و نقصان در همه چیز هست همچنانکه ماه تمام می کاهد و کم نور می شود و زر ناخالصی و غش دارد و در کنار گل خار دیده می شود .
[ بدر : ماه تمام، ماه شب چهارده / عیب داشتن زر : ناخالصی و ناسرگی در طلا ]
معنی بیت دوازدهم
۱۲ _ لَوحَشَ الله : جمله ء دعایی ، در اصل لا اَو حَشَهُ الله ، خدا وحشت ندهد او را ، در مقام تحسین و تعجب می آید / بالا : قامت / سرو سهی بیت ۱۴ غزل ۱۳ / دوّار : بسیار گردنده /کنایه : گنبد دوار ( آسمان) استعاره ء مصرحه : سرو ( معشوق ) ]
معنی بیت سیزدهم
۱۳ _ دوستانم به من می گویند : ای سعدی ، برای تفرج و گشایش خاطر به گلزار آی و در آنجا مقیم شو ، اما من گلی ( معشوقی ) را دوست دارم که جایش در گلزارنیست .
[ خیمه زدن : اقامت کردن / جناس زاید : گل ، گلزار /"استعاره ء مصرحه : گل ( معشوق ) ]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ من بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
توکل در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۱ در پاسخ به احسان دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:
فرمودید ادبیات بقالی نیست که هر جا گفتند ماست و دوغ منظور همان ماست و دوغ باشد و نتیجه گرفتید چون حافظ گفته هر چه کردم از دولت قرآن است پس منظور از شراب هم شراب انگوری نیست . چطور اینجا که حافظ گفته قرآن منظورش دقیقا همین قرآن نازل شده کتاب مسلمانان است اما اگر بگه شراب منظورش چیز دیگری است ؟ این چه استدلالی است شما دارید ؟ طبق نظر شما پس ادبیات بقالی نیست که حافظ بگه قرآن منظورش همین کتاب قرآن باشه
آرشام آتش زر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۴ در پاسخ به رضا دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵:
درود بر شما ، که این مورد رو گوشزد فرمودید . عالی بود ، دقیقا باید با همین لهجه خوانده بشه : ( سلامالیک) نه سلام علیک ، کاملا درست اشاره کردید
جمال برهمندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲:
جامی ست که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ی مهر بر جبین میزندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش
آرشام آتش زر در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۹:
درود بر آقای فریدون فرح اندوز که انقدر زیبات اشعار را میخوانند. سربلند باشید قربان.
Mehdi Sanjaghi در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:
گر خواهی که بدانی کجا شروع شد نزاع فیلم محلل ببین و ببین کجا شروع شد وداع
Mehdi Sanjaghi در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۲:
گر خواهی که بدانی کجا شروع شد نزاع فیلم محلل ببین و ببین کجا شروع شروع شد وداع
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۲:
وزن : مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن
معنی بیت اول
۱ _ ای دوست ، باز گرد که اکنون زمان آشتی و دوستی و لطف است ، به شرط آنکه ماجراهای گذشته را به یاد نیاوریم .
[عنایت : توجه و احسان ]
معنی بیت دوم
۲ _ با خود عهد بسته بودم که دیگر گرد عشق نگردم ، اما عشق مثل قضا در آمد و چشم دانایی ام را بست و مرا گرفتار دل ساخت.
[ بر چیزی یا کاری شدن : تصمیم به انجام چیزی یا کاری گرفتن / قضا : حکم و فرمان / درایت : علم و آگاهی ./ استعاره ء مکنیه : چشم درایت / تشبیه : عشق به قضا ( اضافهء تشبیهی ) ]
معنی بیت سوم
۳ _ فقط کسی که نمی تواند حدّ عشق و غایت زیبایی را تعیین نماید ، منِ مسکین را به دلیل عاشقی سرزنش می کند .
