گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت

تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین

کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت

بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش

آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم

سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت

از پای فتادیم چو آمد غم هجران

در درد بمردیم چو از دست دوا رفت

دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت

عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت

احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست

در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت

دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید

هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت

ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه

زان پیش که گویند که از دار فنا رفت

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

سینا سرلک » پریچهره » ساز و آواز

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تازه‌های گنجور » بایگانی وبلاگ » تصاویری از یک دیوان حافظ قدیمی نوشته:

[…] که صورت کامل آنها در این تصاویر آمده اینها هستند: غزل شماره ۸۲ و غزل شماره […]

عرفان نوشته:

آقای عبد الرسول کارگشا این شعر را به نحو احسنت با پیانو خوانده اند

ناشناس نوشته:

طوفان بلا چیه؟ اگه کسی میدونه لطفا کامل توضیح بده

امین کیخا نوشته:

بلند پایگی ابوعلی در جاییست که حافظ هم نام اورا می اورد .

شکوه نوشته:

ناشناس جان طوفان بلا که معنی نمیخواهدمیشود تند باد رنج و محنت! اگر معنی بیت را هم بخواهی میشود :از چهره زیبایت بدی و آفت الهی دور باشد چون در هجران چهره تو هر لحظه سیل اشک از کنار چشمم روان است

المثنی نوشته:

طوفان غلت است توفان درست است از توفیدن است . ( خدا را، غلت را کسی غلط ننویسد)

شکوه نوشته:

با پوزش بله البته نوفان صحیح است سپاس

محمد نوشته:

در بیت دور از رخ تو ایهام دارد،هم میتواند جمله معترضه باشد هم میتواند علت گریه شاعر باشد
بیت یکی به آخر خیلی زیباست که هم یک ایهام دارد هم یک ایهام تناسب«عقل کاملا در لفافه!کوبیده شده است»

Ar7 نوشته:

خواجه حافظ چه میکنی با دلما…

بهبود نوشته:

در بیت اول آیا چه خطا دید که از راه ختا رفت صحیحه.

کمال نوشته:

باسلام وخسته نباشید،دراینجایک نکته رودراین بره اززمان درج کنم
…یک فال مربوط به این غزل آمده که:
شخصی راکه به آن علاقمندبوده اید
یکباره شماراترک کرده است وشما،،،
بسیارناراحت وشک زده شده اید،،،،،
ازاین اتفاق هابرای اکثریت رخ می،،
دهدوبایدناامیدی وگوشه گیری را،،،،
گناربگذاریدوخودرابرای یک زندگی،
جدیدآماده کنیدبه اورجوع کنیدو،،،
بخواهیدکه باشماباردیگرازروی محبت
رفتارکند،امیدبه خداداشته باشید،
تافالی دیگرشماروبخدامیسپارم.

آرش نوشته:

طوفان بلا رفت= بر اثر زیادی اشک، سیلاب و طوفان بوجود آمد.
خطا به معنی ختا(منطقه ای در ترکستان) گاهی در اشعار دیگری هم به همین شکل نوشته شده است.
دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش/به چین زلف تو ماچین وهند داده خراج (حافظ)
همه مرز چین با خطا و ختن/ گرفتش ببازوی شمشیرزن (فردوسی)

محدث نوشته:

قانون و شفا دو کتاب مشهور به ترتیب در علم طب و علم فلسفه اند که نویسنده ی هر دو ابن سینا می باشد. حافظ اگر چه به پورسینا ارادتکی دارد و البته گاهی هم طعنه ای خفیف بر وی می زند ولی از این بیتش استفاده نمی شود که لزوما بلند پایه بوده هر چند در واقع بلند پایه هست و اشاراتی از اشاراتش در اثبات همین باب ما را بس! بعدش جناب المثنی، غلت و غلط هر دو به یک معناست. می توانید به معاجم لغوی کهن رجوع نمایید.

محدث نوشته:

بیت آخر در حقیقت جواب برای پرسش مستور در بیت ما قبل آخر است. یعنی در اوج درماندگی مراتب کمال، انسان به جایی می رسد که قانونی برای درمانش نیست و راهی بر شفایش وجود ندارد الا طلب با تمام وجود از جانب عاشق و توجه معشوق کل به وی، و «پرسیدنی» که در مقطع غزل آمده به عقل ناقص بنده اشاره به همان قانون شفابخش نهایی دارد. این بود انشای من!

محدث نوشته:

فراموش کردم که در ادامه ی بافتن خزعبلاتم بگویم این جا هم که فرموده «دار فنا»، مقصود واقعی از آن، دنیا نیست و مقام ما قبل از وادی درماندگی مطلق است. یعنی فنای باللهی که بعدش بر اثر توجه معشوق کل، بقای به او خواهد آمد؛ رزقنا الله و ایاکم!

پیر خرابات نوشته:

محدث چقد اراجیف بافتی عزیز ، لطفا توهمات و خواب و خیالات خود رو به عنوان تفسیر به خورد ملت نده شما نظر ندید همان بس سنگینتری بدبهتی آنجاس که علم عالم باعث گمراهی اش شود خدایا هدایتتان کند.

ناشناس نوشته:

جناب پیر مغان لطفا اسمتان را مثل من بنویسید -از تاریکی شلیک نکنید -در ضمن این سایت معتبر را با کلمات دون الوده نکنید این همه مطلب ارجیفه//؟؟؟بفرمایید من اشتباه می کنم و یادم بدهید ولی با کلمات زشت این سایت بزرگ را الوده نکنید -اراجیف کلمه تازیست بگویید یاوه نبافید بهتر است به ایرانی بگو و ایرانی جواب دندان …بگیر باشه؟؟؟

اببراهیم رمضانپور نوشته:

ابسم الله الرحمن الرحیم .
ان ترک پری چهر .به جز مسیح از یهود کسی دیگری نیست .که شاید مهدی قائم ال محمد همراه او است .
که در هیچ کجای دنیا به جز مسیح نگفته که من بر می گردم .
که در سوره حضرت مریم بخوانیید تا بدانیید .
که ۳۱۳ نفر یار با اوست .
که رهبر معظم انقلاب .در حکومتی داودی ؟نوستر داموس از فرانسه می گویید .در حک.متی .داوودی

نیک زاد محمد رضا نوشته:

سلام به همه دوستان.

به هر موضوعی حد اقل از سیصد و شست(شصت=۶۰) زاویه می توان نگریست.مخصوصا در شعر حافظ بیش از این هم.

پس خیلی به همدیگر گوشه نزنید.

نیک زاد محمد رضا نوشته:

سلام به همۀ دوستان

با توجّه به بیت ششم این غزل در مورد «دعـا» و ارزش و اهمیّت آن،این نکته را یاد داشت کنم که:
« دعا از یک سو انسان را به شناخت پروردگار که برترین سرمایۀ هر انسانی است، دعوت می کند و از سوی دیگر باعث می شود که خود را نیازمند او ببیند، و در برابرش خضوع کند و از طرف دیگر نعمت های او را ببیند و به او عشق ورزد و با او رابطه بر قرار کند در مراحل زندگی بداند که دعا به او اعتماد به نفس می بخشد و امیدوار می سازد و او را وادار به کوشش و فعالیت بیشتری می نماید.»
آیۀ شریفۀ:«وَاذْکُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَکُن مِّنَ الْغَافِلِینَ »﴿٢٠٥ اعراف﴾
صراحتاً از انسان می خواهد که به یاد آفریدگا رش باشد.
و بر اساس آیۀ شریفه :«ایّاک نعبد و ایّاک نتسعین»(۴ حمد) ما فقط از تو کمک می گیریم.
و بسیاری منابع وحیانی دیگر و روایات فراوان،حافظ این بیت را طرّاحی کرده و سروده است. . . .

محمد حسنپور نوشته:

در مورد در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت اگه ممکنه توضیح بفرمایید

محمد نوشته:

آیا چه خطا دید که از راه ختا رفت درست نیست
؟

،دکتر محمد تدینی نوشته:

درود بر مدیر سامانه
چرا هر نظری را چاپ می‌کنید؟ نظرات درج شده چه از دیدگاه مفهومی و چه نوشتاری اغلب نادرست می باشند. چنین نوشتارها حاصلی جز گمراهی نخواهد داشت. برای نمونه نوشته شده است: توفان درست است نه طوفان..! در حالیکه هردو درست هستند و معنای متفاوتی دارند. در پاسخ به اینگونه نظرات، نویسنده را به منابع معتبری که در دسترس هست - چون لغتنامه دهخدا - ارجاع دهید. با سپاس

سجاد نوشته:

با درود به دوستان
منظور از ( چشم جهان بین ) در بیت دوم چیه؟

روفیا نوشته:

چشم استعاره برای یار سفر کرده است چه او به اندازه چشم ارزشمند، قابل اعتماد و بصیرت افزاست، و جهان بین است چون می توان از دریچه او جهان را دید، باز هم به همان دلایل ساده!

یغما نوشته:

شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

جنگ ونفاق و رقابت و نقض عهد بین فرزندان امیرمبارز‌الدین امری عادی به شمار می‌رفت. شاه محمود، برادر شاه شجاع از طرف سلطان اویس بر علیه برادرش تحریک می‌شد و در سال ۷۶۵ به قصد تسخیر شیراز لشکریانی فراهم ساخت. شاه‌شجاع برای مقابله با برادر از شیراز خارج ولی به سبب خیانت سران لشکر و قهر سلطان احمد برادرش کاری از پیش نبرده به شیراز مراجعت وبالاخره دراثر مذاکره فیمابین شاه‌شجاع به قصد ابرقو از شیراز خارج شد و شاه محمود وارد شیراز و به حکومت نشست. این غزل را حافظ در این زمان که شاه شجاع بالاجبار از شیراز به ابرقو عزیمت کرد سروده و در بیت نخست با عنوان ترک پری‌چهره به کنایه از او نام می‌برد چه نسب شاه شجاع از طرف مادر به ترکان قراختایی می‌رسید و نیز چهره‌ زیبایی داشت. با اندک دقت و تعمق دربارة مضامین ابیات این غزل می‌توان به درجه محبت و دوستی و یکرنگی و جوانمردی حافظ پی برد. وگرنه می‌توانست نان را به نرخ روز خورده و به حاکم فاتح نزدیک شود.
***

مجید نوشته:

دربیت سعی چه کوشیم که از مروه صفا رفت غیر از اشاره به یکی از مناسک حج،مروه به معنی بسیار خوشبو و تمیز و صفا به معنی پاکیزگی و شادابی.

رضا نوشته:

آن تُرک پری چهره که دوش از بر ما رفت
آیا چه خطا دید که از راه خطا (ختا) رفت
جای بسی تاسّف وتالّم است که بعضی متعصّبِ ناآگاه، بدون اطلاع ازشان غزل، این غزل را درمدح امام زمان دانسته وجاهلانه درحق ِ امام زمان، حضرت حافظ، مخاطب غزل شاه شجاع و دوستداران حافظ جفاکرده اند. غافل ازاینکه حافظ شیعه نبود، سنّی هم نبود اوپرورش یافته ی مکتب اسلام بودلیکن به استناد اشعارزیادی که دردیوان اوثبت وضبط شده، اودرگذرزمان به یک نوع آزاداندیشی رسیده وخود بنیادِ مسلکِ رندی رابرپایه ی عشق وانسانیّت بنانهاده است. مَسلکی فراقومی، فرامذهبی وجهان شمول که محصولِ یافته های حافظ ازقرآن،ادیان ومذاهب مختلف به اضافه ی اندیشه های شخصی این فرزانه ی روزگاران بوده ودرچارچوب هیچیک ازمذاهب وادیان قرارنمی گیرد وهیچ برچسبی جز”رندی ِحافظانه” نمی پذیرد.
جنگ هفتاد ودوملّت همه راعذربنه
چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند
این غزل زیبا ،عاشقانه وسوزناک در فراق شاه شجاع دوست صمیمی وانیس ومونس حافظ سروده شده است. هم او که در نبرد با برادر خود “شاه محمود” شکست خورد وباتوافقی که بین آن دوصورت گرفت به مدّتِ حدود سه سال ازشیرازخارج شد ودوباره بازگشت وزمام امور رابه دست گرفت.
تُرک پری چهره: تُرک زیباچهره، کنایه از شاه ‌شجاع که مادرش تُرک تباربود.
خطا ی اوّل : اشتباه، خلاف
خطای دوّم : نام شهریست از ترکستان، زمین مُشک خیز منسوب به خوبرویان و شاهدان، راه خطا کنایه ازراه دور ودراز است. البته که شاه شجاع ازشیرازبه ابرقو رفت نه ولایت ختای، دراینجا کنایه ازاین است که ازدسترس ما خارج شد وبه راه دوررفت.
معنی بیت: آن تُرک ِخوش سیما که دیشب ازپیش مارفت آیا ازما خطا و اشتباهی دید که ماراترک کرد وبه مقصد دوری(ختای ولایتی ازترکان) رفت.
دوچشم شوخ ِتوبرهم زده خَتا وحَبش
به چین زلف توماچین وهند داده خراج
تا رفت مرا از نظر آن چشم ِجهان بین
کس واقف ما نیست که ازدیده چه‌ها رفت
نظر: دیدگاه، چشم
چشم ِجهان بین : “چشم” دراینجا استعاره ازشاه شجاع است . یعنی اینکه شاه شجاع برای من مانند نور چشم عزیزبود، به اندازه ی چشم اهمیّت داشت. چشمی بود که به واسطه یِ آن آگاهی و بصیرت پیدا می کردم وازآن روزن جهان ِ پیرامونی رامی دیدم.
کس واقفِ مانیست: کسی ازحال وروزماخبر ندارد.
معنی بیت: اززمانی که ازنظرگاه ِ من آن نورچشمی عزیز رفت آن کسی که مثل چشمان من بود وبه واسطه ی آن بصیرت وبینایی پیدامی کردم،هیچ کس نمی داند که چه حال وروزی دارم وچه چیزارزشمندی ازچشمان من رفته است.
به خاک پای توسوگند ونور دیده ی حافظ
که بی رخ توفروغ ازچراغ دیده ندیدم
بر شمع نرفت از گذرِ آتشِ دل دوش
آن دود که ازسوزجگربرسرما رفت
معنی بیت: ازداغ رفتنِ محبوب، آن دودی که ازسوز وگدازجگر، بالای سرما بلندشد برسرشمع که دلش آتش گرفته ومی سوزد نرفت. یعنی داغ ِ رفتن تو ازشعله ی آتش نیز سوزنده تراست.
صبابگوکه چه ها برسرم دراین غم عشق
ز ِ آتش ِ دلِ سوزان و دودِ آه رسید
دوراز رُخ اودُم به دَم ازگوشه ی چشمم
سیلابِ سرشک آمد و طوفانِ بلا رفت
“دور ازرخ او” ایهام دارد:۱- الهی که بلا وبدی ازرخساراو دورباد مانند دورازجان. ۲- درفراق او، درنبودِ روی او
معنی بیت: آن یارسفرکرده الهی که بلاوبدی ازرخسار اودورباد، درفراق رویش، ازگوشه ی چشمانِ اشکبارم سیلاب جاری شد وبلاهای زیادی بسان طوفان به سرم آمد.
ازآب دیده صد رَه طوفان نوح دیدم
وزلوح سینه نقشش هرگزنگشت زایل
از پای فتادیم چوآمد غم هجران
دردرد بمُردیم چوازدست دَوارفت
معنی بیت: غم هجران و نبودِ تو مارا ازپای انداخت دردرد فروماندیم ومرگ رابه چشم خوددیدیم زمانی که نوشداروی جان ازدست رفت.
ازاین مرض به حقیقت شفانخواهم یافت
که ازتودرد دل ای جان نمی رسد به علاج
دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت
عمریست که عمرم همه درکاردعا رفت
دل مشتاقانه امیدواربودکه ازطریق توسّل به دعا می توان دوباره به وصل معشوق نایل شد، تمام عمرم دردعا وطلب سپری شد ولیکن توفیقی حاصل نگشت.
دل گفت فروکش کنم این شهربه بویش
بیچاره ندانست که یارش سفری بود.
احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست
در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت
احرام بستن: بستن دو تکّه پارچه ی سفید بدون دوخت به کمر و روی دوش ، به منظور ورودبه حریم کعبه وزیارت خانه ی خدا. دراینجا معشوق زمینی به عنوان کعبه وقبله ی عاشق درنظرگرفته شده وعاشق برای دیدار وزیارت او همانندِ حاجیان، احرام می بندد. حال که معشوق به مکانی دورازدسترس رفته، عاشق احرام بستن را بی ثمر وبیهوده می بیند.
صفا و مروه: دو نقطه که حجّاج می بایست هفت مرتبه این فاصله را بصورت رفت وبرگشت طی کنند تامراسم حج کامل گردد این عمل را سعی می‌نامند.
صفا دراینجا ایهام دارد:۱- مکان بلندی است از کوه ابوقبیس درمکه. ۲- خوشی وخرّمی وکنایه ازمعشوق. امّا باید توجّه داشت که معنای اوّل مدِّ نظرنبوده وصفا تنها به معنای خوشی وخرّمی بکارگرفته شده است. معنای اوّل صرفاً درپس زمینه ی معنا، به عنوان مکمّل ِ مروه یادآورمناسک حج است.
حافظ خوش ذوق که به معشوق حُرمتِ کعبه بخشیده است، ازواژه های اختصاصی حج ورسم ورسومات آن، بهره جسته ومضمونی عاشقانه خَلق نموده است.
معنی بیت: حال که قبله وکعبه ی ما(معشوق) ازاینجا عزم سفرکرده و رفته است احرام بستن ما چه سودی دارد؟ درمصرع دوّم:
عمل سعی (به شرحی که داده شد) نیزبیهوده می باشد چراوقتی که قبله (معشوق) رفته وحضورندارد کوشش کنیم؟ بنابراین درمروه به سببِ نبودِ معشوق هیچ صفا(خوشی وخرّمی) نمانده وسعی ما هیچ نتیجه ای ندارد.
اشکم اِحرام طوافِ حَرَمت می بندد
گرچه ازخون دل ریش دَمی طاهرنیست
دی گفت طبیب ازسرحسرت چومرا دید
هیهات که رنج تو ز قانونِ شفا رفت
هیهات: چه دور است و فارسیان در مقام تحسّر و تأسّف استعمال نمایند.
“قانون ِشفا” ایهام دارد: ۱- قوانین مربوط به مداوای بیمار۲-اشاره به دوکتاب ابوعلی سینا دارد یکی به نام “قانون” که مربوط به علم طب و دیگری به نام “شفا” در منطق و الهیات و طبیعیات است.
معنی بیت: دیشب که طبیب وضعیّتِ نامساعد مرا دید ازسرحسرت گفت: افسوس که امکان مداوای تومیسّرنیست دورازذهن است که توشفاپیداکنی.
دردم نهفته بِه زطبیبان مدّعی
باشد که ازخزانه ی غیبم دواکنند
ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه
زان پیش که گویند که ازدارفنارفت
دار فنا: خانه نیستی، کنایه از دنیا.
معنی بیت: ای دوست ازحافظ که بیمارعشق است عیادت کن واز احوالات اوپرسشی کن پیش ازآنکه ازدیگران بشنوی حافظ ازاین دنیا رفت.
امروز که دردست تواَم مرحمتی کن
فردا که شوم خاک چه سوداشک ندامت

کانال رسمی گنجور در تلگرام