فرزانه پورعلیرضا در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵۰:
کاش یک عزیزی بیت های ششم، دهم و یازدهم را معنی می کرد. سپاس
محمدصادق نائبی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
به نظرم مصرع آخر "چون دوست یگانه شد با غیر نیامیزم" در کلمه "یگانه" وزن کم دارد مگر اینکه یگانه را اماله کنیم و بکشیم که من نین چیزی را ندیده ام. شاید در اصل "یگانی" بوده که هم معنایش درست است و هم وزنش.
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۱۲ در پاسخ به سیدعلی ساقی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۰:
جناب ساقی عزیز درود برشما با این همه ذوش وشوق هنرمندانه پیرامون این شعر که چنین با لطافت وجامع پراختید استفاده کردیم ولذت شعر دوصدچندان شد هرجا که هستید مؤید باشید
حنّان در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۲۸ دربارهٔ وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۲۲:
بسیار عالی بود. 🥀🥀🌾
برگ بی برگی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰:
بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی
طایرِ سدره اگر در طلبت طایر نیست
طایر یا مرغِ سدره یعنی فرشته و فرشته نیز نمادِ عقلِ انسان است ، پسحافظ میفرماید اگر عقلِ انسان در طلبِ حضرت دوست به پرواز در نیاید ، همان بهتر که اسیر دام و قفس باشد ، زیرا عقلِ لجام گسیخته یا این مرغ وحشی که آزاد و رها باشد لطماتی جبران ناپذیر به انسان و انسانیت و جهان پیرامون خود وارد می کند ، با نگاهی گذرا به تاریخ بشریت از هابیل و قابیل گرفته تا چنگیز و تیمور و از دو جنگِ بزرگ جهانی در دوره معاصر تا امروز میتوان دید که بشریت از عقل وحشی و سرکشِ خود چه بهره ها میبرد تا هرچه بیشتر منابع طبیعت را در جهت امیال نفسانی خود تخریب کرده و با ساخت سلاح هایی هرچه مخرب تر بتواند انسان های بیشتری را به قتل رسانده ، شهر و ساختمانهای بیشتری را تخریب کرده و کودکان بیشتری را آواره و بدون سرپرست گرداند ، این عملکردِ و قدرتِ عقل وحشی در ارتباط با تخریب و ویرانی تنها یکی از دستاوردهای طایرِ سدره است که در وی هیچگونه طلبی برای یکی شدن با اصل خود وجود ندارد ، اما پرسش اینجاست که ادیان گوناگونی که برای هدایت و راهنمایی این عقلِ وحشی آمدند نیز اسیرِِ مرغ وحشی عقل خود و در نتیجه موجب فساد و ویرانی شدند ، از جنایاتی که مسیحیت با حاکم شدن بر جوامع بشری در حق بشریت به انجام رسانید تا امروز که داعش و طالبانها میراث دارِ آنان شده اند ، پس حافظ از درگاه خداوند میخواهد اگر طایر سدره یا عقل انسان در طلب و جستجوی حقیقتِ زندگی بر نمی آید این مرغ وحشی را در دام و قفس محبوس کند .
عاشق مفلس اگر قلبِ دلش کرد نثار
مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست
حافظ در ادامه می فرماید پیروانِ ادیان نیز به این دلیل بصورت فردی یا جمعی تسلیمِ عقل لجام گسیخته خود شده و اختیار امور خود را به دست آن مرغ وحشی می دهند که در عاشقی مفلس و فقیر هستند ، این فقر ، فقرِ آگاهی و شناخت است ، پسعابد و زاهدی که اعتقاداتش تقلیدی ست ، همان آموخته ها از پدران و اطرافیان خود را بکار برده و چشم بسته ، بدون تحقیق همانند سایر سفاکان عالم ، با مجوزهای شرعی پر پروازی مضاعف به مرغ وحشی عقل خود می دهد تا هرچه بیشتر در آسمانِ جهل و نادانی جولان دهد ، حافظ میفرماید همه اینها بدلیل باورهای تقلبی ست که در دل و مرکز خود قرار داده و طایر سدره اش آن باورهای تقلبی را با درختِ سدره که در بهشت امنیت و آرامش قرار دارد اشتباه گرفته ، گِرد و حول محور آن اعتقادات تقلبی و پوسیده می گردد ، چنین عقلی مجوز هرگونه ظلم و جنایتی را در حق هم نوع خود صادر می کند ، در مصراع دوم میفرماید اگر چنین شخصی با دیدگاه های مذهبی در عوضِ باورهای تقلبی و جعلی ، قادر بود نقد یا سکه طلای نابِ که روان و جان اصلیِ خدایی او و هر انسانی ست را هزینه و نثار کند کار به اینجایی که هستیم نمی کشید ، پسعیبی بجز این بی خردی و نادانی بر او وارد نیست . نقدِ روان اصل و مغز دین است و باورهای پوسیده تقلبی پوسته آن ، پوسته ای که عاشقِ مسکین نثار خداوند یا زندگی کرده و میپندارد مورد پذیرش قرار می گیرد ، درواقع عاشق مفلس عاشقِ باورهای تقلبی ست که در دل خود قرار داده است و نه عاشقِ خدا .