[ ملامت : عتاب و سرزنش / مسکین : درویش و آن که هیچ ندارد ، حقیر و ضعیف / حسن : جمال و زیبایی / حد : اندازه و مقدار / غایت : نهایت ]
معنی بیت چهارم
۴ _ از دست آزمندی من کاری ساخته نیست ، پس تو مرا در پناه خویش گیر ، زیرا اگر هدایت تو همانند چراغی بر راه تلاشم پرتو نیفکند ، تلاش به تنهایی به جایی نمی رسد .
[ گشادن : حاصل شدن ،درست گشتن / راه به خویشتنم ده : مرا به خودت برسان ./ مجاز : حرص ( در خواست شدید ،تمنا و آرزو ) / استعاره ء مکنیه : چشم سعی /تشبیه : هدایت به چراغ ( اضافه ء تشبیهی )]
معنی بیت پنجم
۵ _ اگر جان عزیزم به دست تو هلاک شود، برای من هزار بار بهتر است از اینکه برای جلب حمایت دیگری به او پناه برم .
معنی بیت ششم
۶ _ اگر جنایتی که مرتکب شده ام درست باشد ، این مقدار از تو دور ماندن برای عقوبت آن کافی است.
[ چندین : افاده ء تعدد و کثرت کند ، این همه ، بدین بسیاری ]
معنی بیت هفتم
۷ _ به هیچ طریقی نمی توانم بر خلاف رای و نظر تو کاری انجام دهم به راستی از دست فرمانروای ولایت وجودم به چه کسی شکایت کنم ؟
[ به هیچ روی : به هیچ وجه / رای : فکر و عقیده ، فرمان / ولایت : مملکت و سرزمین ]
معنی بیت هشتم
۸ _ در هیچ صورتی این قدر معنی وجود ندارد و در هیچ سوره ای این همه آیه دیده نمی شود .صورت تو معانی باطنی بسیاری را در خود گرد آورده و گویی تو سوره ای هستی با نشانه ها و آیه های بسیار .
[ صورت : شکل و هیات ، نقش و نگار / معنی : حقیقت / سورت : سوره / تضاد : صورت ، معنی / جناس لفظ و لاحق : صورت ، سورت / تناسب : سورت ، آیت / آرایه ء تکرار : بیشتر کلمات دو مصراع تکرار شده و نوعی از موازنه را به وجود آورده است . ]
معنی بیت نهم
۹ _ با وصف کردن نمی توان کمال زیبایی تو را بیان کرد ، مگر اینکه آینه بتواند تو را چنانکه هستی نشان دهد.
[ کمال حسن : غایت و انتهای جمال و زیبایی / مگر هم : به جز هم /کنایه : راست آمدن ( برابری کردن ، یکسان و سازگار بودن )]
معنی بیت دهم
۱۰ _ سخن من به نهایت رسید و اندیشه ام پایان پذیرفت ، اما هنوز هم توصیف جمال تو به پایان نرسیده است ، به سخن دیگر ، سخن و اندیشه ام از وصف جمالت عاجز است
[ نهایت : غایت و انجام ]
معنی بیت یازدهم
۱۱_ هر گوشی که داستان جدایی سعدی را شنید ، از سخنان درد آلود او متاثر گشت و درد سعدی به او هم سرایت کرد
[ فراق نامه : نامه ای که در آن شرح جدایی از دوست آمده باشد / سرایت کردن : اثر کردن / کنایه : فراق نامه ( شعر سعدی )]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
محمدپویا تیموری در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۳۴ در پاسخ به تورک اوغلو دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » تورکون دیلی:
باشین سلامت اولسون تورک اوغلی. یاشا قارداش یاشا
Ehsan shahhosseini.e در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۱۱:
مرو در طور ای موسی بیا در کوی مشتاقان
فاصله لازم دارد
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، پنجشنبه ۷ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:
غزل ۱۴۹ سعدی
وزن : فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن
معنی بیت اول
۱ _ لباس بر قامت بلند و موزونت چه لطافتی دارد! ای کاش دستم مثل کمر بند به میانت می رسید !
