گنجور

حاشیه‌ها

نوید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » جمشید » بخش ۳ - داستان رویش مار بر شانه‌های ضحاک:

معنی این مصرع چیه؟ بمان تا چه گردد نباید درود
و آیا وزن این مصرع درسته؟ 

یکی نامور پاک خوالگیرم

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۲:

 

از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد!

 

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷:

 

مرا تو جان شیرینی به تلخی رفته از اعضا...

 

محسن جهان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷۵:

تفسیر ابیات ۱ و ۲ فوق:

می‌فرماید: ای انسان کیمیا و پند بزرگی را از حضرت محمد (ص) فراگیر، که هر آنچه خداوند مقدر ساخته و به تو عطا می‌کند پذیرا باش و سرپیچی مکن.

و چون در آزمایش او سربلند شدی و موجب رضایت ذات احدیت گردیدی، همان لحظه درهای بهشت برایت باز شده و خرد الهی در کارهایت جاری می‌گردد.

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

دل عاشقم جز شوق به ماه‌رویان راه دیگری را نمی‌پذیرد و از هر بابی که نصیحتش می‌کنم( طنز برای نصیحت‌گو) در دل اثر نمی‌کند.
۲- ای نصیحت‌گو! سخن از شراب و ساغر بگو(نصیحت را رها کن- خانلری: حدیث از خط ساقی گو) که در خیال ما عاشقان، نقشی از این خوش‌تر نیست.
۳- ای ساقی گلچهره! باده‌ای چون چهره خودت بیاور، که درون ما هیچ فکری بهتر از این را نمی‌پذیرد.( بیت در خانلری نیست و تکراری شمرده شده)
۴- در دفترم تنگ مینایی شراب می‌کشم( ایهام: حمل می‌کنم یا سرمی‌کشم)، ولی مردم گمان می‌کنند دفتر علمی- دینی است. در شگفتم که چرا آتش این ریا و سالوس دفتر را نمی‌سوزاند.
۵-(برای رهایی از این دورویی) سرانجام این خرقه رنگارنگ( خانلری: ملمع) را می‌سوزانم. آری پیر باده فروش نیز آن را در برابر جام شرابی نمی‌ستاند.
۶- می‌دانی چرا همراهان عشق با شراب سرخ فامت( ایهام: لب معشوق و کلمات گهربار آن) این‌چنین به حال خوش می‌رسند؟! چون غیر راستی و حقیقت در آن نمی‌بینند.( خانلری: از آن‌روی است...با می لعلت)
۷- تو( نصیحت‌گو) می‌گویی از این سر و چشم زیبا چشم بدوزم؟! برو که این پند بی‌فایده در سرم جای نمی‌گیرد( بیت در خانلری نیست)
۸- آنکه رندان عاشق را نصیحت می‌کند، با حکم سرنوشت( حال خوش) در حال جدال است و چه تنگ‌دل است! چرا جام شرابی نمی‌گیرد؟!
۹- چون شمع در میان گریه می‌‌خندم که در این مجلس، زبان آتشینی دارم ولی اثربخش نیست( در مجلس جهان که غرق تاریکی است، نور نامانوس است)
۱۰-(از همه این‌ها که بگذریم) تو با آن چشمان زیبای مست، چه دلنشین مرا صید کردی! آری هیچ کس پرندگان وحشی را به این زیبایی صید نکرده است.
۱۱- جان کلام عاشقی، در بی‌نیازی معشوق ازلی و نیاز دائمی ماست! ای دل عاشق افسونگری تو چه سود دهد وقتی در معشوق اثر نمی‌کند.
۱۲- (با وجود این شوق بی‌وصف مرا وامی‌دارد تا) یک روز چون اسکندر، آیینه مصفای صورت معشوق را به دست آورم، چه این آتش در او اثر کند یا نه.
۱۳- ای معشوق بخشنده! به خاطر خدا به بیچاره کویت، ترحم کن که درگاه دیگر و راهی جز کوی عشقت نمی‌شناسد و نمی‌رود.
۱۴- از شاهنشاه در شگفتم با این شعر درخشان دلنشین ، چرا سرتاپای حافظ را طلا نمی‌گیرد؟!

دکتر مهدی صحافیان

آرامش و پرواز روح

پیوند به وبگاه بیرونی 

 

دکتر صحافیان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۸:

آنگاه که معشوقم جام شراب در دست به جلوه درآید، بازار زیبایی مهرویان را بی‌رونق خواهد کرد.
۲- هر که چشمان خمارش را دید، گفت: محتسب کجاست که در پی دستگیری مستان بود( ایهام مست: چشم مست یا کسانی که از شراب چشمش مست شده‌اند)
۳- چون ماهی در دریای عشقش افتاده‌ام، به این امید که با قلابش مرا صید کند.
۴- پس از آن با نهایت التماس به پایش می‌افتم، با این تمنا که بلندم کند و به وصال خویش رساند.
۵- دل آنکه مانند حافظ از شراب ازلی جام می‌گیرد؛ همیشه زنده و پربار باد!(خانلری: دل او که)
*این غزل عشق را در ایهام حقیقی و مجازی به ظهور می‌رساند، اما در بیت آخر( جام الست) بر عرفانی بودن ابیاتش صحه می‌گذارد.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

سربازوطن در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۹ در پاسخ به محمد حنیفه نژاد دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

البته فکرکنم منظوراز میمکیدخاتم زقحط آب سلیمان  کربلا حضرت علی اصغرباشه نه امام حسین 

سربازوطن در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیب‌بندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:

هوا ز جورمخالف چو قیرگون گردید

عزیزفاطمه ازاسب سرنگون گردید

بلندمرتبه شاهی  زصدر زین افتاد

اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

سفید در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۵:

 

ز من مپرس که در دل چه آرزو داری

که سوخت عشق رگ و ریشه‌ی تمنا را...

 

داریوش ابراهیمی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹:

به به..روحم تازه شد 

دانیال در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۱۳ در پاسخ به امیر دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۲۷ - بردن پیرزن مجنون را در خرگاه لیلی:

یعنی مانند حضرت اسماعیل خالص بودن خودم را ثابت میکنم (اشاره به جریان قربانی کردن آن توسط پدرش)

و اینکه از مذهب اسماعیلیان هستم اگر از کار تو برنجم (اسماعیلی ها یا شیعه های شش امامی در زمان نظامی کافر شمرده میشدند و حکمای بنی عباس آنها را اعدام میکردند )

سجاد م در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، شنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۰۹ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۳۳:

آقا اینارو نسبت دادن به این ها مگه میشه مگه داریم...آخه سنایی! !!

امین در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۳۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۹۵:

درود

در بیت پنجم با توجه به وزن شعر «میخواهد» اشتباه است و باید خواهد باشد

نازک اندامی که خواهد در کمند آرد مرا

فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

در پناه حق

پیمان مهراریا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۳۸ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

درود دوستان

روزگارتون دلنواز

فارغ از این که معشوقه پسر یا دختر باشد

این سروده واسه هر دو صدق میکنه

هستند دوستانی که این سروده دقیقا شرح حال انها هست و رخدادهای زندگی انها در رویا رویی با معشوقه

هر چند به دید  بنده جایی که میفرماید

ای پسر چند به کام دگرانت بینم

وحشی به خودش نهیب زده و‌خودش رو‌ خطاب قرار داده است

یوسف شیردلپور در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۰۸ در پاسخ به بابک بامداد مهر دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۹:

 جناب بابک بامداد مهر درود برشما🙏 به نکته بسیار زیبایی اشاره کردید واقعان هم این اجرا مانند دیگر اجراهای استاد فوق العاده دلنشین وفرازمینیست مخصوصان همان بیتی که شما به آن اشاره داشتید

روح حضرت حافظ واستاد شجریان شاد👌👌💕💕🙏🙏

رضا اسماعیل زاده در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ ابن یمین » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ٢٨۶:

بیت دوم این شعر را امیرکبیر در ابتدای آخرین نامه‌اش به ناصرالدین شاه آورده است و چه بجا! (کتاب امیرکبیر و ایران، فریدون آدمیت، ص ۶۹۴)

 

احمد شاه علوی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴:

دیگر چیزی در اینمور گفته نمیتوانم برای من هر رباعی از حکیم عمر خیام یک در س زنده گیست ، من نه باید کاری به کار کسی داشته باشم من باید خودم باشم و به دیگران احترام بگذارم

غلامرضامقبلی قرایی در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:

آقای صابربزرگوار:

همانگونه که درحاشیه های صدرالذکرگفته شد،اگربه 

آیات اول سوره انشقاق و غزل مذکورنگاه فرماییدبه درهم پیچیده شدن آسمان وهیاهو وبانگ وفریاد عالمیان اشاره شده که طبق معانی این آیه درروزمعاد ،وعده دیدارحق برای جهانیان محقق می شود.

ازآنجاکم مولوی عاشق لحظه ودیدارمحبوب حقیقی خوداست ،این رویدادمهم رادر غزلش به تصویرکشیده است.

والاتاکنون برای هیچیک ازانسانها ودیدارشان بایکدگرآسمان برچیده نشده وغلغله ای هم،صورت نگرفته ونخواهد گرفت الا معاد.

محسن جهان در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۲:

تفسیر ابیات ۱ الی ۳ فوق:

مولانا در این ابیات به توصیف عشق ناب الهی می‌پردازد و اینگونه مطرح می‌کند:

آیا با عشق و دلدادگی عرفانی آشنا هستی؟ اول آنکه بایست از آنچه که نفس و آرزوهای واهی دنیوی ترا منحرف می‌کند بپرهیزی. و با تحمل و صبر و خون خوردن بسیار با این زندگی پر هیاهو و فراز و نشیب ساخته و از تعهد روز الست خود با خداوند یکتا دست برنداری و وفای به عهد را پیشه کنی و هیچ شکوه ای نداشته باشی.

و در بیت آخر می‌گوید؛ اینگونه عاشق و سالک درگاه ربوبی، همه هستی خود را فنا کرده و برایش مرگ و زنده بودن در راه حق فرقی ندارد.

البته یکی از مصادیق واقعی این معانی، امام حسین(ع) و شهدای واقعه عاشورا است.

گرشا در ‫۳ سال و ۸ ماه قبل، جمعه ۱۱ آذر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۳۸ در پاسخ به ديلمى دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷:

درود بر شما 👍😂

۱
۱۳۴۷
۱۳۴۸
۱۳۴۹
۱۳۵۰
۱۳۵۱
۵۸۰۶