ابوتراب. عبودی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۶:
با عرض سلام و ادب محضر استادان فرهیخته و گرامی...ابوتراب.عبودی حاشیه بر بیت چهارم غزل شماره ۲۶۶ ،جناب حافظ«ره»
فرشته عشق نداند که چیست/ ای ساقی بخـواه جام و گلابــــی به خاک آدم ریز
باعرض معذرت از محضر شما استادان فهیم و فرهیخته، بر هر دو مصراع بیت نقد و ایراد کلّی وارد است،
الف،، حضرت حافظ به روشنی ودقیق فرموده فرشته یا لاهوتیان با عشق وعاشقی بیگانه اند کار آنها فقط تقدیس و حمد وستایش خداوندسبحانه و تعالی است ولاغیر،
لذا عشق و عاشقی ویژه آدمیان یا ناسوتیان است،، قصه وافسانه مگو.
دراینجا مصراع اول اینگونه صحیح است،
فرشته عشق نداندکه چیست قصه مخوان
واما نقد و ایراد مصراع دوم .
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز
الف کلمه گلاب کاملا با این غزل بیگانه است ، اولا هیچگاه ودر هیج کجا جام و گلاب بایکدگر همراه نبوده ونیست،
ظرف گلاب گلابدان است و گلاب مظروف گلابدان و گلاب پاش است.
ولیکن جام و می همیشه و همه جا باهم بوده، از این جهت که جام ظرف مشروب و می است و می مظروف جام است،
ب،، جام تازمانی که ازمی تهی است جام یا پیاله نامیده میشود وقتی پر شد باده نامیده می شود، مثال،لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده
ودرضمن عطر و گلاب برای مرده مکروه است، وبرای مرده کافور توصیه شده ، بله البته روی سنگ قبر گلاب می پاشند و هیچ ایرادی هم نیست
واما اصل مصراع دوم
بخواه جام و شرابی به خاک آدم ریز
آنچنانکه در بیت بعد که بیت پنجم است تاکید وتاییدوتضمین می کندبیت چهارم را
اکنون، هردو بیت صحیح غزل تقدیم به محضر منورتان،
فرشته عشق نداندکه چیست قصه مخوان
بخـواه جام و شــرابـــی به خاک آدم ریــز
پیاله بر کفنم بند که در سحرگه حشر
به مـی ز دل ببَرم هُولِ روزِ رستاخیز
باعرض ادب واحترام ابوتراب عبودی (شیراز)
شاعر ،نویسنده و پدید آورنده، بوستان فاطمه،س، ژاله بر گلبرگ دیوان ابوتراب عبودی، رقص آتش و خون، عصر غیبت، یک جهان و یک حکومت،
حیران در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۶:
نم چشم آبروی من ببرد از بس که میگریم
چرا گریم کز آن حاصل برون از نم نمیبینم
نم برون دادن: راز برملا شدن.
بسیار بیت زیبایی است.
سید یحیی موسوی کاظمی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ صغیر اصفهانی » دیوان اشعار » ماده تاریخها و قطعات مناسبتی » شمارهٔ ۸۵ - تاریخ اتمام مسجد جامع چالوس:
مسجد جامع و مدرسه علمیه کنونی چالوس
کتیبه ایوان بزرگ مسجد جامع، به آیاتی از سوره شریف انسان با خط زیبای ثلث مزیّن است.
این بنا روی به انجام نهاد از آغاز
مسجد جامعی از پاکدلان شد تأسیس
که بیارند نیاز و بگذارند نماز کرد
بس همت خود صرف در این طُرفه بنا
باری از آب و گِل و صدق و صفا در چالوس
گشت بنیاد چو این معبد فردوس طراز
جُست تاریخ وی از غیب خِرد گفت «صغیر»
که به چالوس در از رحمت یزدان شده باز
ایشان منشأ آثار و برکات فراوانی شده که به بعضی از آن ها به طور اجمال و اختصار اشاره می شود
انجام کارهای فرهنگی و عمرانی توسط ایشان :
ب بازسازی و توسعه مسجد جامع چالوس و مساجد مختلف در شهر و روستاها؛
ج احداث چهار واحد ساختمان برای سخنرانان مدعو و اساتید حوزه علمیه؛
د. بازسازی مدرسه علمیه امام جعفر صادق علیه السلام؛
محسن جهان در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴۳ - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما:
تفسیر ابیات ۱۳ و ۱۴ فوق:
با توجه به آیه قرآنی "لااله الا الله" مولانا میفرماید: آن کسی که از هر گونه اله و بت زمینی گذشت، به الله خواهد رسید. و هر آنکس که هنوز در نفی اله های این دنیا ( مانند: پول، مقام، شهرت، و هر گونه دلبستگی دیگر) مشکل دارد، نمیتواند به آن فضای عدم یکتایی دست یابد.
و نیز هر فردی که برای نیل به درگاه ربوبی هنوز درگیر منیت هاست، او از بارگاه الهی رد باب میشود و هنوز از نفی بتهای مادی آزاد نشده است.
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۳ در پاسخ به زلف پریشان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
فوق العاده است محشره روح سعدی واستاد شجریان شاد🌹
برگ بی برگی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۵:۰۳ در پاسخ به یکی (ودیگر هیچ) دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۴:
کم گفتید و گُزیده همچون دُرً ، درود بر شما
امیرحسین زین العابدینی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۷ در پاسخ به بهرام دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۴:
سلام
بنظر میرسه استفاده از کلمه گفتنش به این معناست که -به کنارش رفتن... نزد اون رفتن رو به خواننده القا کنه نه اینکه رفتن اون از مکانی به مکان دیگر.... البته برداشت من اینطوره
ایام به کام
حسن جلالی زاده در ۳ سال و ۹ ماه قبل، دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
اساسا راه معنویت دو مشخصه بی نظیر دارد.
یکی این که مثل شنا کردن بر خلاف جهت آب است
و دوم اینکه کاملا انفرادی است و به هیچ وجه شکل یک هنجار اجتماعی را بخود نمی گیرد
چرا که عرفاعمیقا جمع را در گمراهی و در تاریکی در حال کور مال کور مال کردن می دانند و اگر سالک در راه خویش سخت استوار باشد چون چراغی میشود که هیبت تاریکی را میشکند
منش و کیش جماعت به مثال بیست مطرب برای رسیدن به هدف، مانند سکون حواس، جهت خواباندن ماست
و تنها ساز مخالف است که این خواب را آشفته می کند
هیبت تاریکی را حتی یک کرم شب تاب نیز در هم میشکند و دریغ از ما خفتگان که خویش را بیدار میپنداریم
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ ایرج میرزا » قطعهها » شمارهٔ ۶۹ - ای خایه:
خو این شعریست دیگه😂
کورش بقائی راوری در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۳۲:
درود
به نظر میرسد بیت مذکور با عنایت به محور طولی شعر نمیتواند خوانش استفهام انکاری داشته باشد و تعبیر خانم شقایق عسگری صحیح است.
یوسف شیردلپور در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۸ در پاسخ به عطاسعیدی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:
جناب عطا سعیدی عزیز
درست فرمودید کوتاه اما مفید، با مروری که به حاشیه هاکردم به نظر رسید
من که نه بلکه نظر بیشتر دوستان همسو بانظر شما بود باکمی توضیح بیشتر یا کمتر
بااحترام به نظرات همه عزیزان
ارزوی بهروزی برای همه مردم جهان
دکتر شاهی در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۳:
بیت ۱۰مربوط ب مولانا نیس و بهش چسبوندن الا شما ببینید کاملا فرق میکنه مفهومش لطفا اشعار مولانا و شعرای دیگه خراب نکنید اینا حاصل یه عمر تجربه و عشقشونه سپاس
محسن جهان در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۱:۳۸ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
فیلسوف و حکیم قرن ششم در این رباعی از بی ارزشی دنیای خاکی میگوید:
ای انسان اینهمه افسوس و اندوهناکی برای دنیای فنا پذیر برای چیست؟ آیا هیچ سراغ داری کسی زندگی ابدی داشته باشد؟
لذا نفس و جانی که در کالبد تو به عاریت گذاشته شده نیز بایست بصورت ناپایدار و عاریهای در نظر گرفته شود.
غزال در ۳ سال و ۹ ماه قبل، یکشنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۳۸ در پاسخ به وکیلی دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۱:
وَ گَر نَمیرَد بلبل، درختِ گُل به بَر آید_ اینطور بخوانید درست خوانده میشه دوست گرامی
و اینکه در کلمه ی "نَمیرَد" حرف "ی" را با هجای بلند بخوانید
مهران در ۳ سال و ۹ ماه قبل، سهشنبه ۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۷ در پاسخ به علی محمدی دربارهٔ شاه نعمتالله ولی » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱ (مهدی نامه):