[کمر : کمر بند / میان : کمر / تشبیه : تن به سرو روان مانند شده است / ایهام تناسب : بین " روان " در معنای غیر منظورش ، یعنی "جان " با " تن " و نیز " کمر " با " میان " ]
معنی بیت دوم
۲ _ جز اندیشه ء وصال تو در خاطرم چیزی نمی گذرد ،آری ، تو کسی نیستی که دیگری بتواند جایت را در دل اشغال نماید .
[ مگر : کلمه ء استثناست در معنی الا ، به غیر ، به جز / مکان : جا ، مقام و منزلت .]معنی بیت سوم
۳_ اگر تو اراده کنی که به کسی سخن تلخی بگویی ، آن سخن به دلیل بر آمدن از دهان تو شیرین می شود و دیگر تلخی نخواهد داشت
[ کنایه : سخن تلخ گفتن ( دشنام دادن ، سخن تند و درشت گفتن ]
معنی بیت چهارم
۴_این تنها من نیستم که به دلیل هوا داری از روی زیبایت شهره ء شهر گشته ام ، بلکه تو نیز شهره ای و مردم همه به تو می نگرند و نگرانت هستند.
[کنایه : انگشت نما بودن ( مشهور بودن ) ، هوا داری ( عاشقی و شیفتگی ) / ایهام : نگران ۱_نگرنده ۲_ پریشان و بی قرار .]
معنی بیت پنجم
۵_ اندیشه را به کناری نهادم و قلم خیال و پندار را در هم شکستم ، زیرا تو زیباتر از آنی هستی که اندیشه و قلم من بتواند تو را وصف و بیان کند .
[ تشبیه : وهم به قلم / استعاره ء مکنیه : درِ اندیشه ( درِ مخزن اندیشه ) /لفّ و نشر معکوس : اندیشه و قلم ، وصف و بیان . وصف به قلم و بیان به اندیشه باز می گردد .]
معنی بیت ششم
۶_ سرو قامت رعنایی دارد و ماه رخساری زیبا . تو سرو و ماه نیستی ، اما تو هم رعنایی و هم زیبایی را بیش از آنها داری .
[ خوب : زیبا و آراسته ]
معنی بیت هفتم
۷_ ای نگهبان ، اگر درِ معشوق را به رویم باز نمی کنی، دست کم به او بگو که فلان تو را دعا کرد.
[باز نمودن : خبر دادن و آگاه کردن / فلان : در اینجا مراد خود سعدی است ./کنایه : دلبند ( معشوق و محبوب ) /ایهام ترادف : بین "باز " در معنای غیر منظورش در بیت .مترادف گشودن به نظر می آید /ایهام تضاد : نوعی از ایهام تضاد تضاد میان "بند" در "دلبند" و "گشودن " مشاهده می شود .
معنی بیت هشتم
۸_من می خواهم که در تمام عمر تو را دعا گویم ، اگر تو میخواهی تو را دعا نکنم ، یا می خواهی که من وجود نداشته باشم ،تنم فدای جانت باد !
[ برخی : فدایی و قربانی ./ایهام :،گر تو خواهی که نباشم ۱_اگر تو می خواهی دعاگوی تو نباشم ۲_ اگر می خواهی که من وجود نداشته باشم /جناس لاحق : آن ،جان /تضاد : تن ، جان ]
معنی بیت نهم
۹_ ای سعدی ، از پایداری و شکیبایی و بردباری گزیری نیست . من که به تو نیازمندم بار سنگین جور و جفای این راه را بر خود هموار خواهم ساخت .
[ مدارا : صلح و آشتی ، رفق و نرمی /کنایه : بار گران کسی را بردن ( تحمل رنج و بردباری از کسی کردن / آرایه ء التفات : از مخاطب (سعدی ) به متکلم (من ).]
منبع : شرح غزلهای سعدی
دکتر محمدرضا برزگر خالقی
دکتر تورج عقدایی
سعدی : به چه کار آیدت ز گُل طبقی ؟
از گلستان ِ ما بِبَر طبقی
شاد و تندرست باشید .
فاطمه زندی در ۳ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۸ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۲۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴: