گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۴

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است

که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ

حوالتش به لب یار دلنواز کنید

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

گلهای تازه » شمارهٔ ۱۱۱ » (ماهور) (۰۹:۱۶ - ۰۹:۵۷) نوازندگان: محمد حیدری (‎سنتور) خواننده آواز: گلچین، نادر سراینده شعر آواز: حافظ شیرازی (غزل) مطلع شعر آواز: معاشران گره از زلف یار باز کنید

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ساغر نوشته:

بیت اول ،مصرع دوم “شبی خوش است بدین “وُصله اش” دراز کنید” آورده شده در چندین نسخه ی معتبر من جمله علامه قزوینی و قاسم غنی.
- از لحاظ معنایی هم به نظر صحیحتر میرسه از آنجا که “وصله” با “گره” در مصرع اول تناسب معنایی داره.

- از لحاظ وزن شعر هم به نظر صحیحتره: “وُصله” با ضمه روی “و”.

hamid نوشته:

متن این شعر توسط خواننده شناخته شده سیامک عباسی خوانده شده اما بیت اول اینطور خوانده میشود
معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین حیله اش دراز کنید

حسین افتخار نوشته:

بیت دوم از مصراع هفتم بدین گونه هم نوشته شده :
نمرده به فتوای من بر او نماز کنید

علی نوشته:

در جواب ساغر باید بگویم که ارتباط معنایی زیبایی بین شب و قصه وجود دارد زیرا قصه شبانه در قدما بسیار مشهور بوده است. من به نظرم این ترکیب زیباتر از وصله است.

عظیم نوشته:

سلام

توجه داشته باشید که در اینجا قصه ایهام داره. یکی از معانی قصه موی بلند هست و به این اعتبار قصه صحیح هست نه وصله یا هر کلمه دیگری.

شمس الحق نوشته:

حقیر حافظ شناس و حافظ پژوه نیستم ، اما والله که با خواندن این غزل رعشه بر تنم افتاد .

شمس الحق نوشته:

حق با جناب عظیم است .

محمد حافظ نوشته:

این غزل جزو محبوب ترین غزلهای حضرت حافظ پیش منه..
ضمنا بنده هم با خود کلمه قصه موافق هستم

خسرو نوشته:

زیبایی قصه در اینه که قدیم ها شب ها قصه می گفتند که شب کوتاه به نظر بیاد . حافظ میگه با قصه عشق شب طولانی میشه

م. طاهر نوشته:

یا لطیف،

هر چند از ویژگی های مهم غزل یکی آن است که جز بیت مطلع و بیت تخلص سایر ابیات را می توان جا بجا کرد بدون آنکه خللی در مفاهیم و پیام اصلی وارد شود، ولی در این غزل اگر ابیات را به ترتیب زیر بخوانیم پیوستگی مفاهیم بهتر و قدری دلنشین تر می نماید:

معاشران گره از زلف یار باز کنید

شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید

حضور خلوت انس است و دوستان جمعند

و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

نخست موعظه پیر صحبت این حرف است

که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند

که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد

گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

میان عاشق و معشوق فرق بسیار است

چو یار ناز نماید شما نیاز کنید

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

وگر طلب کند انعامی از شما حافظ

حوالتش به لب یار دلنواز کنید

روفیا نوشته:

بیت :

به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید

حیرت انگیزه .
از اعتمادی میگه که در بحرانی ترین لحظات زندگی به کمکمون می یاد .
اصلا اگر خدا قابل اعتماد نباشه چه مشکلی از ما حل میشه ؟
اگه عدالت گاهی وقتا اجرا بشه و گاهی وقتا نشه ,
اگه بار کج گاهی به منزل نرسه و گاهی برسه ـ
اگه خدا گاهی با حق باشه و گاهی نباشه ـ
ما رو چی میتونیم حساب و برنامه ریزی کنیم .
مثل اینه که دو دو تا گاهی چهارتا بشه و گاهی پنج تا ـ
دیگه نه علمی قابل دستیابیه نه عدلی ـ
دنیای ترسناکی میشه ـ
فقط در اینصورت که ما اعتماد به یک حقیقت خطا ناپذیر بکنیم روی خوشی و شادی رو میبینیم .

رضا نوشته:

بنده بیت ششم را به این صورت شنیده بودم:
نخست موعظه پیر می فروش این است که از مصاحب ناجنس احتراز کنید

امیر حسین نوشته:

دوستان نظر مرحوم مجتبی‌ مینوی،وصله است با ضم واو به معنی موی بلند،ایشان میفرمایند قصه برای کوتاه کردن شب است نه دراز کردن آن.

فاطمه نوشته:

من یه دیوان قدیمی دارم مصراع دوم بیت اول رو اینجوری نوشته که به نظرم زیبا تره:
شبی خوش است بدین *وصلتش* دراز کنید

ادب دوست نوشته:

نخست موعظه پیر می فروش این بود (است)
که از مصاحب ناجنس احتراز کنید
و خداوند آگاه تر است.

کمال نوشته:

یالطیف
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال، بدون عشق وبی مهری
زندگی بدون معناست ،درمقابل ،،،،،،،،،،،،،،،،
خواسته هایتان کوتاه نیاییدبه صراحت
بایدبیان شودکه ازنزدیکان نامطلوب،،،،،،،،
پرهیزکنیدکه شماراازهدف اصلیتان دور،
خواهندکرد.دست به خیرداشته باشید،،،،،
وآنچه موجب حسادت دیگران می شودبه
نمایش نگذاریدتاازچشمان بددوربمانید،،،،،
میزان توکلتان به خداراافزایش دهید.

بینوا نوشته:

سلام به همه دوستان فرهیخته
لطف کنید و بفرماییدکحا میتوان معنی واژه وصله (با واو مضموم)را یافت . سپاسگزارم

ناشناس نوشته:

وُصله: بر موی افزودن
اکستنشن کردن!

عیسی نوشته:

@ساغر عزیز، اتفاقا در نسخه غنی-قزوینی، “قصه” اومده و خبری از “وصله” اونهم با ضمّ واو نیست. لطفا مراجعه دقیقتری کنید.

@ناشناس عزیز، من چنین معنایی رو که برای وصله با ضمّ واو برشمردید مرددّم. لطفا منبعی رو برای چیزی که گفتید معرفی کنید. معهذا اگه حتی معنائی رو هم که گفتید صحیح باشه، ابدا درخور شان ادبیات پارسی نیست که برای معنی واژگان از کلمات غربی وام بگیریم.

ناشناس نوشته:

عیسی جان، عزیزجان، وصله صحیح است و جسارتا محل بحث وجود ندارد.

عیسی نوشته:

ناشناس‌جان، عزیزجان، برادرجان، گرامی‌جان: مسلما هیچ‌یک از من و شما درحدی نیستیم که بخوایم چنین حکم قطعی‌ای رو صادر کنیم و هرگونه ادامه‌ای رو ببرّیم. به نظرم با این مقدار اعتمادی که در سخنانتون القا می کنید، مشخصه که مقالاتی همچون “این کیمیای هستی دکتر کدکنی” رو مطالعه نکردید و یا بصورت سطحی از کنار اون گذشتید. صراحتی راجع به اینکه وصله با ضم واو دقیقا بمعنی “اکستنشن کردن” موی هست، متاسفانه وجود نداره. بلکه معانی مرتبط با موی رو در این باره میتونیم بپذیریم. همچنین درباره این بیت تمایل آرای بزرگان، به سمت قصه سنگینی می‌کنه. بنابراین، علیرغم این جریان با این شدت و حدت اطمینان،رای شما مبنی بر صحت بیت با وصله به ضم واو باید حاوی گزاره های بسیار مستدلی باشه. اما در پاسخ شما خبری از هیچ‌یک از آنها نبود و احتمالا هم نیست.

ناشناس نوشته:

فرزندم، شما از کجا می دانی که بنده در حد آن چه که شما تصور کرده ای نیستمیا هستم
شفیعی هم یکی از کارشناسان ادبیات است

عیسی نوشته:

دقیقا. شفیعی یک کارشناس ادبیاته. اما به لحاظ عمق دانش شناخته شده هست. این رو نمیشه کتمان یا در لفافه کمرنگ کرد. تازه موضوع این نیست. بلکه منظور من اشاره به یک مقاله تفصیلی توام با استدلال بود و نه “دیکته نظر شخصی” که این است و جز این نیست. قطعیت در ورای استدلال و اندیشه قرار نداره. بنابراین رد یک نظر اشتباه بهیچ وجه تعارف بردار نیست. حتی اگر این نظر اشتباه از جانب شخصی باشه که ۱۰۰ سال ادبیات خونده.

حسین نوشته:

جسارتا محل بحث وجود ندارد.
یعنی چه؟
آیه ی منزل هم که باشه جای بحث داره
زهی خود بزرگ بینی

نیکزاد نوشته:

جسارتن بندە هم چندبار “وصله” را به جای ” قصه ” قراردادم و بیت رو ازنو خوندم اما نتونستم زیبایی و اعجاز کلام حافظ رو کماکان ببینم ، درسته که شب خودش درازه و تاریک و ناخوش و بیمناک و کاربرد قصه در آن زمان برای کوتاه کردن و تلطیف و تخفیف این کیفیات از شب بوده ، اما حافظ در ابتدای مصرع دوم کدگذاری مهمی میکنه و میگه شبی”خوش” است!
به عبارتی شبی که در اون گره از زلف یار بازبشه دیگه ضرورتی برای کوتاه کردنش نیست و در اینجا “قصه” معنای دیگه ای داره و دقیقن کاربریش معکوس شده و معجزه حافظ هم همینجاست ، انگار بگوییم آب در ظرف بریزید تا خالی شود (به جای پر شدن ) و واقعن هم بشه !

سعید رضایی( کارشناس آموزش زبان و ادبیات فارسی )دبیر ناحیه دو رشت ) نوشته:

با سلام
وزن شعر مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلان می باشد و بحر آن مجتث مثمن مخبون مقصور است .
لطفا اصلاح شود .

سولماز نوشته:

هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید
وه که چقدر این بیت زیبا و پر معنیه…حقیقتی محض که حافظ به زیبایی هرچه تمامتر کلمات را چون جامه ای بر تن مفهوم آن پوشانده

مهربان نوشته:

با سلام خدمت بزرگان شعر و ادب
لطفا در مورد این دو مصراع بنده را راهنمایی فرمایید که چرا حافظ در یک مصراع می فرماید: میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
و در مصراع دیگر در غزلی دیگر میفرماید: میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
اگر به گفته حضرت حافظ عاشق و معشوق یکیست پس چرا فرق بسیار است؟
پیشاپیش کم خردی بنده را به بزرگواری خودتان ببخشید.

سهیل قاسمی نوشته:

@مهربان
در این بیت این غزل، می گوید وقتی یار ناز می کند، شما هم ناز نکنید. شما نیاز کنید. بالاخره فرقی میان عاشق و معشوق باید باشد دیگر! اگر او هم ناز کند و شما هم ناز کنید، پس چه فرقی بین عاشق و معشوق هست؟ به عبارتی اگر معشوق کارش ناز کردن است، عاشق هم کارش ناز کشیدن و نیاز کردن است.
اما بیتی که می گوید میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست، مخلّ این معنی نیست. نمی گوید میان عاشق معشوق هیچ فرقی نیست! می گوید حائل (جدا کننده) ای میان عاشق و معشوق وجود ندارد. {و تو خودت حجاب خودت هستی حافظ! از میان برخیز و حائل میان عاشق و معشوق نشو!}

عاشق و معشوق می توانند با هم فرق داشته باشند (و البته که فرق دارند و فرق بسیار است!) اما می تواند حائل و حجابی بین آن ها وجود نداشته باشد (و می گوید که هیچ حائلی هم بین آن ها نیست). توانستم منظورم را بیان کنم؟

مهربان نوشته:

@سهیل قاسمی
با درود و عرض ادب، از پاسختان بسیار سپاسگزارم

امیر طلوعی نوشته:

#ﻣﻌﺎﺷﺮﺍﻥ ! ﮔﺮﻩِ ﺯﻟﻒ ﯾﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﯿﺪ
ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺵﺳﺖ ﺑﺪﯾﻦ ﻭُﺻﻠﺘﺶ ﺩﺭﺍﺯ ﻛﻨﯿﺪ

ﻭُﺻﻠﻪﺍﺵ ‏(ﯾﺎ ﻭَﺻﻠﻪﺍﺵ ‏) : ۳۱ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۰۱ ، ۸۰۳ ، -۸۱۴ ۸۱۳ ،
۸۱۹ ، ۸۲۱ ، ۸۲۲ ، ۸۲۳ ، ۸۲۴ ، ۸۲۵ ﻭ ۲۲ ﻧﺴﺨﮥ ﺩﯾﮕﺮ ‏) ﺧﺎﻧﻠﺮﯼ،
ﺟﻼﻟﯽ ﻧﺎﺋﯿﻨﯽ - ﻧﻮﺭﺍﻧﯽ ﻭﺻﺎﻝ، ﺛﺮﻭﺗﯿﺎﻥ

ﻭُﺻﻠﺘﺶ : ﺩﻭ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۱۳ ، ۸۶۲ ‏) ﻋﯿﻮﺿﯽ، ﺳﺎﯾﻪ

ﻓﻀﻠﻪﺍﺵ : ۲ ﻧﺴﺨﻪ ‏(۸۱۶ ، ۸۱۸ ‏)

ﻗﺼّﻪﺍﺵ : ۴ ﻧﺴﺨﻪ ‏« ۸۲۷ ، ۸۹۳ ، ۸۹۴ ﻭ ﺑﯽﺗﺎﺭﯾﺦ ‏( ﻣﺢ«(
ﻗﺰﻭﯾﻨﯽ - ﻏﻨﯽ، ﻧﯿﺴﺎﺭﯼ، ﺧﺮﻣﺸﺎﻫﯽ- ﺟﺎﻭﯾﺪ

ﺣﯿﻠﻪﺍﺵ : ۲ ﻧﺴﺨﻪ ‏( ۸۵۴ ﻭ ﺑﯽﺗﺎﺭﯾﺦ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺑﺨﺎﻧﮥ ﻣﺠﻠﺲ ‏)
۴۱ ﻧﺴﺨﻪ ﻏﺰﻝ ۲۳۹ ﻭ ﻣﻄﻠﻊ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻧﺪ.
ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺳﻪ
ﺧﻮﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﻓﺘﺢ ﻭ ﮐﺴﺮ ﻭ ﺿﻢ ﺍﯾﻬﺎﻡ ﺩﺍﺭﺩ ﻣﻘﺒﻮﻝﺗﺮ ﻣﯽﻧﻤﺎﯾﺪ ﺍﻣﺎ
‏« ﻭُﺻﻠﺖ ‏» ﺑﺎ ﺗﻘﺎﺑﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ‏«ﻓُﺮﻗﺖ ‏» ﻭ ﺣﺎﻝ ﻭ ﻫﻮﺍﯼ ﺑﯿﺖ ﻭ ﻏﺰﻝ
ﺩﺍﺭﺩ ﻧﯿﺰ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻪ ﺍﺳﺖ ﺿﻤﻦ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺿﺒﻂ ﺍﮐﺜﺮﯾﺖ
ﻧﺴﺦ ﻧﯿﺰ ‏« ﻭُﺻﻠﻪ‏» ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﻣﻼﯾﯽ ﺩﯾﮕﺮ. ﻫﺮﭼﻨﺪ
ﺩﮐﺘﺮ ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻧﺠﻔﯽ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﺼﺮﻉ ﺩﻭﻡ ﭘﺲ ﺍﺯ
‏«ﺑﺪﯾﻦ‏» ﺑﺎﯾﺪ ﻣﮑﺚ ﮐﺮﺩ : ‏( … / ﺷﺒﯽ ﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ ﺑﺪﯾﻦ، ﻗﺼﻪﺍﺵ
ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﯿﺪ ‏) ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﻘﻄﯿﻊ ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻭ ﺳﻼﺳﺖ ﺑﯿﺖ ﺑﻪ
ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .
ﻧﮏ : ﺍﺑﻮﺍﻟﺤﺴﻦ ﻧﺠﻔﯽ، ‏« ﻣﻌﺎﺷﺮﺍﻥ ﮔﺮﻩ ﺍﺯ ﺯﻟﻒ ﯾﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯿﺪ‏» ،
ﻣﺠﻠﮥ ﮐﺘﺎﺏ ﻣﺎﻩ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﻭ ﻓﻠﺴﻔﻪ ، ﺱ ۷ ، ﺵ ۸۲ ‏( ﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۸۳ ‏)
ﺻﺺ -۴۱ .۳۸

@hafezsharafi

شمس شیرازی نوشته:

خواجه خود در جایی دیگر می گوید:
گفتمش زلف به خون که شکستی ؟ گفتا
حافظ ! این قصه دراز است به قرآن که مپرس
زلف و شب و قصه و…. چنین روشن دوستان به کار وصله پینه و اکستنشن!! سر گرم کرده اید؟؟

رضا نوشته:

دوستان به طور قطع میگن که این غزل اینجوره و جور دیگه ای نمیشه خونده بشه در حالیکه زیبایی غزل های حافظ به همینه که معانی مختلفی میشه ازش برداشت کرد. اگه بخونیم «بدین وصله اش دراز کنید» بین زلف و گره و شب(در اینجا معنی موی مشکی یار رو پیدا میکنه) و وصله و دراز(بازهم در اینجا منظور، موی یار خواهد شد)، مراعات نظیر داره و بسیار زیباست. اگه هم بدین قصه اش بخونیم بازهم زیبایی خودشو داره.

rah نوشته:

مهربان مهربانم،حافظ عزیز،راههای رسیدن به حق راهم خوب می دانست هم تجربه کرده بود درمصرع میان عاشق ومعشوق فرق بسیاراست اشاره به طلب سالک دارداما درمصرع میان عاشق ومعشوقحایل نیست مرحله فنا رابیان می دارد.کامل ترازاین تفسیرراکامل تران دانند.

کانال رسمی گنجور در تلگرام